رمضان در آداب و رسوم ايراني
مازندران
مردم استان مازندران براي برآورده شدن آرزوها و ارتباط معنوي با خدا، سه روز مانده به ماه مبارك رمضان را روزه ميگيرند.
در مازندران افرادي كه حاجتي داشته باشند، براي برآورده شدن آن، نذر ختم انعام ميكنند و براي اين كار از كساني كه در قرائت قرآن تبحر دارند، دعوت ميكنند.
آنها هنگام خواندن قرآن، مقداري نمك، چند قرص نان و چند ظرف آب در سيني بزرگي ميگذارند و در مجلس قرار ميدهند.
افراد پس از خواندن سوره انعام، روزه خود را با غذاهايي كه در سيني قرار دارد، باز ميكنند و نانهاي باقيمانده را به عنوان تبرك، در سفره نان قرار ميدهند تا بركت پيدا كند. در ادامه، صاحب مجلس سفره افطار را پهن ميكند.
روزگار قديم در مازندران رسم بود افرادي كه فرزند پسر ميخواستند، نذر ميكردند كه مردم را در طول ماه مبارك رمضان براي خوردن سحري بيدار كنند؛ به اين صورت كه يك پيت حلبي خالي به گردن خود ميآويختند و با چوب به آن ضربه ميزدند تا مردم براي سحري بيدار شوند. اين رسم هماكنون از بين رفته است.
نذر حلوا از ديگر نذور مردم اين منطقه است كه در شب 15 ماه مبارك رمضان، همزمان با ميلاد امام حسن مجتبي(ع)، زنان قند، چاي، خرما و زغال را به عنوان نذر به مسجد ميبرند. اين كار تا پايان ماه مبارك رمضان ادامه دارد.
همچنين در كنار اين مواد حلوا، آش، زولبيا و باميه سنتي، فرني، آبگوشت و باقلاي پخته با پلو نيز به ميان روزهداران ميبرند.
در زمان قديم در ساري، هنگام افطاري هر كسي كه نذر داشت، مجمعهاي از كل نذور خود را به عنوان افطاري درست ميكرد و به زندان شهر ميبرد.
روزهسري
كساني كه در مازندران براي نخستين بار به سن تكليف ميرسند و روزه ميگيرند، تا زماني كه از جانب بزرگترها هديهاي به عنوان «روزهسري» نگيرند، افطار نميكنند.
معمولاً اين هدايا شامل چادر نماز و طلا براي دختران، پول و انواع نقره قديمي براي پسران است.
سحر و افطار
مردم استان مازندران يا با صداي خروس يا با سحرخواني آوازخوانان، خود را براي سحر آماده ميكردند.
سحرخوانان با صداي بلند ميخواندند: «سحر شد، بپا خيز، هنگام نماز است» و همسايهها نيز با اين آواز، ديگران را براي سحري بيدار ميكردند. قرائت مناجات ابوحمزه ثمالي و خواندن يك جزء قرآن، از ديگر سنتهاي مردم مازندران بوده است.
ساك با كوكو، تخم مرغ و برنج و در قديم نيز قرقناق از غذاهاي محلي مازندران بود. آنها اعتقاد داشتند خوردن اين غذاها در طول روز، مانع گرسنگي و ضعف ميشود.
دعوت از اقوام به افطاري، يكي از مهمترين مراسمي است كه مردم مازندران همچنان به آن پايبند هستند.
وداع با ماه مبارك
مراسم وداع با رمضان، در مازندران از شب 27 مـاه مـبارك برگزار ميشود. در اين شبها مداحان و مبلغان ديني نداي خوش «الوداع رمضـان، الوداع شهر نور و القرآن» را ميسرايند و بااشعار زيـبايي از سرودههاي محلي، با ماه رمضان وداع ميكنـند تا براي ورود به ماه شوال و بزرگترين عيد اسلامي آماده شوند.
لرستان
مردم استان لرستان همواره با حلول ماه رمضان، از مدتها قبل، خود را براي برگزاري آيينهاي ويژه اين ماه مبارک آماده ميکنند.
يکي از سنتها رايج مردم اين ديار که در ايام ماه مبارک رمضان بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد، فرستادن بخشي از غذاي افطار و سحر به منزل همسايگان است که به اصطلاح عاميانه به آن «کاسم سا» ميگويند.
بانوان لرستاني نيز توجه ويژهاي به پخت غذاي افطار و سحر دارند و با پختن انواع آش، شله زرد، فرني، حلوا و شيربرنج، جلوهاي خاص به سفره خود ميبخشند.
برپايي محافل انس باقرآن کريم، تلاوت وتفسير کلام وحي، رسيدگي به محرومان و نيازمندان جامعه، زيارت اماکن متبرکه، حضور در مراسم مذهبي، برگزاري آيينهاي احيا در ليالي قدر، اجراي سنت پسنديده صله ارحام و نماز عيد فطر، از مهمترين آداب و رسوم معنوي مردم لرستان در ماه ضيافتالله است.
رفتن به در منازل در وقت سحر و بيدار کردن مردم براي خوردن سحري، يکي ديگر از سنتهاي ديرينهاي است که هنوز هم در برخي از محلههاي قديمي شهرهاي استان لرستان اجرا ميشود.
روزهداران استان در ايام سوگواري اميرالمومنين(ع) در ليالي قدر، حلواي نذري، شله زرد، آش مي پزند و هنگام افطاري، ميان همسايگان و آشنايان خود پخش ميکنند.
بنا به سنت ديرينه اهالي لرستان، برخي از مردم روزهدار، مقداري از حلواي نذري شبهاي قدر را به دليل عظمت و بزرگي اين شبها، براي عيد سعيد فطر نگه ميدارند تا هنگام خوردن صبحانه پس از يک ماه عبادت و بندگي، در اين روز مبارک از آن استفاده کنند.
جمع آوري فطريه براي مستمندان، به خصوص افرادي که نسبت فاميلي با يکديگر دارند نيز از آداب حسنهاي است که از ديرباز در استان لرستان وجود داشته است.
آذربايجان
در اين ماه نيز برخي از آداب و سنتهاي مردم آذربايجان شرقي متمايز از ديگر مناطق کشور و منحصر به اين خطه از ايران اسلامي است. در آذربايجان شرقي، دو سنت «قاباخلاما» و «کيسهدوزي» با گذشت قرون همچنان پابرجاست و به خصوص قاباخلاما با جديت اجرا ميشود.
علي فلسفي، کارشناس مردمشناسي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان شرقي ميگويد: به طور کلي مردم آذربايجان شرقي از نيمه ماه شعبان، خود را براي استقبال از ماه رمضان آماده ميکنند.
مردم اين منطقه ضمن نظافت و خانه تکاني، از چند روز مانده به ماه رمضان به پيشواز اين ماه ميروند که در زبان محلي بدان «قاباخلاما» گويند. قاباخلاما سنتي است که حتماً بايد پيش از ماه رمضان اجرا شود تا همه جا براي حضور در ميهماني بزرگ خداوند آماده و پاکيزه باشد. در اين ميان، نظافت و غبارروبي مساجد با همکاري مردم و روحاني محل نيز از اعمال قطعي است که از سالهاي دور در ديار آذربايجان انجام ميشود.
در برخي از نقاط آذربايجان، به دنبال حلول ماه مبارک رمضان، مردم به خانه علما و بزرگان ديني ميروند و فرا رسيدن بهار قرآن را به آنها تبريک ميگويند.
يکي از نخستين مراسم مورد توجه مردم آذربايجان شرقي در ماه رمضان اين است که افراد فاميل، دوستان و آشنايان به منزل خانوادههاي داغداري که بستگان خود را به تازگي از دست دادهاند، ميروند و به آنها تسليت ميگويند.
در شب دوم ماه رمضان نيز رسم بر اين است که اعضاي کوچک خانواده مانند پسرها، دخترها، عروسها و دامادها به خانه بزرگترها ميروند و افطار ميکنند.
ميهماني افطار با دعوت قبلي مرسوم است؛ به طوري که امروزه دعوت ميهمانان از اواسط ماه شعبان آغاز ميشود. در برخي از خانوادههاي پرجمعيت، وضع به گونهاي است که اعضاي خانواده به غير از يکي دو روز، تمامي افطاريهاي ماه مبارک رمضان را در منزل دوست و فاميل مهمان هستند.
سفرههاي افطاري به ويژه در تبريز از تشريفات خاصي برخوردار است. تنوع غذايي و تزيين سفرههاي افطاري در اين ماه، بسيار قابل توجه است.
سوپ يا آش همواره غذاي ثابت سفرههاي آذربايجان شرقي است. برنج و خورشهاي مختلف، بسته به توان خانوادهها، از کباب و مرغ گرفته تا قيمه و قورمهسبزي مورد استفاده قرار ميگيرد.
پيشغذا هم از عناصر مهم سفره افطاري است که در اين ميان فرني، شير برنج، انواع دلمه، کتلت، کوکو، سالاد، ختايي، اهري، حلوا، خرما و انواع مربا بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرد. برخلاف مراسم افطار در آذربايجان شرقي، آداب و رسوم سحري بسيار ساده و سبک است. اغلب مردم به هنگام سحر، از غذاهاي سبک مانند کره، پنير و ماست استفاده ميکنند. چاي نيز نوشيدني ثابت سفره سحري است.
مراسم احيا از لحظات روحاني و به ياد ماندني است که مردم اين منطقه سعي ميکنند از فيض اين شبها به دور نمانند.
در آذربايجان شرقي، مردان در مساجد تا به سحر به دعا و نيايش مشغولند اما زنان نيز اغلب به نوبت در خانه يکي از همسايگان جمع ميشوند و به مراسم ويژه اين شبها ميپردازند.
مردم تبريز علاقه خاصي به «احسان» در ماه مبارک رمضان دارند. پخش مواد غذايي به صورت غير مستقيم، دادن افطاري در محلات فقيرنشين، قرضالحسنه، توزيع کفش و لباس در مدارس و دادن افطاري به دانش آموزان فقير به همراه اولياي آنها در مدارس، از رسوم تبريزيها در ماه مبارک رمضان است.
از نکات جالب توجه ماه رمضان، رعايت حرمت اين ماه از سوي هموطنان اديان ديگر ساکن تبريز است. اين موضوع از سالهاي دور همواره مورد توجه و احترام مسلمانان بوده است. پيشينه رويت هلال ماه در روستاهاي آذربايجان شرقي حکايتهاي جالبي دارد.
پيش از اينکه راديو و تلويزيون وارد جامعه ايران شود، روستاييان براي رويت هلال ماه به پشت بامها ميرفتند و ساعتها منتظر ميماندند. همزمان چندين سوار را هم به روستاها و شهرهاي اطراف ميفرستادند تا خبر رويت هلال ماه را بياورد.
از جمله مراسم ويژه اين منطقه در ماه مبارک رمضان اين است که روز پانزدهم ماه، جوانان در خانهها را ميکوبند و با شعري به زبان محلي ميگويند: «پانزدهم ماه رمضان ميهمان شماييم». در اين هنگام صاحبخانه بهاندازه توانايي خود، سنجد و گردو يا هرخوراكي که در خانه دارد، به آنها ميدهد.
در برخي از روستاهاي آذربايجان شرقي از جمله حومه شبستر، مراغه، تسوج و اهر، مراسم «کيسهدوزي» در روزهاي خاص اين ماه متداول است.
آخرين جمعه ماه رمضان، 27 ماه رمضان يا آخرين پنجشنبه اين ماه، روزي است که در نقاط مختلف استان، زنان و دختران گرد هم ميآيند و هر خانواده براي خود کيسهاي ميدوزد.
سپس مقداري پول در اين کيسهها ميگذارند، بر آن دعا ميخوانند، فوت ميکنند و آن را تا سال ديگر در صندوقچه خود نگاه ميدارند. اين کيسه را «برکت کيسه سي» يا کيسه برکت مينامند و اعتقاد دارند بدين صورت، هرگز دچار فقر و بيپولي نخواهند شد.
در برخي از روستاهاي آذربايجان شرقي، در روز جمعه آخر ماه رمضان، زناني که بچه دار نميشوند، هنگام عصر به مسجد ميروند و دو رکعت نماز حاجت به جا ميآورند.
سپس از مسجد خارج ميشوند و به منزل هفت زن که اسم آنها فاطمه است، ميروند و از هرکدام يک تکه پارچه ميگيرند. آنها از پارچههاي ياد شده، پيراهني بچه گانه به نام «پيراهن فاطمه» ميدوزند و نزد خود نگاه ميدارند و عقيده دارند تا ماه رمضان سال آينده حتماً بچه دار خواهند شد.
در توابع شهرستان مراغه نيز رسم بر اين است که حدود دو هفته مانده به ماه مبارک رمضان، هر خانوادهمتناسب با به توان خود، حيواني قرباني ميکند و گوشت آن را يا به صورت پخته در يخچال يا به صورت سنتي (قورما) نگاه ميدارد. اين خانوادهها تا پايان ماه رمضان در مراسم سحر و افطار، از گوشت حيوان قرباني شده استفاده ميکنند و عقيده دارند برکت خانه آنها افزايش مييابد.
در خلخال نيز رسم بر اين است که مردم تا چند روز مانده به ماه رمضان، خانههاي خود را تعمير و سفيدکاري ميکنند و فرشهاي خود را ميشويند.
خاش
در ماه رمضان مسجدهاي شهرستان خاش استان سيستان و بلوچستان، حال و هواي ديگري دارد و بر تعداد شركتكنندگان در آيينهاي مذهبي افزوده ميشود. مردم شهرستان خاش از ديرباز، رمضان را ماه دوستي، وحدت، محبت و احترام به بزرگان دانسته و آن را عزيز و گرامي داشتهاند. خواندن 20 ركعت نماز تراويح در طول ماه مبارك رمضان، از سنتهايي است كه مردم مسلمان اهل سنت خاش آنرابهشكل گستردهاي در مسجدها انجام ميدهند و جشن ختم قرآن كريم ميگيرند.
روزهداران هر شب در 500 مسجد خاش پس از افطار، نماز 20 ركعتي تراويح را اقامه ميكنند و تا پاسي از شب، به خواندن قرآن مشغول ميشوند. همچنين در ماههاي شعبان و رمضان در حوزههاي علميه و مسجدهاي اين شهرستان، قرآن كريم تفسير ميشود. قرآنخواني و دادن صدقه فطر، صله ارحام و اطعام خويشان و نزديكان از ديگر اعمالي است كه مردم در ماه مبارك رمضان به آنها پايبندند. مردم روزه را با خرما يا آب باز ميكنند و سفرههاي آنها در وقت افطار با حلواي خرما، نان، شربت و آب تزيين ميشود.
سمنان
در استان سمنان، مردم براي برگزاري هرچه بهتر ماه رمضان و نزديکي بيشتر به خدا، آداب و رسومي خاص دارند که از سالهاي دور، نسل اندر نسل باقي مانده؛ گرچه برخي از اين آداب به دليل پيشرفت و فناوري تغيير شکل يافته است.
کمک و ياري به همنوع، دادن نذور، برگزاري جلسات انس با قرآن و تلاوت آيات وحي و برپايي آيينهاي ويژه شبهاي قدر، از مهمترين آداب اين ماه است.
پخت و توزيع آش رشته، حليم، دادن افطاري و بيدار کردن همسايگان هنگام سحر، از جمله آدابي است که در گذشته در استان سمنان رسم بوده و همچنان پابرجاست.
ابراهيم همتي، شهروند سمناني، با اشاره به سنت بيدار کردن همسايگان هنگام سحردر ماه مبارک رمضان به عنوان يکي از آداب اين ماه، ميگويد:
در گذشته به علت نبودن راديو و تلويزيون، برخي با گفتن سه مرتبه «يا الله» به مردم بيدارباش ميدادند. برخي ديگر از افراد، با حرکت در کوچهها و خواندن اشعاري، اقدام به بيدار کردن مردم براي خوردن سحري و روزه گرفتن ميکردند. اين عمل معمولاً نيم ساعت قبل از اذان صبح انجام ميگرفت و افراد با گفتن صلوات، براي بيدار کردن مردم در سحرها اقدام ميکردند.
عمده غذاي افطاري مردم روزه دار در استان سمنان، حلواي آرد برنج، شله زرد، شيربرنج، پنير خيکي و سبزي، کشک و بادمجان، به همراه نان تازه و تخم مرغ عسلي بود که خانوادهها بر اساس توان اقتصادي خود، از اين مواد استفاده ميکردند.
در گذشته خانوادهها معمولاً پس از افطار، شام مختصري هم ميخوردند که ميتوانست پلو، قليه بادمجان يا آبگوشت باشد.
دادن افطاري به مردم، از ديگر رسمهاي روزه داران سمناني است که از ديرباز در اين استان پابرجاست.
افطاري دادن معمولاً در منازل، مساجد و يا تکايا انجام ميشد و ميهمانان روزه دار با غذاهاي مختلف، از جمله شيربرنج با دوشاب، نان، پنير، سبزي و پلو پذيرايي ميشدند. در جامعه عشايري استان سمنان نيز رسم و رسوم خاصي در ماه مبارک رمضان حاکم است که اذان گفتن در هر شامگاه و سحر، از جمله اين رسوم است. عليرضا شاهحسيني، از محققان جامعه عشايري استان سمنان، دادن افطاري با مواد غذايي عشايري را از ديگر آداب اين ماه ذکر ميکند.
در حال حاضر برخي از آداب و رسوم گذشته، کماکان در برخي از نقاط به ويژه روستاهاي سمنان پابرجاست که افطاري دادن، برگزاري مراسم قرائت قرآن در منازل و حضور در مساجد را ميتوان از جمله اين رسوم بيان کرد.
تركمنها
تركمنهاي ايران به لحاظ كثرت آداب و رسوم در زندگي روزمره، داراي فرهنگي بسيار غني هستند. اين مردم بهدليل داشتن پيشينه فرهنگي بسيار کهن، تقريباً براي هر مناسبتي، مراسم خاصي دارند كه يكي از اين مناسبتها، ماه مبارك رمضان است. فرارسيدن اين ماه، سبب خوشحالي هر تركمن ميشود. آنها در ماه رمضان از مرد و زن و پير و جوان با شور و شعفي بسيار، غير از به جا آوردن فرايض، در تمامي مراسمي كه ويژه اين ماه است، شركت ميكنند.
تركمنها حداقل يك هفته قبل از حلول ماه مبارك رمضان، مقدمات ورود به اين ماه پرفيض و بركت را فراهم ميكنند. زنان بيشتر از روزهاي معمول به نظافت خانه و حياط منزل ميپردازند و مردان نيز خواربار و ملزومات اين ماه را خريداري ميكنند. در بسياري از مناطق تركمن نشين، رسم است كه مردم در آخرين جمعه قبل از حلول ماه رمضان، به شكل دسته جمعي، مسجد محل خود را نظافت كنند.
برخي از خانوادهها نيز سجادههايي را از جنس قاليچه و نمد كه به آن «نماز ليق» ميگويند، به مسجد محل خود اهدا ميكنند. رويت هلال ماه رمضان نيز در ميان تركمنها با هيجان خاصي همراه است.
آنها عقيده دارند هركسي كه زودتر از بقيه هلال ماه را ببيند، ثواب بيشتري ميبرد و حتي باعث افزايش بينايي ميشود. به همين دليل، پير و جوان سعي ميكنند براي ديدن هلال ماه كه علامت حلول ماه مبارك است، به بالاي ارتفاعات و پشتبامها بروند تا زودتر از ديگران ماه را ببينند.
عصر آخر ماه شعبان، نگاه اغلب مردم تركمن به سمت مغرب آسمان است تا شايد هلال ماه را رويت كنند. فردي كه هلال ماه را ببيند، سوره شريفه بقره را ميخواند و با خوشحالي و با صداي بلند به ديگران اعلام ميكند كه ماه را ديده است.
يكي ديگر از سنتهاي حسنه تركمنها پيش از آغاز ماه مبارك رمضان، برگزاري مراسم آشتي كنان است؛ به اين ترتيب كه ريش سفيدان هر محله كه به آنها «ياش اولي» ميگويند، بنا به ابتكار خود، افرادي را كه با هم كدورت دارند، بدون اطلاع از همديگر براي صرف چاي به خانه دعوت ميكنند و آنها را با هم آشتي ميدهند. در طول ماه مبارك رمضان، مساجد تركمنها پر از ازدحام است و حال وهواي خاصي دارد.
شيراز
شيرازيها، آخرين جمعه ماه شعبان را «كلوخاندازان» ميگويند. در اين روز رسم است كه مردم دسته دسته به گردشگاههاي اطراف شهر ميروند و آن روز را با خوشي به شام ميرسانند، چون باور دارند كه رمضان، ماه عبادت است و در اين ماه فقط بايد عبادت كرد. از چند روز مانده به رمضان، بعضي از خانوادهها نذر دارند و افطاري ميدهند و بيشتر ميهمانيها به شكل افطاري برگزار ميشود.
همچنين رسم است كه پس از افطار، مردم به ديد و بازديد ميروند و گاهي تا وقت سحر دور هم مينشينند، صحبت ميكنند و شب چرهاي شامل تنقلاتي مانند رنگينك، زولبيا و باميه ميخورند. خانوادههايي كه دختري را شوهر داده باشند، در نخستين ماه رمضان پس از عروسي، خود را موظف ميدانند افطاري كاملي به نام «روز والون» تهيه كنند و همراه با گل براي عروس بفرستند. در استان فارس چند روز قبل از ماه مبارك رمضان، زنان خانهدار به فكر تهيه خواربار، انواع ترشي و ادويه، عرقيات و چاشنيهاي گوناگون ميافتند.
پيرمردان صغادآباده فارس درباره معني «كلوخاندازان» ميگويند: در قديم هنگام غروب روز كلوخاندازان، تمامي مردم از كوچك تا بزرگ، كلوخي در دست ميگرفتند و روبه قبله ميايستادند و ميگفتند: خدايا گناهان و كارهاي بد گذشته را شكستيم و خود را براي عبادت و روزه ماه رمضان آماده كرديم. آنگاه كلوخ را محكم به زمين ميزدند تا خرد شود . آنها عقيده داشتند با شكستن كلوخ، تمامي اعمال بد آنها شكسته و نابود ميشود. با ديدن هلال ماه نو و شروع ميهماني خدا، حال و هواي شهر دگرگون ميشود و مردم بعد از ديدن هلال، سه صلوات ميفرستند و ميگويند: الهي كه ماه شريف و مبارك و با بركتي براي همه عزيزان و غريبان نو شده باشد.
بر سفره افطاري مردم جهرم فارس ميتوان نان روغني، نان فطيرخانگي و نان بازاري را مشاهده كرد. خرما، پنير، يكي دو نوع مربا و حلوا هم از ديگر خوراكيهاي هنگام افطار آنهاست. جهرميها شب دهم ماه، عدس پلو ميخورند و روز هفدهم را با كله پاچه و شب نوزدهم را با نان خشك و گلآبشن افطار ميكنند. در اصطهبانات، برخي شبها خانوادهها دور هم جمع ميشوند، يك نفر كه در ني زني تبحر دارد، در ني ميدمد و فردخوش صدايي هم ابياتي از فايز ميخواند.
صاحبخانه هم با گرمي از ميهمآنها پذيرايي ميكند كه اين مجلس تا سحر ادامه مييابد و هر شب در خانه يكي از آشنايان برپا ميشود. سحري كه مردم شيراز تهيه ميكنند، اغلب از انواع پلوها و خورشهاست كه بعد از خوردن آن به نماز و نيايش ميپردازند. مردم شيراز براي افطار، از غذاهاي خاصي كه فقط مخصوص اين ماه است، استفاده ميكنند كه ترحلوا، زولبيا و باميه محلي و رنگينك جزء آنهاست. آنها بعد از افطار به ديدن يكديگر ميروند و اين ديدوبازديد را «ماه رمضاني» ميگويند. شيرازيها شبهاي قدر را بسيار محترم ميشمارند.
مركزي
متداولترين سنتي كه در شهرها و روستاهاي استان مركزي با گذشت زمان هنوز دستخوش تغيير نشده، تهيه نان مخصوص «فتير» است. هنوز هم بسياري از كدبانوهاي شهري و روستايي در تنورها يا فرهاي خانگي، اقدام به طبخ اين نان شيريني سنتي براي سفره افطار ميكنند. گوش فيل، شيريني مرسوم مردم استان مركزي در ماه رمضان است كه از هفته قبل از حلول ماه، در قناديها ديده ميشود. آش رشته غذاي اصلي هر روزه سفره افطار بسياري از مردم استان مركزي است و كل جوش و شله زرد نيز دسر نيروبخشي در كنار آن به شمار ميآيد.
هنوز هم مردم شهر و روستاهاي خنداب، هنگام سحر با صداي چوبي كه نوجوان قنوت گوي مسجد بر تشت ميكوبد و صداي مناجات پيرترين اذان گو كه فرازهايي از دعاي خواجه عبدالله انصاري را با بانگ بلند در كوي و برزن ميخواند، يا نداي «برخيزيد سحر از راه رسيد» از خواب برمي خيزند. پيرمرد در جلو و نوجوان در پشت سر، از كوچههاي شهر يا روستا يك به يك ميگذرند و تا روشن شدن چراغ هر خانه، بر سر در آن ميايستند.
اما در شهر و روستاهاي خمين نيز برخي مراسم بدون تغيير مانده است و جوانان از سه روز مانده به ماه رمضان، در بلندترين ارتفاعات شهر يا روستاي خود، در انتظار حلول ماه، شب زنده داري ميكنند، پس از رويت ماه با ندايالله اكبر، خبر از حلول ماه مبارك رمضان ميدهند و پس از آنكه رويت ماه از سوي معتمدان و روحانيان تأييد شد، فصل عبادت آغاز ميشود. آنگاه مراسم سحرخواني بر پشتبامها با كوبيدن بر پشت تشتي وارونه و مناجات شروع ميشود.
در بسياري از روستاهاي شهرستان خمين هر شب نوجواني بر بام محله خود بر تشت ميكوبد و هر چه زمان به پايان سحر و طلوع خورشيد نزديك ميشود، زمان كوبش چوب بر تشت نزديكتر ميشود تا روزهداران بدانند بايد از خوردن امساك كنند و براي ايستادن به نماز آماده شوند. همان نوجوان سپس بر بام خانه اذان ميگويد.
كرمان
مردم كرمان نيز در ماه مبارك رمضان، آداب و رسوم ويژهاي را دنبال ميكنند و در تزكيه نفس و انجام عبادات و فرايض مقدس اين ماه مقيد هستند. مردم كرمان سعي ميكنند هرگونه جشن و مراسمي را كه تدارك ديدهاند، قبل از حلول ماه مبارك رمضان در ماه شعبان برگزار كنند.
در قديم، اوايل ماه مبارك رمضان در ميان خانمها بهويژه زنان سالخورده رسم بود به خاطر خواصي كه قهوه دارد، پس از حل كردن آن در آب، آن را به پيشاني خود ميماليدند. در كرمان بزرگترها با دادن «سرروزهاي» به دختران و پسران كه نوعي هديه و كادوي مناسب بود، بچههايي را كه به سن تكليف ميرسيدند، به انجام فريضه روزه داري ترغيب ميكردند.
يكي ديگر از رسوم ماه رمضان در برخي مناطق استان كرمان، خواندن «الله رمضوني» پسران و «كليدزني» دختران در شبهاي قدر است.
ثبت آداب و رسوم ماه مبارك رمضان در فهرست ميراث معنوي كشور، نشان از اهميت اين فرهنگ در ميان ايرانيان دارد كه هر كدام به نوعي و با توجه به خاستگاه اعتقادي و آييني خود، اين روزها را گرامي ميدارند.
منابع:
خبرگزاري مهر- خبرگزاري ايرنا- روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي مازندران-گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
ماه رمضان در فرهنگ مردم
پيشواز ماه مبارك
در روستاي «آوانك طالقان»، بسياري از مردم سه روز اول و وسط و آخر ماههاي رجب و شعبان را روزه ميگيرند و عقيده دارند با روزه ماه رمضان، خداوند ثواب سه ماه روزه برايشان ثبت ميكند. هر كس اين ايام را روزه بگيرد، ميگويند: «روزه سه ماهان» گرفته است. بعضيها هم تنها سه روز آخر ماه شعبان را روزه ميگيرند و به پيشواز ماه رمضان ميروند.
در «فرنق خمين» عدهاي يك روز و بعضي دو تا سه روز قبل از ماه رمضان روزه پيشوازي ميگيرند. اين روزه را «روزه نذري» ميگويند و از خدا حاجت ميطلبند .در شهرهاي گيلان از جمله در رشت و بندرانزلي به پيشواز رفتن ماه رمضان «پيشاشو» گويند و اكثر مردم پيشواز از ماه رمضان را مستحب ميدانند و در اين امر مصّرند.
ماه نو
مردم يزد براي رؤيت ماه، غروب روز آخر ماه شعبان به بالاي منارهها، گلدستهها، تكيهها، پيشطاق مساجد و پشتبامها ميرفتند و با نگاه دقيق در آسمان به جستجوي ماه ميپرداختند و در صورت مشاهده ماه اعمال مخصوص ماه رمضان را به جا ميآوردند: بعد از به جا آوردن نماز جماعت عشا،عالم بر منبر ميرفت و ضمن خواندن خطبه، آغاز ماه رمضان را به اطلاع حاضران ميرساند. بعد مؤذن بر فراز گلدسته مسجد ميرفت و اذان ميگفت. بعضي از افرادي هم كه صداي اذان را ميشنيدند، به اذان گفتن ميايستادند تا بانگ اذان به دورترين نقاط برسد و مردم از حكم مطلع شوند. درصورتيكه شب از نيمه ميگذشت و تازه ديدن ماه ثابت ميگشت، با نواختن نقاره خبر را اعلام ميكردند.
از عقايد مردم در مورد ديدن ماه نو آن است كه به محض ديدار، چشمشان را ميبندند و سعي ميكنند روي قرآن يا نام خدا يا ظرف آب يا سبزه و يا روي زيبا بگشايند و صلوات بفرستند. همچنين عقيده دارند در لحظه ديدن ماه نو هر حاجتي از خداوند بخواهند، برآورده خواهد شد.
در «صغاد» آباده فارس، اگر چهار نفر مؤمن موفق به ديدن ماه نو ميشدند، متفقاً به در مسجد جامع كه وسط روستاست، ميرفتند و به مؤذن ميگفتند:«جار بكش، امشب حتماً شب نيت است.» مؤذن هم روي بام يا گلدسته ميرفت و با صداي بلند ميگفت: «مؤمنين، ماه نو را ديدهاند. خود را براي سحري خوردن و روزه گرفتن آماده كنيد.»
در «جهرم» فارس مردم براي ديدن ماه نو به كوه البرز كه مشرف به شهر است، ميرفتند و با ديدن ماه چشمشان را ميبنستند و آن را روي انگشتر فيروزه يا درخت سبز يا آب روان و يا قرآن ميگشودند. اگر هيچ كدام از اين چيزها نبود، به روي سكّه باز ميكردند.
در كازرون با ديدن هلال ماه رمضان، سه صلوات ميفرستند و ميگويند: «خدايا، يك ماه قدمدار و مباركي رو همه شيعيون نو شده باشد!» يا گويند:«الهي ماه شريف و مبارك و با بركتي رو همهي عزيزون و غريبون نو شده باشد!»
اراكيها نيز هنگام ديدن ماه سعي ميكنند چشم روي قرآن يا آب روان بگشايند. عدهاي هم ماه را در آيينهاي كه روبرويش نگه ميدارند، مشاهده ميكنند و ديدن ماه را در آيينه مبارك ميدانند.
در «قمصر» كاشان مردم براي ديدن هلال ماه بر بام ميروند و با خود يك قرآن، يك آيينه و يك سيني ميبرند كه در آن يك ظرف با كمي سبزي خوردن است. رو به قبله مينشينند، آنگاه آيينه را به سمت آسمان ميگيرند و آنقدر جا به جا ميكنند تا ماه را در آن ببينند. بهمحض مشاهده ماه، يكي با صداي بلند سوره ياسين را قرائت ميكند و ديگران در دل با او همراهي ميكنند، بعد يك حمد و سه قل هوالله ميخوانند و صلوات ميفرستند. سرانجام هر يك جرعهاي از ظرف محتوي آب و سبزي مينوشند و عقيده دارند خوردن آب و سبزي به آنها نيروي قناعت ميدهد و موفق ميشوند بدون ناراحتي ماه مبارك را روزه بگيرند. سپس يكي طبل ميزند تا اگر كسي ماه را نديده، مطلع شود.
در قمصر، بازگشودن چشم را پس از ديدن هلال در صورت سادات شگون ميدانند و سعي ميكنند وقتي هلال ماه رمضان را ديدند به چهره سيدي بنگرند. سادات هم وقتي ماه را ميبينند، به سينه خود نگاه ميكنند و صلوات ميفرستند.
در تاكستان پس از رؤيت ماه نو، به آيينه و قرآن مينگرند. زناني كه بچه ندارند، دختر بچه يا پسر بچهاي خوشرو را با خود به بام ميبرند و به محض ديدن ماه به روي او نگاه ميكنند و از خدا ميخواهند كه به آنها بچهاي سالم و زيبا عطا كند.
در لُهران طالقان در آغاز هر ماه، از جمله در ماه مبارك، كودكي را به خانه ميآورند. كودك چند دقيقهاي در خانه ميماند و به او تنقلاتي مثل گردو، سنجد، كشمش و يا پول ميدهند. آنگاه او را با محبت به خانه خودش ميفرستند. معتقدند چون كودكان معصوماند، خوشقدم ميباشند و خير و بركت با كودكان به خانه آنها ميآيد و تا آخر ماه، زندگي افراد خانواده به خوشي و تندرستي خواهد گذشت. در روستاي «خوانيك علياي بيرجند» عقيده دارند هلال ماه مبارك را بايد با يكي از اين پنج چيز نو كنند: كف دست راست، آينه، روي دختر بچه، آب روان و سبزه.
سفيد كردن خانه
در گذشته كه خانهها در اغلب روستاها و شهرستانها كاهگلي يا گچي بود، ديوارها را براي ماه رمضان كاهگل تازه ميماليدند يا با گچ و خاك مخصوصي سفيد ميكردند.
در«اصطهبانات» فارس آنهايي كه ديوار خانهشان گچي بود، با پارچهاي كه بر سر چوب بلندي ميبنستند، گرد و غبار را مي رفتند، ديوارهاي كاهگلي را هم كاهگل ميماليدند تا دوده و رنگ تيره ديوار زدوده شود.
در روستاي فرنق، سالي دو مرتبه خانه را سفيد ميكردند: يك بار براي عيد نوروز و يك بار براي ماه مبارك. براي اين كار، از نوعي گل معدني كه به گل سفيد معروف است، استفاده ميكردند. گل را در ديگهاي مسي بزرگي با آب مخلوط نموده، دوغاب تهيه ميكردند. پس از گردگيري ديوارها، با كاسه دوغاب را به ديوار و سقف ميپاشيدند تا همه جا سفيد شود. بعد از خشك شدن دوغاب، كف اتاق را فرش ميكردند.
البته نظافت به خانهها محدود نميشد و مساجد، تكيهها، حسينيهها، حجرهها، دكانها و اماكن عمومي را نيز دربر ميگرفت. در پاكسازي مساجد و تكايا،همه به خصوص جوانان شركت ميكردند و ديوارها را با پارچههاي سبز و سياه كه به آيات و روايات و اشعار مذهبي مزين شده بود، ميپوشانند. سقف مساجد را با آيينه و شمعدان و چلچراغ و شاخههاي سرو و كاج و شمشاد آذين ميبستند.
شب نشيني در ماه رمضان
در بيشتر نقاط فارس در شبهاي ماه رمضان، بسياري از مردم شب را با دعا و نيايش سحر ميكردند و بعضيها هم به خانه دوست و آشنا ميرفتند و صحبت ميكردند و شبچره ميخوردند. آنها كه به حافظ و سعدي و شاعران محلي مانند فايز دشتستاني، محياي قتالي و باقر لارستاني عشق ميورزيدند، تفألي با ديوان حافظ ميزدند يا ابياتي از فايز زمزمه ميكردند. در اصطهبانات بعضي خانوادهها هم جمعميشدند و يك نفر كه نيزني خوب ميدانست، در ني ميدميد و فرد خوشصدايي هم ابياتي از فايز ميخواند. صاحبخانه هم با چاي و شيريني و ميوه و شبچره كه بيشتر گردو و انجير و كشمش بود، با گرمي از مهمانان پذيرايي ميكرد.
يكي از سرگرميهاي جوانان و حتي پيرمردان لهران طالقان ، در شبنشيني، انگشتر بازي بود. اين بازي شبيه «گلُ يا پوچ» است و حاضران در مجلس به دو دسته تقسيم ميشوند. يكي از دستهها بازي را اينطور آغاز ميكند: مجمعي با تعدادي ليوان وسط مجلس ميگذارند و مهرهاي زير يكي از ليوانها قرار داده، از دسته مقابل ميخواهند حدس بزنند مهره زير كدام ليوان است. در صورتي كه گروه مقابل درست جواب بدهد، ليوان و مهره از آنان ميشود و بههمان ترتيبي كه گفتهشد، بازي ادامه مييابد. اما اگر نتوانستند جواب صحيح بگويند، بازي را همان گروه اول دنبال ميكنند و تا پاسي از شب سرگرم ميشوند.
در روستاي «اندريه» فيروزكوه كه زمستانهاي سرد و طاقتفرسا دارد، اهالي در شبهاي بلند زمستان كه مصادف با ماه مبارك است، با آداب خاصي به شبنشيني ميروند. پس از افطار صاحبخانه اتاق را مرتب و كرسي را داغ ميكند و اطراف كُرسي بالش و پشتي ميگذارد و منتظر ميماند. مهمانها يكييكي از راه ميرسند و دور كرسي مينشينند و مشغول گفت و گو ميشوند و صاحبخانه با چاي و شبچره (حلوا، گردو مغز، شور مغز و تخم كدو) پذيرايي ميكند.
پايگاه اينترنتي باشگاه انديشه
codex19x
page06
codex40x
page21