زندگی با گل
ميخندد؛ خندهاي درست و حسابي و از ته دل. با خود ميگويم در اين شهر گرفته و پَکر، گلوگياه چقدر به وي سرزندگي و شادابي بخشيده است.
همچنان ميخندد. ميگويد: «خودم گلام، آقاي گل؛ براي همين گل نياوردم.»
ميگويم: «يعني چي؛ فوتباليست شدهاي؟»
ميگويد: «نه. گلفروشي زدم.»
چندان جاي شگفتي نيست کسي که خانهاش پر از گلدانهاي گل است، اکنون در بازنشستگي، گلفروشي باز کند؛ ولي اين که براي نخستينبار بدون شاخه گل آمده است، جاي شگفتي دارد؛ چون هربار که ميآمد، با خودش رنگ و زيبايي و بوي خوش ميآورد.
بوهاي امروز
ديروز، بوي نان تازهِ گندم مادرت در کوچه ميپيچيد؛ ولي امروز بوي بدِ جوي آب و دلوهاي زباله شهرداري و بوهاي پلشت ديگر ـکه از هر گوشه شهر بالا ميزندـ جايش را گرفته است.
اگر آن شاخه گل ـ که گاهي از يک دوست ميرسدـ نباشد، يا آن رايحه خوش که هنگام گذر از کنار يک گلفروشي به بينيات ميخورد... يا اين اندک فضاي سبزِ شهري... يا آن تکدرخت سرِ کوچه... يا درختچه گوشه حياطخلوت خانهات... يا آن گلِ طبيعياي که در خانهات نگهداري ميکني؛ اگر اينها ياريات ندهند، چگونه محيط ماشينيِ شهري را تاب خواهي آورد؟
بهراستي، زندگي بيگل، چگونه زندگياي است و چرا شهرنشينان آنگونه که بايد، رخصت نميدهند که گل طبيعي، به خلوت زندگيشان راه بيابد؟
کاش همه در خانه خود، کنار هر گل مصنوعي، يک گلدان گل طبيعي مينشاندند.
کاش در کنار هر داروخانه شهر، يک گلفروشي بود؛ و کاش به هر پيشکشي، يک شاخه گل خوشبو نيز پيوست ميشد. که چه جالب است پيشکشکردنِ کتابي که رويش يک شاخه گلسرخ است.
جاي تهيِ گل
نقاشيها، مينياتورها و ديوانهاي شاعران ايراني، پُر است از گل و گياه و وصف آن. با اين همه، مصرف سرانه گل کشور در سال، فقط پنج شاخه است؛ در حالي که اين نسبت در کشور هلند 200 شاخه و در آلمان 150 شاخه است.
توليدکننده ايراني، با شورِ زياد، گل ميپرورد. روزانه نزديک به 2ميليون شاخه گل در دو بازار محلاتي و امام رضاي تهران به نمايش و فروش گذارده ميشود؛ ولي فقط يكميليون شاخه به فروش ميرود و آن يكميليون ديگر از چرخه دادوستد بيرون ميشود؛ چون بازار داخلي، پررونق نيست و كششِ چنين توليدي را ندارد.
«توليدكنندگان گلوگياه، همواره در حال زياندهي هستند.»
محمد باغبان ـکه پس از پايان دانشگاه، در حياط خانهاش به توليد گل ميپردازدـ با گفتن سخن بالا، به افت بازار گل اشاره ميکند که گاهي سبب ميشود 50درصد دسترنج گلکاران، روي دستشان بماند و پس از دوـ سه روز، به ضايعات تبديل و دور ريخته شود.
او در گفت و گو با گزارشگر روزنامه اطلاعات ميافزايد: «خود من ناچار شدم همه گلهاي گاردانياي توليدي خود را هديه بدهم. اصولا محصول گل گران است؛ شاخه گل 800 تومانيِ تهران، در شهرستان2000 تومان فروخته ميشود که نتيجهاش فروش کمتر است؛ و علتاش نبودِ سيستم پيشرفته حملونقل.»
او ادامه ميدهد: «امکان پرورش همه گلها مثلا در شمال ايران نيست تا قيمتها اندکي کاهش يابد و فروش بالا برود. پرورش گل رُز در رطوبت بالا امکان ندارد. از اين رو، ناچارم بيشتر روي سيکاس و کاکتوس، سرمايه و نيرو بگذارم.»
کمرنگيِ خوي ديرين
ايران اين توانايي را دارد که در طول چهار فصل، به توليد گلوگياه زينتي بپردازد. در برخي استانها، زمينهِ بسيار مناسبي براي توليد اين فرآورده ـ نسبت به محصول گندم آبيـ وجود دارد. اکنون سالي 2 ميليارد و 800 ميليون شاخه و درختچه زينتي مانند: بنفشه، هميشهبهار و رزهاي رونده، در 5 هزار و 700 هکتار، فضاي آزاد يا گلخانهاي ايران کشت ميشود؛ ولي شايد به سبب سختيِ زندگي، يا دلايل ديگر، فرهنگ استفاده از گل، از خوي و منش ايراني، اندکي دور افتاده است. جملگيِ توليدکنندگان گلايه ميکنند که مصرف گل در كشور، بسيار پايين است و آنها هر سال ، با دلگرمي و به اميد فروش بيشتر کار ميکنند ولي مصرف گل در ميان مردم، روز به روز پايينتر ميآيد.
بي روح
با خيرگي نگاهشان ميکني و شگفتزده ميشوي: اوه چقدر طبيعي! ولي خوب ميداني که آنها از خود، انرژياي پرتو نميدهند، زندگي ندارند، روح و بو ندارند، نميشود نوازششان کرد، يا از نوازششان لذت برد، يا بوييدشان و از بوييدنشان شفا گرفت. نيازي نيست به آنان آب بدهي و نگرانشان باشي؛ چون گلهاي دستساز(مصنوعي) هستند.
شگفتزده شدم، هنگاميکه ديدم شيشه ادکلن را به دست گرفته و به گلِ مصنوعيِ کنار اتاقاش ميپاشد.
گفتم:«آخر چرا گل پلاستيکيِ بيبو و روح؛ چرا گل طبيعي، نه؟ تازه اين ادکلنها همه از مُشتقات نفت است و حساسيتزا...»
گفت:«توليدکننده گل مصنوعي هم بايد نان بخورد؛ مگر نه؟»
گفتم:«يک شاخه گل مصنوعي براي زينت پذيرايي، بد نيست؛ ولي نه اين که به کل، جاي گل طبيعي را بگيرد.» شايد تا اندازهاي گپام پذيرفته بود که سکوت کرد.
اکنون گلهاي دستسازي درست ميکنند که با گل طبيعي مو نميزند و تا هنگامي که برگي از آن را نَکَني، در نمييابي پلاستيکي است. ولي به راستي، کدام گل دستساز ـحتي اگر بسيار ماهرانه هم ساخته شده باشدـ ميتواند در کنار انسان، جاي طبيعت زنده را بگيرد؟
پيشواز با گل
اکنون مردم، ماشين عروس را نيز با گلِ دستساز ميآرايند و رنگ طبيعي و بوي طبيعي و زيباييِ طبيعت را از جشن خود ميرانند.
فرودگاهها جاي بسيار مناسبي براي هديه گل است. ايران، سرزمين گل و بلبل است و پيشواز رفتن با نماد زادبوم، کار زيبندهاي براي هر ايراني است؛ اما در فرودگاههاي ايران، به جاي عرضه گل طبيعي، گل مصنوعيِ بيروح و بيبو ميفروشند. در حاليکه گل دستساز، نه براي فرودگاههاي ايرانِ چهارفصل، بلکه براي فرودگاههاي کشورهاي دور و برِ خليجفارس است که گل طبيعي، تابِ آبوهواي تفتيدهشان را ندارد.
جا تهيکردن براي هماورد
گونهِ وحشي«سيکلمه» ـکه در سفرههاي هفتسين قرار ميگيرد ـ ايرانيست و در هلند، با نام «پريسيکلمه» و به نام ايران ثبت شده است.
پيشينهِ پرورش گلوگياه در ايران، به 3000 سال مي رسد. اکنون گلهايي که در کشور هلند ميپرورد، پيشينه و هويت ايراني دارند. هلنديها آنها را در گذشتههاي دور، از ايران به کشورشان بردهاند؛ و خودِ ايران، در پيچوخم رخدادادهاي ناگوار تاريخي، از پرورش گل بازماند و امروزه ناچار است گلهايي را پرورش دهد که ريشهاش در هلند است. ايرانيها ريشهها را از آنجا ميآورند و تکثير ميکنند!
کشور لالهها
هلنديها به پاس گلهاي مشهور خود، هرسال ، اتومبيلها را با گلهاي زيبايشان ميآرايند و آنها را از شهر نُردوِيک به حرکت در ميآورند و از مرز شهرهايي مانند ساسنهايم ميگذرند تا به ليس(هارلم) برسند.
در ماههاي آوريل و مي(فروردين و ارديبهشت)، لالههاي هلند كاملاً سر بر ميآورند ـ همان گلي که نام سرزمينلالهها به هلند بخشيده استـ و بهانهاي دست هلنديها ميدهد تا كارناوال گل بپا دارند؛ که از قضا، پيوند ميخورد با نمايشگاه بزرگ گلِ کيوکن هوف، در 22 ماه آوريل هر سال؛ يعني درست روزي که نمايشگاه گل در کيوکنهوف برپاست، كارناوال گل از اين شهر رد ميشود.
از 1949 تاکنون، هر سال ، بيش از 900 هزار نفر از مردم دوستدار گل در جهان، راهيِ هلند ميشوند. نمايشگاه بسيار زيباي گل هلند، هر سال از 23 مارس(3 فروردين) در کيوکنهوف گشايش مييابد و تا 19 ِمي(30 فروردين) برپا ميماند.
پيشبينيِ اين که گل چيرهِ اين نمايشگاه، چه گلي است، چندان دشوار نيست. نمايشگاه از گللالههاي گوناگون كاملاً سرريز است و در آن ميان، لاله باژگون ـ با آرايشهاي خلاقانهاي که از دستان هنرمندان ميگيردـ نماي ويژهاي به گستره نمايشگاه ميبخشد.
ايرانيِ شايسته
در نمايشگاه جهاني گل در اوزاکاي ژاپن، باغبان ايراني در ميان 600 شرکتکننده خارجي در بخش پرورش گل گلاسيلا، مدال طلا گرفت و در پرورش گل سِون، مدال برنز را از آن خود کرد.
کسب اين شايستگي، نشانگر شور بياندازه باغدار و باغبان ايراني به کار و صنعت گل است؛ اميد که با در اختيار گذاشتن امکانات، دلگرماش کنند.
بازار پايتخت
بازار خوشبوي گل تهران را گلهاي اصفهان، قزوين، ورامين، محلات، کرج و شهرکرد پر کردهاند. انگار گلها نيز خود را با بيآبي و سالخشکي سازگاري دادهاند که از يزدِ بيآب هم گل رسيده است. افزون بر مغازهدارها، مردم کوچه(عادي) نيز براي خريد ارزان گل، راهيِ اين بازار شدهاند.
در اين بازار، رُز هلندي ـ که به نسبت رزها و گلهاي ديگر بادوامتر استـ پر هواخواهترين گل و بيشترين ميزان فروش است. قلمههاي اين گل از هلند ميآيد و در باغهاي ورامين، محلات و شهرکرد پرورش مييابد.
اينجا هم شيميايي!
تا ديروز، کسي نميتوانست مِهر همسرش را چند شاخه گل رز آبي معينکند؛ چون چنين رزي در جهان وجود نداشت؛ ولي امروزه چرا. مهريه امروز حتي ميتواند چند شاخه رُز سياه باشد؛ چون باغبانان، همهجورش را پرورش ميدهند.امروزه، موادشيميايي ويژه رنگآميزيِ گلهاي دستساز(مصنوعي) نيست. اکنون براي دگرگونکردنِ رنگِ گلِ طبيعي و به دست آوردنِ رنگ دلخواه مشتري، رنگ شيميايي به خوردِ زبانبستهها ميدهند تا رزِ آبي به دست بياورند؛ آن هم به صرف اين که، رزِ آبي، خريدار بيشتري دارد. اين در حاليست که رنگ شيميايي نامرغوب، از دوام و عمر گل ميکاهد.
فروشندگان همچنين براي بادوام کردن و سرزنده نگهداشتن گلها، محلول سفيدکننده شيميايي در آب ميريزند و در توجيه کارشان نيز ميگويند که نه تنها هيچ زياني براي گل و محيط ندارد، بلکه راه تنفسيِ گل را بهبود ميبخشد و رگهايش را براي تغذيه بهتر، گشاد ميکند.
خراسان
هشتمين نمايشگاه جهاني صنعت گلوگياه مشهد، به همه خراسان شادابي بخشيد و پرورشدهندگان گل را از تهران، اصفهان، يزد، گلستان، گيلان، کرمانشاه و نيز از کشورهاي فرانسه، کرهجنوبي، اسپانيا، ژاپن و هلند يکجا، گِرد هم آورد.
در غوغاي آهن و بتون شهري، سهم هر شهروند خراساني از فضاي سبز ـ مانند هر ايراني ـ فقط 9/5مترمربع است که تفاوتاش با استاندارد جهاني، به بيش از 14 متر ميرسد.
محمدباغبان، درباره نمايشگاه گل ميگويد:«اميد که با برگزاري نمايشگاههاي اينچنيني، به گونهاي فرهنگسازي شود و مردم در خانهشان، سهم بيشتري به گلوگياه بدهند تا زماني که از هياهوي شهر و روزمرگي، به خلوت خانه پناه ميبرند، در کنار سبزينه طبيعت، اندکي آرامش بيابند.»
محلات
برگزاريِ هشت جشنواره گل در اين سالها، سبب ربايش گردشگر داخلي شده و تاثير خوبي در شکوفاييِ اقتصادي شهرستان محلات و حتي استان مرکزي گذاشته است.
محمد باغبان، در برابر اين پرسش که نمايشگاه گل، چه دستاوردهاي ديگري ميتواند داشته باشد، اشاره ميکند به آشنايي با روشهاي نوين توليد، افزايش چونيتِ گل، برانگيختن روحيه شادابي در مردم، تقويت فرهنگ مصرفگل طبيعي و فراخوان توليدگرها براي شرکت در نمايشگاههاي خارجي.
او ميافزايد:«البته نبايد هدفها با پايان کار نمايشگاهها فراموش شود. بايد پيگيرِ به گل نشستن هدفها، پس از پايان نمايشگاه نيز بود.»
سيدجلالعجــايبي، رئيس اتحاديه گلوگياه تهران نيز در گفتوگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات، پافشاري ميکند روي صادرات و اين که مشکل اين صنعت، نبود صادرات است و از ضروريات صادرات هم، ايجاد پايانه است.
بخش دوم
در بخش نخست، گپ از جايگاه گل نزد ايرانيها رفت؛ و نيز جاي تهي گل در زندگي امروز، فراموششدگي خوي ديرين، جاخوش كردن گل دستساز (مصنوعي)، واپس نشيني در برابر هلند و همچنين شايستگي گلكاران ايراني.
در بخش دوم، سخن از راههاي به دستگيري دوباره بازار جهاني است.
پيشاهنگ
ساختار گلکاري هلند، شاخهها، رگهها و زنجيرههاي گستردهاي است از خدمات چندسويه، تغذيه گل، کنترلکيفيت، ديدهباني فني بر توليد، بازارهاي پيشرفته، بورس گلوگياه و شرکتهاي بزرگ صادراتي و حملونقل هوايي.
کشور هلند، يک چهلودوم مساحت خاک ايران است و يکي از موفقترين کشورهاي جهان در عرضه محصولات کشاورزي؛ و پنجمين قدرت صادراتي دنيا پس از آلمان، چين، امريکا و ژاپن. صادرات50 ميليارد يورويي فرآوردههاي کشاورزي، هلند را پيشتازتر از فرانسه و پس از ايالاتمتحده امريکا قرار داده است.
پديدهِ گل و توليد آن، بخشِ جداييناپذير از فرهنگ مردم هلند است. مردم اين کشور، فقط فروشنده گل نيستند، بلکه در هديه گل پيشگاماند؛ چون آن را سرآمد همه پيشکشيها ميدانند. در حالي که نگاه مردم آلمان، بلژيک و انگليس به گل، نگاهي لوکس است و گل را، نه پاي ثابت هر هديه، بلکه تنوعي در آن ميدانند.
هلند با هفت پايانه مجهز صادراتي گلوگياه، سالانهْ بيش از 7 ميليارد دلار از صادرات گل درآمد دارد و صدها ميليوندلار نيز از راه صدور بذر، پياز، آموزشهاي فني، مشورتي و خدماتي در باره پرورش گلوگياه زينتي و ابزار باغباني، به درآمد خود ميافزايد.
5000 گلکار در هلند فعالاند و بيش از 5000نفر ديگر، خدمات گل ارائه ميدهند؛ و در سال، 5ميليارد يورو درآمد دارند.
هلند بازارهاي بزرگ آلمان، انگليس و فرانسه را زير سايه سنگين خود دارد. ژاپن يکي از بزرگترين بازارهاي مصرف گل در دنيا است و هر سال، چندين ميليارد شاخه گل مصرف ميکند. هلنديها با نوآوريهاي شگفت خود، بر اين بازار نيز چيره شدهاند و با اعتمادسازي، به مسئولان کشاورزي ژاپن باوراندهاند که هيچ نيازي به کنترل و قرنطينه گلهاي هلندي نيست. از اين رو، توليدات هلند، به محض رسيدن به ژاپن، يكسره روانه فروشگاههاي آن کشور ميشود.
آنسوي آبها
در برابر هلند كه صادر کننده بزرگ گل است؛ و کشورهاي آلمان، آمريکا، فرانسه، انگليس، ژاپن، ايتاليا و سوئيس در شمار مصرفکنندگان بزرگ گل هستند و بيش از 82 درصد صادرات جهاني گل را به سوي بازار خود ميکشند.
سرانه مصرف گل در استراليا از 4 دلار فراتر نميرود؛ در حالي که اين رقم در کشورهاي اروپايي، 100 دلار است.
کشورهاي اروپايي براي بالابردن مصرف سرانه، دلالها را دور ميزنند و با عرضه و فروش مستقيم گل، از بهاي اين فرآورده ميکاهند.
ولي اين روزها بهاي گل در جهان، تا 20 درصد کاهش يافته و بحران مالي اين سالها، روي صادرات جهاني گل ـ به ويژه به کشور هلند - آسيب زيادي وارد کرده و از ميزان درخواست انواع گل کاسته است.
بحران مالي جهان، همچنان بر روند صادرات گل کشورهاي آفريقايي مانند کنيا، اوگاندا، زامبيا و زيمبابوه و نيز کشورهاي آمريکايلاتين(کلمبيا) و برخي کشورهاي آسيايي همچون هندوستان، تاثير بدي گذاشته است.
در 2009 نيز از ميزان فروش گل هلند تا 20 درصد کاسته شد و هلنديها براي جبران آن، به تکاپوي کشف بازارهاي نو پرداختند. آنها كه رخنه به بازارهاي اروپايشرقي را پيريزي کرده بودند، پارسال موفق شدند450 ميليون شاخه گل به اين قاره صادر کنند. هلنديها در يک دوره سهساله، ميزان صدور گل به اروپاي شرقي و روسيه را به دو برابر رساندند.
ايران يگانه
چرا سهم ايران از بازار بزرگ گل جهان، تنها 2 درصد است؟
اکنون در بيش از 70 کشور دنيا، پرورش گل تجاري، براي عرضه به بازارهاي جهاني انجام ميگيرد اما شمار کشورهاي پرتکاپو در صادرات جهاني، از شمار انگشتان دست تجاوز نميکند؛ ايران با آن که از توانايي نهفته (پتانسيل) بالايي برخوردار است، از اين فرصت، سود نميبرد.
ميزان صادرات گل ايران، فقط 20 ميليوندلار در سال است؛ در حالي که گردش پولي و ارزش سالانه تجارت جهاني گل، نجومي است و سالانه، بيش از 10 ميليارد دلار انواع گلوگياه زينتي در دنيا توليد ميشود و مورد دادوستد قرار ميگيرد.
ايران به لحاظ رنگارنگي شاخههاي گل در جهان بيهمتا است. برخي از گلهاي ايراني با توجه به چونيت خاک و بهرهمندي از نور طبيعي خورشيد، در كشورهاي ديگر، بيهماورد (بيرقيب) است؛ مانند گل مريم که چونيت بالاي آن، سبب برون رفت (خروج) هماوردهاي ايران از ميدان شده است.
بر کسي پوشيده نيست که رهايي پاي اقتصاد کشور از زنجير تکمحصول نفت، يک ضرورت است. از سوي ديگر، تنوع آبوهوايي ايران، امتياز بزرگي به شمار ميرود و پرداختن به بخش كشاورزي و از جمله گلوگياه را گوشزد ميکند.
گلوگياهان زينتي، نقش بسزايي در درآمد خانوار ايراني «در اندازه کوچک»؛ و درآمد ارزي براي کشور «در اندازه بزرگ» دارد؛ ولي توليدكنندگان گلوگياه زينتي از وضعيت درخوري برخوردار نيستند.
امكانات بايستهاي مانند پايانهگل و زمينه صادرات در كشور وجود ندارد. صادراتي هم اگر هست، دلالانه و ناحرفهاي است. هر فرآوردهاي براي سرپاماندن و تکاپو، نياز به صادرات دارد؛ گلوگياه نيز از اين مهم بر کنار نيست و با توجه به مصرف اندک داخلي و نبود صادارت، گل اميد گلکاران، ميپژمرد.
اختلافها نيز مگر دورکردن گلکاران از آرمانهاشان، برآيند ديگري ندارد. قرار بود در روز مليگل (25خرداد) پايانه گل راه بيفتد و بزرگترين سبد گل جهان در ايران ساخته شود؛ اما پس از برگزاري انتخابات، دو تن از اعضاي هيأت مديره اتحاديه گل وگياه تغيير کردند و برنامهها فراموش شد.
تراز زير کشت گلوگياه در کشور، 5300 هزار هکتار است که 2900 هزار هکتار آن در گلخانه و مانده ديگر، در فضاي باز است.
توليد گلهاي شاخهاي مانند گلايول، شببو، مريم و ميخک، يک ميليارد و 800 ميليون شاخه است و گلهاي گلداني مثل يوکا، سرخس و ديفنباخيا 34 ميليون برآورد شده است. همچنين 150 ميليون درختچه ياس، شمشاد، بربريس و 900 ميليون انواع نشا شامل: بنفشه، هميشهبهار و رز رونده در کشور توليد ميشود. از ديگر مشکل مهم توليد گلوگياه ميتوان از نبود گونهنو (واريته) نام برد که جاي پژوهش در اين زمينه بسيار تهي است.
پايانه؛ يعنيآغاز
پايانه صادراتي گلوگياه در احمدآباد مستوفي تهران «اسلامشهر»، در 115 هزار مترمربع پيريزي شده است كه به گفته سيدجلال عجايبي، رئيس اتحاديه گلوگياه تهران، با راهاندازي آن، نياز چندسال آينده كشور برطرف ميشود و بيش از هزار نفر به گونه مستقيم و چندينبرابر به گونه نامستقيم، سرگرم كار خواهند شد. افزون بر اين، صادرات گلوگياه نيز خيزي برخواهد داشت.
عجايبي در گفتوشنود با گزارشكر روزنامه اطلاعات ميگويد: «از سال 81 تا کنون، ميلياردها تومان سرمايه هزينهشده مردم، در اين پايانه خوابيده است و به سبب نرسيدن کمک وعده شده دولتي، کار ساخت آن، آهنگ کندي به خود گرفته است. در آغاز کسي آماده سرمايهگذاري در بيابان نبود. با کوششهاي اتحاديه گل و گياه، کساني تشويق شدند و دهها ميليون تومان سرمايهگذاري كردند؛ اما اكنون به سبب کشآمدن زمان ساخت، ابراز پشيماني ميکنند که چرا پول خود را در جاي سودآور ديگري به کار نگرفتهاند».
هلنديها بيش از هزار هكتار گلخانه را در كشورهاي آفريقايي راهاندازي کردهاند و گلهاي آنها را در همان پايانهها ميگيرند و براي بستهبندي و صادرات، به کشور خود ميبرند.
آنها آماده سرمايهگذاري در پايانههاي ايران نيز بودند، ولي به سبب ناهماهنگ بودن قوانين داخلي كشور با پسند آنها، پا پس کشيدند و اکنون فقط حاضرند از نظر فني و اجرايي، در ساخت پايانه كمك كنند.
پژوهش جامانده
همانگونه که پيشتر نيز بازگو شد، يکي از مولفههاي رشد اقتصادي غيرنفتي، پيشرفت کشاورزي و از جمله، صنعت گل است.
مهندس محــــمدباغبان، پرورشدهنده گل ميگويد: «براي رسيدن به اين هدف، به پژوهش پيرامون شناسايي تواناييهاي توليد، صادرات و مشكلات موجود در اين صنعت نياز است. در پژوهش گل، بايد گياهاني هدف باشند كه بيشترين سهم را در توليد شاخهبريده و گلداني دارند. همچنين بايد كشورهاي موفق در کار توليد گل، شناسايي شوند و مورد بررسي ريزبينانه قرار گيرند».
بايد باور آورد که ايران، توانمنديِ توليد و پرورش انواع گلهاي زينتي با چونيت بالا را دارد و كشورهاي همسايه خليجفارس و سردسير اروپايي، خواهان گلهاي توليدشده کشورند. بنابراين ارزش دارد که برخي مشكلات مانند حملونقل هوايي، بستهبندي و نگهداري، از پيشروي برداشته شود.
در گذشته، 25 نفر از ايران، گل به ديگر نقاط جهان صادر ميکردند. گل ايران نيز در خارج، خواهان زيادي داشت؛ ولي چون بازار داخلي و سامانههاي صادراتي، توان جذب گلوگياه را در طول سال نداشت، بيشتر صادركنندگان، زيان ديدند و کنار کشيدند.
دو مشکل
مشكل زيرساختي و بازاريابي، دو مانع بزرگ پيشروي صنعتگل براي حضور در بازار جهانياست. اگر اين دو سد شکسته شود، ايران توان صادرات حتي يك ميليارد دلار گلوگياه در سال را دارد.
مهندس باغبان در اين باره ميگويد: «بهرهگيري از تجربيات هلند، به ويژه در زمينههايي چون دسترسي آسان به بازارهاي فروشگل و بستهبندي گونههاي گوناگون گل با توجه به سليقه تنوعطلب خريدار، ميتواند راهگشا باشد. همچنين شناسايي پسند مصرفکنندگان گوناگون، ايجاد تنوع در گلهاي صادراتي، پروراندن گلهاييکه يا پرورش آنها در هلند امکان ندارد، يا توجيه اقتصادي ندارد؛ در شمار آزمونهايي است که ميتواند گشايشي در صادرات پديد آورد».
گاه پيش ميآيد که در سال، نزديك به 10ميليون شاخه گل به كشورهاي خليجفارس، آسياي مركزي، آلمان، فرانسه، روسيه، تاجيكستان، آذربايجان و کشورهاي دورو بر درياي خزر صادر شود؛ ولي اين فرستادنها هرگز سير فرازرونده (صعودي) نداشته است.
بازار فروش گلهاي ايران از قلمرو کشورهاي خليجفارس، آسيايمركزي، عراق و افغانستان فراتر نميرود. براي صادرات هوايي گل، به جاي هواپيماي باربري، ناچار از هواپيماهاي مسافري استفاده ميشود، که جوابگوي صادرات براي اروپا و ديگر کشورهاي جهان نيست.
امروزه، رقم صادرات گلوگياه ايران به چشم نميآيد؛ و همانگونه که گفته شد، کمتر از 20ميليون دلار در سال است؛ ولي صادرات فلهاي از بازارچههاي مرزي انجام ميگيرد که در خورِ گلوگياه باشکوه ايران نيست. يکي از راهها آن است که گل ايران به دُبي برود و از آنجا به ديگر كشورها فرستاده شود.
دادوستد ناکام
در سالهاي پيش، در پي گفتوشنودهايي با هلند، قرار شده بود سالي300 ميليون دلار گلوگياه به آن کشور صادر شود تا از آنجا به آلمان بفرستند؛ ولي از آن جاييکه توليد انبوه داخلي، استمرار نيافت و خطوط و پايانههاي صادراتي وجود نداشت، فعالان صادرات نتوانستند کمترين بهره را ببرند.
محمد باغبان با تاکيد بر ضرورت وجود پايانهها ميگويد: «روشن است که ساخت پايانه، بيتوجه به ايجاد سيستم بستهبندي و حملونقل در كنار فرودگاههاي تزانزيت، سودي نخواهد داشت. آزمون کشورهاي ديگر نشان ميدهد که صدور گل به جهان، نيازمند خريد يا اجاره هواپيما، كانتينرهاي سردخانهدار براي حملگل و پشتوانه مالي است. آنهايي که دستي در صادرات دارند، هنگام برشمردن مشکلات خود، از کاغذبازي گمرك، نبود قيمت پايدار، هزينههاي سنگين نمايشگاهي، نبود دانش روزآمد و كمبود نقدينگي ميگويند.»
***
گماني نيست که پايانهها، نقشي بسترساز در صادرات گل دارند و بايد در اين زمينه ـ در همه شهرهاي گلخيزـ گامهاي بنيادي برداشته شود. توجه به ويژگيِ هر منطقه، استعدادها و ظرفيتها نيز بسيار مهم است؛ و روشن است که در مکانسنجيِ ساخت پايانه، آزمون(تجارب) گلکاران، بسيار کارآمد خواهد بود.
عـ درويشي
codex24x
page05
گل درماني
راز شفابخش بودن گلها و تأثير آنها بر احساسات و حالات انسان، رنگ آنهاست.
پيشرفت فنآوري، اضطراب را به شدت زياد کرده است. سروصداي ماشينها، ترافيک سنگين شهري، ساعات زياد کاري و نداشتن فرصت کافي براي ديد و بازديدهاي خانوادگي باعث ميشود مردم کمتر شاد باشند.
يکي از بهترين راههاي برطرف کردن اضطراب، کمک گرفتن از طبيعت است. طبيعت، باعث ايجاد آرامش و شادي ميشود و بر رفتارها و احساسات انسان تأثير مثبت ميگذارد. برنامه روزانه بايد طوري تنظيم شود که بتوانيد چندساعتي بيرون از خانه، به تماشاي طبيعت برويد. يک پيادهروي کوتاه در پارک، به شما کمک ميکند تا آخر روز، احساس خوبي داشته باشيد. همچنين براي مواقعي که در خانه هستيد، فکري بکنيد؛ مثلاً يک گلدان نو بخريد يا چند شاخه گل روي گلدان ميز ناهارخوري بگذاريد. روانشناسان معتقدند وجود گلوگياه در خانه، باعث شادابي و حس مشارکت بيشتر افراد خانواده ميشود.
چينيها از قديم، به قدرت گل در درمان دردها اعتقاد داشتند. در سالهاي اخير، درستيِ اين موضوع از نظر علمي ثابت و مشخص شده که راز شفابخشي گلها و تأثير آنها بر احساسات و حالات انسان، رنگ آنهاست. هر رنگ، يک طول موج خاص توليد ميکند و عقيده بر اين است که پس از رسيدن اين طول موج به سلولهاي بينايي، بدن به آن پاسخ ميدهد.
بسته به طول موج رنگ، هورمونهاي آرامشدهنده مانند ملاتونين، هورمونهاي ايجاد کننده هيجان مانند: آدرنالين و هورمونهاي مؤثر بر خلقوخو مانند سروتونين در بدن آزاد ميشوند.
عطر درماني
روش عطر درماني، جزو قديميترين درمانهاست. مصريان از روغنهاي خوشبو براي ماساژ و درمان بيماريهاي گوناگون استفاده ميكردند. در دوران گسترش طاعون، بسياري از افراد، براي جلوگيري از انتشار اين بيماري، روغنهاي معطر را ميسوزاندند، زيرا اعتقاد داشتند كه بوي خوش، طاعون را ريشهكن ميكند. اين روش از دو راه عمل ميكند:
روشمستقيم: تحريككنندههاي اعصاب بويايي ميتوانند از راه دستگاه عصبي، سبب فعال شدن غدد درونريز شوند و پيكهاي شيميايي(آدرنالين و ايندورفين) ساخته شوند تا تعادل در بدن ايجاد شود.
روش غيرمستقيم: با استنشاق يكبو، مركز حافظه بويايي فرد فعال ميشود. بعد از فعالشدن اين بخش، دستگاه ليمبيك، پيكهاي شيميايي آزاد ميكند. استفاده از مواد معطر در درمان كه حالتي خوب در بيمار ايجاد ميكند، ميتواند سبب درمان او شود.
براي اين روش که به آن «بهبود با لذت» نيز ميتوان گفت، زمان خاصي وجود ندارد و عطرهاي مورد استفاده را ميتوان در محيط زندگي بيمار افشانه (اسپري) کرد.
افشره رز
يکي از افشره(اسانس)هايي كه به سختي به دست ميآيد، افشره رز است. هر شش تن گلبرگ رز، فقط يك كيلوگرم روغن معطر ميدهد. افشرهگيري با الكل يا حلالها انجام ميشود. اين روش، دو مزيت دارد: اول آن که روش ارزاني است؛ و دوم اين که به بوي گلبرگ تازه، نزديك است.
از بوي رز در رواندرماني استفاده ميشود، زيرا حس هماهنگي در بدن و احساس امنيت ايجاد و كمك ميكند که فرد بر غرور بيجا مسلط شود. بوي رز در انديشه انسان، انرژي دوستداشتن ايجاد ميكند و به قلب، انرژي تازهاي ميبخشد.
اين افشره همچنين از سقطجنين جلوگيري و گرفتگي عضلات و خونريزيها را متوقف ميكند، از مشكلات قاعدگي و يائسگي ميکاهد و بهترين حمايتكننده رواني در دوران بارداري است.
افشره ليموترش
افشره ليموترش از پوست ليموترش به دست ميآيد و سبب بهبود قدرت تمركز در افراد و نيروبخشي به فعاليتهاي ذهني و تحريكات عصبي ميشود.
عطر ليموترش، قابل توصيه براي محيطهاي كار است؛ زيرا محيط كار را آرام ميكند و باعث پيشگيري از اشتباههاي انساني ميشود. همچنين خستگي، تنبلي و اضطراب (استرس) را از بين ميبرد و در محيط کار، ايجاد ارتباط ميكند.
ليموترش، مانند ديگر اعضاي خانواده مركبات، در ضدعفونيكردن محيطْ قدرتمند عمل ميكند و در درمان كمخوني، اسهال، فشارخون بالا، كلسترول بالا، رماتيسم، بياشتهايي، سردرد، خارش و آسم مؤثر است.
افشره وانيل
افشره وانيل از دانههاي گياهي كه در ماداگاسكار و اندونزي رشد ميكند، گرفته ميشود. از آنجا كه اين افشره براي پوست خاصيت درماني دارد، از آن براي ساخت وسايل آرايشي استفاده ميشود.
افشره وانيل داروي ضدافسردگي است، زيرا با بوييدن عطر آن، احساس آرامش در افراد ايجاد ميشود. همچنين از نظر فيزيكي، فايدههايي به همراه دارد، از جمله آن كه ضددرد است.
منبع: وبلاگ تبيان
codex24x
page05
codex24x
page05
codex24x
page05