كمرويي و شيوه درمان آن
مهناز محمدي
خجالت يا كمرويي از احساس خود كمبيني سرچشمه ميگيرد و در برخي موارد آن قدر شديد است كه تمامي شخصيت فرد را تحت تاثير قرار ميدهد، به طوري كه چنين فردي از انجام اعمال روزمره زندگي اجتماعي باز ميماند و بسياري از موقعيتها و فرصتهاي اجتماعي خود را به سادگي از دست ميدهد. بسياري از افراد مبتلا به اين بيماري از حضور در جمع دچار ناراحتي ميشوند كه اين حالت در وضع جسماني آنها نيز اثر ميگذارد.
به ديگر سخن كمرويي يك مشكل رواني، اجتماعي و آزاردهنده شخصي است كه همواره به صورت يك ناتواني يا معلوليت اجتماعي ظاهر ميشود. به كلام ساده، خجالت (كمرويي) يعني ترس از رويارويي با افراد ناآشنا. زيرا كمرويي نوعي ترس يا اضطراب اجتماعي است كه در آن فرد از روبرو شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعي ميگريزد. كمرويي، مخفي شدن از انظار و احساس عجز در عين توانمندي است احساس كمرويي افراد هميشه در برابر انسانها متبلور ميشود نه حيوانات، اشيا و موقعيتهاي طبيعي و جغرافيايي.
آيا خجالتي بودن يك نوع بيماري است؟
بيهيچ ترديدي ميتوان گفت كه خجالتي بودن يك نوع بيماري است. اين حالت همچنين علامتي است بر بيماري رواني. افراد خجالتي در برابر آنان كه به طور واقعي شهامت دارند، كمرو و احمق به نظر ميرسند. بسياري از افراد كمرو با ديگران دوستي نميكنند و گروهي ديگر در طول زندگي ازدواج نميكنند و مجرد باقي ميمانند. شخص خجالتي، تسليم حوادث ميشود و خجالت همه نقشههاي او را براي زندگي نقش برآب ميكند.
شخص خجالتي در تماس با ديگران شخصيت خود را از دست ميدهد. كمرويي و شرم دو عارضه مهم هستند كه شخص خجالتي را آزار ميدهند. شرم هميشه با سرخي صورت و سردرگمي همراه است. حالا اين سئوال پيش ميآيد كه چرا شرمندگي؟ شايد افراد به اين خاطر شرمسار هستند كه به طور ناخودآگاه خود را گناهكار ميدانند. شخص كمرو به اين دليل احساس شرمساري دارد كه خود را از ديد ديگران بيارزش ميداند.
خجالت به دو نوع تقسيم ميشود:
1ـ خجالت كاذب 2ـ خجالت موقتي
خجالت كاذب
جملات زير گفتههاي برخي از افرادي است كه مبتلا به خجالت كاذب هستند:
ـ من خجالتي هستم، چون لكنت زبان دارم.
ـ اين گوشهاي برجسته هستند كه مرا خجالتي ساختهاند.
ـ من به خاطر كوتاهي قد خجالتي شدهام.
ـ ما فقير هستيم اما چون در مدرسهاي كه فرزندان افراد ثروتمند در آن بودند، درس خواندم، خجالتي شدم.
ـ پيشاني من پر از جوش و پوست بدنم زشت است.
در واقع اين دلايلي كه افراد براي كمرويي خود ارائه ميكنند، واقعي نيستند.
خجالت موقتي
از بين رفتن خجالت موقت، بستگي به عادت كردن شخص با محيط دارد و آشكار است كه چنين فردي با دو يا سه بار شركت در يك محيط كه برايش خجالت ايجاد ميشود، خجالت را كنار خواهد گذاشت.
علائم خجالت:
خجالت علائم زيادي دارد كه به چند مورد از آن اشاره ميشود:
ـ تنگي نفس يا منقبض شدن عضلات
ـ لرزش دستها، لبها و پاها
ـ خشك شدن بزاق دهان
ـ عرق كردن بيش از حد
ـ دودل بودن، افسردگي و شك دائم
ـ دلتنگي، نفرت داشتن از خجالت و از خود عصباني بودن
ـ كمبود اعتماد به نفس كه باعث ميشود انسان در آرزوي حمايت از سوي ديگران باشد.
ـ اشتياق زياد به تنها بودن براي پنهان ماندن از ديد ديگران.
علائم فيزيولوژيكي خجالت
مهمترين علائم فيزيولوژيكي خجالت به شرح زير است:
تشديد ضربان قلب، سرخ شدن چهره، حالتهاي اضطرابي، اختلال در ريتم تنفسي، تنش عضلاني، تغيير در تن صدا و اختلال در كنشهاي بعضي از غدد درون و برونريز.
علائم رواني
علائم رواني زير را ميتوان به وضوح در افراد كمرو مشاهده كرد:
گريه كردن، روبرگرداندن از غريبهها و چسبيدن به افراد آشنا كه بيشتر در كودكان كمرو ديده ميشود، كم حرف زدن، بيشتر عبوس بودن و كمتر لبخند زدن، مضطرب و دستپاچه شدن، گوش خود را كشيدن، با انگشتان خود بازي كردن، از اين پا به آن پا شدن، سر را خم كردن و زير چشمي به غريبهها نگاه كردن، غرق در افكار خود شدن، بيزاري از دعوت كردن و دعوت شدن، گرفته و نگران بودن، ضعف اعتماد به نفس، بيجرأت و بيشهامت بودن در عين توانايي و قدرت، تمايل به تنها بودن و شخصيت انفعالي داشتن.
چرا بعضيها خجالتي هستند؟
خجالت ممكن است علتهاي گوناگوني داشته باشد كه از جمله آنها:
1) فرد ممكن است اراده ضعيفي داشته باشد. به اين افراد بايد گفت: اراده شما ضعيف نيست، مشكل شما فقط اين است كه اراده خود را به اندازه كافي رشد ندادهايد يا اين كه نميدانيد چگونه از آن به شكل آگاهانه استفاده كنيد.
2) فرد ممكن است دچار عقده حقارت باشد، يعني هميشه خود را كم ارزشتر از ديگران احساس ميكند و از پدر و مادر و افراد مافوق ديگر ميترسد. غالباً تصور ميكند افرادي كه در اطرافش حضور دارند، در حال استهزا و تمسخر او هستند.
3) فرد ميترسد. او از قرار گرفتن در يك محل سرپوشيده يا در ميان جمع ميترسد. او از يك ترس برانگيزنده رنج ميبرد. او خود را درست نمي شناسد و از تواناييهاي واقعي خود خبر ندارد.
4) اگر توقعهاي پدر و مادر بيش از حد توان افراد باشد و فرزند نتواند اين توقعات را برآورده كند، فرزند را با عقده حقارت و خودكمبيني مواجه ميسازد.
codex40x
در ادامه توضيح اينکه چرا برخي از افراد خجالتي هستند، مي خوانيم:
5) يكي ديگر از عوامل كمرويي، مراقبتهاي افراطي اوليا و مربيان است. امر و نهي بيش از حد اوليا و مراقبتهاي افراطي آنان موجب ميشود كه كودك هميشه احساس ترس كند و خود را انساني ضعيف بداند و تصور كند كه اگر كاري را انجام دهد، با اعتراض، تنبيه و اهانت روبهرو و از خواست هايش محروم ميشود. اوليا بايد به كودكان خود اعتماد به نفس را القا كنند.
6) يكي ديگر از عوامل كمرويي، خود انسان است. انسان كاري ميكند كه به واسطه اين رفتار نميتواند در ميان مردم ظاهر شود و با ديگران معاشرت داشته باشد. بيش از حد شخصيت و ظرفيت و آنچه هست، ادعا ميكند و از ادعاهاي باطل و ناحق نيز چشمپوشي نميكند. چنين افرادي كه ادعاهاي دروغ و باطل ميكنند و دوست ندارند شخصيتشان زير سؤال برود و دروغ بودن ادعاهايشان بر ديگران آشكار ميشود، از مجالست كنارهگيري ميكنند و ترجيح ميدهند با كسي حرف نزنند و اظهارنظر نكنند.
7) يكي ديگر از عوامل كمرويي محيط و جامعه است. اگر در محيطي كه كودك رشد ميكند، استبداد حاكم باشد و كودك نتواند اظهارنظر كند دچار كمرويي ميشود.
8) از ديگر عوامل كمرويي، گناهان و انحرافاتي است كه فرد داشته است. برخي افراد كه خلاف يا انحرافاتي داشتهاند، به جاي جبران خطاها دچار گوشهگيري و انزوا ميشوند و دائم خود را سرزنش ميكنند كه چرا چنين كاري را انجام دادهاند.
نقش خانوادهها
خانوادهها ممكن است به دلايل مختلفي موجب خجالتي بار آمدن فرزندشان شوند. به برخي از اين خانوادهها و نحوه رفتارشان اشاره ميشود:
خانوادههايي كه در بحران به سر ميبرند: در چنين خانوادههايي سازگاري اندكي برقرار است، قوانين ناپايدارند و حس درماندگي و ناتواني در كودك تقويت ميشود. در اين خانوادهها كودكان مدام سرزنش ميشوند. كودكان اين خانوادهها احساس ميكنند مورد علاقه نيستند و به علل مختلف براي خانوادهها مشكلآفريناند. اين كودكان ميآموزند كه خشمشان متوجه خودشان باشد.
پيامهاي خانواده چنين است: سؤال نكن، به كسي اعتماد نكن، هركسي براي خودش، تو براي ما زيادي هستي، از تو متنفرم، كاري را بكن كه من ميكنم و... خانوادههايي كه بيش از حد حمايتگرند: در اين خانوادهها كودك به والدين متصل است و با احساس ترس و بيلياقتي بزرگ ميشود.
اثرات خجالت
خجالت ميتواند زندگي را متزلزل سازد و از رشد زندگي افراد جلوگيري كند. خجالت مانع از تجلي افكار عالي است و تلاش افرادي را كه ميتوانند تا بالاترين مراتب اجتماعي صعود كنند بياثر ميسازد.
اثرات جسمي
ترس مهمترين عامل در خجالت است. افراد كمرو به طور معمول از ناراحتي تنفسي رنج ميبرند. بعضي از آنها لكنت زبان دارند يا سخن گفتن آنها نامعلوم است. افراد خجالتي چون اعتقاد دارند كه به آنها نگاه ميكنند، پاهايشان سفت و سخت ميشود و آنها را به زحمت روي زمين ميكشند و همچنين انگشتانشان ميلرزند. يك شخص كمرو پس از هر بار احساس ترس از حضور در جمع دچار خستگي زياد ميشود كه ناشي از حالت كلي انقباض عضلاني است. انقباض و انبساط رگهاي بدن باعث سرخي پا و پريدگي رنگ چهره افراد كمروست. با توقف بزاق، دهان و لبهاي آدم خجالتي خشك ميشود و دستها و زير بغل او فوقالعاده عرق ميكند.
codex40x
page24
page24
codex40x
page24
خجالت يا كمرويي از احساس خود كمبيني سرچشمه ميگيرد و در برخي موارد آن قدر شديد است كه تمامي شخصيت فرد را تحت تاثير قرار ميدهد، به طوري كه چنين فردي از انجام اعمال روزمره زندگي اجتماعي باز ميماند و بسياري از موقعيتها و فرصتهاي اجتماعي خود را به سادگي از دست ميدهد. بسياري از افراد مبتلا به اين بيماري از حضور در جمع دچار ناراحتي ميشوند كه اين حالت در وضع جسماني آنها نيز اثر ميگذارد.
به ديگر سخن كمرويي يك مشكل رواني، اجتماعي و آزاردهنده شخصي است كه همواره به صورت يك ناتواني يا معلوليت اجتماعي ظاهر ميشود. به كلام ساده، خجالت (كمرويي) يعني ترس از رويارويي با افراد ناآشنا. زيرا كمرويي نوعي ترس يا اضطراب اجتماعي است كه در آن فرد از روبرو شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعي ميگريزد. كمرويي، مخفي شدن از انظار و احساس عجز در عين توانمندي است احساس كمرويي افراد هميشه در برابر انسانها متبلور ميشود نه حيوانات، اشيا و موقعيتهاي طبيعي و جغرافيايي.
آيا خجالتي بودن يك نوع بيماري است؟
بيهيچ ترديدي ميتوان گفت كه خجالتي بودن يك نوع بيماري است. اين حالت همچنين علامتي است بر بيماري رواني. افراد خجالتي در برابر آنان كه به طور واقعي شهامت دارند، كمرو و احمق به نظر ميرسند. بسياري از افراد كمرو با ديگران دوستي نميكنند و گروهي ديگر در طول زندگي ازدواج نميكنند و مجرد باقي ميمانند. شخص خجالتي، تسليم حوادث ميشود و خجالت همه نقشههاي او را براي زندگي نقش برآب ميكند.
شخص خجالتي در تماس با ديگران شخصيت خود را از دست ميدهد. كمرويي و شرم دو عارضه مهم هستند كه شخص خجالتي را آزار ميدهند. شرم هميشه با سرخي صورت و سردرگمي همراه است. حالا اين سئوال پيش ميآيد كه چرا شرمندگي؟ شايد افراد به اين خاطر شرمسار هستند كه به طور ناخودآگاه خود را گناهكار ميدانند. شخص كمرو به اين دليل احساس شرمساري دارد كه خود را از ديد ديگران بيارزش ميداند.
خجالت به دو نوع تقسيم ميشود:
1ـ خجالت كاذب 2ـ خجالت موقتي
خجالت كاذب
جملات زير گفتههاي برخي از افرادي است كه مبتلا به خجالت كاذب هستند:
ـ من خجالتي هستم، چون لكنت زبان دارم.
ـ اين گوشهاي برجسته هستند كه مرا خجالتي ساختهاند.
ـ من به خاطر كوتاهي قد خجالتي شدهام.
ـ ما فقير هستيم اما چون در مدرسهاي كه فرزندان افراد ثروتمند در آن بودند، درس خواندم، خجالتي شدم.
ـ پيشاني من پر از جوش و پوست بدنم زشت است.
در واقع اين دلايلي كه افراد براي كمرويي خود ارائه ميكنند، واقعي نيستند.
خجالت موقتي
از بين رفتن خجالت موقت، بستگي به عادت كردن شخص با محيط دارد و آشكار است كه چنين فردي با دو يا سه بار شركت در يك محيط كه برايش خجالت ايجاد ميشود، خجالت را كنار خواهد گذاشت.
علائم خجالت:
خجالت علائم زيادي دارد كه به چند مورد از آن اشاره ميشود:
ـ تنگي نفس يا منقبض شدن عضلات
ـ لرزش دستها، لبها و پاها
ـ خشك شدن بزاق دهان
ـ عرق كردن بيش از حد
ـ دودل بودن، افسردگي و شك دائم
ـ دلتنگي، نفرت داشتن از خجالت و از خود عصباني بودن
ـ كمبود اعتماد به نفس كه باعث ميشود انسان در آرزوي حمايت از سوي ديگران باشد.
ـ اشتياق زياد به تنها بودن براي پنهان ماندن از ديد ديگران.
علائم فيزيولوژيكي خجالت
مهمترين علائم فيزيولوژيكي خجالت به شرح زير است:
تشديد ضربان قلب، سرخ شدن چهره، حالتهاي اضطرابي، اختلال در ريتم تنفسي، تنش عضلاني، تغيير در تن صدا و اختلال در كنشهاي بعضي از غدد درون و برونريز.
علائم رواني
علائم رواني زير را ميتوان به وضوح در افراد كمرو مشاهده كرد:
گريه كردن، روبرگرداندن از غريبهها و چسبيدن به افراد آشنا كه بيشتر در كودكان كمرو ديده ميشود، كم حرف زدن، بيشتر عبوس بودن و كمتر لبخند زدن، مضطرب و دستپاچه شدن، گوش خود را كشيدن، با انگشتان خود بازي كردن، از اين پا به آن پا شدن، سر را خم كردن و زير چشمي به غريبهها نگاه كردن، غرق در افكار خود شدن، بيزاري از دعوت كردن و دعوت شدن، گرفته و نگران بودن، ضعف اعتماد به نفس، بيجرأت و بيشهامت بودن در عين توانايي و قدرت، تمايل به تنها بودن و شخصيت انفعالي داشتن.
چرا بعضيها خجالتي هستند؟
خجالت ممكن است علتهاي گوناگوني داشته باشد كه از جمله آنها:
1) فرد ممكن است اراده ضعيفي داشته باشد. به اين افراد بايد گفت: اراده شما ضعيف نيست، مشكل شما فقط اين است كه اراده خود را به اندازه كافي رشد ندادهايد يا اين كه نميدانيد چگونه از آن به شكل آگاهانه استفاده كنيد.
2) فرد ممكن است دچار عقده حقارت باشد، يعني هميشه خود را كم ارزشتر از ديگران احساس ميكند و از پدر و مادر و افراد مافوق ديگر ميترسد. غالباً تصور ميكند افرادي كه در اطرافش حضور دارند، در حال استهزا و تمسخر او هستند.
3) فرد ميترسد. او از قرار گرفتن در يك محل سرپوشيده يا در ميان جمع ميترسد. او از يك ترس برانگيزنده رنج ميبرد. او خود را درست نمي شناسد و از تواناييهاي واقعي خود خبر ندارد.
4) اگر توقعهاي پدر و مادر بيش از حد توان افراد باشد و فرزند نتواند اين توقعات را برآورده كند، فرزند را با عقده حقارت و خودكمبيني مواجه ميسازد.
codex40x
در ادامه توضيح اينکه چرا برخي از افراد خجالتي هستند، مي خوانيم:
5) يكي ديگر از عوامل كمرويي، مراقبتهاي افراطي اوليا و مربيان است. امر و نهي بيش از حد اوليا و مراقبتهاي افراطي آنان موجب ميشود كه كودك هميشه احساس ترس كند و خود را انساني ضعيف بداند و تصور كند كه اگر كاري را انجام دهد، با اعتراض، تنبيه و اهانت روبهرو و از خواست هايش محروم ميشود. اوليا بايد به كودكان خود اعتماد به نفس را القا كنند.
6) يكي ديگر از عوامل كمرويي، خود انسان است. انسان كاري ميكند كه به واسطه اين رفتار نميتواند در ميان مردم ظاهر شود و با ديگران معاشرت داشته باشد. بيش از حد شخصيت و ظرفيت و آنچه هست، ادعا ميكند و از ادعاهاي باطل و ناحق نيز چشمپوشي نميكند. چنين افرادي كه ادعاهاي دروغ و باطل ميكنند و دوست ندارند شخصيتشان زير سؤال برود و دروغ بودن ادعاهايشان بر ديگران آشكار ميشود، از مجالست كنارهگيري ميكنند و ترجيح ميدهند با كسي حرف نزنند و اظهارنظر نكنند.
7) يكي ديگر از عوامل كمرويي محيط و جامعه است. اگر در محيطي كه كودك رشد ميكند، استبداد حاكم باشد و كودك نتواند اظهارنظر كند دچار كمرويي ميشود.
8) از ديگر عوامل كمرويي، گناهان و انحرافاتي است كه فرد داشته است. برخي افراد كه خلاف يا انحرافاتي داشتهاند، به جاي جبران خطاها دچار گوشهگيري و انزوا ميشوند و دائم خود را سرزنش ميكنند كه چرا چنين كاري را انجام دادهاند.
نقش خانوادهها
خانوادهها ممكن است به دلايل مختلفي موجب خجالتي بار آمدن فرزندشان شوند. به برخي از اين خانوادهها و نحوه رفتارشان اشاره ميشود:
خانوادههايي كه در بحران به سر ميبرند: در چنين خانوادههايي سازگاري اندكي برقرار است، قوانين ناپايدارند و حس درماندگي و ناتواني در كودك تقويت ميشود. در اين خانوادهها كودكان مدام سرزنش ميشوند. كودكان اين خانوادهها احساس ميكنند مورد علاقه نيستند و به علل مختلف براي خانوادهها مشكلآفريناند. اين كودكان ميآموزند كه خشمشان متوجه خودشان باشد.
پيامهاي خانواده چنين است: سؤال نكن، به كسي اعتماد نكن، هركسي براي خودش، تو براي ما زيادي هستي، از تو متنفرم، كاري را بكن كه من ميكنم و... خانوادههايي كه بيش از حد حمايتگرند: در اين خانوادهها كودك به والدين متصل است و با احساس ترس و بيلياقتي بزرگ ميشود.
اثرات خجالت
خجالت ميتواند زندگي را متزلزل سازد و از رشد زندگي افراد جلوگيري كند. خجالت مانع از تجلي افكار عالي است و تلاش افرادي را كه ميتوانند تا بالاترين مراتب اجتماعي صعود كنند بياثر ميسازد.
اثرات جسمي
ترس مهمترين عامل در خجالت است. افراد كمرو به طور معمول از ناراحتي تنفسي رنج ميبرند. بعضي از آنها لكنت زبان دارند يا سخن گفتن آنها نامعلوم است. افراد خجالتي چون اعتقاد دارند كه به آنها نگاه ميكنند، پاهايشان سفت و سخت ميشود و آنها را به زحمت روي زمين ميكشند و همچنين انگشتانشان ميلرزند. يك شخص كمرو پس از هر بار احساس ترس از حضور در جمع دچار خستگي زياد ميشود كه ناشي از حالت كلي انقباض عضلاني است. انقباض و انبساط رگهاي بدن باعث سرخي پا و پريدگي رنگ چهره افراد كمروست. با توقف بزاق، دهان و لبهاي آدم خجالتي خشك ميشود و دستها و زير بغل او فوقالعاده عرق ميكند.
كمرويي و شيوه درمان آن
در بخش هاي پيشين علل و عوامل ايجادکننده کمرويي در افراد را بررسي کرديم و خوانديم که يکي از راه هاي درمان کمرويي بالابردن اعتماد به نفس است. سپس راه هاي درمان و روش هاي افزايش اعتماد به نفس را برشمرديم. اينک در بخش پاياني بحث دنباله مطلب را اين گونه پي مي گيريم:
5) ايجاد اعتماد به نفس:
اعتماد به نفس فرد را از داشتههاي دروني، استعدادها و تواناييهايش آگاه ميكند و همين اعتماد به نفس در معالجه كمرويي مفيد است.
6) تغيير محيط:
زماني كه اوليا متوجه ميشوند كودك در محيطي قرار گرفته است كه زمينه و موقعيت ابراز نظر برايش وجود ندارد، بايد محيط او را تغيير دهند. فرد كمرو را هميشه بايد به مهماني ببرند، مهماني رفتن تأثير بسزايي در از بين بردن كمرويي دارد.
براي معالجه كمرويي توصيه ميشود كه زمينههاي رابطه و رفت و آمد را تا مدتي كه كمرويي از بين نرفته است، براي فرد كمرو به وجود آوريم و محيط او را تغيير دهيم.
نتيجه
اگر كودك در مدرسهاي تحصيل كند كه بچههاي ديگر از او در درسها قويتر باشند و او در سطح پاييني باشد، دچار كمرويي ميشود و نميتواند آرامش فكري داشته باشد و درست درس بخواند. معلم بايد ضعفهاي شاگرد را درك كند، او را در زدودن ضعفها ياري دهد و كاري نكند كه ضعفهاي كودك نه تنها جبران نشود، بلكه تشديد هم بشود.
اگر كودك اشتباهاتي كرد، نبايد او را ترساند و در دلش رعب ايجاد كرد. بنابراين اوليا و معلمان نقش بسزايي در از بين بردن كمرويي و خجالت دانشآموزان دارند.
منابع:
1- بيلر، رابرت، كاربرد روانشناسي در آموزش. ترجمه پروين كديور
2- شريعتمداري، علي، روانشناسي تربيتي، 1381
codex40x
page24
5) ايجاد اعتماد به نفس:
اعتماد به نفس فرد را از داشتههاي دروني، استعدادها و تواناييهايش آگاه ميكند و همين اعتماد به نفس در معالجه كمرويي مفيد است.
6) تغيير محيط:
زماني كه اوليا متوجه ميشوند كودك در محيطي قرار گرفته است كه زمينه و موقعيت ابراز نظر برايش وجود ندارد، بايد محيط او را تغيير دهند. فرد كمرو را هميشه بايد به مهماني ببرند، مهماني رفتن تأثير بسزايي در از بين بردن كمرويي دارد.
براي معالجه كمرويي توصيه ميشود كه زمينههاي رابطه و رفت و آمد را تا مدتي كه كمرويي از بين نرفته است، براي فرد كمرو به وجود آوريم و محيط او را تغيير دهيم.
نتيجه
اگر كودك در مدرسهاي تحصيل كند كه بچههاي ديگر از او در درسها قويتر باشند و او در سطح پاييني باشد، دچار كمرويي ميشود و نميتواند آرامش فكري داشته باشد و درست درس بخواند. معلم بايد ضعفهاي شاگرد را درك كند، او را در زدودن ضعفها ياري دهد و كاري نكند كه ضعفهاي كودك نه تنها جبران نشود، بلكه تشديد هم بشود.
اگر كودك اشتباهاتي كرد، نبايد او را ترساند و در دلش رعب ايجاد كرد. بنابراين اوليا و معلمان نقش بسزايي در از بين بردن كمرويي و خجالت دانشآموزان دارند.
منابع:
1- بيلر، رابرت، كاربرد روانشناسي در آموزش. ترجمه پروين كديور
2- شريعتمداري، علي، روانشناسي تربيتي، 1381
codex40x
page24
codex40x
page24
page24
codex40x
page24
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 17:6 توسط
|