گام های پیشگیرانه در مقابله با آسیب های اجتماعی
گزارشی از فعالیت های واحد مشاوره در خانه فرهنگ دولت آباد
گام های پیشگیرانه در مقابله با آسیب های اجتماعی
زندگی در شهرهای بزرگ و صنعتی همواره با مشکلات گوناگونی همراه است که یکی از آن ها فراوانی دغدغه های شهروندان و متعاقب آن، کم تجربگی بیشتر شهروندان در اغلب عرصه های زندگی است. شاید از این منظر است که در سال های اخیر مراکز مشاوره با مراجعه کنندگان متعددی مواجه بوده که اکثر آن ها هم برای آگاهی ازمسایل و دغدغه های پیرامونی و مرتبط با خود به این مراکز مراجعه کرده و معمولا هم اعلام می کنند مهارت لازم برای حل مشکلات شخصی خود را ندارند وبرای همین از کارشناسان مسقر در مراکز مشاوره کمک می خواهند. در این راستا، واحدهای مشاوره از مصادیق بارز مراکزفرهنگی جامعه محسوب می شود که آحاد مختلف اجتماعی از این طریق با افراد مختلف پیوند برقرار می کنند.این واحدها پایگاه مناسبی برای انجام مطالعات علمی پیرامون آسیبهای فردی و اجتماعی به شمار می رود.
در کشورهای در حال توسعه خدمات مشاوره باتوجه به نیازهای جامعه و درخواستهای انها جهت دهی می شوند.بر این اساس ضمن تغییر نگرش به منظور پیشگیری از کج رفتاریها و انحرافات اجتماعی ،مهاربحران و درمانهای کوتاه مدت و بلند مدت تا رسیدن به جامعه سالم مد نظر قرار می گیرد.این واحدها بصورت مستقیم و غیر مستقیم در سالم سازی محیط های شهری می توانند نقش آفرینی کنند. یکی ازاین واحدها درخانه فرهنگ دولت آباد مستقر است که از سال 85، در قالب برگزاری نشست های مختلف در زمینه مشاوره، خدمات مشاوره ای گوناگونی را به شهروندان ساکن در این گوشه از کلانشهر تهران ارائه داده است.
حمیدرضا انصاری، کارشناس ارشد مشاوره و روانشناسی که از ابتدای راه اندازی این واحد در خانه فرهنگ فرهنگ دولت آباد مسئولیت اداره جلسات مشاوره را بر عهده داشته است در خصوص عمده ترین مشکلات مراجعه کنندگان به واحد مشاوره می گوید:« باتوجه به بررسی های بعمل آمده بیشترین مراجعین به اين واحد را زنان با تحصیلات متوسطه و خانه دارتشكيل مي دهد که اهم مشکلات آنها شامل: عدم احترام متقابل زن و شوهر- روابط سرد و خشک بین زوجین ،عدم احساس مسئولیت پذیری و عدم تناسب فرهنگی ،اعتیاد همسر یا فرزند ،بدرفتاری جسمی و عاطفی ،تامین نیازهای روانی و اقتصادی ،عدم اشنایی با مهارتهای کلامی و ارتباطی و ازدواج مجدد یا خیانت زناشویی است.» او یادآوری می کند:« شاید دلیل دیگرحضور بیشتر زنان در واحد مشاوره داشتن اوقات فراغت نسبت به مردان باشد.يا احساس نياز بيشتر به حل تعارضات و مشكلات خانواده يا فردي خود.»
او در خصوص تحليل مشكلات، ابتدا به «تغییر در طول زمان » اشاره می کند و می گوید:«.بین دونفرکه تصمیم به ازدواج می گیرند ، نقاط مشترک زیادی وجود دارد ولی از آنجا که انسان ها در طول زمان تغییر می کنند.هر کدام از همسران هم در طول سالیان تغییر کرده اما با هم و به یک سمت تغییر نمی کنند . به همین دلیل بعد از ده سال هر کدام کیلومتر ها از نقطه ی آغاز فاصله گرفتند ، آن هم در مسیر های مختلف.» «صاحب فرزند شدن» یکی دیگر از موضوعاتی است که وی اشاره می کند و می گوید:« ورود فرزندان به زندگی همانقدر که علتی است برای امکان بیشتر باهم بودن ، در اثر غفلت زن وشوهر بخصوص زن ،می تواند خود علتی برای فراموش کردن و کم رنگ شدن طرف مقابل باشد.» انصاری، ادامه ی تحصیل و علایق شغلی را یکی از مسایل تاثیر گذار در این زمینه می دان: هر کدام از همسران ممکن است در طول زندگی مشترک به فکر ادامه ی تحصیل بیافتند و یا در شغلشان پیشرفت کرده و وقت بیشتری را صرف آن کنند و یا حتی در زمانی در کارشان دچار بحران شده و هم وقت بیشتری را بیرون از خانه صرف کنند و هم از لحاظ روحی تحت فشار باشند ، هرکدام از این عوامل اگر درست مدیریت نشود ، ممکن است به ارتباط زن وشوهر لطمه وارد کند.
وی همچنین در ادامه به از بین رفتن جاذبه های زن وشوهری تاکید می کند و معتقد است: خیلی از همسران بعداز بچه دار شدن و گذشت چند سال ،احساس می کنند دیگر از آن ها گذشته است. حلال خداوند را بر خود حرام کرده و از هر گونه ابراز محبت نسبت به همسر ابا می کنند در صورتی که نیاز ها به قوت خود باقی است وهمین دوری کردن از نیاز طبیعی باعث بد خلقی و بهانه گیری طرفین می شود. ازمنظر این کارشناس ارشد مشاوره، حل نکردن اختلافات در زمان مناسب هم دلیل دیگری در به وجود آمدن
برخی از خانواده ها محسوب می شود. انصاری در این زمینه می گوید:« زن و شوهر هر چقدر هم که زندگی خوبی داشته باشند بالاخره گاهی اختلاف پیدا کرده و ممکن است در حین بگومگو حرف هایی را که نباید ،بگویند. بعضی از همسران کدورت ها را از بین نمی برند ، راجع به آن با یکدیگر حرف نمی زنند و بدین صورت گره های کوچک را تبدیل به گره ای کور می کنند که به این سادگی ها قابل گشودن نیست و همین باعث می شود تا هر گاه به زندگی مشترک شان فکر می کنند ، یاد ناملایمات و خاطرات تلخشان می افتند.» کارشناس واحد مشاوره خانه فرهنگ دولت آباد درباره عدم تلاش برای جذب یکدیگرهم می گوید:« دختر و پسری که برای جای شدن در دل یکدیگر ، هر کاری می کردند و زیباترین واژه ها را بکار می بردند ، دیگر اهمیتی به احساس همسرشان در قبال عملکرد خود نمی دهند و برایشان دیگران (فامیل،همکار،همسایه و..)مهم تر از شریک زندگی شان است. اگر به زندگی اطرافیان و خودمان توجه کنیم دلایل دیگری را که باعث از بین رفتن احساس روزهای اول آشنایی می شود پیدا می کنیم که می تواند به زندگی مان کمک کند . یادمان باشد حفظ رابطه به بهترین وجه ،ارزشمند ترین هدیه ای است که به خود ،همسر و فرزندانمان می دهیم.»
وی می افزاید:« تغییرات عمیق و سریع فرهنگی و اجتماعی زندگی مدرن، بسیاری از شهروندان ایرانی را در رویارویی با مسایل زندگی دچار مشکل کرده است . به طوری که اکثر آنها فاقد تواناییها و مهارتهای لازم در مواجهه با زندگی جدید بوده و بسیار آسیبپذیرند!»
آمار بالای خودکشی، افسردگی، طلاق، اعتیاد، اختلالات روانی، قتل و ... در کنار مهمترین عوامل مرگ و میر یعنی بیماریهای قلبی- عروقی، سوانح و حوادث، گویای این امر است که زندگی سالم به «زیستن دشوار» تبدیل شده است.
پیچیدگی روابط و مناسبات انسانی، نفوذ و گسترش وسایل ارتباط جمعی، تنوع در مصارف زیستی و فرهنگی به همراه افزایش جمعیت و مطالبات آنان و مهمتر از همه تغییرات ایدهآلها و آرمانهای بشر امروزی، زیستن را از وضعیت همگون و ساده به وضعیتی ناهمگون و پیچیده تبدیل کرده است.
این وضعیت اگر چه از سویی به تحولات پرشتاب و پیچیده ی جامعه ی مدرن ربط دارد ، اما از سویی دیگر و مهمتر از آن به ناکارآمدی نهادهای سنتی خانواده، نظام آموزشی و سایر نهادهای فرهنگی ما برمیگردد. نظام خانوادگی و آموزشی ما نتوانسته خود را با تحولات ارزشی، فرهنگی و تکنولوژیکی جامعه ی جدید وفق دهد.
این امر ضمن این که از شکاف نسلها تأثیر پذیرفته بر عمق این شکاف نیز افزوده است. بخشی از نابسامانیهای خانوادگی و چالشهای تربیتی که در درون خانوادههای ایرانی در رابطه با فرزندانشان وجود دارد به ناآگاهی و نداشتن تجربه و مهارتهای زیستن در جامعه ی مدرن بر میگردد که خود بزرگسالان به آن دچار هستند!
در حقیقت نسل جدید به دلیل فقر آگاهی و اطلاعات نسل پیشین نسبت به تحولات زندگی جدید دچار آسیب میشود. نهادهای فرهنگی و مدنی نیز به دلیل همین ضعف نمیتوانند کمبودها و کاستیهای نظام خانوادگی را جبران کنند.
به عنوان مثال نظام آموزشی ما تنها مبتنی بر پرورش هوش ذهنی استوار است و به هوش اجتماعی و عاطفی توجهی ندارد. چه بسا نخبگان و تیزهوشانی که در رشته ی علمی خود سرآمدند اما در حل مسایل روزمره ی زندگی خود باز میمانند . مثلاً با یک شکست عاطفی در هم میریزند و احساس عجز میکنند یا در مطالبه ی حقوق اجتماعی خود ناتوانند.
زندگی مدرن ، متنوع و پیچیده است و به مهارتهایی فراتر از آن چه که خانواده و مدرسه به انسان میآموزد نیازمند است.مهارتهایی که فراتر از تامین بهداشت روانی و ایمن کردن فرد در برابر آسیبهای روانی- اجتماعی، به او بیاموزد که چگونه از زندگی لذت هم ببرد. این هدف و توانایی در زندگی پیچیده مدرن امروزی، هنری بس گرانبهاست .
بخش دیگری از مسایل مراجعه کنندگان به واحد مشاوره را مشکلات تربیتی تشکیل می دهد که عدم آشنایی والدین با شیوه های تربیتی و خصوصیات خلقی فرزندان خود که غالبا باعث اضطراب و افسردگی در کودکان می شود، بی توجهی به استعدادها و انگیزه های کودک در حال رشد، عدم شناخت الگوهای رفتاری مورد علاقه فرزند، ناسازگاری کودکان با والدین و ارتباط آن با مسایلی از جمله خواب ،تغذیه،بازی وغیره
ضعف در مسئولیت پذیری والدین در قبال فرزند خود و پرخاشگری متقابل و
تنبیه بی مورد به منظور سکوت مطلق مهم ترین موارد در این زمینه است.
مشکلات فردی و بالینی مانند:
افسردگی ناشی از سوگ
افسردگی
اضطراب
کمبود اعتماد به نفس از دیگر مسایلی است که معمولا مراجعه کنندگان به واحد مشاوره خانه فرهنگ دولت آباد مطرح می کنند.
در خصوص مشکلات قبل و بعد از ازدواج هم مواردی مانند:
عدم آمادگی ذهنی و روحی طرفین
ارتباط جنسی قبل از ازدواج و احتمالا مشکلات حقوقی و اجتماعی
دخالت والدین اصلی
توقعات بیش از حد جوانان از والدین
بارداری ناخواسته
فریبکاری و لغزشهای دوران تجرد و تحمیل شده به زندگی متاهلی از عمده مشکلات در این زمینه است.
دلیل دیگر مرجعه کنندگان به واحد مشاوره موضوع اعتیاد است که عمده ترین دلایل آن در موارد زیر خلاصه می شود:
ناتواني در مقابل اعتيادو غير قابل اداره كردن ان
خود محور بودن و خود رايي
عدم احساس كنترل
عدم تمابل به ترك
تغيير وتحولات عاطفي و روحي
پركردن اوقات فراغت با مسايل همچون مصرف مواد
عدم توجه به مسائل اعتقادي
احساس تنهايي و پو چي
نواقص شخصيتي
كمبودهاي اخلاقي
توزيع فراواني مراجعين به واحد مشاوره در سال 88
|
سبب شناسي |
فراواني |
مشكلات مراجعين |
رديف |
|
ازدواج مجدد-صيغه-خيانتهاي زناشويي-زنا با محارم-افسردگي ناشي از سوگ-زنداني شدن-طلاق-فوت همسر |
43 |
مشكلات خانوادگي |
1 |
|
تبعيض-توقعات بيش از حد والدين-نااگاهي نسبت رشد كودك-فاصله زياد يا كم والدين با فرزندان-عدم توجه به سن كودك و بارداري مجدد-وابستگي بيش از حد كودكان يا والدين-وسواس و اضطراب جدايي- |
79 |
مشكلات تربيتي |
2 |
|
خود كم بيني-افسردگي و اضطراب—شكست و ناكاميهاي اقتصادي و اجتماعي- |
44 |
مشكلات فردي |
3 |
|
ابهام در همسر گزيني-توجه بيش از حد به احساسات دروني-دخالت والدين اصلي-سن پايين ازدواج-ارتباط جنسي قبل از ازدواج-انتخاب نادرست-ارتباط با جنس مخالف قبل از ازدواج |
13 |
مشكلات ازدواج |
4 |
|
امتحان و كنكور-مدرسه گريزي-بي علاقه گي به تحصيل-افت تحصيلي |
10 |
مشكلات تحصيلي |
5 |
|
وابستگي به مواد-مرگ والدين-فقر-بحرانهاي نوجواني-نااگاهي نسبت به مواد |
5 |
اعتياد |
6 |