سلامت جامعه در گرو ورزش است. جامعه‌اي كه بخواهد، سلامت را تأمين كند، بايد سرانه ورزش را افزايش دهد. متأسفانه، سرانه ورزش در كشورما، بسيار كم است.

به گفته كارشناسان ورزشي، فضاي نامطلوب ورزشي در مدارس و اختصاص نيافتن رقم مناسب به ورزش دانش‌آموزي، موجب ضربه به ورزش كشور شده است. كارشناسان معتقدند كه استعدادهاي ورزشي بايد در مدارس شناسايي و به فدراسيون‌هاي ورزشي معرفي شوند.



عملكرد 30 ساله

رضا قراخانلو رئيس پيشين كميته ملي المپيك، چندي پيش در ارزيابي عملكرد ورزش كشور، پس از انقلاب تصريح كرد: در اين 30 سال به دستاوردهاي خوبي در زمينه‌هاي مختلف دست يافتيم و در مجموع پيشرفت‌هاي ارزشمندي داشته و شاهد شكوفايي بخش‌هاي مختلفي‏ در ورزش بوده‌ايم و براي دستاوردهاي اين 30 سال جا دارد به تمام كساني كه در اين‏ مسير تلاش كردند، خسته نباشيد گفته شود؛ اما، بلافاصله بايد به اين حقيقت اعتراف كنيم كه جاي رشد و توسعه بيشتري در ورزش وجود داشته و آنچه اتفاق افتاده، سقف آن چيزي نيست كه در شان مردم و كشور است.

وي درباره نقاط مثبت توسعه ورزش به تربيت نيروي انساني و رشد علمي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: انصافاً جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه بسيار موفق بوده و ما نيروهاي متخصص، انديشمند و عالم زيادي در ورزش داريم. دانشگاه‌هاي ما در حد دوره‌هاي دكترا، نيرو تربيت مي‌كنند و تحقيقات شايسته‌اي را به اجرا مي‌گذارند و از اين نظر يعني در بعد علمي بسيار موفق بوده‌ايم.

وي، بخش ساخت و ساز را به عنوان يكي ديگر از نقاط مثبت ورزش مي‌داند و مي‌گويد: به دلايل متعددي هميشه امر ساخت و ساز در ورزش مورد توجه بوده و مي‌بينيم كه آرام آرام به جايي رسيده‌ايم كه در شهرستان‌ها و حتي مناطق دور افتاده امكانات ورزشي در حال ايجاد است.

او مي‌افزايد: نقطه مثبت ديگر كه بايد به آن اشاره كرد اين است كه مردم به مقدار قابل ملاحظه‌اي اهميت و جايگاه ورزش را شناختند و اين امر يك نقطه اميدوار كننده است، در صورتي كه در گذشته ورزش فقط به يك گروه خاص اختصاص داشت. در ساير زمينه‌ها چون ورزش قهرماني، همگاني و دانشجويي و دانش آموزي تلاش‌هاي زيادي صورت گرفته است اما، در اين موارد با افت و خيزهاي بسياري مواجه بوده‌ايم، گاهي به جلو حركت كرده و گاهي توقف كرده‌ايم.

اين استاد دانشگاه بر اهميت توجه به ورزش دانش آموزي تاكيد كرد و گفت: يكي از نقاط ضعف ما اين بوده كه به ورزش دانش‌آموزي به ميزاني كه بايد نپرداخته‌ايم و اين سوژه به قدري تكرار شده كه متاسفانه حساسيتي كه بايد برنمي‌انگيزد و گوينده، شنونده و خواننده از اين سوژه تكراري خسته شده است. البته چاره‌اي نداريم جز اينكه تكرار كنيم. بدون ورزش دانش‌آموزي، رشد ورزش كشور ممكن نخواهد بود.

رئيس پيشين كميته ملي المپيك در باره وضع ورزش بانوان معتقد است: در اين زمينه نيز رشد و پيشرفت داشته و بر محدوديت‌ها غلبه كرديم. روز به روز به لحاظ امكانات، تاسيسات و مشاركت وضع بهتري پيدا مي‌كنيم و حتي در ورزش قهرماني نيز رشد كرده‌ايم اما، سرعت رشد كند است و بايد افزايش يابد.

وي تصريح مي‌كند: برجسته ترين كاري كه در ورزش شكل گرفت، تدوين طرح جامع ورزش بود كه نشان از بلوغ مديريتي كشور مي‌داد و مي‌رفتيم كه از افت‌هاي زيادي مثل روزمرگي و سليقه گرايي و انجام كارهاي من درآوردي نجات بيدا كنيم.

دكتر قراخانلو مي‌گويد اگر بخواهيم مقايسه كنيم، در اين 30 سال ورزش كشور در مقايسه با ساير كشورها چگونه بوده بايد اعتراف كنيم نسبت به بعضي از آنها سرعت رشدمان كمتر بوده، اما نسبت به بسياري از كشورهاي همسايه سرعت‌مان بيشتر بوده است. بنابراين از بسياري از كشورهاي اطراف خود جلوتريم، ولي اي كاش به نحوي عمل مي‌كرديم كه از كشورهايي مثل كره، ژاپن و چين اينقدر عقب نمي‌مانديم.



دلايل عقب ماندگي

وي در پاسخ به اين پرسش كه عقب ماندگي را در چه مي‌بينيد؟ مي‌گويد: به طور كلي در صنعت ورزش و توسعه آن عقب مانده‌ايم كه اين امر مي‌تواند به علت‌هاي متفاوت برگردد. يك دليل عمده به فقدان برنامه كلان و اجرا نشدن طرح جامع برمي‌گردد. از ساخت و ساز تا حاكميت برنامه، رشد علمي، كسب مدال و توسعه ورزش همگاني همه محل تامل هستند. به عنوان مثال در زمينه ساخت‌وساز از امكانات فاخر و سطح بالا به اندازه بعضي كشورهاي اطراف خود برخوردار نيستيم. در زمينه علمي شدن ورزش با وجود رشد علوم ورزشي در كشور مي‌بينيم كاربرد اين علوم با مانع مواجه است. به عنوان مثال استعداديابي توسط دانشگاهي‌هاي مطرح منجر به ايجاد پايگاه‌هاي ورزش قهرماني شد ـ كه متاسفانه با ضعف‌هاي نرم افزاري زيادي مواجه شد ـ به طوري كه اهداف و برنامه‌هاي اين مراكز به صورت غير علمي و غير تخصصي تنظيم و تعقيب شد و درنهايت ادامه نيافت.

وي معتقد است: براي آموزش مربيان در انجام امور علمي در ورزش، كمتر به سراغ اهل آنها رفتند و مانع از اين شدند كه علم درون بدنه دانشگاه به بدنه ورزش تزريق شود. يا حتي در تنظيم برنامه‌هاي علمي، عمدتاً نگاه‌هاي غيرتخصصي حاكم بود و افرادي منافع خود را در دور كردن دانشگاه‌ها و‏ دانشگاهي‌ها از صحنه مي‌ديدند و متاسفانه موفق شده‌اند.

رئيس پيشين كميته ملي المپيك تاكيد مي‌كند: بايد نگران اين باشيم كه امانتي كه مردم به ما سپردند نتوانيم به خوبي حفظ كنيم، مبادا به جايي برسيم كه حتي بعضي از كشورهاي منطقه از ما جلو بيفتند. البته با استعداد خدادادي و ظرفيت بالاي كشور، ايمان و اعتقاد جوانان و مديران دلسوز براساس سند چشم‌انداز توسعه كشور در ورزش سال‌هاي ‌آينده حرف اول را در آسيا خواهيم زد. بايد به اميد اين باشيم كه در سطح قاره و سطح جهان دستاوردهاي بهتري را شاهد خواهيم بود. در سال‌هاي اخير، بهترين نتايج در بازي‌هاي آسيايي و يكي از بدترين نتايج در بازي‌هاي المپيك به‌دست آورديم. اين نوسان و پس و پيش رفتن بايد متوقف شود.



سند چشم انداز

وي درباره تحقق اهداف سند چشم انداز، مي‌گويد: ورزش بايد بر پاشنه ديگري بچرخد وگرنه در حد شعار باقي خواهيم ماند. به عنوان مثال بالاخره روزي راه خصوصي‌سازي، مردمي‌سازي و غير دولتي كردن ورزش پيموده مي‌شود و موانعي كه بر سر راه اين كار وجود دارد از بين خواهد رفت اما، بهتر است اين كار با هزينه كمتري انجام شود. حاكميت برنامه و برنامه محوري اتفاق خواهد افتاد. اما، نبايد در اين مسير هزينه زيادي بكنيم و زمان زيادي را از دست بدهيم، بايد خجالت بكشيم و احساس گناه كنيم كه طرح جامع كنار ماند.

قراخانلو مي‌گويد: اجراي طرح جامع چهار سال ديگر به تاخير افتاد. نمي‌دانم منابع ارزي و ريالي اين خسران را چقدر بايد برآورد كرد. ورود افراد متخصص و عالم به ورزش اجتناب‌ناپذير است. كشور در حال رشد است اما، نبايد براي اين كار هزينه زيادي صرف شده و در يك بستر زماني طولاني انجام شود.

رئيس پيشين كميته ملي المپيك، براساس تجربه‌اي كه در ورزش به‌دست آورده‌ است، ‌اعتقاد دارد: مهمترين موضوع بايد در مديريت كلان كشور اتفاق بيفتد. به عنوان مثال كوچك شدن دولت، پررنگ شدن نقش مردم، تقويت راستگويي و صراحت و تقويت جايگاه عالمان و متخصصان چيزي است كه در سطح مديريت كلان كشور بايد روز به روز تقويت شود و آثار خود را در‏ ورزش به جا بگذارد. نكته دوم نقش مجلس شوراي اسلامي است. در اين مقطع اگر مجلس بتواند به موضوع ورزش به صورت جدي و وسيع و عميق بپردازد، اين احتمال وجود دارد كه صاحب برنامه‌اي راهبردي شويم و سرچشمه پاك و زلال شود كه در اين صورت گلستان ورزش، گل‌ها و باغ ورزش، ميوه‌هاي شيريني خواهد داد.

وي تصريح مي‌كند: در مجموع به آينده ورزش كشور خوشبين هستم، اگرچه علائم و شواهد زيادي براي ايجاد ياس و نااميدي وجود دارد. بسياري از افراد به نقطه‌اي رسيده‌اند كه دچار ياس و نااميدي شده‌اند، اما به ظرفيت‌هاي بالاي مملكت و به بزرگي كشور و به غناي فرهنگ خودمان نگاه كنيم و اگراز وجود انسان‌هاي از خود گذشته و فداكار در كشور در بخش ورزش كه فراوان هستند بهره ببريم بايد به آينده خوشبين باشيم و همه در مسيري تلاش كنيم كه به موفقيت نزديك شويم چرا كه رضايت الهي در اين است كه براي سربلندي كشور تلاش كنيم.



مدارس؛ پايه ورزش

اگر پايه‌هاي ساختار تربيت‌بدني در دبستان‌ها قوي و مستحكم شود، به همان نسبت تفكر ورزشي و تربيت‌بدني، به صورت عملي جايگاه واقعي خود را در جامعه پيدا مي‌كند.

دكتر پروانه شفيعي‌نيا معاون آموزشي دانشكده تربيت‌بدني دانشگاه شهيدچمران اهواز نهادينه شدن فعاليت ورزشي را در جامعه منوط به مدارس و سنين پايه مي‌داند و مي‌افزايد: يك كودك در دبستان و از همان سال‌هاي نخست تحصيل از آثار مثبت تربيت‌بدني بر جسم و روان و زندگي اجتماعي شناخت كامل پيدا مي‌كند. رشد اجتماعي كودك و گرايش او به فعاليت‌هاي جمعي مانند ورزش كردن باعث مي‌شود اين كودك در مراحل بعدي زندگي خود، به مقدار كمي به سوي ناهنجاري‌هاي اجتماعي سوق يابد؛ به همين خاطر معتقدم براي اين كه تربيت بدني ميان افراد جامعه توسعه يابد و اهميت آن براي خانواده معلوم شود، جايگاه آن را بايد در دبستان جستجو كرد.

او مي‌گويد: مدرسه به عنوان محيطي سازمان يافته، نقش به‌سزايي در ايجاد شرايط ايده‌آل براي علاقه‌مندي دانش‌آموزان به فعاليت‌هاي ورزشي دارد. اگر جوان‌هاي ما از همان مقطع ابتدايي به ورزش عادت كنند، جامعه‌اي سالمتر خواهيم داشت و ناهنجاري‌هاي اجتماعي كاهش مي‌يابد.

دكتر شفيعي‌نيا مي‌افزايد: اگر شرايط براي ورزش كردن در مدارس مناسب باشد، مي‌توان به ايجاد اثرات مثبت روحي و رواني در دانش‌آموزان و پس از آن در خانواده آنان اميدوار بود. اگر نگرش خانواده‌ها به فعاليت ورزشي دانش‌آموزان مثبت باشد، فرزندان خود را تا رسيدن به ورزشي قهرماني ياري مي‌كنند. جامعه هم مي‌تواند زيرساخت‌هاي ورزشي را تقويت كند و با فراهم كردن امكانات لازم، جوانان را جذب ورزش كند و از اين طريق فعاليت‌هاي ورزشي را در اجتماع توسعه بخشد.

او از ورزش به عنوان يك عامل بازدارنده در گرايش افراد به ناهنجاري اجتماعي و عوامل ويرانگر جامعه، از جمله اعتياد ياد مي‌كند و مي‌گويد: ورزش راهي براي تخليه هيجانات به تنش‌هاي منفي دروني يك فرد به شمار مي‌رود، بنابراين لازم است ارگان‌هايي كه متولي ورزش در جامعه هستند، قدم نخست را بردارند.

معاون آموزشي دانشكده تربيت بدني دانشگاه شهيد چمران اهواز معتقد است كه زيربناي ورزش قهرماني را بايد در مدارس جستجو كرد. او مي‌گويد: هر چه پايه ورزش محكمتر باشد، نتايج قابل توجه‌تري را در ورزش قهرماني شاهد هستيم. مي‌توان با وسايل ابتدايي در مدرسه ورزش كردن را شروع كرد اما، يك نكته را بايد مدنظر داشته باشيم كه متاسفانه در پايه اول و دوم مقاطع ابتدايي وسايل مورد نياز را در اختيار داريم، اما از وجود مربي متخصص بي‌بهره هستيم؛ در حالي كه در پايه‌هاي سوم تا پنجم مقطع ابتدايي امكانات مناسبي نداريم، اما مربي متخصص در اختيار داريم. براي دستيابي به اثرات و نتايج مثبت ورزش بايد اين مشكلات را در مدارس برطرف كنيم.

*****

برنامه چهارم توسعه توجه ويژه‌اي به ورزش دانش‌آموزي دارد؛ اما، آيا دولت به سياست‌هاي برنامه چهارم توجه دارد؟ ‌آ‌يا نمايندگان مجلس بر اهميت اين برنامه واقف‌اند؟ به راستي چرا برنامه چهارم توسعه در بخش ورزش دانش‌آموزي اجرا نمي‌شود؟

تربيت بدني بخشي از تعليم و تربيت عمومي است كه با واسطه قرار دادن جسم از طريق ورزش به تكامل جنبه‌هاي وجودي انسان كمك مي‌كند.بنابراين امروزه در نظام تعليم و تربيت جهاني نقش تربيتي بارزي دارد و در اين راستا مي‌طلبد كه كشورهاي در حال توسعه، حضور درس ورزش را در برنامه هفتگي دانش‌آموزان پررنگ‌تر كنند.

در نظام آموزش و پرورش برخي كشورها،‌ همه روزه برنامه زنگ ورزش وجود دارد، ولي در نظام آموزش و پرورش ايران و برخلاف اينكه قانون اجباري شدن زنگ ورزش در سال 1306‏ تصويب شد، عملاً به اين مسأله توجه جدي نمي‌شود و متاسفانه بعد از انقلاب هم فهم عميق و دقيقي نسبت به اين موضوع از جانب اولياي امر صورت نگرفته است، به نحوي كه ساختار تربيت بدني آموزش و پرورش همواره دستخوش تغييرهاي تحولي و حتي نزولي بوده است.

تاريخچه ورزش در ايران و جهان

اصل‎ ورزش ‎را از يونان دانسته‌اند که براي چابکي بدن و ايجاد قوّت انجام مي‌يافت و پاروزني، بوکس، کشتي، شنا، شمشيرزني، تيراندازي، اسکي و ورزش‌هايي چون بيس بال، سافت بال و‎ بسکتبال ‎و انواع‎ فوتبال ‎و چوگان بازي،‏ واليبال، گلف، انواع تنيس، شنا و پرتاب وزنه جزو ورزش محسوب مي‌شوند‎.

‎نخستين ملتي که ژيمناستيک را بنيان و آن را نام نهاده اند ،‏ يونانيان قديم هستند. اصول ورزش در يونان خيلي خشن و ناصحيح بود و نخستين نتيجه از ورزش را بزرگ كردن عضلات بدن مي‌دانستند. بعدها ورزش در يونان به شکل ريسمان بازي‎ ‎در آمد و براي آن اهميت زيادي قايل بودند و عمل کنندگان آن را آکروبات مي‌ناميدند و اين نوع حرکات را آکروباتيک مي‌گفتند. به محل‌هايي که در آن جا ورزش مي‌كردند، ژيمنازيوم گفته مي‌شد، که مهم‌ترين آنها يکي ليسه و ديگري آکادمي نام داشت و چون مردم در آن محل‌ها لخت ورزش مي‌کردند، کلمه ژيمناز از کلمه گيمنوس که به معناي لختي است گرفته شد و بعداً به عموم ورزش‌هاي بدني نيز ژيمناستيک نام گذاشته شد‎.

‎مورخ مشهور،‏ ويل دورانت مي‌نويسد: آن (مدينه فاضله بچه‌ها) فنون خانه‌داري را به دختران و فنون شکار و جنگ را به پسران مي‌آموختند و به‏ پسران آموزش مي‌دادند که چگونه شکار کنند و ماهي بگيرند و شنا کنند و همچنين شخم زدن کشتزارها، دام گستري، دامپروري و نشانه روي با تير و نيزه را مي‌آموختند، تا در جمع مخاطرات زندگي توان محافظت و حراست از خود را داشته باشند.

‎پيش از پيدايش خط، نياز به تامين خوراک و پوشاک از راه شکار حيوانات و احتياج به کسب توانايي براي مقابله با خطرهاي طبيعي و دشمنان گوناگون، جوامع کهن بشري را واداشته بود که به امر تربيت بدني، به عنوان يکي از مهم‌ترين امور زندگي توجه كنند و اين حقيقت را دريابند که قدرت، استقامت، مهارت و سرعت را ـ که در زندگي انسان‌ها از اهميتي برخوردار است ـ مي‌توان با بهره‌گيري از تمرين‌ها و فعاليت‌هاي جسماني تا حد قابل ملاحظه‌اي تقويت کرد‎.

‎وقتي دولت‌ها و حکومت‌ها تشکيل و تاسيس شدند، رهبران آنها متوجه شدند که براي حفظ يا گسترش مرزهاي خود، نيازمند بازوان توانايي هستند که در جنگ‌ها بتوانند پيروزي را براي آنها به ارمغان آورند؛ ويل دورانت در اين باره مي‌نويسد‎: «‎از ضروريات دولت‌ها و تاکيد بر روي حفظ نيروي جسماني، پيروزمندي در جنگ‌هايي بوده است که متکي بر قدرت بدني و نيرومندي جسماني بوده است، و نيرومندي و مهارت بدني، حاصل نخواهد شد، مگر در ورزش‌هايي که در بازي‌هاي المپيک مقرر شده است‎.»



ورزش در ايران

اما در خصوص تاريخچه ورزش در ايران بايد گفت: در ميان کشورهاي مشرق زمين، بي‌گمان ايران تنها کشوري بود که در نظام تعليم و تربيت خود بيشترين اولويت را به ورزش و تربيت بدني داده بود، چه در حالي که چيني‌ها به امر ورزش و تربيت بدني توجه چنداني نداشتند و هندوان نيز پرورش تن و فعاليت‌هاي بدني را گاه مذموم هم مي‌دانستند، ايرانيان به اهميت و ارزش توانايي و سلامتي بدن به عنوان وسيله بسيار مهمي براي فراهم آوردن ارتشي سلحشور و پيروزمند، پي برده بودند‎.

‎هرودوت، مورخ مشهور يوناني مي‌نويسد‎:

‎ايرانيان از پنج سالگي تا بيست سالگي سه چيز را مي‌آموختند:

* سواركاري

* تيراندازي با کمان

* راستگويي

codex24x

page05


codex24x

page05