بازگشت درشکه ها به شهر
مدتي است كساني که گذرشان به محدودة بازارتهران ميافتد، شاهد حرکت و عبورکالسکههايي هستند که افراد را به شيوه اي سنتي و خاطره انگيز، در مسيرهاي کوتاهي ازخيابانهاي اطراف بازار، جابجا و سوار و پياده ميکنند.
كساني که ميخواهند ضمن رسيدن به مقصد خود، تفريحي دلپذير هم داشته باشند، در مسير يكونيم کيلومتر ابتداي ناصرخسرو تا چهار راه گلوبندک ويا کاخ دادگستري به سمت ناصرخسرو را درمدتي کمتراز پنج دقيقه وباپرداخت 300 تومان طي ميکنند.
هرکالسکه در حال حاضر چهار نفر را در مسيرهاي يادشده حمل ميکند و در ايستگاه مبداء دوباره چهار نفر بعدي را که در صف انتظار کالسکهاند سوار ميکند، حرکت کالسکهها در مسيرهايي که مدتهاست تبديل به پياده راه شده است، درابتدا براي افراد ناظر يک حرکت نمايشي - گردشگري به نظر ميرسيد، اما با گذشت مدت زماني کوتاه از نوآوري شهرداري منطقه 12 تهران و استقبال شهروندان ازکالسکه سواري، به نظر ميرسد دوران آزمايشي اين طرح به پايان رسيده و از اين پس، شهرداري منطقه 12 بايد تمهيدات تازهاي براي پاسخگويي به استقبال روزافزون مردم پيش بيني کند.
مش محمودصفدري که ازسورچيهاي قديم بازار قزوين است، مش رضا عبدلي و مش رضا حداد که سالهاي زيادي از عمرخود را سورچي گاريها و کالسکههاي مشهد بودهاند، در حال حاضربه جمع کالسکهرانان بازار تهران پيوستهاند، اما دل آنها براي اسبهايشان ميسوزد و ميگويند:
«نميشود اسبها را خيلي دواند، عرق آنها درميآيد، خسته ميشوند و کار کشيدن زياد ازآنها هم براي ما که عمري دوست اسبها بودهايم، عذاب وجدان ميآورد. اين کار گناه دارد.»
آنها معتقدند اين چهار - پنج کالسکه واسب نميتواند پاسخگوي نياز همة کساني باشد که دوست دارند کالسکه سواري کنند: «شهرداري بايد اسبها وکالسکههاي بيشتري را در اين مسيرها بهكار گيرد.»
مهندس سيد محمدعلي محمدي، مديربافتهاي قديمي شهرداري منطقه 12 تهران (که خود ازمسئولان راه اندازي اين طرح است)، اعتقاد دارد که هم بايد تعداد اسبها و کالسکهها در اين محدوده اضافه شود و هم تمهيدات بيشتري براي رفاه حال دوستداران کالسکه سواري درنظرگرفته شود.
او ميگويد: «بعد از طرح پياده راهسازي در بخشي از خيابان بازار تهران، كارشناسان منطقه به اين نتيجه رسيدند كه اين مسير و اطراف آن، نيازمند خدمات رفاهي - تفريحي براي شهروندان است. راهاندازي کالسکههاي اسبي از آغاز امسال درناصرخسرو و گلوبندک و كاخ دادگستري تا ميدان پانزده خرداد ازجملة اين خدمات است؛ يعني اين كار با راهاندازي 4 کالسکه يک اسبي، از ابتداي سال 88 شروع شد.»
مهندس محمدي با ذکر اين نکته که کالسکههاي كنوني از مدلها و کالسکههاي عهد ناصري الگوبرداري شده است، يادآوري ميکند: «تلاش کردهايم کالسکهها وزن سبکتري داشته باشند و به اين علت از صندليهاي ابري سبک استفاده کردهايم تا اسبها در حرکت آسيب نبينند و فشاري به آنها وارد نشود.
او خاطرنشان ميكند: «مردم، عصر هرروز ميتوانند از کالسکه تفريحي که در پارک شهر فعال شده است، استفاده کنند. در نظر است يک کالسکة ديگر هم به اين پارك اضافه شود.»
بهداشت اسبها وکالسکهها
يکي ازدغدغههاي مسئولان شهري در زمان تصويب اين طرح، مسائل بهداشتي اسبها بود كه البته اين نگراني، با به كارگيري دو دامپزشک، تا حدود زيادي برطرف شده است. مهندس محمدي به نكته ديگري هم اشاره ميكند: «مخزن ويژهاي در پشت اسبها نصب شده است تا از ريختن پِهن اسبها در مسير جلوگيري شود. محلي براي نگهداري اسبها - در گوشهاي از پارک آتشنشان - در تقاطع خيابان امام خميني و خيام، با رعايت تمامي موازين بهداشتي، پيشبيني شده است.»
او تأکيد ميکند که اسبها شناسنامه بهداشتي دارند و طبق قراردادي که با ادارة دامپزشکي تهران منعقد شده است، اسبها زير نظارت آنان حفظ و نگهداري ميشوند و دو هفته يک بار نيز نعل اسبها تعويض ميشود.
مدير بافتهاي قديمي منطقه 12 شهرداري تهران، با اشاره به استقبال خوب شهروندان از طرح کالسکه سواري ميگويــد: «اگر در آينده مسيرهاي ديگري از محدوده قديمي اين منطقه به پياده راه تبديل شود، اين طرح در آنجا ها نيز اجرا خواهد شد.»
وي درهمين حال ميگويد: «ممكن است با تبديل شدن خيابان ناصرخسرو به پياده راه، در مسير اسبها وکالسکهها و نوع چرخش آنها تغييراتي ايجاد شود و تعداد اسبها وکالسکههاي همين محدوده فعلي نيز افزايش خواهد يافت.»
مهندس محمدي همچنين از اجراي اين طرح در محلهايي مانند خيابان صف يا همان باغ سپهسالار معروف، و نيز خيابان قديمي باغ ملي خبر ميدهد و ميگويد: «در اين دو نقطه نيز فضاهاي مناسب و تقاضاي مردمي خوبي وجود دارد و به جذب گردشگري در اين مناطق ميافزايد.»
مهندس محمدي به شهروندان اطمينان خاطر ميدهد: «اتفاق يا حادثة خاصي براي استفادهکنندگان ازکالسکهها رخ نخواهد داد. با اين حال اسبها، کالسکهها، سورچيها و شهروندان استفاده کننده از کالسکهها، مورد حمايت بيمه هستند.»
سوخت رساني به اسبها!
محسن دانشي، يکي ازمسئولان فعال در هماهنگي کالسکهها و سورچيها (باطنز و شوخي) از نبودن کارت سوخت اسبها سخن به ميان ميآورد و در همين حال ميگويد: «در هر شرايط، کاه سفيد، يونجه، جو و آرد جو، غذاي هميشگي يا همان سوخت اسبها هستند.»
او با اشاره به ضربالمثل معروف «اسبي که زياد ميدَوَد، جُوِ خود را زيـــــاد ميکند»، ادامه ميدهد: «ميزان خوراک اسبها بستگي دارد به ميزان کاري که در طول روز انجام ميدهند. با اين حال ميتوان گفت جيرة معمولي يک اسب پنج کيلو کاه، پنج کيلو يونجه، چهار کيلو جو و سه کيلو آرد جو دريک وعده غذايي است. هر اسب در 24 ساعت بايد چهار وعده از اين جيره استفاده کند.
اين سورچي جوان همچنين يادآوري ميکند: «اسبها به محض اين که مسيرکوتاهي را ميروند، به نفس ميافتند و خيس عرق ميشوند. به همين دليل سعي ميكنيم با دادن هويج، گرمک و هندوانه، دماي بدن آنها را در هواي گرم تابستان متعادل نگه داريم. زمستانها نيز با دادن تفاله چغندر، ذرت و جو پخته، بايد دماي بدن آنهارا بالا ببريم تا در سرما دوام بياورند.»
سيد امير سيدصالحي، يکي ديگر از سورچيهاي جوان که سواركار حرفهاي هم هست، ميگويد: «پژوي خودم را کنار گذاشتهام و با داشتن مدرک فوق ديپلم، فقط به خاطر عشق به اين کار و توسعه آن به عنوان يک فرهنگ قابل احياء، به کالسکهراني مشغول شدهام.»
او ادامه ميدهد: «براساس اطلاعاتي که دارم، فقط در كشور انگلستان يک کارخانه بزرگ دليجانسازي فعال است که 8 هزار و500 نفر پرسنل دارد. استفاده از دليجان در فرهنگ مردم انگليس کاري افتخارآميز است؛ درکشورهايي چون مالزي، خطوط ويژه کالسکهراني در شهرها وجود دارد و در خيلي از کشورهاي دنيا مسابقات ارابهراني هرسال برگزار ميشود؛ در حاليکه ارابه وارابهراني را از فرهنگ و تمدن کهن ما ايرانيها گرفتهاند ولي امروز مردم ما اصلاً نميدانند ارابه و ارابهراني چيست.»
درشکهها در تجريش
حدود دو سال پيش درهمين روزها بودکه خبر از حرکت کردن درشکهها و کالسکهها و حملونقل به شيوة سنتي درحدفاصل ميدان قدس تا ميدان تجريش (در منطقه يک ـ شمال تهران) در رسانهها منعکس شد، اما از آن روز تا امروز، ديگر از كالسكهراني در منطقه يک تهران خبري نشده است.
دکتر بهمن اديبزاده که در آن روزها مشاور شهردار منطقه يک تهران و طراح و هماهنگ کنندة طرح بود، در اين باره ميگويد: «بله - قرار بود اين اتفاق بيفتد و براساس طرح ساخت زيرگذر و تونلي در حدفاصل باغ فردوس (در خيابان وليعصر) تا دوراهي دزاشيب (بعدازميدان قدس)، قرار بود حدفاصل ميدان قدس (دربند سابق) تا ميدان تجريش در فاز اول و در ادامه از ميدان تجريش تا پارک وي (در فاز دوم) بهصورت پياده راه طراحي شود، اما به دليل تغييرات پيدرپي در مديريت منطقه و عوض شدن مسير طرح يادشده، طرح ايجاد پياده راه و نيز راهاندازي درشکهها و کالسکهها در اين مسير منتفي شد.»
دکتر اديبزاده با اشاره به دغدغه مسئولان محلي شميرانات و اهالي منطقه يک تهران و استقبال کمنظير آنها از اجراي چنين طرحي ميگويد: «مردم اصيل شميرانات خيلي مايل و منتظرند که با اجراي اين طرح، به هويت و فضاي سنتي سابق سرپل تجريش نزديکتر شوند، اما متأسفانه مديريت فعلي شهرداري نظرش بر ساخت يک روگذر در حدفاصل پارک وي تا دوراهي دزاشيب است.»
او ميگويد: «ما براي اين قطعه پياده راه، همچنين مسيرهاي تفريحي دوچرخهسواري و قطار برقي را درنظرگرفته بوديم و ميخواستيم کالسکهها و قطارهاي برقي در کنار هم حرکت کنند. قرار بود اين طرح به مدت 4 سال (از 2 سال پيش ) به اجرا درآيد، اما متأسفانه موضوع در حد يک روياي ناممکن و دور از دسترس باقي ماند.»
کالسکهها در آب و آتش
تفريح درشکهسواري و استفاده از کالسکه براي مردم شمال تهران آنچنان هم که دکتر اديبزاده ميگويد، در حد يک روياي غيرقابل دسترس نيست و مردم اين روزها ميتوانند در پارک آب و آتش (که به نام حضرت ابراهيم(ع) نامگذاري شده است) در حاشية بزرگراه مدرس، درشکهسواري را به سبک و سياق ميدان چهارباغ اصفهان تجربه کرده و از اين تفريح سنتي لذت ببرند.
مهندس اميرمحمد صباحي موسوي، مديربخش طراحي شرکت نوسازي اراضي عباس آباد تهران (وابسته به شهرداري) دراين باره ميگويد:
«مدتي است درشکهها و کالسکهها در بخشهايي از بوستان حضرت ابراهيم(ع) تا حدفاصل بوستان بنادر و کشتيراني در حال حرکت هستند و بعد از تکميل پل ابريشم يک (پلي که اين روزها به رنگ بنفش، عرض بزرگراه شهيد همت را از دوطرف به هم وصل ميکند)، به بوستان منظومه شمسي (که درآن بزرگترين ساعت تهران کــار ميکند) خواهد رسيد و با عبور از باغ گل، بوستان نوروز را دور ميزند و برميگردد.
به گفته او، «مسير اين کالسکهها فعلاً 7/2 کيلومتر است و کالسکهها فعلاً دونفرهاند، اين روزها به علت گرم بودن هوا، شبها فعال هستند.»
اسبهاي قد كوتاه
مهندس موسوي دربارة علت استفاده از اسبهاي قدکوتاه براي اجراي طرح کالسکه راني درپارک آب و آتش ميگويد:
«اين اسبها به «اسبچههاي خزري» معروفاند و استفاده از آنها قدمتي دو هزار ساله دارد. اسبها يک متر و پنجاه و گاهي يک متر و20 سانتيمتر قد و شمايلي مينياتوري دارند و تاکنون 8 رأس از آنها در مسيرهاي يادشده، مشغول به کار شدهاند. اسبها به خوبي از پس اين کار بر ميآيند و ديدن آنها نيز براي مردم جالب است.»
مهندس موسوي از استقبال مردم ازکالسکه سواري در اين قطعات از پارکها و فضاي سبز اراضي عباس
آباد صحبت به ميان ميآورد و اين که گاهي اسبها و کالسکهها، پاسخگوي مراجعات شهروندان نيستند و خسته ميشوند.
او در ادامه ميگويد: «استقبال مردم، کالسکهراني در اين مكانها را به طورمستقل تبديل به يک طرح اختصاصي کرده و قرار است بهزودي با احداث يک پل از محل پارک آب و آتش تا پارک طالقاني، کالسکهها در فضاي عرضي و بالاي بزرگراه مدرس تردد کنند. با حرکت کالسکهها ميان دو پارک، درواقع دو طرف درهاي که در آن بزرگراه مدرس قرار دارد، به هم وصل خواهد شد و کالسکهها ازآسمان اين دره عبور خواهند کرد که صحنهاي تماشايي خواهد بود.»
مهندس موسوي همچنين از تمهيدات ويژه براي دوچرخهسواري و خودراني (روروکها) در پارک آب و آتش صحبت به ميان آورده و ميگويد: «روروکسواري نيز اين روزها براي مراجعهکنندگان به اين پارک لذت خاصي دارد. با اين حال، کالسکهها خاطره انگيزتر ودلنشينترند ومردم نيز توجه ويژهاي به آنها دارند واحساس ميکنند با سوار شدن برکالسکهها، از روزگارفعلي کمي فاصله ميگيرند.»
كالسكه عروس و داماد
تعداد زيادي از کساني که در يکي دوسال اخير براي تفريح به پارک ارم تهران (در کيلومتر 4 بزرگراه تهران - کرج) سر زدهاند از مسئولان اين پارک سراغ درشکههايي را ميگيرند که تا بهار سال 1386 در اين محل فعال بودند، ولي مدتهاست که از آنها خبري نيست.
اين درشکهها که کار خود را ازسال 1380 در مسيرهاي تفريحي پارک ارم آغاز کرده بودند، با گرفتن مبالغ اندکي خانوادههاي 4 نفره و 6 نفره را در محدودة معابر پارک به گردش درميآورند؛ کاري که اين روزها در پارک شهر تهران نيز در جريان است.
محمد رنجبر، مدير روابط عمومي مجموعه تفريحي ارم ميگويد: «کار و بار کالسکهها اين روزها در جنوب تهران پررونقتر است و آنها به پارکهاي جنوبي تهران رفتهاند.»
درهمين حال يکي از مسئولان تالارهاي پذيرايي پارك ارم ميگويد: «کالسکه سواري در اينجا فقط مختص عروس و دامادهايي است که مراسم جشن آنها در يکي از تالارهاي ما برگزار ميشود. از هر عروس و داماد مبلغ 150 هزارتومان بابت کالسکه سواري به هرمدت زماني که فيلمبردار آنها لازم داشته باشد، گرفته ميشود.»
شهربازي خانواده در محدودة شهرداري منطقه 20 تهران (شهرري) نيز تا چندي پيش يکي از محلهايي بود که علاقمندان به درشکهسواري و کالسکهسواري به آنجا ميرفتند و کالسکههاي 4 نفرة اين پارک هم در قبال گرفتن 300 تومان از هر نفر، آنها را در مسيرهاي اين فضاي سبزدلپذير به گردش درميآوردند، اما مدتهاست به علت نامعلومي، بساط درشکههاي اين منطقه جمع شده است و مسئولان شهربازي خانواده هم حاضر به پاسخگويي دراين زمينه نيستند.اما آنها كه دوست دارند كالسكهسواري و يا درشكهسواري را در فضاي تهران روزگار قديم تجربه كنند، اين روزها به شهرك سينمايي غزالي واقع در كيلومتر 14 بزرگراه تهران ـ كرج ميروند؛ شهركي كه به همت مرحوم علي حاتمي و به وسيله صداوسيما ساخته شد و فيلمها و سريالهاي تاريخي زيادي همچون هزار دستان و كيف انگليسي در آن ساخته شده است.
مردم دوست دارند صداي در شكهها را بشنوند؛ صدايي كه خاطرات ديده و نديدة تهران قديم و ساير شهرها و روستاهاي ايران را در ذهنها زنده ميكند...
بسياري از سورچيها و کالسکهرانان قديم را در تهران، مشهد، اصفهان، تبريز و ساير شهرهاي بزرگ ايران، «عليشاه» صدا ميزدند؛ گويي که اين نام، معرف شغل و حرفة آنان بود.
«حکم علي مظفرخان» که يکي ازهمين عليشاههاي روزگار نه چندان دور تهران است، خاطراتي شنيدني از دوره رونق درشکهها و کالسکهها در تهران دارد، اما خاطرات جالبتري را به نقل از پدر خود که او هم سورچي بوده، تعريف کرده است او ميگويد: «نخستين خط درشکه راني در فاصلة ميان شرق و غرب تهران راهاندازي شد و بعدها درشکههاي يك اسبه (کـــه بيشتر افــراد متمول و سرشناس را در سطح شهر جابجا ميکردند)، در چهار نقطه ميدان توپخانه ، سبزه ميدان (بازار امروزي) حاشية ديوار سفارت انگليس و ميدان سرچشمه ايستگاه داشتند و پولدارها آنها را ساعتي کرايه ميکردند. زمستانها نرخ آنها کمي بيشتر بود و براي کساني که مايل به گردش در محدودة شهر تهران آن روزگار بودند، يک قران و پنج شاهي گرفته ميشد، براي يک ساعت گردش داخلي شهر، 2 قران و 10 شاهي و گاه 3 قران گرفته ميشد واگرميخواستند از تهران به شميران بروند نرخ آن 4 قران بود.»
درکتاب «تاريخ اقتصادي ايران» نوشته «چارلزعيسوي» آمده است: در سال 1890 ميلادي (حدود 110 سال پيش) نيز دولت وقت ايران مجوز تأسيس نخستين شرکت درشکهراني و اتوبوسراني را به يکي ازکارمندان عالي رتبة وزارت امورخارجه ايران به نام ميرزا جواد خان داد و به اين ترتيب او 30 دستگاه کالسکه را از ديار فرنگ به ايران وارد کرد و طي مراسمي در ماه نوامبر 1890 (مطابق با 1278 هجري شمسي) ورود آنها به خيابانهاي تهران جشن گرفته شد.»
اما در ديگر اسناد تاريخي آمده است که نخستين کالسکههاي ايراني در سال 1267 هجري قمري، به همت معيرالممالک در تهران ساخته شد و بعدازآن بود که در مدتي کوتاه، استفاده از کالسکه درتهران رونق زيادي پيدا کرد و طرفدارانش روزبه روز بيشتر شدند.
برخي ديگر نيز نوشتهاند كه در آغاز، استفاده از کالسکه مخصوص اعيان و اشراف بود، ولي بعد از مدتي، شخصي به مهديخان، کاروانسرايي را در حومة ميدان محمديه (اعدام) به گاراژ کالسکه اختصاص داد که به همين دليل، به «کاروانسراي کالسکه» شهرت يافت و هرکسي نياز به کالسکه داشت، به آنجا مراجعه ميکرد.
نرخ کرايه کالسکهها در آغاز، ساعتي يک هزار دينار بود و هرکسي هر چند ساعت که ميخواست، ميتوانست کالسکهها را در اختيار داشته باشد.بنابر اظهارنظر فرهنگ نويسان، «کالسکه» يک واژة روسي است که فارسي آن «گردونه» تعبير شده است. در ايران باستان نيز نوعي گردونه اسبي وجود داشت که به آنها ارابههاي جنگي ميگفتند و بيشتر در زمان جنگ کاربرد داشت.
codex24x
page05
كساني که ميخواهند ضمن رسيدن به مقصد خود، تفريحي دلپذير هم داشته باشند، در مسير يكونيم کيلومتر ابتداي ناصرخسرو تا چهار راه گلوبندک ويا کاخ دادگستري به سمت ناصرخسرو را درمدتي کمتراز پنج دقيقه وباپرداخت 300 تومان طي ميکنند.
هرکالسکه در حال حاضر چهار نفر را در مسيرهاي يادشده حمل ميکند و در ايستگاه مبداء دوباره چهار نفر بعدي را که در صف انتظار کالسکهاند سوار ميکند، حرکت کالسکهها در مسيرهايي که مدتهاست تبديل به پياده راه شده است، درابتدا براي افراد ناظر يک حرکت نمايشي - گردشگري به نظر ميرسيد، اما با گذشت مدت زماني کوتاه از نوآوري شهرداري منطقه 12 تهران و استقبال شهروندان ازکالسکه سواري، به نظر ميرسد دوران آزمايشي اين طرح به پايان رسيده و از اين پس، شهرداري منطقه 12 بايد تمهيدات تازهاي براي پاسخگويي به استقبال روزافزون مردم پيش بيني کند.
مش محمودصفدري که ازسورچيهاي قديم بازار قزوين است، مش رضا عبدلي و مش رضا حداد که سالهاي زيادي از عمرخود را سورچي گاريها و کالسکههاي مشهد بودهاند، در حال حاضربه جمع کالسکهرانان بازار تهران پيوستهاند، اما دل آنها براي اسبهايشان ميسوزد و ميگويند:
«نميشود اسبها را خيلي دواند، عرق آنها درميآيد، خسته ميشوند و کار کشيدن زياد ازآنها هم براي ما که عمري دوست اسبها بودهايم، عذاب وجدان ميآورد. اين کار گناه دارد.»
آنها معتقدند اين چهار - پنج کالسکه واسب نميتواند پاسخگوي نياز همة کساني باشد که دوست دارند کالسکه سواري کنند: «شهرداري بايد اسبها وکالسکههاي بيشتري را در اين مسيرها بهكار گيرد.»
مهندس سيد محمدعلي محمدي، مديربافتهاي قديمي شهرداري منطقه 12 تهران (که خود ازمسئولان راه اندازي اين طرح است)، اعتقاد دارد که هم بايد تعداد اسبها و کالسکهها در اين محدوده اضافه شود و هم تمهيدات بيشتري براي رفاه حال دوستداران کالسکه سواري درنظرگرفته شود.
او ميگويد: «بعد از طرح پياده راهسازي در بخشي از خيابان بازار تهران، كارشناسان منطقه به اين نتيجه رسيدند كه اين مسير و اطراف آن، نيازمند خدمات رفاهي - تفريحي براي شهروندان است. راهاندازي کالسکههاي اسبي از آغاز امسال درناصرخسرو و گلوبندک و كاخ دادگستري تا ميدان پانزده خرداد ازجملة اين خدمات است؛ يعني اين كار با راهاندازي 4 کالسکه يک اسبي، از ابتداي سال 88 شروع شد.»
مهندس محمدي با ذکر اين نکته که کالسکههاي كنوني از مدلها و کالسکههاي عهد ناصري الگوبرداري شده است، يادآوري ميکند: «تلاش کردهايم کالسکهها وزن سبکتري داشته باشند و به اين علت از صندليهاي ابري سبک استفاده کردهايم تا اسبها در حرکت آسيب نبينند و فشاري به آنها وارد نشود.
او خاطرنشان ميكند: «مردم، عصر هرروز ميتوانند از کالسکه تفريحي که در پارک شهر فعال شده است، استفاده کنند. در نظر است يک کالسکة ديگر هم به اين پارك اضافه شود.»
بهداشت اسبها وکالسکهها
يکي ازدغدغههاي مسئولان شهري در زمان تصويب اين طرح، مسائل بهداشتي اسبها بود كه البته اين نگراني، با به كارگيري دو دامپزشک، تا حدود زيادي برطرف شده است. مهندس محمدي به نكته ديگري هم اشاره ميكند: «مخزن ويژهاي در پشت اسبها نصب شده است تا از ريختن پِهن اسبها در مسير جلوگيري شود. محلي براي نگهداري اسبها - در گوشهاي از پارک آتشنشان - در تقاطع خيابان امام خميني و خيام، با رعايت تمامي موازين بهداشتي، پيشبيني شده است.»
او تأکيد ميکند که اسبها شناسنامه بهداشتي دارند و طبق قراردادي که با ادارة دامپزشکي تهران منعقد شده است، اسبها زير نظارت آنان حفظ و نگهداري ميشوند و دو هفته يک بار نيز نعل اسبها تعويض ميشود.
مدير بافتهاي قديمي منطقه 12 شهرداري تهران، با اشاره به استقبال خوب شهروندان از طرح کالسکه سواري ميگويــد: «اگر در آينده مسيرهاي ديگري از محدوده قديمي اين منطقه به پياده راه تبديل شود، اين طرح در آنجا ها نيز اجرا خواهد شد.»
وي درهمين حال ميگويد: «ممكن است با تبديل شدن خيابان ناصرخسرو به پياده راه، در مسير اسبها وکالسکهها و نوع چرخش آنها تغييراتي ايجاد شود و تعداد اسبها وکالسکههاي همين محدوده فعلي نيز افزايش خواهد يافت.»
مهندس محمدي همچنين از اجراي اين طرح در محلهايي مانند خيابان صف يا همان باغ سپهسالار معروف، و نيز خيابان قديمي باغ ملي خبر ميدهد و ميگويد: «در اين دو نقطه نيز فضاهاي مناسب و تقاضاي مردمي خوبي وجود دارد و به جذب گردشگري در اين مناطق ميافزايد.»
مهندس محمدي به شهروندان اطمينان خاطر ميدهد: «اتفاق يا حادثة خاصي براي استفادهکنندگان ازکالسکهها رخ نخواهد داد. با اين حال اسبها، کالسکهها، سورچيها و شهروندان استفاده کننده از کالسکهها، مورد حمايت بيمه هستند.»
سوخت رساني به اسبها!
محسن دانشي، يکي ازمسئولان فعال در هماهنگي کالسکهها و سورچيها (باطنز و شوخي) از نبودن کارت سوخت اسبها سخن به ميان ميآورد و در همين حال ميگويد: «در هر شرايط، کاه سفيد، يونجه، جو و آرد جو، غذاي هميشگي يا همان سوخت اسبها هستند.»
او با اشاره به ضربالمثل معروف «اسبي که زياد ميدَوَد، جُوِ خود را زيـــــاد ميکند»، ادامه ميدهد: «ميزان خوراک اسبها بستگي دارد به ميزان کاري که در طول روز انجام ميدهند. با اين حال ميتوان گفت جيرة معمولي يک اسب پنج کيلو کاه، پنج کيلو يونجه، چهار کيلو جو و سه کيلو آرد جو دريک وعده غذايي است. هر اسب در 24 ساعت بايد چهار وعده از اين جيره استفاده کند.
اين سورچي جوان همچنين يادآوري ميکند: «اسبها به محض اين که مسيرکوتاهي را ميروند، به نفس ميافتند و خيس عرق ميشوند. به همين دليل سعي ميكنيم با دادن هويج، گرمک و هندوانه، دماي بدن آنها را در هواي گرم تابستان متعادل نگه داريم. زمستانها نيز با دادن تفاله چغندر، ذرت و جو پخته، بايد دماي بدن آنهارا بالا ببريم تا در سرما دوام بياورند.»
سيد امير سيدصالحي، يکي ديگر از سورچيهاي جوان که سواركار حرفهاي هم هست، ميگويد: «پژوي خودم را کنار گذاشتهام و با داشتن مدرک فوق ديپلم، فقط به خاطر عشق به اين کار و توسعه آن به عنوان يک فرهنگ قابل احياء، به کالسکهراني مشغول شدهام.»
او ادامه ميدهد: «براساس اطلاعاتي که دارم، فقط در كشور انگلستان يک کارخانه بزرگ دليجانسازي فعال است که 8 هزار و500 نفر پرسنل دارد. استفاده از دليجان در فرهنگ مردم انگليس کاري افتخارآميز است؛ درکشورهايي چون مالزي، خطوط ويژه کالسکهراني در شهرها وجود دارد و در خيلي از کشورهاي دنيا مسابقات ارابهراني هرسال برگزار ميشود؛ در حاليکه ارابه وارابهراني را از فرهنگ و تمدن کهن ما ايرانيها گرفتهاند ولي امروز مردم ما اصلاً نميدانند ارابه و ارابهراني چيست.»
درشکهها در تجريش
حدود دو سال پيش درهمين روزها بودکه خبر از حرکت کردن درشکهها و کالسکهها و حملونقل به شيوة سنتي درحدفاصل ميدان قدس تا ميدان تجريش (در منطقه يک ـ شمال تهران) در رسانهها منعکس شد، اما از آن روز تا امروز، ديگر از كالسكهراني در منطقه يک تهران خبري نشده است.
دکتر بهمن اديبزاده که در آن روزها مشاور شهردار منطقه يک تهران و طراح و هماهنگ کنندة طرح بود، در اين باره ميگويد: «بله - قرار بود اين اتفاق بيفتد و براساس طرح ساخت زيرگذر و تونلي در حدفاصل باغ فردوس (در خيابان وليعصر) تا دوراهي دزاشيب (بعدازميدان قدس)، قرار بود حدفاصل ميدان قدس (دربند سابق) تا ميدان تجريش در فاز اول و در ادامه از ميدان تجريش تا پارک وي (در فاز دوم) بهصورت پياده راه طراحي شود، اما به دليل تغييرات پيدرپي در مديريت منطقه و عوض شدن مسير طرح يادشده، طرح ايجاد پياده راه و نيز راهاندازي درشکهها و کالسکهها در اين مسير منتفي شد.»
دکتر اديبزاده با اشاره به دغدغه مسئولان محلي شميرانات و اهالي منطقه يک تهران و استقبال کمنظير آنها از اجراي چنين طرحي ميگويد: «مردم اصيل شميرانات خيلي مايل و منتظرند که با اجراي اين طرح، به هويت و فضاي سنتي سابق سرپل تجريش نزديکتر شوند، اما متأسفانه مديريت فعلي شهرداري نظرش بر ساخت يک روگذر در حدفاصل پارک وي تا دوراهي دزاشيب است.»
او ميگويد: «ما براي اين قطعه پياده راه، همچنين مسيرهاي تفريحي دوچرخهسواري و قطار برقي را درنظرگرفته بوديم و ميخواستيم کالسکهها و قطارهاي برقي در کنار هم حرکت کنند. قرار بود اين طرح به مدت 4 سال (از 2 سال پيش ) به اجرا درآيد، اما متأسفانه موضوع در حد يک روياي ناممکن و دور از دسترس باقي ماند.»
کالسکهها در آب و آتش
تفريح درشکهسواري و استفاده از کالسکه براي مردم شمال تهران آنچنان هم که دکتر اديبزاده ميگويد، در حد يک روياي غيرقابل دسترس نيست و مردم اين روزها ميتوانند در پارک آب و آتش (که به نام حضرت ابراهيم(ع) نامگذاري شده است) در حاشية بزرگراه مدرس، درشکهسواري را به سبک و سياق ميدان چهارباغ اصفهان تجربه کرده و از اين تفريح سنتي لذت ببرند.
مهندس اميرمحمد صباحي موسوي، مديربخش طراحي شرکت نوسازي اراضي عباس آباد تهران (وابسته به شهرداري) دراين باره ميگويد:
«مدتي است درشکهها و کالسکهها در بخشهايي از بوستان حضرت ابراهيم(ع) تا حدفاصل بوستان بنادر و کشتيراني در حال حرکت هستند و بعد از تکميل پل ابريشم يک (پلي که اين روزها به رنگ بنفش، عرض بزرگراه شهيد همت را از دوطرف به هم وصل ميکند)، به بوستان منظومه شمسي (که درآن بزرگترين ساعت تهران کــار ميکند) خواهد رسيد و با عبور از باغ گل، بوستان نوروز را دور ميزند و برميگردد.
به گفته او، «مسير اين کالسکهها فعلاً 7/2 کيلومتر است و کالسکهها فعلاً دونفرهاند، اين روزها به علت گرم بودن هوا، شبها فعال هستند.»
اسبهاي قد كوتاه
مهندس موسوي دربارة علت استفاده از اسبهاي قدکوتاه براي اجراي طرح کالسکه راني درپارک آب و آتش ميگويد:
«اين اسبها به «اسبچههاي خزري» معروفاند و استفاده از آنها قدمتي دو هزار ساله دارد. اسبها يک متر و پنجاه و گاهي يک متر و20 سانتيمتر قد و شمايلي مينياتوري دارند و تاکنون 8 رأس از آنها در مسيرهاي يادشده، مشغول به کار شدهاند. اسبها به خوبي از پس اين کار بر ميآيند و ديدن آنها نيز براي مردم جالب است.»
مهندس موسوي از استقبال مردم ازکالسکه سواري در اين قطعات از پارکها و فضاي سبز اراضي عباس
آباد صحبت به ميان ميآورد و اين که گاهي اسبها و کالسکهها، پاسخگوي مراجعات شهروندان نيستند و خسته ميشوند.
او در ادامه ميگويد: «استقبال مردم، کالسکهراني در اين مكانها را به طورمستقل تبديل به يک طرح اختصاصي کرده و قرار است بهزودي با احداث يک پل از محل پارک آب و آتش تا پارک طالقاني، کالسکهها در فضاي عرضي و بالاي بزرگراه مدرس تردد کنند. با حرکت کالسکهها ميان دو پارک، درواقع دو طرف درهاي که در آن بزرگراه مدرس قرار دارد، به هم وصل خواهد شد و کالسکهها ازآسمان اين دره عبور خواهند کرد که صحنهاي تماشايي خواهد بود.»
مهندس موسوي همچنين از تمهيدات ويژه براي دوچرخهسواري و خودراني (روروکها) در پارک آب و آتش صحبت به ميان آورده و ميگويد: «روروکسواري نيز اين روزها براي مراجعهکنندگان به اين پارک لذت خاصي دارد. با اين حال، کالسکهها خاطره انگيزتر ودلنشينترند ومردم نيز توجه ويژهاي به آنها دارند واحساس ميکنند با سوار شدن برکالسکهها، از روزگارفعلي کمي فاصله ميگيرند.»
كالسكه عروس و داماد
تعداد زيادي از کساني که در يکي دوسال اخير براي تفريح به پارک ارم تهران (در کيلومتر 4 بزرگراه تهران - کرج) سر زدهاند از مسئولان اين پارک سراغ درشکههايي را ميگيرند که تا بهار سال 1386 در اين محل فعال بودند، ولي مدتهاست که از آنها خبري نيست.
اين درشکهها که کار خود را ازسال 1380 در مسيرهاي تفريحي پارک ارم آغاز کرده بودند، با گرفتن مبالغ اندکي خانوادههاي 4 نفره و 6 نفره را در محدودة معابر پارک به گردش درميآورند؛ کاري که اين روزها در پارک شهر تهران نيز در جريان است.
محمد رنجبر، مدير روابط عمومي مجموعه تفريحي ارم ميگويد: «کار و بار کالسکهها اين روزها در جنوب تهران پررونقتر است و آنها به پارکهاي جنوبي تهران رفتهاند.»
درهمين حال يکي از مسئولان تالارهاي پذيرايي پارك ارم ميگويد: «کالسکه سواري در اينجا فقط مختص عروس و دامادهايي است که مراسم جشن آنها در يکي از تالارهاي ما برگزار ميشود. از هر عروس و داماد مبلغ 150 هزارتومان بابت کالسکه سواري به هرمدت زماني که فيلمبردار آنها لازم داشته باشد، گرفته ميشود.»
شهربازي خانواده در محدودة شهرداري منطقه 20 تهران (شهرري) نيز تا چندي پيش يکي از محلهايي بود که علاقمندان به درشکهسواري و کالسکهسواري به آنجا ميرفتند و کالسکههاي 4 نفرة اين پارک هم در قبال گرفتن 300 تومان از هر نفر، آنها را در مسيرهاي اين فضاي سبزدلپذير به گردش درميآوردند، اما مدتهاست به علت نامعلومي، بساط درشکههاي اين منطقه جمع شده است و مسئولان شهربازي خانواده هم حاضر به پاسخگويي دراين زمينه نيستند.اما آنها كه دوست دارند كالسكهسواري و يا درشكهسواري را در فضاي تهران روزگار قديم تجربه كنند، اين روزها به شهرك سينمايي غزالي واقع در كيلومتر 14 بزرگراه تهران ـ كرج ميروند؛ شهركي كه به همت مرحوم علي حاتمي و به وسيله صداوسيما ساخته شد و فيلمها و سريالهاي تاريخي زيادي همچون هزار دستان و كيف انگليسي در آن ساخته شده است.
مردم دوست دارند صداي در شكهها را بشنوند؛ صدايي كه خاطرات ديده و نديدة تهران قديم و ساير شهرها و روستاهاي ايران را در ذهنها زنده ميكند...
تاريخچة کالسکه راني در ايران
بسياري از سورچيها و کالسکهرانان قديم را در تهران، مشهد، اصفهان، تبريز و ساير شهرهاي بزرگ ايران، «عليشاه» صدا ميزدند؛ گويي که اين نام، معرف شغل و حرفة آنان بود.
«حکم علي مظفرخان» که يکي ازهمين عليشاههاي روزگار نه چندان دور تهران است، خاطراتي شنيدني از دوره رونق درشکهها و کالسکهها در تهران دارد، اما خاطرات جالبتري را به نقل از پدر خود که او هم سورچي بوده، تعريف کرده است او ميگويد: «نخستين خط درشکه راني در فاصلة ميان شرق و غرب تهران راهاندازي شد و بعدها درشکههاي يك اسبه (کـــه بيشتر افــراد متمول و سرشناس را در سطح شهر جابجا ميکردند)، در چهار نقطه ميدان توپخانه ، سبزه ميدان (بازار امروزي) حاشية ديوار سفارت انگليس و ميدان سرچشمه ايستگاه داشتند و پولدارها آنها را ساعتي کرايه ميکردند. زمستانها نرخ آنها کمي بيشتر بود و براي کساني که مايل به گردش در محدودة شهر تهران آن روزگار بودند، يک قران و پنج شاهي گرفته ميشد، براي يک ساعت گردش داخلي شهر، 2 قران و 10 شاهي و گاه 3 قران گرفته ميشد واگرميخواستند از تهران به شميران بروند نرخ آن 4 قران بود.»
درکتاب «تاريخ اقتصادي ايران» نوشته «چارلزعيسوي» آمده است: در سال 1890 ميلادي (حدود 110 سال پيش) نيز دولت وقت ايران مجوز تأسيس نخستين شرکت درشکهراني و اتوبوسراني را به يکي ازکارمندان عالي رتبة وزارت امورخارجه ايران به نام ميرزا جواد خان داد و به اين ترتيب او 30 دستگاه کالسکه را از ديار فرنگ به ايران وارد کرد و طي مراسمي در ماه نوامبر 1890 (مطابق با 1278 هجري شمسي) ورود آنها به خيابانهاي تهران جشن گرفته شد.»
اما در ديگر اسناد تاريخي آمده است که نخستين کالسکههاي ايراني در سال 1267 هجري قمري، به همت معيرالممالک در تهران ساخته شد و بعدازآن بود که در مدتي کوتاه، استفاده از کالسکه درتهران رونق زيادي پيدا کرد و طرفدارانش روزبه روز بيشتر شدند.
برخي ديگر نيز نوشتهاند كه در آغاز، استفاده از کالسکه مخصوص اعيان و اشراف بود، ولي بعد از مدتي، شخصي به مهديخان، کاروانسرايي را در حومة ميدان محمديه (اعدام) به گاراژ کالسکه اختصاص داد که به همين دليل، به «کاروانسراي کالسکه» شهرت يافت و هرکسي نياز به کالسکه داشت، به آنجا مراجعه ميکرد.
نرخ کرايه کالسکهها در آغاز، ساعتي يک هزار دينار بود و هرکسي هر چند ساعت که ميخواست، ميتوانست کالسکهها را در اختيار داشته باشد.بنابر اظهارنظر فرهنگ نويسان، «کالسکه» يک واژة روسي است که فارسي آن «گردونه» تعبير شده است. در ايران باستان نيز نوعي گردونه اسبي وجود داشت که به آنها ارابههاي جنگي ميگفتند و بيشتر در زمان جنگ کاربرد داشت.
codex24x
page05
codex24x
page05
+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:33 توسط
|