حکمت
اگر آدم خوبی با تو بدی کرد، چنان وانمود کن که نفهميدهای.
او توجه خواهد کرد و مدت زيادی مديون تو خواهد بود.
گوته
+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 22:15 توسط
|
اگر آدم خوبی با تو بدی کرد، چنان وانمود کن که نفهميدهای.
او توجه خواهد کرد و مدت زيادی مديون تو خواهد بود.
گوته
نوروز باستانی را به همه دوستانم تبریک می گویم.
شاد باشید
|
حاشيهنشينان مظلوم حاشيههاي خطرناک
جعفر گلابي
دنياي ما پر است از «حاشيه»، چنانکه اگر نامش را به آن منتسب کنيم، چندان مبالغه نکردهايم. سياست، اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، سينما، ورزش، بازارها، شهرها، دوستي، دشمني و عشق همه حاشيه دارند و گاهي حاشيههايشان چنان پررنگ ميشود که جاي متن را ميگيرد و گاهي به متن هجوم ميآورد و گاهي به حساب در نميآيد. و درست از همين جا خبرساز ميشوند و خود را بر نگاهها و توجهها تحميل ميکنند. حاشيهها به عکس موقعيتي که دارند از اهميت بالايي برخوردارند و مديريتي که از آنها غفلت کند دير يا زود چنان گريبانش را ميگيرند که نفسش به شماره افتد و چه بسا بند آيد. توجه به حاشيهها به اين معنا نيست که از کناره برگرفته و به ميانه هدايت شوند، اينگونه مواجهه با حاشيهها خود حاشيهاي بزرگتر فراهم ميکند و باز داستان هجوم حاشيه به متن در ابعادي موحش تکرار ميشود. حاشيهها مکانت ميانداري ندارند و چون متن را به اشغال خود درآورند بدون اينکه به متن تبديل شوند ضمن اينکه حاشيههاي بيشتري ميسازند درون و اساس را خراب ميکنند، گويي شلختگي، بيهويتي، کوتاهي، بيآيندگي ذاتي حاشيهها هستند و با تغيير مکان يا تغيير زمان منقلب نميشوند. حاشيهها اساساً نبايد ساخته شوند، اگر ساخته شدند بايد محدود شوند و مورد رسيدگي قرار گيرند، در واقع حاشيهها در اصل خود در زمان و مکان ديگري در جايي از متن حضور داشتهاند و کناره گرفتن آنها عارضي است. بايد روند انتقال از متن به حاشيه را به حداقل رساند تا حاشيهها آنقدر فربه نشوند که جاي خويش را تنگ بيابند و سيلآسا به سوي ميانه سرازير شوند. روزي که حاشيههاي ورزش اصل شود، حاشيههاي اقتصاد توليد و سرمايهگذاري را در چنگال خود بگيرند، سينما اسير کنارهاش شود، ادبيات مقهور چشم و همچشمي و حسادت شود، گروههاي بيهويت اجتماعي بزرگ شوند يا جاي گروههاي اصلي را بگيرند و شهرها به محاصره حاشيهنشينها درآيند... بايد براي هر متني به فاتحهخواني پرداخت. چرا جاي دوري برويم، مگر دنياي خيالانگيز عشق دچار حاشيهها نشده است؟ همه طالب و مدعي عشقند، ولي حاشيههاي آن متن شدهاند و دلها را سرد پيرايهها كردهاند. اينجا متن عشق اسير حاشيههاي عرف و سنت و خودخواهي و كوچكنظري شده است. يک مديريت هوشيار دائماً مراقبت ميکند که در سازمانش هر چيزي در جاي خود قرار گيرد و هيچکس و هيچ چيز درشتر يا کوچکتر از اندازهاي که بايد داشته باشد، نشود. مراقبت بعد از شکلگيري حاشيهها اگرچه ضروري است، ولي دشوار و کم بازده و هزينه سازتر است. متأسفانه به دلايل متعدد در کشور ما، حاشيهها بسيارند و گاهي در برخي از حوزهها تأثيرگذاري فراوان دارند، ازدياد حاشيهنشيني در اطراف اکثر شهرهاي بزرگ خبر ميدهد که سياستهاي شهري و اقتصادي زمينهساز آن هستند و ضرورت توجه عميق به اين معضل خسارتبار و پيچيده بيش از پيش احساس شدني است. حاشيهنشينان شهري از مظلومترين و آسيبپذيرترين اقشار جامعه و قرباني مناسبات نابرابر آن هستند. آنان در اوج محنتي که دارند، محنتساز هم ميشوند و مخاطرههايي که براي جامعه خويش فراهم ميکنند منحصر در بزهکار عدهاي از آنها نيست. فشار حاشيهها بر شهرها در ابعاد گوناگون پيدا و پنهان همواره رو به تزايد است و اندکي غفلت از آنها چه بسا فاجعهبار شود. همه ديديم كه در جامعه توسعهيافتهاي چون جامعه فرانسه، آلونکنشينان مسئلهساز شدند و در هفتههاي متمادي فرانسه مغرور و پرمدعا را گرفتار ساختند. در برزيل هم باز اين حاشيهنشينان بودند كه نالههاي پنهانشان به فغان و فرياد مبدل و روزها با سوزها همراه و شهرها شاهد غم فقيران غايب از نظر شد. چاره اصلي رسيدگي همهجانبه و کارشناسانه و درازمدت است تا احساس محروميت و مظلوميت به واقع از ذهن و ضميرشان پاک شود و به رفاه نسبي و عادلانهاي که محق آن هستند برسند. codex26x page23 |