دور ريز نان چرا اتفاق مي افتد؟
خيلي از كشورها تا يك دهه پيش، بحران ايران را داشتند و با مشكلاتي از قبيل؛ كيفيت پايين نان، چالش يارانه و كيفيت پايين آرد گندم درگير بودند، اما بسياري از اين چالشها را پشت سر گذاشتند. اما ايران هنوز درگير ضايعات نان، آن هم با درصد بالاست. گاهي، گامي برداشته ميشود مانند حل مساله جوش شيرين، ولي پس از مدتي، دوباره به نقطه آغاز باز ميگردد. مثل دوندهاي كه بعد از چند قدم دويدن، به نقطه آغاز بر ميگردد و هيچگاه تا مقصد نميدود.
امسال، ميلياردها تومان يارانه براي نان اختصاص يافته است، ولي هم مردم ناراضياند، هم نانواييها.
مردم ميگويند: «دورريزي نان براي آن است كه نانها كيفيت ندارد».
نانوادارها ميگويند: «هزينه مغازه و دستمزدها بالا رفته است».
هدف دولت، ثابت نگه داشتن قيمت نان است، بنابراين نانواها، شغل خود را در مقايسه با ديگر مشاغل، زيانآور حس ميكنند.
دورريزي نان، مختص نان سنتي نيست؛ برخي حتي نان فانتزي را نيز دور ميريزند.
يكي از مشكلات نان، از گذشته تاكنون، دور ريختن بخشي از آن است. پيش از به ميدان آمدن نان فانتزي، از آنجايي كه در خمير نان سنتي از جوش شيرين و نمك زياد استفاده ميشد ـ و همچنان ميشود ـ بخش زيادي از نان، خوب ورنيامده و پخته نشده و در نتيجه دورريز ميشود.
ايراد ديگر نان سنتي، زود بيات شدن آن است. نان بربري و نان سنگك از تنور درآمده اگر داغ خورده نشود، قابل نگهداري براي استفاده در فرصتهاي بعدي نيست. براي همين، مردم ناچارند براي مصرف وعدههاي سهگانه غذايي ـ صبح و ظهر و شب ـ مدتها در صفهاي طولاني بايستند تا نان تازه به خانه ببرند.
نان فانتزي، افزون بر اين كه گران است، قابل استفاده براي هر نوع غذايي نيست و نميتوان آن را با همه غذاهاي سنتي خورد؛ ذائقه بسياري از مردم نيز به نان سنتي خو گرفته است و نميخواهند يا نميتوانند ذائقه خود را تغيير دهند. برخي نان سنتي ماشيني را نيز قبول ندارند و مسافت زيادي ميپيمايند تا نان تنور آجري بگيرند. بعضي نيز در انتخاب ميان نان سنتي ماشيني و نان فانتزي، به سوي نان سنتي ماشيني ميروند. نان فانتزي همه گروههاي جامعه را پوشش نميدهد و شايد هيچگاه ندهد. بنابراين هنوز نان سنتي ـ چه پخت دستي و چه نوع ماشيني ـ حرف اول و آخر را ميزند.
دوري از سنت
نان به محصولي گفته ميشود كه از پختن خمير ورآمده به دست آيد. خمير مايه (ايست) عامل ورآمدن خمير نان است. هر چقدر زمان استراحت خمير (فرآيند تخمير) بيشتر باشد، تخريب اسيد فتيك و آزادي املاح موجود در آرد، بيشتر ميشود. پخت نان با خمير مايه، نياز به صبر و حوصله دارد. هرچند، فنآوري نوين، مانند ورآورنده اتوماتيك و پخت با بخار، كارها را بسيار آسانتر از گذشته كرده است.ولي امروزه به جاي مخمرهاي طبيعي، از بيكربنات سديم يا جوش شيرين استفاده ميشود. گروهي از كارشناسان بر اين باورند كه برخي از نان فانتزيها به جاي بهبوددهنده طبيعي، به دور از چشم بازرسان بهداشت، از مواد شيميايي استفاده ميكنند.
ناني كه عامل ورآمدن آن ماده شيميايي و بهبوددهندههاي شيميايي باشد، نه اين كه نان بهداشتي و مفيدي نيست، بلكه چنين ناني به سلامت مردم جامعه، آسيبجدي و اساسي وارد ميكند و سرطانزاست.
بسياري از پزشكان، به بيماران خود سفارش ميكنند كه از شيريني قنادي، به سبب استفاده افراطي از جوششيرين، استفاده نكنند. حال آن كه در نان ـ به وفور ـ از جوش شيرين استفاده ميشود و حتي در نان سنگك، استفاده از خميرمايه، نقشي ظاهري، يا به گفته يك كارشناس، نقش فرماليته دارد. به اين ترتيب كه نخست، خمير با پايه قرار دادن جوش شيرين، به عنوان ماده اصلي تهيه ميشود و سپس براي خالي نبودن عريضه، چند گرم ناقابل، خمير ترش نيز ـ شايد به عنوان تبرك ـ در آرد مي ريزند.
حال اين پرسش پيش ميآيد كه آيا پزشكان ميتوانند به بيماران خود سفارش كنند كه با پرهيز از مصرف شيريني، نان هم نخورند؟ يا مصرف ناني خاص را با اطمينان به بيماران خود توصيه كنند؟
شيميايي بيماريزا
ماده شيميايي جوش شيرين و ديگر تركيبات مانند «بكينگ پودر» را براي پوك كردن خمير شيريني به كار ميبردند، ولي اكنون به عنوان پوك كننده خمير نانهاي سنتي نيز استفاده ميشود. بيكربنات سديم در جريان پخت نان، در تركيب با رطوبت و حرارت، تبديل به كربنات سديم (سودا يا آب گازدار) ميشود. خاصيت قليايي بالا، تركيبات شيميايي و غيربهداشتي و دگرگوني در فرآيند تخمير، عوارض بسياري را براي سلامت مصرفكننده در پي دارد. ويتامين C بدن را از بين ميبرد. به اندام دستگاه گوارش، آسيب ميزند و به ناتواني مقاومت بدن ميانجامد. حال آن كه به راحتي ميتوان، خمير مايه را جايگزين آن كرد. خميرترش، افزون بر آن كه هيچ زياني براي سلامتي بدن ندارد، بلكه ويتامين B و ديگر مواد مفيد نان را حفظ ميكند. ناني كه با خمير ترش تهيه ميشود به خوبي هضم و جذب ميشود؛ زيرا خميرمايه از جنس خود نان و آرد است و در تهيه آن هيچگونه ماده شيميايي آزمايشگاهي به كار گرفته نميشود.
از سوي ديگر، در سنت پخت نان قديمي ايراني، جوش شيرين، هيچ پيشينهاي ندارد. نياكان ايراني يا غيرايراني ـ آنان كه پديدآورنده تنوع ناني، يا واردكننده روشهاي پخت انواع نان به ايران بودهاند ـ در هيچ يك از اين فرآوردهها ـ نان بربري، سنگك، لواش و تافتون ـ از جوش شيرين يا بكينگپودر استفاده نميكردند و در آموزشهاي خود نيز سفارشي در اين مورد نداشتهاند؛ اصلاً چنين مواد شيميايي وجود نداشت كه استفاده كنند. ماده تخمير دهنده همه نانها، فقط خمير ترش بود.
استفاده از جوش شيرين از زماني آغاز شد كه برخي دريافتند، اين ماده راحت حلقوم است و دردسر خميرمايه را ندارد و محتاج مواظبت از خمير تا بامداد نيست. پس خيلي آسان، به سنت، پشت كردند. البته براي انجام اين كار، سلامت مردم و مصرفكنندگان را نيز ناديده گرفتند.
آيا وجدان كاري نبايد سبب شود كه برخي از توليدكنندگان نان، از جوش شيرين استفاده نكنند و سلامت كودكان و سالمندان را به خطر نيندازند؟ آنان اصول بهداشت را رعايت نكرده و به سلامت كودكان و خانواده خود نيز بياعتنايند.
استفاده از خمير ترش، نه فقط افت كيفيت را در فرايند پخت نان پديد نميآورد، بلكه نان توليد شده، كيفيت مطلوبتري به لحاظ ظاهر و ماندگاري خواهد داشت.
برخي از نانواييها، براي كاهش هزينه، آساني كار و صرفهجويي در وقت و پاسخ به افزايش تقاضا، نان را با جوش شيرين پخت ميكنند. نان تهيه شده با بيكربنات سديم ـ با وجود شكل به ظاهر خوب ـ فاقد ارزش غذايي لازم است و طعم و مزه طبيعي هم ندارد؛ و دورريز نان را افزايش ميدهد.
گريز از ماشين
روز به روز از كيفيت نانهاي داخلي كاسته ميشود. برخي بر اين باورند كه ماشيني شدن پخت نان از دورريزي آن ميكاهد، اما بسياري از نانواييها همچنان از اين روش دوري ميكنند. به راستي، رقابت و تقابل بين نان سنتي و صنعتي به كجا ميانجامد. آيا نانوايان سنتي از پافشاري بيشتر خسته شده و خود را از دردسر مراحل سخت و كند تهيه نان سنتي و تنور آجري رها ميكنند و تسليم سرعت و راحتي ماشين ميشوند و به صنعتي شدن رو ميآورند؟ يا در جايگاه خود ميمانند تا جوابگوي خواست آن عده از خواهندگان باشند كه همچنان در پي نان سنتياند؟
و اما پرسش اساسي: آيا ماشينيشدن پخت نان، بدون پرهيز از جوششيرين در فرايند تهيه نان، كمكي به كيفيت، ماندگاري و دورنريختن نان ميكند؟
سعي نانواييدارها، كسب درآمد بيشتر و كاهش هزينههاست؛ و چون استفاده از مواد شيميايي (جوششيرين) باعث صرفهجويي در وقت و افزايش در توليد ميشود، نانواييدارها به سوي آن ميروند. البته چنين ناني، زود بيات ميشود و غيرقابل مصرف است؛ از اين رو بخش زيادي از نان ضايع ميشود. ظاهراً مصرفكنندهي بهاي نان يارانهاي را ميپردازد، ولي در واقع قيمت نان آزاد را از جيب ميدهد.
راهكارها
اسدالله محمودي، عضو اتحاديه نانوايان، يكي از معدود نانواييدارهاست كه هم سابقه توليد نان سنتي را در كارنامه دارد و هم دستي در توليد نانهاي حجيم و صنعتي. او در پاسخ به اين پرسش كه چرا در گذشته نان كيفيت داشت ولي اكنون ندارد، ميگويد: «هر چه به گذشته و عقب ميرويم، كيفيت نانها، بهتر ميشود. اكنون نيز كيفيت واقعي نان را در برخي از سنگكيهاي قديمي ـ پايبند به وجدانكاري ـ ميتوان يافت. در گذشته، زمان و مكان در اختيار نانوا بود و روي هم رفتة حوصله و سليقه و انصاف بيشتر و جمعيت كمتري وجود داشت. آن زمانها رعايت اصول و احساس مسئوليت در پخت نان، صاحبان نانوايي را شبانه به مغازه ميكشاند، تا خمير زمان كافي براي فعل و انفعالات تخمير پيدا كند و خوب ور بيايد و نانوا فرآورده بهتري دست مردم بدهد. قديمها نداي «دستات درست» يك خريدار قدردان، پژواك مييافت و در همهمه ماشين، گم نميشد، و اين براي نانوا، غرور كاري ميآورد.»
وي ميافزايد: «يكي از اركان مهم نان خوب، نوع گندم است. گندم تراريخته (ژنتيك) يا آرد سنگين، غني و پرقوت است و نان حجيم خوبي ميدهد. آردهاي ژنتيك گذشته، وارداتي بود كه با تحريمها، ورودشان قطع شد. البته پژوهشگران ايراني براي رفع كمبودها، بسيار كوشيدند و موفق هم بودند.»
وي درباره ضايعات نانهاي سنتي و فانتزي ميگويد: «نانهاي فانتزي نيز متأسفانه دور ريز دارد. استفاده بهينه از نان، هنوز در فرهنگ مردم، جا نيفتاده است و اسراف، همهگير و در سطحي وسيع جريان دارد و فقط شامل نان نميشود.البته علت ديگري هم دارد؛ بخش داخلي خمير نان فانتزي، فشرده است. آردش قابليت لازم را ندارد. گلوتن پايين آرد در كم و كيف فرآيند تخمير، تأثير مثبت يا منفي ميگذارد. رطوبت و فشردگي خمير، باعث ناپختگيِ وسط نان شده و به راحتي قابل مصرف نيست.»
محمودي، براي پيشگيري از دوريز نان، چگونگي استفاده از مغزيِ نان را يادآور ميشود و ميگويد: در كلمبيا يا كشورهاي توليدكننده موز، برنامههاي بازفرآوري دارند و از دوريز موز، نوعي آرد توليد ميكنند. مگر در كشور خود ما، خانوادهها از گوجههاي غيرسالادي، رُب تهيه نميكنند؟ پس چرا در مورد نان، اين كار را نكنيم؟ در خارج از كشور، براي تهيه همبرگر از مغزي نان استفاده ميكنند و آن را روانه سطل آشغال نميكنند. دكتر گيلورد هاوزر، غذاشناس آمريكايي در كتابهاي خود، شيوههاي استفاده از مغزيِ نان را قيد كرده است. كارشناسان تغذيه معتقدند كه مغزي نان، بهترين جاي نان است. چون حرارت كمتري ديده و مواد مغذيش حفظ شده است و زيان لايهِ بيروني (رنگ پيازپوستي) نان را ندارد. بنابراين براي صرفهجويي بايد مغزي آن را پيش از خشكشدن، با دست، به اندازه دانه لوبيا خرد و پس از خشكشدن، در غذاهاي دلمهاي و تنوري استفاده كرد. خشككردن آن نيز هيچ زحمتي ندارد و روي سيني و در هواي آشپزخانه امكانپذير است. اگر همين خردهنان خشكشده، آسياب شود، از آن ميتوان در غذاهايي نظير مرغ سوخاري، ماكاروني، كتلت و مخلوط با سويا استفاده كرد. كارشناسان غذايي، ارزش خرده نان خشك شده را همپاي ماكاروني ميدانند، زيرا ماكاروني نيز از آرد تهيه ميشود.
او ميافزايد: «همه اين موارد را براي جلوگيري از افزايش بيرويه دورريز نان، از طريق رسانهها (ديداري، شنيداري و مكتوب) ميتوان با روشهاي علمي و متنوع به مردم آموزش داد. بر كسي پوشيده نيست كه رسانهها، نقش اساسي و مهم در آموزش روشهاي استفاده بهينه از نان برعهده دارند.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا ذائقه مردم در كم و كيف نان، نقش اساسي دارد يا نه، ميگويد: مسلم است كه نقش دارد. در قديم، نان سياه و شكر سياه مصرف ميشد و تصفيهاي در كار نبود و هر دو از ارزش غذاييِ بالايي برخوردار بودند. ولي امروزه بيشتر مردم، ذائقه متفاوتي پيدا كردهاند. آنها سفيدي نان را نشانه خوببودن آن ميدانند. هر چه نان سفيدتر باشد، در چشم آنان، مرغوبتر است. حال آن كه نان سفيد، كاملاً سبوسگيري شده است و هيچگونه تركيبات مغذي در خود ندارد و فقط نشاسته و فاقد ارزش غذايي است.
در حالي كه نان سياه، درصد مشخصي سبوس در خود دارد و داراي ويتامين B و املاح مفيد است و ناني بسيار مغذي به شمار ميرود و تكههاي دورريز ندارد. اگر كارشناسان و دستاندركاران درباره اين مسأله اطلاعرساني كنند، بيگمان مردم آگاه شده و پول خود را صرف خريد ناني خواهند كرد كه افزون بر زيان نداشتن، ويتامينهاي موردنياز كودكان را نيز تأمين ميكند.»
احمد ايتامي چابكسري
در گذشته، نان ـ همين غذايي كه اكنون مردم در ميان دود و غبار شهر، برايش صف ميكشند ـ در شمار غذاي فقرا بود. در روستاهاي شمال ـ كه هنوز هم رسم است ـ صبحانه، برنج با چاي، يا تهديك با شير ميخوردند و اگر براي تنوع هم شده، يك شب به ديزي با نان رو ميكردند و در همان زمان اگر مهماني سرزده از راه ميرسيد، سفره را به شتاب برميچيدند تا مبادا مهمان ببيند كه صاحبخانه، غذاي فقيرانه ميخورد!
برخي بر اين باورند كه همه دگرگونيها خوب هستند و فقط نفس تغيير و دگرگوني، مهم است و اين كه چه پيش خواهد آمد ـ خوب يا بد ـ مهم نيست. اما برخي ديگر، دگرگوني را با هر پيامدي نميخواهند و فقط سنتز خوب آنرا ميخواهند.
برخي مشكل را در وجود يارانه ميبينند و ميگويند، پس از چند دهه بايد تغييري در مقوله نان پديد آيد. حتي اگر وضع از اين هم بدتر شود، بايد يارانه نان برداشته شود. اما برخي ديگر ميگويند، برداشتن يارانه، توده پاييندست را ـ كه به جاي برنج و گوشت و پروتئين ـ نان ميخورند، بيپناهتر و آسيبپذيرتر از پيش ميكند.
امروزه با وجود پرداخت يارانه ـ كه از جيب مردم هزينه ميشود ـ نان به سبب نداشتن كيفيت، همچنان ناخشنودي مردم را در پي دارد.
تا زماني كه راهكاري بنيادي براي چالش نان پيدا نشود، اين در همچنان بر پاشنه لنگِ خود خواهد چرخيد و نانپز و نانخور، هر دو ناخشنود خواهند بود. آشكار است كه جريمه و توبيخ نانوا و بستن نانوايي نيز درمانگر هيچ دردي نيست. با يك بررسيِ ميداني پي ميبريم كه بيشتر نانواها در رديف همين مردمي هستند كه فقط به نانِ كمي ارزان، دسترسي دارند و غذاي شاهانه فرزندانشان، همان نان و چاي است.
***ٍ
درويشي، نان بيات در آب رود ميزد و ميخورد. شاهزادهاي هنگام گذر او را ديد. از اسب پياده شد. نزديك آمد. گفت: «چه ميكني درويش؟» درويش گفت: «نان و خورشت ميخورم، شازده.»
شاهزاده گفت: «شنيدم درويشان اِشگنه ميخورند، ولي من در اينجا مگر چوب خشك و آب نميبينم.» درويش گفت: «همين چوب خشك، نان من است و اين آب، اشگنه.» شاهزاده گفت: نانات را بده برايت يك قزلآلا صيد كنم كه بخوري و لذت ببري و براي بهروزي من، نيايش كني.»
و نان از دست درويش گرفت و به قلاب كشيد و در آب انداخت. آني ديگر، نهنگي از راه رسيد و قزلآلا و نان و قلاب و شاهزاده را فرو خورد و رفت.
درويش با خود گفت: «شازده، نان مرا و لذتي كه از تماشاي قزلآلا كه از ريزهنانام ميخورد، از من گرفتي، تو را هرگز نميبخشم.»
حالا داستان نان مردم است؛ مبادا يك لقمه نان از سفره مردم برود.
ع.درويشي
در بخش نخست گزارش، به اين موضوع پرداخته شد كه چرا هرچه به گذشته باز ميگرديم، كيفيت نان بهتر ميشود و هرچه رو به حال و آينده ميرويم از كيفيت آن كاسته ميشود.
تاثير داشتن يا نداشتن يارانه در كيفيت نان؛ بررسي كيفيت موجود نانهاي سنتي؛ چرايي گرايش ذائقه بسياري از مردم به سوي نان سنتي؛ و اين كه پخت نان با خميرمايه، حوصله ميخواهد؛ استفاده گسترده از جوششيرين و بيماريهايي كه اين ماده شيميايي ميتواند با استفاده از نانهاي سنتي براي مصرفكننده به ارمغان بياورد؛ مقاومت نانواييهاي سنتي در مقابل صنعتي شدن؛ برداشته شدن يارانه نان و تاثير مخرب آن بر دهكهاي پايين جامعه؛ كافي نبودن يارانه نقدي در مقابل گراني افسارگسيخته؛ و سرانجام راهكار جلوگيري از دورريزي و چگونگي استفاده از مغزي نان.
بخش دوم گزارش مربوط به ضرورت فراگير شدن طرح توليد نان الگو در اصفهان است كه از نظر ميگذرانيد.
اجراي طرح توليد نان الگو در اصفهان به دليل كيفيت خوب و نيز ارزان بودن ـ با استقبال توده مردم مواجه شده است.
برآورد كارشناسان از اجراي اين طرح، بيانگر آن است كه كاربرديترين و مناسبترين طرح براي اصلاح كيفي نان و تغيير الگوي پخت و نيز مصرف و جلوگيري دورريز نان در كشور ـ با توجه به جغرافياي انساني و عوامل تغذيهاي و ملي ـ همين طرحي است كه اكنون در اصفهان اجرا ميشود.
اجراي آزمايشي طرح ياد شده در 200 واحد نانوايي شهر اصفهان، نشان ميدهد كه موفقيت آن در اصلاح پخت و مصرف نان، حداقل در محدوده استان اصفهان، جواب داده است. با توجه به اين كه منابع و امكانات لازم براي اجراي اين طرح در همه جاي كشور در دسترس است و بهاي تمام شده نان و خريد آن، سازگار با درآمد گروه پايين جامعه است، بنابراين جا دارد در ديگر شهرهاي كشور نيز گسترش يابد.
نانهاي توليدي اصفهان، ضايعات ندارد، بيماريزا نيست و همه قسمتهاي آن برشته و مغزپخت و قابل مصرف است. نرخ آن نيز در حدي است كه همه طبقات جامعه، قادر به خريدش هستند. هر قرص نان 200 گرمي با آرد يارانهاي كيلويي 30 تومان، به قيمت 45 تومان فروخته ميشود.
نان شرقي
نان اصفهان در حقيقت، زنده كردن سنت شرقي است. با آميختن داشتههاي سنتي و دستاوردهاي صنعتي، محصولي سازگار با نيازهاي زندگي امروز پديد آمده است.
ارائه الگوي مناسب براي پخت نان در كشور، با رعايت همه جوانب علمي و فني، يك دغدغه ملي است كه با اجراي اين طرح، حداقل در اصفهان، تحقق يافته است و اگر مسئولان از اين نوآوري استقبال كنند، و طرح مذكور در همه شهرها ـ حداقل در سطحي محدود ـ به طور آزمايشي اجرا شود و امتحان پس دهد؛ اگر مردم شهرهاي ايران همانند اصفهان، از اين نان سنتي استقبال كنند، از آن جا كه هدف اصلي نانواييهاي كشور، فروش بيشتر است، ديگر نانواييها نيز به توليد اين نوع نان رو خواهند آورد و كار خود را با ذائقه مردم، سازگار خواهند كرد.
همانطور كه گفته شد، الگوي پخت شهر اصفهان، آميزهاي از داشتههاي سنتي با دستاوردهاي نوين صنعتي است. اين طرح ملي با آميختن و سازگاري با پيشرفتهاي پخت علمي، گام مهمي براي رشد و ارتقاي كيفي برداشته و توانسته است محصولي (نان) با ارزش غذايي بالا و متناسب با سليقه مردم پخت كند، تا جايي كه كمترين ايراد علمي و فني برآن وارد است.
هويت شرقي ايجاب ميكند كه مسئولان در كنار حمايت و گسترش نانهاي مختلف صنعتي غربي مانند نانهاي فانتزي و حجيم، از نانهاي ملي و محلي و ارتقا كيفي آن و همهگير شدنش پشتيباني كنند. با توجه به اين كه الگوي نان غربي در كشور ما چندان موفق نبوده است و با همه تبليغات وسيع، اين نانها بيشتر در فست فوديها، ساندويچيها و اغذيه فروشيها ديده ميشود تا سر سفره مردم.
دليل ديگر گرايش ذائقه مردم به نان سنتي، فراواني نانواييهاي سنتي و صفهاي بلند آنها در مقايسه با معدود بودن نانواييهاي فانتزي و خلوت بودن آنهاست.
نانهاي سنتي، بخشي از هويت ملي و احترام به اين هويت و تلاش براي ارتقاء كيفي اين نانها، وظيفه ملي است. روشن است كه نبايد شيفته الگوهاي غربي و تحميل آن به جامعه شرقي شد. حقيقت اين است كه ذائقه ايراني، نان ايراني ميپسندد. اين مساله دستكم در مورد بيشتر ايرانيها صدق ميكند. مردم، نان فانتزي دوست ندارند؛ بنابراين نبايد اولويت با گسترش نانهاي فانتزي غربي باشد. ولي ميتوان در كنار بهينهسازي نانهاي شرقي، بوميسازي نانهاي غربي را نيز مدنظر قرار داد.
به صرف اين كه دورريزي نان فانتزي، كم است، يا اين كه در فرايند توليد آن به جاي مواد شيميايي يا جوششيرين، از خميرترش (ايست) استفاده ميشود، دليل نميشود كه همه برنامهها در راستاي تغيير الگوي مصرف مردم از نان سنتي به نان فانتزي باشد.
تازه در تهيه نانهاي فانتزي، تنها از آرد نول (آرد صددرصد تصفيه شده سفيد) استفاده ميشود؛ كه نشاسته خالي است و يك غذاي حجيم و فاقد هرگونه ارزش غذايي؛ كه به همراه خود، فشارخون، ديابت،چاقي شكمي و بيماري قلبي ميآورد؛ حال آن كه ارزش نان سنگك سنتي ـ كه هنوز آردش، درصدي سبوس دارد ـ از نانهاي فانتزي بسيار بيشتر است.
در سنت نانهاي قديم، نان صد در صد سبوسداري معروف به نان سياه وجود داشت كه در گذشته در نانواييهاي بربري و به صورت گِرد توليد ميشد و بسيار مغذي بود. اكنون نيز ميتوان با حمايت دولتي و تأمين آرد سبوسدار، اينگونه نان، دوباره بر پيشخوان نانواييهاي بربري ظاهر شود.
آزادپزان
يكي از پديدههاي سالهاي اخير، پديده نانواييهاي آزادپز سنتي است كه مخالفان و موافقان خود را دارد. رويكرد اين گزارش، بيشتر بر اين نكته متمركز است كه آيا اين نانواييها در بالابردن كيفيت نان سنتي و پيشگيري از دوريزِ نان تأثيري داشتهاند؟
عادل محمدي، كارشناس و رئيس اتحاديه صنف نانوايان، در گفتوگو با اطلاعات، نخست از واحدهاي آزادپز ميگويد: «اگر دولت، تصميمي مبني بر گسترش واحدهاي «آزادپز» دارد، بهتر است كارگزاران اين واحدها خودي باشند؛ يعني از صنف خود نانوايان باشند كه به كار آشناترند و دلسوزتر. صنفي كه در سيسال اخير، همواره پيرو تصميمات مسئولان بوده است.»
او ميافزايد: «واقعيت اين است كه در اين سالها، در بازار نان، هيچ اتفاق موفقي رخ نداده است.يارانهها نيز موفق نبوده است؛ چون نتوانسته انگيزهاي در توليدكننده نان براي تهيه نان بهتر ايجاد كند.مردم نيز هميشه دلواپس كهنهشدن نان هستند. چون ميدانند، گذر زمان، نه به سود نان است و نه به سود جيب آنان. اگر زود مصرف شد كه شد؛ اگر نشد، بايد دور ريخت.»
محمدي ميافزايد: «نانوايي، كار توانفرسايي است، تا كار نكرده باشي، در نمييابي. نانوا بايد بامداد هر روز پيش از همه مردم از خواب بيدار شود، خمير را آماده و نان پخت كند.در كنار اين زود بيداري، در نظر بياوريد كار طولاني و درآمد اندك را. همه اينها سبب شده است كه نانوازاده از اين شغل دور شود و به جاي او، افرادي نابلدْ وارد اين شغل شوند كه زير و بم كار را نميدانند.شايد بگوييد برخي درس خواندهاند؛ ولي تجربه حرف نخست را ميزند. آنان تجربه ندارند. آموختن ريزهكاريِ فرايند توليد نان، زمانبر است و تنها به صورت عملي ممكن است. هيچ كس با خواندن كتاب شنا، شناگر نميشود. ورود اين بيتجربهها و افراد غيرخانواده نانوا، به نفع برنامه «توليد نان، برتر از ديروز و بهتر در فردا» نيست. حقيقت اين است كه توليد نان توسط آزادپزها از هر جهت به نانواهاي قديمي، آسيب زده است.»
دوگانگي
عادل محمدي در پاسخ به اين پرسش، كه آيا دوگانگيِ نان يارانهدار و نان آزاد، به نفع توليد نان بهتر هست يا نه؛ ميگويد: «يا بايد همه نانها يارانهدار بود، يا وقتي قرار شد نانواييهاي جديد آزادپز راه بيفتد، يارانهها را برميداشتند تا نانواي قديمي نيز در يك رقابت تنگاتنگ، تواناييِ خود را نشان دهد.»
وي ميافزايد: «البته نه به اين معني كه برداشتن يارانه، خوب است. اين موضوع، شوك بزرگي به مردم، بخصوص قشر پايين جامعه وارد ميكند. با ايجاد آزادپزيها كه واحدهاي آن روز به روز افزايش مييابد، حمايت از مردم كمدرآمد، كمرنگ ميشود و اين قشر، آسيبپذيرتر شدهاند.»
محمدي ميگويد: «نان، غذاي هميشگي و اصلي مردم كم درآمد جامعه است و اين مردمان درصد زيادي از انرژي روزانه خود را با مصرف نان تأمين ميكنند، بنابراين برنامهريزي براي كيفيت نان، بايد دقيق باشد، كه يك سرش برميگردد به ويتامينهكردن و غنيسازي نان؛ كه از حوصله اين گفتوگو خارج است.مردم از كيفيت بيشتر نانهاي يارانهاي ناراضياند و تواناييِ خريد نان آزاد را ندارند؛ كه البته حل هر دوي اينها، راهكار دارد.»
اين كارشناس ميگويد: «يك واحد آزادپز، با داشتن امتياز قيمتگذاري روي نان توليديِ خود و نيز حق انتخاب در استفاده از مرغوبترين انواع آرد، مسلم است ناني با كيفيت خوب ارائه ميكند كه تفاوتهاي ماهوي با نان يارانهاي دارد و همچنين مشتريهاي خاص خود را. اما شما فكر ميكنيد، يك خانواده پرجمعيت و پرمصرف نان، كدام يك از اين نانها را انتخاب ميكند؟ البته روشن است كه تقصير نانواييهاي يارانهاي نيست. آنها موظفاند فقط از آردي نان درست كنند كه به آنان تحويل داده ميشود. يارانه گشايشي در زندگي نانواها به وجود نياورده كه هيچ، انگيزه رقابت آنان را نيز از بين برده است. ايكاش دولت به نانوايي كه نان يارانهاي بهتري توليد ميكند، به عنوان پاداش، حداقل اين اجازه را بدهد كه درصد كم و معيني روي قيمت نان بكشد.»
الگوي اصفهان
به مجرد اين كه به طرح اصفهان اشاره ميكنم، محمدي با گلايه ميگويد: «چرا مسئولان به جاي گسترش بيرويه واحدهاي آزادپز، از طرحهايي مانند طرح «اصلاح الگوي مصرف نان سنتي» كه در استان اصفهان با موفقيت اجرا و با استقبال مردم روبرو شده است، حمايت نميكنند؟»
او ميافزايد: «چندي پيش در سفر به اصفهان براي آشنايي با طراح و عوامل اجراييِ طرح الگوي مصرف نان سنتي، ديدار كردم. طراح آن، محمدرضا خواجه، كارشناس وزارت بهداشت اصفهان است. اين طرح، نخست به صورت آزمايشي در يكي از نانواييهاي اصفهان به اجرا درآمد و پس از موفقيت و حمايت از سوي سازمان بهداشت جهاني، سازمان غله، سازمان فنيحرفهاي و دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، به صورت فراگير اجرا شدو در حال حاضر نيز الگوي پخت نان 200 واحد از نانواييها را از مسطح، به نيمهحجيم(قپي)؛ و از آرد تصفيه شده، به آرد سبوسدار تبديل كرده و كيفيت نان استان اصفهان را بهبود بخشيده است. چنين تاثيري، چه معنايي جز موفقيت دارد؟ براي اجراي طرح اصلاح الگوي مصرف در اصفهان، چند كارگر مستعد در «نانسراي خواجه» گزينش و با شركت در يك دوره كلاسهاي فشرده آموزشي (يك ماهه) دادههاي علمي و مهارتهاي فني لازم را فرا گرفتند و با اصول و فنون نانوايي و چگونگي پخت نان بر اساس استانداردهاي علمي آشنا شدند و با حضور در ديگر نانواييها، اهداف طرح را تحقق بخشيدند. به تدريج هر يك از اين افراد به عنوان مربي، ديگران را آموزش دادند. به طوري كه در مدت يكسال و به كمك 10 نيروي ذخيره، بيش از 100 نانواي جوان آموزش ديدند و در سطح نانواييهاي اصفهان، مشغول به كار شدند و اين كار به تدريج به بهينهسازي نان و اصلاح الگوي مصرف انجاميد.»
***
روشن است كه اجراي طرح اصفهان در ديگر شهرهاي كشور، افق روشني در زمينه كاهش ضايعات نان به همراه خواهد داشت، چون در توليد آن به جاي جوششيرين، از خميرمايه براي زيباسازي، غنيسازي و پوكسازي استفاده ميشود.
ديگر ويژگي اين طرح، تغيير الگوي پخت نان از مسطح(تافتون و لواش) به نيمهحجيم، ناني هموزن تافتون ولي كوچكتر و ضخيمتر است. در فرايند توليد نيز زمان استراحت خمير از 20 دقيقه به حدود 2 ساعت افزايش يافته است تا ph خمير كاهش يافته و 75 درصد اسيد فتيك آن نابود شود و املاح مفيد گندم آزاد شود. افزايش زمان پخت نيز از 20 ثانيه به حدود 2 دقيقه (با افزايش قطر نان) تغيير كرده است، تا 25 درصد اسيد فتيك به جا مانده نيز از بين برود.
در اين ميان، مشكلات پخت نان با آردهاي ضعيف و كم گلوتن و كمقوت داخلي نيز از ميان رفته است. ضمن اين كه مرغوبيت و پوكي و ماندگاري نان نيز بالا رفته است. اين نان، با فيبر بالا و نمك پايين از بيماريهايي مانند ديابت و چاقي كه از پيامدهاي مصرف نشاسته است، پيشگيري ميكند.
اميد است با الگو قراردادنِ طرحِ توليدِ نانِ اصفهان در همه شهرهاي كشور، و آموختن روشهاي استفاده از مغزي نان، ضايعات نان به كمترين حدممكن كاهش يابد و كمكم به صفر برسد.
احمد ايتامي چابكسري
codex24x
page05
تاريخچه نان سنگك
نان سنگك از ديرباز در ايران كهن، پخت ميشد و حتي اين داستان، كه زماني در جنوب، چنان هوا گرم شد كه مردم به جاي روشن كردن تنور، خمير را روي تختهسنگها و زير نور خورشيد پخت ميكردند، و به اين ترتيب، نان سنگك به وجود آمد، راست نيست.
«يكي از پادشاهان ساساني بيمار شد و پزشك براي درمان وي دستور داد، ناني تهيه كنند كه روي ريگ پخته شده باشد.»
در چگونگي پيدايش نان سنگك، داستانهاي زيادي هست كه شايد از ميان دهتا يكي درست باشد.
شاطر داوود، در كتاب خود آورده است: «نان سنگك كه از نظر مزه، طعم و همچنين هضم آسان و سلامت، بهترين نان ايران و شايد همه دنيا باشد، از آرد مرغوب و آب خالص و نمك به دست ميآيد و خميرترش هم كه در تهيه آن به كار ميرود، از همان آرد و آب و نمك درست ميشود.
در پخت نان سنگك، به جاي خميرترش، جوش شيرين و يا مواد ديگر نميتوان به كار برد و به جز آرد گندم مرغوب، آردهاي ديگر به درد پخت نان سنگك نميخورند.
تاريخچه نان بربري
فارس و ترك و گيلك ندارد؛ بسياري نان بربري را هنگامي كه تازه و برشته و داغ است، با نان و پنير و سبزي دوست دارند.
درباره اين كه چرا نام اين نان بربري است، داستانهاي زيادي گفتهاند، ولي نام حقيقيِ بربري، «قلاج» است و هنگامي كه در پيِ لشگركشي تركهاي عثماني، اين نان به ايران آمد، نام بربري به خود گرفت.
ناني كه نانواهاي ارتش عثماني براي سربازان ميپختند، با نان بربري امروز، زمين تا آسمان فرق داشت و از گندم خالص سبوس نگرفته تهيه ميشد.
غذاي اصلي سربازان عثماني همان نان قلاج سياه(بربري) بود كه معتقد بودند به آنان نيروي ماوراي انساني ميبخشد. در جشنها، كشتيگيران و پهلوانان عثماني پيش از به ميدان رفتن، كمي از نان سياهمانده كپكزده ميخوردند كه نيرويشان دوبرابر شود.
اين باور، بعدها در ايران ماند و برخي معتقد شدند كه هرچه نان بيشتر بماند و بيات شود، به ارزش غذايي آن افزوده خواهد شد.
بعدها، بسياري از دامداران براي تقويت دامهاي خود، براي نان بيات كپكزده، پول بيشتري ميدادند و معتقد بودند كه چنين ناني، هم گوشتآور است، هم شيرآور. ولي امروزه ، دادههاي پزشكي، چنين باورهايي را درست نميداند و قارچها و كپك ايجاد شده روي نان مانده را براي دستگاه گوارش انسان و جانوران، زيانآور ميداند.
codex24x
page05
codex24x
page05
codex24x
page05