بازی درمانی چیست؟
تكنيك بازي درماني براساس انعكاس رفتار كودك انجام ميشود. بايد احساسات كودك را به گو نه اي شناسايي و آن را به كودك منتقل كرد كه كودك نسبت به اعمال و رفتار خود آگاه شود.
كاربرد
اين تكنيك براي درمان كودكان ناسازگار و كساني كه نسبت به حل مسائل مربوط به سازگاري مشكل دارند است.
* محيط بازي درماني
محيط بازي به طور عمده يك اتاق مخصوص است كه از لحاظ روشنايي و دما در جاي مناسبي از ساختمان قرار دارد. بچهها بايد در محدوده اتاق بازي و هيچ يك از اسباب بازيها را نبايد از اتاق خارج كنند.
براي هر جلسه درمان يك سري اسباببازي از قبل تهيه ميشود كه به طور عمده شامل نوزاد عروسكي، بطري شير نوزاد، مدادرنگي، سربازان عروسكي، تفنگ عروسكي، تعدادي عروسكهاي كاغذي كه بيانگر اعضاي خانواده باشد، خانه عروسكي، خميرهاي بازي و توپ است كه در اختيار بچهها قرار داده ميشود و ميگوييم: «هر بازي كه دوست داري انجام بده».
اصول بازي درماني
اصول بازي درماني به شرح زير است:
ترغيب نميكنيم: براي مثال نميگوييم «اطمينان دارم كه تو اين كار را انجام ميدهي».
حمايت نميكنيم: براي مثال نميگوييم «من به تو كمك خواهم كرد تا تو اين كار را انجام دهي».
فشار وارد نميكنيم: براي مثال نميگوييم «سعي كن مثل ديگران اين كار را انجام دهي».
در اتاق بازي بچه آزاد است تا هر كاري كه خواست انجام بدهد و هر بازي كه انتخاب كرد، بكند. نخستين مكالمه از سوي بچه شروع ميشود و درمانگر، گفتار بچه را عيناً فقط با تغيير ضمائر و افعال به خودش برميگرداند.
اگر مكالماتي ميان مربي و كودك در اتاق بازي انجام ميشود نبايد جلوتر از احساس كودك باشد چون اين دخالت در تيين احساس دروني كودك است، مثلاً كودك ميگويد: «من در اينجا از انجام هيچ كاري نميترسم و هر كاري كه ميخواهم انجام ميدهم.
مربي برميگردد و به كودك ميگويد: «تو اينجا از انجام هيچ كاري نميترسي و هر كاري كه دوست داري انجام ميدهي (ولي در بيرون، مقررات به تو اجازه چنين كاري نميدهند). اين جمله واپسين در واقع دخالت دربيان احساسات كودك است و نبايد در اتاق بازي درماني گفته شود.
در مواقعي هم درمانگر نبايد سكوت كند؛ براي مثال زماني كه كودك در شخصيت خود شــك مي کند و سئوالي برايش ايجاد مي شود براي مثال :پسري در حالي كه با اسباب بازيهاي دخترانه بازي ميكند، ميگويد: «من دوست داشتم كه دختر باشم. در چنين لحظهاي مربي بايد شخصيت و هويت بچه را برايش قطعي كند و بگويد: «تو دوست داشتي دختر باشي در حالي كه يك پسري.»
حالا ممكن است كودك در محيط بازي كاري انجام بدهد كه عملي تخريبي و غلط باشد. اصولاً بچهها در چنين شرايطي به صورت مربي يا درمانگر نگاه ميكنند. جملهاي كه درمانگر بايد بگويد اين است ترا فكر ميكردي من براي اين كار تو را سرزنش كنم. مگر نه؟
مددجو ميفهمد كه شما در اينجا اين كار را انجام نميدهيد و اصولاً يك پوزخندي تحويل شما ميدهد و به كارش در آن زمان ادامه ميدهد و شما نبايد در آن مقطع مانع او شويد.
بازي درماني انفرادي
به علت داخل نشدن عناصر انتقاد و تشويق در محيط درمان، درمان فردي به مراتب آسانتر و كاراتر از درمان گروهي است.
بازي درماني گروهي
در بازي درماني گروهي ترجيحاً دختر و پسر را از هم جدا ميكنند. در ضمن اصل بازتاب احساسات و نقطه نظرهاي كودك با دقت بيشتري بايد حفظ شود تا كودك احساس نكند با ساير بچههاي گروه مقايسه ميشود: چه لفظ تحسين و چه لفظ انتقاد چنين احساسي را ايجاد ميكند.
براي مثال اگر كودكي كار مثبتي انجام داد نبايد از كلمات «آن ميداند چه كاري انجام بدهد» استفاده كرد و اگر كودكي بيهدف به گذراندن وقت خود مشغول بود، نبايد گفت «تو مثل اينكه نميداني چه كار بكني؟».
درمانگر بايد احتياط كافي به كار ببرد تا مبادا تمركز واكنشهايي روي يك كودك به بهاي بيتوجهي به كودكان ديگر به پايان رسد. درمانگر بايد كوشش كند تا عقبترين كودك عضو گروه وارد جرگه ارتباط شود؛ حتي اگر آن فقط يك لبخند دوستانه باشد.
بازي درماني گروهي، از لحاظ اين كه حضور كودكان ديگر در اتاق، تنشهاي دروني كودك را كاهش ميدهد و نسبت به درمانگر واكنش طبيعيتر خواهد داشت و بهطور كلي دامنه گسترش ارتباط ميان درمانگر و كودك را افزايش ميدهد، مفيد است.
چگونه كودك را وارد اتاق بازي كنيم؟
برخوردهاي كودكان در اتاق بازي از دامنه ترس همراه با اشك ريختن و حالاتي شبيه هيستريك شروع ميشود تا فعاليتهاي گستاخانه اكتشافي در نخستين جلسه كه حاكي از صميميت است.
ارتباط با كودك را از طريق سلام و احوالپرسي شروع ميكنيم. ما به كودك ميگوييم «آن عروسكي را كه روي ميزه دوست داري؟» در اينجا بيشتر بچهها با خنده جواب مثبت ميدهند و وارد اتاق بازي ميشوند، ولي تعدادي از بچهها ممكن است برخورد ديگري داشته باشند براي مثال ميگريزند يا ميگويند نه!
احتمال چنين امري هست. احتمال فراوان وجود دارد كه كودك در پاسخ به سلام يك درمانگر پشت خود را به او بكند؛ در چنين شرايطي اصلاً نبايد از زور استفاده كرد. حتي نبايد جملههايي مثل اين كه «اي واي چه اسباب بازيهاي قشنگي، آنجا پر از عروسك و ماشينه، تو كه آنها را دوست داري، مگر نه؟» را گفت: زيرا با اين سئوال آخر در واقع شما مسئوليت تصميمگيري داشتيد نه كودك.
در چنين شرايطي درمانگر بايد از خطاب سوم شخص استفاده كند و بگويد: «بچههاي زيادي اينجا ميآيند و از اتاق ما خوششان ميآيد». اگر كودك باز قيافهاي منفي گرفت و علاقهاي به اتاق بازي نداشت، درمانگر بايد بگويد: «تو از اين عصباني هستي كه تو را اينجا آوردهاند».
«تو دوست نداري كسي با تو اينجوري رفتار كند» يا بگويد: «مثل اينكه تو دوست نداري با من صحبت كني، چون تو من را نميشناسي؟». ميان اين سئوالات پرسشي كمي هم توقف ميكنيم تا كودك احساسات خود را نمايان كند. «تو ميخواهي برگردي خانه (كلاس)، به هر حال اتاق بازي آنجاست». «ميخواهي قبل از اينكه به خانه برگردي (يا به كلاس برگردي) يك سري به آنجا بزني؟». اگر باز هم مفيد نبود، ميگوييم: قبل از اينكه به خانه برگردي بايد در دفتر منتظر باشي، حالا خودت انتخاب كن! ميخواهي در دفتر باشي يا در اتاق بازي؟ اگر باز هم نتيجه نداد، هرگز از زور استفاده نميكنيم و روي به گروه درماني ميآوريم تا از تنشهاي بچه كاسته شود. بعد از وارد شدن در اتاق بازي كودك را كاملاً در انتخاب بازي آزاد ميگذاريم و هرگز كارهاي انجام شده توسط كودك را تحسين نميكنيم چون اين عمل از سوي كودك به عنوان مراقبت تلقي ميشود و بعدها جملههايي شبيه اينكه معلم مواظبمان هست را بيان ميكنند.
گزارش يك نمونه عملي
جيمز كودكي است پنج ساله كه توسط درمانگرش اينگونه توصيف ميشود:
او كودكي است سرگردان، جيغ جيغو، فردي كه به اصطلاح قدرت تشخيص و شناسايياش صفر است و گفتار هم ندارد.
در درجه اول اين كودك در ورود به اتاق بازي واكنشهاي منفي نشان ميدهد و به هر طريق ارتباطي ممكن وارد اتاق بازي ميشود. در مرحله اول اين كودك اسباب بازيها را برميدارد و به كف اتاق پرت ميكند و يك نيم نگاهي به درمانگر ميكند، خانواده عروسكي را به هم ميريزد. ماشينها را با سر و صدا به هم ميكوبد، فرياد ميزند و خلاصه هرآنچه به دست ميگيرد به وسط اتاق پرت ميكند.
در جلسه دوم، دوباره اسباب بازيها را برميدارد و به وسط اتاق پرتاب ميكند، ماشينها را روي زمين هل ميدهد و واگنها را جابجا ميكند، گهگاهي صداي خنده و گاهي هم صداي ناله از خودش توليد ميكند در چنــين شرايطي به محــض خـنده كودك ،درمانگر ميگويد «جيمي اين كار را دوست داره» يا «جيمي فكر ميكنه اين كار جالبه» و هنگام ناله كودك، درمانگر ميگويد «جيمي اين كار را دوست نداره، جيمي ناراحت شده».
در جلسه سوم، جيمي فعاليتهايش را معطوف اين كار ميكند. اين بار درمانگر به محضي كه كودك اسباببازي از زمين برميدارد، اسم آن را ميگويد. در مراحل بعدي كودك از اين كار خوشش ميآيد به دفعات اين كار را انجام ميدهد و منتظر ميماند كه درمانگر نام آن وسيله را بگويد. درمانگر در ضمن بايد حالات كودك را بيان كند. براي مثال جيمي داره واگن را هل ميده. جيمي داره تيراندازي ميكنه.
در جلسات بعدي، درمانگر به همان ترتيب عمل ميكند؛ اما اين بار جيمي منتظر شنيدن نام وسيلهها ميماند و در صورت توانايي خودش هم با درمانگر تكرار ميكند. بعد از گذشتن چند جلسه جيمي داراي گفتار دو كلمهاي است. او وقتي وارد اتاق بازي ميشود سلام ميكند و به آرامي به سمت اسباببازيها ميرود و شروع به بازي ميكند و هر وقت اسباب بازي از زمين برميدارد به صورت مربي نگاه ميكند و نام آن را ميگويد. رفتار پرخاشي او بسيار كم شده و ميتوان گفت در بسياري از موارد قطع شده است و هر روز به ذخيره واژگاني او افزوده ميشود.
مهران آرزومند-سايت آفتاب
codex11x
page23
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 10:42 توسط
|