روزه و آرامش روحي
فريضه عبادي روزه، در كنار جنبههاي مثبت روحي و معنوي، آثار و كاركردهاي اجتماعي هم دارد. نخستين تأثير اجتماعي آن، بازسازي روابط افراد جامعه و كاهش آسيبها و انحرافهاي اجتماعي است.
بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد كه افراد روزهدار، از صلح، صفا، آرامش و شادابي بيشتري برخوردارند و اضطراب، پرتحركي بيمورد و پرخاشگري در آنها ديده نميشود.
به گفته كارشناسان، در طول ماه مبارك رمضان، كاهش ميزان خودكشي و كم شدن آمار نسبي جرايم عمومي، مانند تخلفات رانندگي و جرايم خاص مشاهده ميشود.
روانشناسان معتقدند كه حضور در آيينهاي ماه مبارك رمضان، بهويژه مراسم احياي شب قدر، علاوه بر تقويت هويت جمعي، فرصتي براي خودشناسي و بررسي رفتار دروني است.
اين مراسم و عبادات، مسئوليت رفتاري افراد را از شخصيت بيروني به شخصيت دروني آنها سوق ميدهد و موجب ميشود فرد، خود را نيز در اتفاقات رخ داده سهيم بداند.
آخرين بررسيهاي انجام شده در ايران نشان ميدهد كه حيطه وسيع اختلالهاي شخصيتي و بيماريهاي رواني، بيش از 40 درصد افراد را گرفتار كرده و اين درحالي است كه يكي از مهمترين اهداف دين مبين اسلام، تهذيب دروني انسان و همنوايي بيروني او با ارزشها، هنجارها و قوانين اجتماعي است. در اين راستا، روزه به عنوان يكي از واجبات دين، نقش زيادي در سازندگي انسان و پيوند و همبستگي افراد جامعه ايفا ميكند.
سلامت رواني
دكتر علي فرجام، روانشناس اجتماعي، در مورد سلامت رواني ميگويد: «سازمان بهداشت جهاني در تعريف «بهداشت رواني» آورده است: بهداشت رواني، موضوعي فراتر از فقدان يا نبود بيماري است.
در واقع، بعد مثبت بهداشت روان كه سازمان بهداشت جهاني روي آن تكيه دارد، در تعريف سلامتي لحاظ شده است، سلامتي، حالت رفاه فيزيكي، رواني و اجتماعي است؛ نه فقط فقدان بيماري يا ناتواني. مفهوم بهداشت روان، شامل رفاه ذهني، احساس خود توانمندي، درك همبستگي بين نسلي و توانايي تشخيص استعدادهاي بالقوه هوشي و عاطفي در خود است.»
او ادامه ميدهد: «بهداشت روان حالتي از رفاه است كه در آن، فرد تواناييهايش را باز ميشناسد، قادر است با اضطرابهاي معمول زندگي تطابق حاصل كند و از نظر شغلي، مفيد و سازنده باشد.»
دكتر فرجام اضافه ميكند: «موضوع بهداشت رواني و تأمين آن براي مردم، سازمانها و دولتها بسيار مهم است؛ چرا كه با كارآيي فردي و اجتماعي افراد و در كنار آن با پيشرفتهاي علمي و صنعتي جامعه گره خورده است. امروزه بيشتر كشورها، منابع زيادي را براي بهبود بهداشت رواني جامعه صرف ميكنند و در كنار آن، با تدوين برنامههاي جامع، از سازمانها و منابع محلي ـ اجتماعي نيز استفاده ميكنند.
او در مورد عوامل مؤثر بر بهداشت رواني يادآوري ميكند: «تعادل و آرامش روحي افراد، گاه به علت شرايط محيطي يا عوامل فردي، دچار تغييراتي ميشود. هرچه شدت اين عوامل زيادتر باشد، تأثير و تهديدش نيز بيشتر ميشود.
دلايلي مانند برآورده نشدن نيازهاي اوليه، ناكامي، استرس و يادگيري، از عمدهترين عوامل تأثيرگذار روي بهداشت رواني افراد است.»
نقش فرايض مذهبي
حجتالاسلام والمسلمين دكتر رفيعي، چندي پيش، در مصاحبه با رسانههاي گروهي، ماه رمضان را فرصتي مناسب براي بهداشت روح و روان دانست و گفت: « در اين ماه، قلبهاي مومنان با نور قرآن و معارف اسلامي بيشتر آشنا ميشود.» او با تاكيد بر لزوم توجه به بهداشت روح و روان در كنار ديگر مسائل بهداشتي افزود: «بشر پيشرفتهاي خوبي در زمينه بهداشت فردي و محيطي داشته است اما بايد در كنار اين پيشرفتها، به مسائل روحي و بهداشت رواني خود نيز توجه بيشتري داشته باشد.»
دكتر رفيعي با اشاره به اينكه حسادت،كينه و قساوت قلب، از موارد بارز بيماريهاي روح و روان است،ادامه ميدهد: «مومنان بايد در فرصت مناسب ماه رمضان تلاش كنند انحرافات احتمالي يا بيماريهاي روان و روحشان درمان شود.
داشتن ارتباط مستمر با مراكزي كه تداعيگر باورهاي ديني است، بهترين راه مقابله و جلوگيري از بروز بيماريهاي روحي است.»
دكتر فرجام ميگويد: بررسيها نشان داده است هرچه اعتقادات و رفتارهاي مذهبي ـ به معناي واقعي ـ در افراد بيشتر باشد، سطح سلامت رواني هم افزايش مييابد.
دكتر رفيعي با تاكيد به اينكه اعتقادهاي عميق مذهبي با عزتنفس رابطه مثبت دارد، ادامه ميدهد: «مذهب ميتواند در پيشگيري و درمان افسردگي نقش مهمي داشته باشد.
قرآن كريم اثرات شفابخش متعددي دارد كه اين شفابخشي صرفاً منحصر به بيماريهاي روحي نيست.
در آداب اسلامي، تلاوت برخي آيات و سورهها، به خصوص سوره حمد، براي شفاي بيماران توصيه شده است.»
بررسيهاي انجام شده در كلينيك آلبردر ايالات فلوريداي آمريكا كه با بهرهگيري از پيشرفتهترين سيستمهاي مجهز به رايانه انجام شده است، نشان ميدهد كه شنيدن آيات قرآني، حتي براي بيمار غيرمسلمان و ناآشنا به زبان عربي نيز موجب دگرگونيهاي مهم در جهت اصلاح تغييرات امواج الكترو كارديوگرافي، الكترو ميوگرافي و الكترو آنفالوگرافي و شدت جريان خون ميشود.
گذشته از اين، با خواندن نماز، «انكفالين(ماده كاهش درد) از هيپوفيزو فضاي بين بطني سه و چهار مغزي مترشح ميشود و سيستم دفاعي بدن را عليه عوامل مهاجم، از جمله ميكروبها تقويت ميكند.
براساس اين تحقيق، نماز باعث نظم بخشي ارادي در رفتار ميشود و اين نظم بخشي روي تنظيم دورههاي شبانهروزي زيستي و ترشح هورمونها موثر است.
همچنين در زندگي يكنواخت و صنعتي امروز كه آدمي را عوامل استرسزا محاصره كرده است، اين شيوه عبادت كه نياز به دخالت فرد ديگري ندارد، بسيار موثر است. هر فرد به تنهايي ميتواند بدون واسطه با خداي خود ارتباط برقرار كند و تاثير عوامل استرسزا را به حداقل برساند.
اگر نماز خواندن تداوم داشته باشد، به ساختار شخصيتي انسان استحكام ميبخشد، باعث سازگاري و خوديابي فرد ميشود و قواي ذهني را تقويت ميكند.
نماز باعث عروج انسان ميشود و او را به بالاترين مراحل كمال سوق ميدهد.
نماز و راز و نياز، سادهترين وسيله ارتباط با خداوند است، زيرا هنگامي كه انسان با خضوع و خشوع در برابر پروردگار خويش ميايستد، به او نيرويي معنوي بخشيده ميشود كه صفاي روح، آرامش قلب و امنيت رواني را در او برميانگيزد. انسان در لحظه به پاداشتن نماز، از تمامي اشتغالهاي ذهني و مشكلات دنيوي روي برمي گرداند و اين كار، باعث آرامش روان و آسودگي ذهن او ميشود.
نماز تاثير درماني زيادي دارد، زيرا آرامسازي، باعث كاهش اضطراب و فشارهاي رواني زندگي روزمره ميشود.
آرامش بعد از نماز نيز واكنشي مخالف با اضطراب است كه ميتواند نوعي شيوه بازداري متقابل در رفتار درماني باشد و باعث از بين رفتن تدريجي اضطراب در انسان شود.
پژوهشهاي انجام شده نشان ميدهد كه مراسم مذهبي و نمازهاي جماعت، عامل بازدارنده بزه است. به عبارت ديگر، رابطهاي منفي ميان مذهبي بودن و بزهكاري وجود دارد.
دكتر فرجام ميافزايد: «يكي ديگر از عناصري كه به فرد آرامش ميبخشد، دعاي پس از نماز است، زيرا نماز فرآيند كنار آمدن انسان با مسايل زندگي را تقويت ميكند و در واقع فرد، با دعاي پس از نماز، مشكلاتش را با خدا در ميان ميگذارد.»
براساس پژوهشهاي انجام شده، وضو هم كه مقدمهاي براي انجام فريضه نماز است،آثار مختلف جسمي و رواني دارد. پژوهشگران معتقدند كه شستن قسمتهايي از بدن،آن هم روزي چندبار با فواصل خاص، باعث استراحت و آرامسازي عضلات و كاهش تنشهاي جسمي و روحي انسان ميشود.
شايد اين فرموده رسول اكرم(ص) كه «به هنگام خشم و براي فرو نشاندن آن وضو بگيريد» توضيحي بسيار منطقي باشد.
در تحقيقي كه در دانشگاه تربيت مدرس انجام شد، نتايج جالبي به دست آمد.
بيماراني كه پس از اعمال جراحي شكم، تحت مراقبت پس از عمل بودند و با گوشي پخش صدا، قسمتهايي از سورة مباركه يوسف(س) را ميشنيدند، درد كمتري نسبت به گروه شاهد كه فقط درمان دارويي گرفته بودند، احساس ميكردند.
نتايج اين تحقيق نشان داد كه گوش دادن به آواي ملكوتي قرآن، ميتواند اضطراب بيماران را قبل و بعد از اقدامات تشخيصي و درماني كاهش دهد.براساس بررسيهاي انجام شده، در ماه رمضان، ميزان استرس افراد به دليل مشاركت بيشتر در فعاليتهاي روحي و معنوي و كاهش استعمال دخانيات و مصرف كافئين در كشورهاي اسلامي به طور محسوسي كاهش پيدا ميكند.
روزه گرفتن ميتواند با تقويت گرايشهاي مذهبي در ميان مومنان و كساني كه به صورت دروني با مذهب و معنويت ارتباط برقرار كردهاند، به ارتقاي سلامت رواني آنها كمك كند.
همچنين روزهداري موجب تقويت اراده در انسان ميشود. به علاوه، روانشناسان معتقدند كه نيل به ارضاي فوري تمنيات، يكي از عوامل ابتلا به برخي از اختلالات از جمله اعتياد به موادمخدر، الكل و مواد زيانآور ديگر است.
افراد عجول، تكانشي و بيش فعال اغلب در به تعويق انداختن تمنيات دروني خود مشكل دارند. اين خصلت،آثار زيانبار اجتماعي و خانوادگي نيز دارد.
بسياري از كساني كه حقوق ديگران را رعايت نميكنند نيز داراي اين ويژگي هستند. روزهداري ميتواند سبب تقويت احساس مقاومت در برابر تمنيات دروني شود.
روزه بيماران اعصاب و روان
دكتر فرجام در خصوص روزه گرفتن بيماران اعصاب و روان ميگويد: «اختلالات رواني به دو دسته سايكوتيك (روان پريش) و نورونيك (روان نژند) تقسيم ميشود.
از ديدگاه عامه، واژه «جنون» معادل واژه تخصصي «سايكوتيك» و اصطلاح «ناراحتي اعصاب» معادل «نوروتيك» است.
به نظر ميرسد در ميان اختلالات سايكوتيك، افراد مبتلا به سايكوز حاد نميتوانند روزه بگيرند. از نظر شرعي هم آمده است كه روزه شخص مجنون، هرچند ادواري باشد، خواه جنون در تمامي روز باشد يا قسمتي از روز، صحيح نيست.
اما در مورد بيماران غير سايكوتيك، اگر با كمك مشاوره و روان درماني درمان شوند، شواهد و قرائني وجود ندارد كه نشان دهد روزهداري براي آنها مضر باشد، بلكه ممكن است روزهداريشان،آثار روان درمانگرانه هم داشته باشد.»
دكتر مصطفي احدي، فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان در مورد اين كه آيا بيماران اعصاب و روان ميتوانند روزه بگيرند، معتقد است: «روزهداري در بيماران مبتلا به اختلالات رواني خفيف، علاوه بر جنبههاي مذهبي، به عنوان يك شيوه روان درماني و تغيير رفتار محسوب ميشود و سلامت رواني آنها را تقويت ميكند.
با اين حال، بايد احتياط لازم صورت گيرد.»
او ادامه ميدهد: «اين بيماران بايد علاوه بر تغذيه مناسب، برنامهريزي خاصي براي مصرف داروهاي خود در افطار و سحر نيز داشته باشند؛ چرا كه اگر در مرحله بهبود بسر برند اما تغذيه مناسب نداشته باشند، از نظر فرآيندهاي تطابق رواني ضعيفتر عمل ميكنند و به خوبي نميتوانند با شرايط خاص اين ماه و تغييرات به وجود آمده در برنامه روزانهشان كنار بيايند.
در نتيجه ممكن است با عود يا تشديد علائم بيماري مواجه شوند. به همين دليل، توصيه ميشود اين قبيل بيماران از روزهداري مستمر يك ماهه خودداري كنند.» به گفته دكتر احمدي، روزهداري براي بيماران مبتلا به اختلالات رواني حاد،مضر است، بنابر اين از لحاظ شرعي نيز منع دارد.
او ميگويد: «در برخي از بيماران، مانند افراد مبتلا به صرع، مصرف سروقت و به موقع داروهاي ضدتشنج در طول شبانهروز، الزامي است و مصرف داروهاي به اصطلاح آهسته رَهِش پاسخگو نيست.
به همين علت، روزه گرفتن براي اين بيماران توصيه نميشود؛ به خصوص اينكه تغييرات قندخون، املاح و الكتروليتها در بدن، بر آستانه تشنج بيمار تاثيرگذار است. از اين رو 99 درصد بيماران مبتلا به صرع، قادر به روزهداري نيستند.»
او ادامه ميدهد: «در مورد بيماران مبتلا به ام.اس كه مشكل خاصي ندارند و گرفتاري آنها عمدتاً در سيستم اعصاب مركزي است، هيچ منعي براي روزهداري وجود ندارد.
با اين حال،بهتر است پيش از روزهداري، با پزشك معالج خود مشورت كنند.»
به گفته دكتر احدي، گرسنگي طولاني مدت، ممكن است در برخي بيماران مبتلا به سردردهاي ميگرني، سبب عود حملات آنان شود. بنابر اين بيماران ميگرني با علائم شديد و يا ميگرنهاي پيچيده با علائم مغز و اعصاب، نميتوانند روزه بگيرند، ولي بيماران تحت درمان، ميتوانند بدون نگراني در ايام ماه مبارك رمضان روزهداري كنند.
*بيتا مهدوي
روزه روح ؛ مكمل روزه جسم
روزهداري عمل شايستهاي است كه البته گاه، فقط يك جنبه آن مورد توجه قرار ميگيرد و جنبه ديگر ـ كه مكمل اصلي است ـ به فراموشي سپرده ميشود.
روزه را ميتوان به دو بخش تقسيم كرد: روزه جسم و روزه روح. روزه جسم، آداب و مقررات مشخص و معيني دارد: نخوردن و ننوشيدن از هنگام اذان صبح تا اذان مغرب.
روزه روح نيز قواعد معيني دارد: دروغ نگفتن، تهمت نزدن، بدنخواستن و غيبت نكردن.
درحالي كه قواعد روزهداري جسم، به شدت مورد توجه ودقت قرار ميگيرد، به نظر ميرسد قواعد روزه روح، آنچنان كه بايد، از سوي برخي افراد، به اجرا درنميآيد.
تحقيقات نشان ميدهد آنچه كه در تعاليم اسلامي و مذهبي از آن به عنوان غيبت، دروغ، تهمت و ساير رذايل اخلاقي ياد شده، رفتارهايي است كه از نظر علمي نيز براي فرد مرتكب، زيانبار به حساب ميآيد.
دروغ گفتن، تهمت زدن، پشت سر ديگران سخن گفتن و ساير رفتارها از اين دست، نوعي انرژي منفي دارد كه به خود شخص باز ميگردد.
روزهداري كه نه فقط مبتني بر پرهيز از خوردن و آشاميدن، بلكه براساس خودداري از انجام گناه و بداخلاقيهاي روزمره است، در معناي واقعي، بايد به پرهيز از انجام اين رفتارهاي مذموم بينجامد.
در روايات نيز برجنبة اخلاقي روزهداري تاكيد زيادي شده است؛ به طوري كه بسياري از علماي دين، جنبهاي مهم از روزه واقعي را روزه روح (به معناي نگه داشتن زبان، فكر و روح از گرايشهاي نادرست) دانسته و تاكيد كردهاند تا زماني كه فرد نتواند اراده خود را در مقابل وسوسههاي غيراخلاقي تقويت كند، دروغ نگويد، تهمت نزند، افكار شيطاني را از سرش دور كند، حرف زشت بر زبان نياورد، با دست و زبانش ديگران را آزار ندهد، حتي اگر شبانه روز هم چيزي نخورد و نياشامد، نميتواند مدعي روزهداري واقعي باشد.
روزه جسم با روزه روح تركب شده و عجين است. چنين روزهاي است كه درنهايت به تقواي واقعي ميانجامد؛ تقوا به معني پرهيز كردن و قدرت پرهيز داشتن است؛ و پرهيز، تنها در خوردن و آشاميدن (يا مقاومت در برابر اين دو عمل) نيست.
پرهيز ديگر، به عملكرد ورفتار آدمي در قبال خودش، ديگران و محيط پيرامونش برميگردد. و چنين است كه روزه ميتواند به پالايش روح وروان آدمي، منجر شود؛ در عين اينكه جسم نيز در طول يك ماه، به نوعي استراحت ميكند، نظام گوارشي بدن در حالت تنظيم دوباره قرار ميگيرد، موادمضر براي بدن به حداقل ميرسد و سلامت تن در كنار روح، تامين ميشود.
codex24x
page05