به نظر شما آیا بر اساس اصول مینیمال نویسی که زاییده برخی تحولات صنعتی در غرب است، میتوانیم به خلق داستان های مینیمالیستی با موضوعات ملی و دینی که دغدغه و خاصی مردم کشور ما است دست یابیم؟
به نظرم به عارت گرفتن یک قالب نوشتاری هر چند غریب و ناآشنا برای بیان دیدگاه ها و نظراتی که هر یک از ما داریم، منافاتی با اهداف و نیات اختصاصی ما ندارد. طبیعی است که غربی ها از قالب نوشتاری مینی مال اهداف خاص خود را داشتند و حالا که این فرم نویسندگی از مرزهای یک جغرافیای خاص(غرب) فراتر رفته و در گوشه و کنار جهان مخاطبان گسترده ای را یافته است، هر یک از نویسندگان در هر گوشه ای از جهان که زندگی می کنند و حالا در کنار قالب های دیگر نویسندگی از این فرم هم استفاده می کنند، در جهت ترویج افکار و اندیشه های خود از آن سود جویند. در این خصوص، طبعاً نویسندگان کشور ما هم می توانند با شناخت دقیق تر از ظرفیت های پیدا و پنهان این قالب نوشتاری، برای ترویج موضوعات ملی و دینی که از دغدغه های اصلی مردم کشور ما محسوب می شود از این امکان بهره ببرند.
آیا اگر کمی به جلوتر نگاه کنیم، اساساً میتوانیم بگوییم که بر مبنای آیات قرآن و نیز برخی از مفاهیم متعالی که خاص بیان قرآن کریم است ،می توان به منظور اثر گذاری بیشتر به خلق داستان های مینیمالیستی دست یافت؟
اگر جوهره و روح حاکم بر داستان های مینی مالیستی اولیه را که برگرفته از تفکر غربی بود از آن جدا کنیم، با یک فرم نوشتاری ساده و بی پیرایه مواجه هستیم که برای بیان اندیشه های متعالی هیچگونه منافاتی ندارد. در این صورت اتفاقاً قابلیت های فراوانی برای انتقال احساسات و عواطف نهفته در مضامین دینی و مذهبی دارد، چرا که این قالب به واسطه سادگی و قابل هضم بودن برای طیف های گسترده ای از مخاطبان، از سوی اکثر خوانندگان فرم پذیرفته شده ای محسوب می شود و تا به حال هم از آن استقبال چشمگیری صورت گرفته است.
در این میان چه پیوندی میان اصول داستان نویسی مثل حضور تخیل در طول داستان و نیز ادعای بهره مندی از متن قرآن در خلق داستان می توان دید؟
اتفاقاً یکی از عناصر مهم و اساسی در هنر داستان نویسی به ویژه داستان مینی مالیستی، روایت کردن است؛ عنصری که در قصه ها و حکایت های برگرفته از متون قرآنی هم فراوان دیده می شود. بنابر این، می توان برای باز نویسی و بازآفرینی قصه ها و حکایت های برگرفته از متون دینی و قرآنی از قالب نوشتاری مینی مالیسم استفاده کرد. در نظر داشته باشیم که عنصر تخیل در داستان نویسی گاه می تواند کم رنگتر باشد و در مواردی هم در توصیف فضاهای بیرونی و برای فضاسازی کاربرد داشته باشد که این مورد هم می تواند ارتباط چندانی با مضمون داستان نداشته باشد و به نظر می رسد این شرایط برای روایت قصه های قرآنی مناسب باشد.