امروزه در كشور ما به دليل پيشرفت بهداشت، طول عمر سالمندان افزايش يافته است و در حال حاضر بيش از 6 ميليون سالمند در ايران وجود دارد كه 4 ميليون نفر از آنان بالاي 60 سال و 2 ميليون نفر بالاي 65 سال سن دارند؛ ‌براساس پيش‌بيني‌ها، جمعيت سالمند در ايران روز به روز افزايش خواهد يافت، طوري كه در سال 2010 نسبت به سال 1990 حدود 50 درصد جمعيت سالمندان مرد و 78 درصد جمعيت سالمندان زن افزايش خواهند يافت.

طبق تعاريف سازمان بهداشت جهاني، سالمندي از سن 60 سالگي آغاز مي‌شود. سن 60 تا 69 سال را سالمندان جوان، 70 تا 79 سال را سالخورده و 80 سال به بالا را كهنسالان مي‌نامند.

كارشناسان معتقدند: امروزه در كشورهاي پيشرفته، بالا بردن كيفيت زندگي سالمندان مهم است؛ سالمندان بايد مولد، فعال، سالم و پويا باشند.

آنان مي‌گويند: جمعيت سالمند كشور رو به افزايش است و اين افزايش جمعيت، برنامه‌ريزي‌هاي خاصي را در زمينه‌هاي مختلف مي‌طلبد تا تجربه تلخي را كه در دوران افزايش جمعيت با آن مواجه بوديم، دوباره تجربه نكنيم.

در حال حاضر بيشتر سالمندان، بازنشستگاني هستند كه درآمد كافي براي گذران زندگي ندارند و از امكانات رفاهي ـ كه به آن احتياج دارند ـ بي‌بهره‌اند سالمندان از مشكلات خاصي رنج مي‌برند كه بسياري از آنان در سنين كهولت، باعث تنيدگي مي‌شود. يكي از اين مشكلات اختلالات سلامتي و رواني است. حدود 15 تا 25 درصد افرادي كه بالاي 65 سال سن دارند از علائم جديد اختلال رواني و ذهني رنج مي‌برند. افسردگي به عنوان يك اختلال رواني، شايع‌ترين مشكل سالمندان است. افسردگي، كيفيت زندگي را مختل مي‌كند و خطر خودكشي و هزينه‌هاي مراقبت بهداشتي را افزايش مي‌دهد.

اصولاً سالمندان افسرده در مقايسه با ديگر سالمندان، سه برابر بيشتر به بيماري فشار خون بالا مبتلا مي‌شوند و در مقابل حملات قلبي، شكستگي‌هاي لگن، عفونت ريه و ساير بيماري‌ها ضعيف‌تر هستند.

دكتر پريسا ترابي، رئيس اداره بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي درباره سالمندي به گزارشگر ما مي‌گويد: سالمندي پديده‌اي طبيعي و به مرور زمان با تغييرات فيزيولوژيك همراه است. روند اين تغييرات در افراد يكسان است، ولي سرعت آن، متفاوت است.

پيري، كاهش قواي رواني و جسمي است كه در اثر گذشت زمان، واقع مي‌شود و فرآيندي طبيعي از تغييرات مربوط به زمان است كه با تولد آغاز مي‌شود و در طول زندگي ادامه مي‌يابد.

سالمندان از گروه‌هاي آسيب‌پذير جامعه هستند كه به مراقبت‌هاي ويژه نيازمندند. مراقبت از سالمندان، نياز به آگاهي‌هاي فني و پيچيده ندارد. اگر اطرافيان، افراد خانواده و خود سالمند، بعضي از نكات را بدانند و رعايت كنند، از بسياري حوادث ناگوار ـ كه براي سالمندان رخ مي‌دهد ـ پيشگيري كرده و شرايطي فراهم مي‌كنند كه سالمند خود را در خانواده فرد مفيدي احساس كرده و سربار نداند.



تغذيه سالمندان

او مي‌افزايد: باتوجه به پيشرفت‌هاي علم پزشكي و بهداشتي، متوسط عمر انسان افزايش يافته است. پير شدن و سالخوردگي با كاهش تدريجي فعاليت‌هاي فيزيكي و افزايش بيماري‌هاي مزمن همراه مي‌شود. بهبود تغذيه تا حد زيادي از بروز اين مشكلات پيشگيري كرده و يا آنها را تخفيف مي‌دهد. به همين دليل يكي از مسائل مهم سالمندان، وضع تغذيه آنهاست. نوع تغذيه در دوره سالمندي بسيار مهم است، زيرا اضافه وزن، فشار خون بالا، چربي خون و قند بالا از مشكلات شايعي هستند كه تغذيه صحيح به كنترل آنها كمك مي‌كند. به علاوه با افزايش سن، توده عضلاني و سوخت و ساز بدن كاهش مي‌يابد. مصرف غذا كمتر مي‌شود و تغييراتي در بدن ايجاد مي‌شود كه احتمال سوءتغذيه را زياد مي‌كند.

نيازهاي تغذيه‌اي به موازات افزايش وزن، تغيير مي‌كند؛ در اين دوره نياز به برخي مواد مغذي، افزايش مي‌يابد. نيازهاي دوره سالمندي عبارتند از:

انرژي ـ نياز به انرژي با بالارفتن سن كاهش مي‌يابد كه علت آن، كاهش فعاليت بدني و توده عضلاني است. در صورت دريافت انرژي مازاد بر نياز، مشكلات و عوارضي مانند چاقي، فشارخون و بيماري‌هاي قلبي عروقي در سالمند ايجاد مي‌شود.

پروتئين ـ نيازهاي پروتئيني ـ برحسب گرم براي هر كيلوگرم وزن بدن) با بالا رفتن سن تغيير نمي‌كند، ولي اغلب به علت كاهش انرژي دريافتي و تغيير ذائقه به قدر كافي تامين نمي‌شود. بنابراين بايد به تامين مقدار مورد نياز پروتئين در اين دوره توجه شود.

كربوهيدرات ـ كربوهيدرات بيش از نيمي از انرژي دريافتي بدن را تشكيل مي‌دهد و براي تمام سنين ضروري است. فيبر غذايي، روزانه به مقدار 20 تا 35 گرم توصيه مي‌شود.

چربي ـ سالمندان سالم، بايد حداكثر 30 درصد از كالري روزانه خود را از چربي دريافت كنند. مقدار چربي‌هاي اشباع شده نبايد بيش از 8 تا 10 درصد انرژي روزانه را تشكيل دهد. بايد مقدار كلسترول دريافتي كنترل شود تا مقادير مصرفي آن زياد نباشد.

مايعات ـ توجه به دريافت كافي مايعات در سالمندان بسيار مهم است. سه تغيير عمده در دوران سالمندي موجب افزايش احتمال كم آبي بدن مي‌شود. كاهش حجم آب بدن، كاهش توانايي تغليظ ادرار به وسيله كليه‌ها و كاهش احساس تشنگي.

علايم كمبود آب در بسياري از سالمندان، حالت‌هاي متفاوتي نظير خشكي لب‌ها، گود افتادن چشم‌ها، تب، يبوست‌، كاهش حجم ادرار و تهوع دارد.

بنابراين توجه به مصرف كافي آب و مايعات در اين دوران، اهميت ويژه‌اي دارد. سالمندان براي جلوگيري از كم آبي بدن، بايد روزانه حداقل شش تا هفت ليوان مايعات و ترجيحاً آب بنوشند.

ويتامين‌ها و مواد مغذي ـ نياز به ويتامين D، ويتامين 12B و كلسيم در سالمندان تغيير مي‌كند.

دكتر پريسا ترابي مي‌گويد: مشكلاتي كه بر چگونگي تغذيه سالمندان تاثير مي‌گذارند به سه گروه اصلي «روحي و رواني، شرايط زندگي و جسمي» طبقه‌بندي مي‌شوند.

او درباره تغيير شرايط زندگي سالمندان مي‌گويد: ممكن است، سالمندي آشپزي بلد نباشد يا از آشپزي كردن خوشش نيايد. همچنين ممكن است، سالمنداني ـ كه درآمد كافي ندارند ـ از عهده خريد مواد غذايي مناسب برنيايند و نتوانند هزينه‌هاي تهيه يك غذاي سالم را بپردازند؛ در نتيجه شرايط زندگي آنان تغيير مي‌كند.

او همچنين درباره ميزان تحرك بدني سالمندان مي‌افزايد: اغلب به دليل افزايش سن و بروز برخي از بيماري‌ها، ميزان تحرك بدني سالمندان كاهش مي‌يابد. در چنين شرايطي تلاش براي تهيه غذا به كاري سخت تبديل مي‌شود.

او درباره عوارض كاهش سوخت و ساز بدن سالمندان معتقد است: همزمان با تغييرات ناشي از افزايش سن به ازاي هر سال پس از 40 سالگي، سوخت و ساز بدن كم مي‌شود. به همين دليل اگر سالمندان همچنان به خوردن غذا به مقداري كه پيش از آن و در دوران جواني عادت داشته‌اند، ادامه دهند، اضافه وزن مي‌يابند. كاهش تحرك بدني اين اضافه وزن را تشديد مي‌كند.

دكتر ترابي درباره كاهش اشتها در دوران سالمندي، علت‌هاي گوناگوني برمي‌شمارد و مي‌گويد: احساس تنهايي و افسردگي، موجب بي‌ميلي به غذا مي‌شود. عوارض جانبي بعضي از داروها علت ديگري براي كاهش اشتهاي سالمند است. ممكن است طعم غذاي رژيمي را دوست نداشته و به همين دليل رغبتي براي مصرف آن نداشته باشد.

همچنين به دليل تغييرات دستگاه گوارش، اغلب ترشح اسيد معده كاهش مي‌يابد. كاهش اسيد معده، هضم و جذب بعضي از ويتامين‌ها و املاح مهم را مشكل مي‌كند. ويتامين‌هايي مانند 6B و 12B و اسيدفوليك از اين گروه هستند. اين ويتامين‌ها در تامين انرژي و حفظ هوشياري ذهني، تامين سلامت سيستم گردش خون و تقويت حافظه نقش مهمي دارند.



بي‌خوابي سالمندان

دكتر مريم بهروزي، متخصص داخلي مي‌گويد: بي‌خوابي، شايعترين مشكل سالمندان است كه آنان را به مطب پزشك مي‌كشاند. به طور تقريبي بيش از 25 درصد از افراد بالاي 65 سال با اين مشكل مواجه هستند. در واقع بي‌خوابي، يك علامت و نشانه است كه درمان نشدن آن به بروز مشكلاتي براي سلامت يا افسردگي فرد، منتهي مي‌شود. اگر سالمندان شب‌ها دير به خواب مي‌روند، از خواب خود رضايت ندارند، در خواب احساس بي‌قراري مي‌كنند، صبح‌ها زود از خواب بيدار مي‌شوند و دوباره به خواب نمي‌روند، حتماً به پزشك مراجعه كنند. چون به بيماري «بي‌خوابي» مبتلا شده‌اند. بي‌خوابي گذرا به مدت چند روز تا يك ماه طول مي‌كشد.

بي‌خوابي‌هاي كوتاه مدت از يك تا6 ماه طول مي‌كشد. اگر بي‌خوابي حدود 6 ماه طول بكشد، مزمن تلقي مي‌شود.

او مي‌افزايد: اگر در اطراف خود سالمندي داشته باشيد، خواهيد ديد كه با كوچكترين صدايي از خواب بيدار مي‌شود و خواب بسيار سبكي دارد.

او يادآوري مي‌كند: بي‌خوابي در شب به خواب آلودگي در طول روز منجر مي‌شود. اين مسأله باعث بروز اختلال حواس مي‌شود. به علاوه گيجي، كندي حركتي، كاهش شناخت فرد از محيط، افزايش خطر آسيب، بروز افسردگي، خستگي، تحريك‌پذيري، كاهش حافظه و تمركز به همراهي كسلي در طول روز از عوارض بي‌خوابي‌هاي مكرر شبانه است.



تغييرات روحي و رواني سالمندان

دكتر علي فرجام، روانشناس اجتماعي مي‌گويد: انسان‌ها وقتي به دوران سالمندي مي‌رسند، احساس مي‌كنند به آخر خط رسيده‌اند. چون توانمندي‌هايشان كمتر و استقلالشان به خطر مي‌افتد و ديگر نمي‌توانند همچون گذشته از خود و اطرافيانشان مراقبت كنند؛ همه اين مسأله باعث تغيير خلق و خوي سالمندان مي‌شود.

او مي‌افزايد: احساس تنهايي و انزواي اجتماعي در سالمندان، واقعيتي است كه مورد توجه بسياري از روانشناسان قرار گرفته است. اين احساس ـ كه يكي از مشكلات عصر حاضر است ـ به دليل فقدان رابطه اجتماعي مطلوب به وجود آمده است. با توجه به اين كه سلامت رواني سالمندان با سلامت رواني ساير افراد جامعه ارتباط مستقيم دارد و با توجه به سير فزاينده جمعيت سالمندان در همه جوامع، اهميت رسيدگي به مشكلات آنان ضروري است.

براساس تحقيقات انجام شده در ايران، 75 درصد از سالمنداني كه احساس تنهايي مي‌كنند در سراي سالمندان هستند و در مقابل 79/94 درصد از سالمنداني كه احساس تنهايي كمتري مي‌كنند، همراه با خانواده و در منزل سكونت دارند.

پژوهشي درباره 258 نفر از سالمندان كهريزك و مجموعه‌ هاشمي‌نژاد تأكيد دارد كه هيچ يك از آنان همسر ندارند.

واقعيت اين است كه سالمندان ساكن در اين مجموعه‌ها، از وضع و موقعيت شايسته‌اي برخوردار نيستند و مشكلات عاطفي، رواني، جسماني و مالي بسياري دارند و وضع آنان به گونه‌اي نيست كه به زندگي اميدوار باشند. اغلب در تنهايي و انزوا زندگي مي‌كنند و بسياري از آنان غريبانه مي‌ميرند.

دكتر فرجام مي‌گويد: يك محيط ايمن و سالم براي سالمند حتماً محيطي آرام و بي‌سروصدا نيست. آن چيزي كه سالمند را سالم نگه مي‌دارد، حفظ ارتباط است. سالمند بايد حضور فعال داشته باشد و با اعضاي خانواده، دوستان و افراد اجتماع ارتباط برقرار كند. اگر مي‌خواهيم محيط ايمني براي سالمندان فراهم كنيم، بايد با ارتباط سالم و صحيح، مانع انزواي آنان شويم. سالمندان بايد سفر بروند و بيرون از خانه خريد كنند.

او، يكي ديگر از مشكلات سالمندان را اختلال حافظه مي‌داند و مي‌افزايد: سالمندان بايد ذهنشان را با كتاب خواندن پرورش دهند و چيزهايي را كه ياد گرفته‌اند، تكرار كنند. راديو گوش دهند. جدول حل كنند. آلبوم خانوادگي را نگاه و سعي كنند، تك‌تك عكس‌ها را به خاطر بياورند؛ و در پايان روز، كارهايي را كه انجام داده‌اند، يادداشت كنند.

او توصيه مي‌كند: سالمندان بايد به مراكز ارائه خدمات مراجعه كنند و شيوه‌هاي زندگي سالم را بياموزند.

سالمندان بايد به طور منظم و مرتب ورزش كنند. ورزش بر سلامت جسم و ذهن، تأثير مثبتي دارد.

او با تأكيد بر ايجاد زندگي سالم براي سالمندان، مي‌گويد: همه سازمان‌ها، نهادها و ارگان‌ها بايد در زمينه توانمندسازي سالمندان همكاري و مشاركت داشته باشند و آنان را به عنوان نيروهاي فعال جامعه، حفظ كنند.

همچنين براي ايجاد محيطي مطلوب و شايسته زندگي سالمندان بايد پياده‌روها، استاندارد شوند؛ پل‌هاي هوايي، پله برقي داشته باشند؛ تسهيلات ويژه استفاده از بليت رايگان اتوبوس‌هاي درون شهري و برون شهري ارائه شود؛ وام‌هاي كم بهره و طولاني مدت را براي خانه‌دار شدن دريافت كنند؛ امكانات رفاهي و حمايتي از سالمندان با مشاركت همه دستگاه‌ها و سازمان‌هاي تابعه ايجاد شود.

بيتا مهدوي

 

آزمايش‌هاي دوران سالمندي

اگرچه در مقابل پيري نمي‌توان ايستاد، اما سلامت جسم خود را بايد به گونه‌اي حفظ كنيم كه در سنين سالمندي، دچار مشكلات عديده نشويم.

پزشكان توصيه مي‌كنند كه در سنين خاص، هرچند وقت يكبار به پزشك مراجعه كنيم و اجازه دهيم كه او با توجه به وضع بدني و سوابق خانوادگي، سلامت ما را كنترل كند.

برخي از مواردي كه بايد پس از 45 سالگي براي زير نظر گرفتن آنها به پزشك مراجعه كنيم را در پي از نظر مي‌گذرانيم.

ديابت: ابتلا به ديابت و به كارگيري درمان‌هاي نادرست در مواجهه با آن، سبب بروز بيماري‌هاي قلبي عروقي مي‌شود.

با نزديك شدن به سن 45 سالگي به ويژه اگر دچار اضافه وزن هستيد يا سابقه خانوادگي ابتلا به ديابت را داريد بايد به طور منظم به پزشك مراجعه كرده و آزمايش قند خون دهيد. براي انجام اين آزمايش بايد ناشتا باشيد.

فشارخون: كنترل فشارخون تا 40 درصد از خطر ابتلا به سكته مغزي و 16 درصد از خطر ابتلا به حمله قلبي مي‌كاهد. فشارخون بالا از دلايل ابتلا به آلزايمر در سنين سالمندي است. پزشكان توصيه مي‌كنند از 50 سالگي هر شش ماه يك بار به پزشك مراجعه كنيد. دو نفر از هر 10 نفر، پس از 50 سالگي به فشارخون مبتلا مي‌شوند.

چربي خون: افزايش ميزان كلسترول بد (LDL) و تري‌گليسيريد براي قلب و عروق خطرآفرين است. پس از 70 سالگي ـ اگر دچار مشكلات جسمي هستيد ـ هر سال يك بار به پزشك مراجعه كنيد. با يك آزمايش خون ساده ميزان كلسترول خون شما مشخص مي‌شود. در صورت بالا بودن چربي خون، رژيم غذايي و توصيه‌هاي لازم براي كنترل آن به شما داده مي‌شود.

قدرت بينايي: پس از 45 سالگي حتماً سالي يك بار به چشم‌پزشك مراجعه كنيد. پزشكان با انجام يك تست بينايي نزديك و دور و گرفتن فشار چشم، شما را از ضعف بينايي آگاه كرده و در صورت لزوم، عينك يا دارو تجويز مي‌كنند. در صورت بي‌توجهي به اين موضوع، ممكن است به مرور زمان دچار ضعف بينايي، كم‌بيني، نابينايي يا مشكلاتي مانند بيماري آب مرواريد شويد.

سنجش شنوايي: از 50 سالگي به بعد بايد هر دو سال يكبار و پس از 65 سالگي هر سال يكبار به مراكز شنوايي‌سنجي مراجعه كنيد. پزشك متخصص با گرفتن نوار شنوايي، ميزان قدرت شنوايي شما را بر حسب امواج صدا مي‌سنجد.

نوار قلب: پس از 70 سالگي گرفتن نوار قلب ضروري است، به ويژه اگر مي‌خواهيد ورزش كنيد يا دچار ناراحتي‌هايي مانند ديابت، فشارخون، كلسترول بالا و اضافه وزن هستيد يا سيگار مي‌كشيد، براي اين كار پزشك متخصص قلب الكترودهايي را روي پوست سينه شما نصب مي‌كند و آهنگ ضربان قلب‌تان را براي يك دقيقه بررسي مي‌كند. براي بررسي كامل‌تر فعاليت قلب، گاهي از دستگاه‌هاي اكوكارديوگرافي يا كوروناروگرافي استفاده مي‌شود.

وضع تنفس: اين آزمايش براي بررسي ميزان سلامت ريه‌ها و اثبات بود يا نبود سرطان ضروري است. در صورتي كه سالم هستيد، هر سه سال يكبار و در صورتي كه ناراحتي تنفسي داريد، هر سال بايد به پزشك مراجعه كنيد. اين آزمايش براي كساني كه بيش از 20 سال سيگار مي‌كشند، ضروري است. در آزمايش سنجش ظرفيت تنفس بايد در يك دستگاه كوچك با فشار زياد بدميد و در صورت لزوم از ريه شما راديوگرافي مي‌شود.

كنترل ضروري: سلامت دندان‌ها با سلامت قلب، ارتباط مستقيم دارد. بنابراين هر شش ماه يكبار به دندانپزشك مراجعه كنيد.

 

زماني براي آرامش جسم و روان

افزايش ميزان تولد کودکان و کاهش مرگ و مير انسان‌ها به علت بهبود وضع بهداشتي در چند دهه اخير سبب افزايش تعداد سالمندان شده است. به دنبال افزايش جمعيت سالمندان، روان پزشکان به اهميت توجه به بهداشت رواني آنان و فراهم آوردن امکانات لازم براي ارائه خدمات ويژه در اين زمينه بيشتر پي برده اند. در حال حاضر در کل جهان حدود 410 ميليون نفر بالاي 65 سال وجود دارند که پيش بيني مي‌شود تا 40 سال آينده اين جمعيت دو برابر شود.

سالمندي و پير شدن پديده‌اي شگفت آور است، آن‌چنان شگفت آور که اغلب نمي‌توانيم باور کنيم روزي به سراغ ما خواهد آمد؛ چرا که تحولات دوران جواني به سالمندي آن‌چنان تدريجي است که هيچ گاه اين تحولات قابل حس نيست و سالمندي از ديد اطرافيان واضح‌تر از آن چيزي است که به نظر خود شخص مي‌آيد.

اصطلاحاتي مثل سالمند، سالخورده، پير، مسن، کهنسال و نظاير آن درباره کساني به کار مي‌رود که 65 سال بيشتر از سن آنها گذشته باشد، ولي مرزبندي سنين سالمندي بيشتر براساس قرارداد شکل گرفته است و به طور کل سالمندي يک امر نسبي است.

در واقع سالمندي فرآيندي است که در سه بُعد فيزيولوژيک، روان شناختي و اجتماعي شخص را به سمت پيري مي‌برد، تغييرات ايجاد شده در اين سه بُعد با سرعت‌هاي متفاوتي ايجاد مي‌شود. اگر فردي علي رغم اين که از نظر فيزيولوژيک پير شده است، خودش را از نظر ذهني جوان بداند، پديده غيرمعمولي نيست يا برعکس اگر کسي با چهره جوان همانند پيرها عمل کند نيز غيرمعمول نمي‌نمايد؛ بنابراين جاي شگفتي نيست که اين پديده در برخي افراد زودتر از موعد معمولي و در برخي ديرتر به ظهور رسد.

پس سالمندي پديده‌اي زيستي و طبيعي از رشد انساني است که به صورت عمومي و بسيار تدريجي تمامي موجودات زنده را در بر مي‌گيرد. همه اعضا و جوارح ما با هم َروَندِ مسن شدن را طي مي‌کنند. شکوه از سنگيني گوش، شکايت از تاري ديد، گله از درد مفاصل و ده‌ها رنج و فرياد ديگر همه حکايت از هماهنگي ميان اعضا و مجموعه ساختاري انسان دارد. پس به طور کلي سالمندي نوعي تغيير و سر فرود آوردن در مقابل سير طبيعي و سنت الهي به صورتي هماهنگ است.

متأسفانه در بسياري از جوامع، سالمندي را مترادف با بيماري تلقي مي‌کنند؛ در حالي که سالمندي بيماري نيست بلکه فرآيندي طبيعي است که کسي نمي‌تواند از آن جلوگيري کند. هيچ دليلي براي نگراني از اين پديده وجود ندارد؛ به طوري که با مراقبت مناسب مي‌توان از عمر طولاني لذت برد و پيري سالم و شادي آوري داشت و از هجوم بيماري و ضعف در امان ماند.

درباره طول عمر (LONGEVITY) بايد گفت که بهترين شاخص آن، شاخص خانوادگي است. تقريباً نيمي از افراد بالاي 80 سال، پدران بالاي 80 سال داشته اند. اين عامل تحت کنترل انسان نيست، ولي يک سري عوامل پيش بيني کننده در طول عمر وجود دارد که در کنترل انسان است.از مهمترين آنها مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:

معاينات طبي منظم، مصرف نكردن کافئين و الکل، رضايت شغلي، احساس و تصور خود در نقش نوع دوستانه مفيد از نظر اجتماعي مثل همسر، مشاور، والد و غيره، رژيم غذايي مناسب و ورزش. در کشورهاي صنعتي و پيشرفته مقام سالمندان به ارزش آنها براي اجتماع وابسته است، بنابراين به علت افت کارايي آنها قدر و منزلت آنها نيز کاهش مي‌يابد؛ ولي در جوامعي مثل جامعه ما به سبب اعتقادات فرهنگي و مذهبي مردم و بافت خانوادگي حاکم، سالمندان مورد احترام قرار مي‌گيرند و از اعتبار بالايي برخوردارند.

سن پيري همراه است با تغيير شکل و در بيشتر اوقات از دست دادن نقش اجتماعي قبلي. در بسياري از افراد سالمند تعداد نقش‌هاي موجود در دوره‌هاي قبلي از نظر شغلي، خانوادگي و اجتماعي با افزايش سن رو به کاهش مي‌گذارد، پس افراد سالمند سالم فعاليت‌هاي اجتماعي خود را با مطابقت دادن با محدوديت‌هاي دوره سالمندي تا حد زيادي حفظ مي‌کنند.

گاهي عوامل مداخله گر مثل بيماري جسمي، رواني، مشکلات اقتصادي، مرگ دوستان و عوامل استرس زاي ديگر مانع از ادامه تعامل اجتماعي مي‌شود و اين چرخه معيوب ادامه مي‌يابد.

به طور کلي حفظ تماس با افراد و فعاليت اجتماعي براي سلامت جسمي و رواني حايز اهميت است؛ حتي تماس با افراد جوان مي‌تواند احساس سودمندي و افزايش اعتماد به نفس را در سالمندان به وجود آورد، چرا که سالمندان در طول زندگي خود ارزش‌هاي اجتماعي و فرهنگي را به نسل بعدي منتقل کرده‌اند و هم اکنون مي‌توانند حاصل تلاش يک عمر خود را در ارتباط با آنها بيابند.

امروزه نقش رويدادهاي مهم زندگي و عوامل استرس زاي محيطي و اجتماعي در شکل گيري بيماري‌هاي رواني و تشديد آنها به اثبات رسيده است. بعضي رويدادهاي مهم زندگي مثل بازنشستگي، مسائل اقتصادي و مرگ همسر در سالمندان از اهميت بيشتري برخوردار است و مي‌تواند مستقيماً روي بهداشت رواني آنها تأثير بگذارد.

براي بسياري از افراد، بازنشستگي زماني براي رهايي از مسئوليت‌ها و تعهدات شغلي قبلي و پيگيري زمان تفريح و استراحت و آرامش جسمي و رواني است. براي عده‌اي ديگر به خصوص اگر بازنشستگي با مشکلات اقتصادي و از ميان رفتن اعتماد به نفس همراه شود، زمان استرس است و مي‌تواند همراه با علايم روان پزشکي باشد.

جنبه اقتصادي بازنشستگي هم براي خود سالمند و هم براي جامعه او از اهميت فوق العاده‌اي برخوردار است. در بسياري از سالمندان فقير، نگراني در خصوص پول و چگونگي گذراندن زندگي خود به يک اشتغال ذهني دايم بدل مي‌شود که با کسب لذت آنها در زندگي تداخل دارد. اين نقصان در بنيه مالي، از يک طرف مراقبت جسمي مناسب و درمان اختلالات جسمي را با مشکل روبه رو مي‌کند و از طرف ديگر با ايجاد استرس‌هاي ذهني و از ميان بردن يا تضعيف اعتماد به نفس چرخه معيوب خطرناکي از مسائل رواني را به وجود مي‌آورد.

بازنشستگي اگر به دلخواه و قابل پيش بيني باشد، مي‌تواند توأم با لذت و افزايش اعتماد به نفس شود. در هر حال بايد به اين نکته توجه داشت که يک فرد سالمند بازنشسته در گذشته فردي مفيد و فعال براي جامعه بوده و دين خود را ادا کرده است. از اين نظر بهتر است با او به عنوان يک عضو ارشد در اجتماع برخورد کرد که منبعي از تجارب سال‌هاي کاري است و مي‌تواند بازوي مشاوره‌اي خوبي براي شاغلان جوان باشد نه اين که با او به عنوان فردي غير مفيد و از کار افتاده و خداي نکرده سربار جامعه رفتار کرد. خيلي از اوقات با اشتغال مجدد اين افراد در کارهاي سبک‌تر و به صورت نيمه وقت مي‌توان اعتماد به نفس درهم شکسته سالمندان بازنشسته را ترميم کرد و آنها را از تنهايي در آورد.

عزلت نشيني، علاج پيري نيست. درست است که يک سالمند نمي‌تواند مثل يک جوان تحرک و جنب و جوش داشته باشد، ولي با پذيرفتن ناتواني‌هاي طبيعي خود و به کاربردن توانمندي‌هاي موجود، مي‌تواند غبار افسردگي را از چهره اش پاک کند.

براي رهايي از عوارضي چون تنهايي و افسردگي در سالمندان بازنشسته توصيه مي‌شود علاوه بر تماس بيشتر با اعضاي خانواده، ساعات تنهايي و بيکاري روزانه را با شرکت در اجتماعات مخصوص سالمندان پر کنند. در اين اجتماعات نه فقط ساعات بيکاري فرد سالمند پر مي‌شود؛ بلکه در او احساس مفيد بودن به وجود مي‌آيد و اين باعث بالا بردن و بالا نگهداشتن قدر و منزلت سالمند مي‌شود.

به نظر مي‌رسد در کشور ما نيز با توجه به رشد سريع جمعيت سالمندي و درگيري شغلي خانواده‌هاي جوان تر، نياز به تشکيل باشگاه‌هاي مخصوص سالمندان که در آن اجتماع کنند، بيشتر احساس مي‌شود تا علاوه بر تجمع در محيط‌هاي عمومي مثل پارک، محلي اختصاصي براي خود داشته باشند که علاوه بر ديدار يکديگر و احساس مشترک در توانمندي‌ها و ناتواني‌‌هاي طبيعي توأم با افزايش سن، به فعاليت‌هاي متناسب با آن توانايي‌ها و ناتواني‌ها بپردازند.

براي اين منظور شناخت اعضاي خانواده و در کل اجتماع از محدوديت‌ها و توانمندي‌هاي سالمندان ضروري به نظر مي‌رسد تا علاوه بر درک اين گنجينه‌هاي گرانبها و برخورد مناسب، از تجارب سال‌هاي پربار زندگي آنها بيشتر بهره برند.

سالمندي بهنجار

دکتر آرش ميراب زاده روان پزشک

استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي

codex40x

page26



codex24x

page05



codex24x

page05