معماري مساجد؛ زيبايي از ياد رفته
21 آگوست (30 امرداد)، روزي كه مصادف است با به آتش كشيدن مسجدالاقصي به دست صهيونيستها، به پيشنهاد جمهوري اسلامي ايران و از سوي سازمان كنفرانس اسلامي، روز جهاني مسجد نامگذاري شده است.
هر سال به اين مناسبت، در همين روز، مراسم ويژهاي در كشورهاي مسلمان برگزار ميشود. هفته مساجد در ايران نيز برگيرنده آيينهاي ويژه براي تكريم نقش مساجد است. امسال اين آيين در كشور ما، به مناسبت تلاقي با ماه مبارك رمضان، يك هفته زودتر از روز جهاني مسجد برگزار شد.
گزارش امروز به بررسي وضع گذشتة بناهاي مساجد و سير تكاملي آنها اختصاص يافته است.
شاهكار مساجد دنيا
معماري مساجد ايراني، منحصربه فرد و كمنظير است. دكتر عليرضا قهاري، رئيس هيأت مديره انجمن مفاخر معماري ايران معتقد است كه مساجد ايراني، نمونة كامل و شاهكار ساخت مساجد در طول تاريخ و دورههاي اسلامياست: «اگر در ساير حوزههاي منطقه و قلمرو كشورهاي اسلامي مساجدي ساخته ميشود كه ماية افتخار اسلام است، كاملاً برگرفته از فرهنگ و غناي چندصدسالة ايران در زمينة ساخت مساجد است. در واقع ايران صادركننده اين فرهنگ و پايگاه اصلي مسجدسازي درجهان است.»
او دربارة اين كه چرا ايران با داشتن چنين قدمت و پيشينهاي، در اين روزگار حرف چنداني در زمينة معماري مساجد معاصر ندارد، ميگويد: «ما تا 400 سال پيش داراي فرهنگ و عرضهكننده هنر معماري مساجد بوديم كه همين امروز ماية فخر ما است و به عنوان شاهكارهاي دست بشريت، به ثبت جهاني رسيده است. به عنوان نمونه ميتوان به مسجد امام اصفهان اشاره كرد. نفوذ اين طرز تلقي و توجه به معماري مساجد، از اواخر دورة صفويه شروع شد و تا قاجاريه ادامه يافت؛ اما بعد از آن كار عمدهاي در زمينة نوآوري در معماري مساجد مشاهده نشد. امروز هم تقريباً الگوهاي معماري مساجد از همان دوران برداشته شده است. متأسفانه در زمينه هنر معماري مساجد، در دهههاي اخير، عقبگرد داشتهايم. مسئولان نبايد بگذارند موضوعي با اين اهميت، اين قدر به حاشيه كشيده شود.»
مكانيابي مساجد
بسياري از افراد صاحبنظر، فقط به شكل ظاهري ساخت مساجد امروزي معترض نيستند، بلكه از مكانيابي براي ساخت مساجد نيز اظهار نگراني ميكنند. دكتر قهاري در اين باره ميگويد: «به غير از اين كه بيشتر مساجد در زمينهاي وقفي ساخته ميشوند، بسياري از مالكان زمين نيز عادت كردهاند كه مهمترين قطعات زمين و ملك خود را به ساختن مراكز تجاري و مسكوني اختصاص دهند و اگر احيانا بخشي از آن باقي ماند، براي ساخت مسجد درنظر بگيرند. بنابراين، مساجد ما از ضوابط مكانيابي بهرهاي ندارند. در طرحهاي شهرسازي هم پيشبيني لازم و منطقي براي ساخت مساجد به عمل نميآيد.»
رئيس هيات مديره انجمن مفاخر معماري ايران ادامه ميدهد: «آن موقع كه آثاري مثل مسجد شيخ لطفالله ساخته شد، يك طراح حكومتي تمامي شرايط ساخت آن را رقم زد و همه ملزومات را براي آن درنظر گرفت. حكومت هم اصرار داشت كه بهترين مكان را براي ساخت مسجد پيدا كند، ولي امروزه اصراري بر مكانيابي نيست، چون دولت، زمين مساجد را در اختيار سازندگان نميگذارد و مردم هم به سليقه خودشان اين كار را ميكنند. به نظر من، نامناسبترين نقاط به مساجد اختصاص مييابد، مثلا در كنار خيابانهاي اصلي كه ترافيك ايجاد ميكند، سر و صدا دارد و به همين سبب برخي مساجد از حالت روحاني خارج ميشوند. هيچ ضابهاي هم نيست كه اگر كسي زمين خود را براي ساخت مسجد وقف كرد، به او گفته شود كه اين زمين به كار ساختن مسجد نميآيد!»
دكتر قهاري در ادامه ميگويد: «مشكل عمده ديگر اين است كه 13 سازمان و نهاد، به طور مستقيم و غير مستقيم در ساخت يا توسعه مساجد دخالت دارند؛ مانند شهرداريها، اوقاف، مركز رسيدگي به امور مساجد و دفاتر ائمه جماعات.»
دكتر سياوش تيموري، استاد دانشگاه و عضو هيات امناي انجمن مفاخر معماري ايران هم معتقد است: «وضع فضاهاي مذهبي در حال حاضر نامناسب است؛ درحالي كه ايرانيها همواره در اين باره فضايابي و فضاسازيهاي خوبي داشتهاند كه ميتواند الگويي مناسب براي تمامي مردم دنيا باشد و اعراب هم نمونههايش را هيچگاه نداشتهاند؛ آنها بر سر بام اذان ميگفتند، درحالي كه ايرانيها مناره را براي مؤذن ايجاد كردند.»او با اظهار تأسف از اين كه مالكان اراضي درون شهري هيچگاه زمينهاي مرغوب را به ساخت مساجد اختصاص نميدهند، يادآوري ميكند: «دولت و حكومت بايد حتماً وارد اين عرصه شود و در طراحي شهري، بهترين نقاط را به ساخت مساجد اختصاص دهد.»
دكتر تيموري با تاكيد بر اين نكته كه انسان در طول روز، براي رسيدن به آرامش در دقايقي كوتاه و در پنج نوبت بايد با خداي خود خلوت داشته باشد، ميگويد: «متاسفانه امروزه ما نميتوانيم در مساجد موجود، خلوتي با خداي خودمان داشته باشيم؛ درحالي كه امكان خلوت در مساجد كشورهاي ديگر به مراتب مهياتر است.»
كرامت مساجد
مهندس سيروس بزرگكرايلي، كارشناس ارشد معماري نيز با بيان اينكه عظمت يك مسجد به بزرگي آن نيست، ادامه ميدهد: «عظمت مسجد، به فضاي معماري آن است كه اجزاء، نور و آنچه كه در اطراف فرد هست، براحساس او غلبه كند و احساس رسيدن به معنويت از طريق قرار گرفتن در آن فضا به فرد دست دهد. متاسفانه بناهاي مساجد ما آنقدر از معماري برجسته گذشته فاصله گرفته اند كه انگار اين حركت بزرگ تاريخي، در همان زمان صفويه به پايان رسيده است. امروز دانشجويان جوان رشته معماري هم، به دنبال علت ادامه نيافتن آن معماري باشكوه نيستند و به آن فكر نميكنند.»
دكتر حسين پرهمت، از استادان دانشگاه و عضو هيات امناء انجمن مفاخر معماري ايران نيز ميگويد: «بايد شرايطي در كشور ايجاد شود كه ما صاحب محلههاي مسجد محور شويم و همچون روزها، ماهها و سالهاي اول انقلاب كه همه امور مردم در مساجد هدايت ميشد و شكل ميگرفت، دوباره اين كار رونق يابد. معماري مساجد هم بايد كمك كننده به اين امر باشد.»
دكتر پرهمت با اشاره به نقش مهم هيات امناء يك مسجد، ادامه ميدهد: «ما دو نوع مسجد ميسازيم: يك نوع مسجد كه توسط دولت يا دستگاههاي دولتي ساخته ميشود و بودجهاي هم براي آن ميگذارند و متولي آن ميشوند (مثل مسجد بلال صدا و سيما). دولت در چنين شرايطي، طراح ويژهاي را براي ساخت مسجد انتخاب و ديدگاه هاي خود را نيز اعمال ميكند. نوع ديگر مساجد توسط وقفكنندگان ساخته ميشوند و آنها بايد هيات امناء را براي حفظ، نگهداري و فعال بودن مسجد تعيين كنند.»
او براين نكته تاكيد ميكند كه داشتن دانش عمومي معماري، بر شكلگيري اوليه و ساخت مسجد تاثيرگذار است: «اگر عضو هيات امناء يك مسجد، مختصر اطلاعاتي درباره مسجد داشته باشد، ميتواند در انتخاب معمار و سازنده، آن موثر باشد. انتخاب معمار، كار بسيار حساس و سختي براي اعضاي هيات امناء است.»
شرايط ساخت مسجد
مهمترين مشكل در ساختن يك مسجد، زمين و بعد مكان آن است. وقتي اين دو موضوع حل شد، ساخت مسجد به هيات امناي فهيم و مجرب، تيم معماري خوب، بودجه و هزينه ساخت بستگي دارد.
دكتر حسين پرهمت در اين زمينه ميگويد: «آن موقعها كه دانش آكادميك معماري و سازههاي جديد در ميان نبود، همه اينها در يك فرد خلاصه ميشد (مثل حاج علي اكبر معمارباشي). آن زمان، عمده مسئوليت با افرادي چون او بود و آنها در واقع، حكيم، طراح، تاسيساتساز، سازهساز و مصالحشناس بودند و تشخيص خوبي داشتند. به اين جهت، شكل مساجد آن زمان، در دست معمارها بود و تصميمگير اصلي، آنها بودند و آنقدر قدرت داشتند كه به متوليان زمان خود و سازندگان يك مسجد بگويند مسجد را چگونه بايد ساخت. با اين حال، بايد اذعان كرد كه تنوع طراحي خيلي كم و معماري مساجد هم تعريف شده بود؛ افراد، اصول و فنون اجرايي كار را از بنّايي گرفته تا تزيينات، يادگرفته و به استاد كاري رسيده بودند.»
نگهداري مساجد
موضوع هنر در طراحي، خطاطي، نقش و نگار و كاشيكاري مسجد، در عصر صفويه در مساجد اصفهان به اوج خود رسيد ولي باز هم يك بخش جنبي در كار معماري مساجد وجود داشت كه شريعتمداران عصر هم درآن دخالت داشتند؛ اينكه چه آيهاي نوشته شود؟ با چه خطي يا به چه رنگي نوشته شود؟ در واقع اين بخش از ساخت مساجد كه مرحله پاياني آن نيز بود، زير نظر متشرعين حكومتي يا افراد نزديك به حكومت شكل ميگرفت.
حفظ و نگهداري مساجد پس از ساخت نيز همواره مورد بحث مردم و حكومتها بوده است. دكتر پرهمت در اين باره ميگويد: «در مجموع معتقدم كه بودجه و امكانات لازم براي نگهداري مساجد بايد تعريف شود. سرويسكاري دستگاهها و تاسيسات و اداره كردن مساجد نيازمند هزينههاي قطعي است. در روزگار قديم، با وقف اماكن و يا اراضي خاص در ديگر نقاط، هزينههاي يك مسجد تامين ميشد، ولي متاسفانه اين روزها مشاهده ميشود كه در بناي يك مسجد، چند دهانه مغازه يا واحد تجاري ساخته شده است كه البته نميتوان آن را تاييد يا نفي كرد. به نظر من بايد مشخص كرد كه وقتي مسجدي ساخته ميشود، هزينههاي اداره و نگهداري آن با كيست؟! اگر بخواهيم مسجد دولتي نداشته باشيم، بايد فكري اساسي براي آن كنيم و راهحل قطعي بدهيم تا جرياني به نام «مسجد ـ پاساژ» در جامعه رواج نيابد.»
انواع مسجد
متاسفانه در يكي دو قرن اخير، در تركيب مساجد با بافتهاي شهري دقت كافي به عمل نيامده و اهميت چنداني به آن داده نشده است.مهندس ابوالحسن ميرعمادي، كارشناس ارشد معماري با اشاره به مواردي از تركيب غلط مساجد با بافت شهري ميگويد: «نميتوان از نظر دور داشت كه به مرور زمان، در همة ابعاد اجتماع، تغييرات اساسي پديد ميآيد و ساختارها در شهرسازي و معماري هم تغيير ميكند. مساجد بينالمللي، شهري، منطقهاي و محلهاي نيز بايد تحت تاثير تغييرات عمده و جاري تمدن عصر حاضر قرار گيرند.»
او ميگويد: «از نظر ما، مساجد بينالمللي، مساجدي هستند كه حكومتها آنها را محور حكومتشان قرار دادهاند؛ به خصوص حكومتهايي كه خواستهاند محور حكومت آنها معنويت داشته باشد؛ مثل عثمانيها كه در طول تاريخ سعي كردهاند مراكز قدرتمندي را به نمايش بگذارند و اجتماعات بزرگي را در دل اين مراكز داشته باشند.
ايران نيز كه در مقابل عثمانيها از لحاظ سياسي ـ اجتماعي، داراي فرهنگي متفاوت بود، اين حركتها را داشت. تبلور آن در خود مسجدالحرام است كه ميبينيم يك منطقه كاملاً بينالمللي است. بنابراين ما هم ميتوانيم مشابه مسجدالحرام را به شكل مسجد بينالمللي داشته باشيم.»
مهندس ميرعمادي ادامه ميدهد: «طيف ديگر، مساجد شهري است كه شهرهاي كلان به آن نياز دارند، مثل تهران و اصفهان كه داراي نمونههاي بارزي هستند.
در خود شهرها به مسجدهاي منطقهاي، مساجد محلهاي و بعد به مساجد كوچك ميرسيم، ولي نكتة مهم، نقش مسجد در محلههاست كه بايد از آن به عنوان نقطه آغاز تمدن شهري ياد كرد. اگر شهر به عنوان زمينة اصلي تمدن تعريف شود، بيش از هر عنصري، مسجد انعكاسدهندة قدرت مردم آن شهر است. در تاريخ هم ميبينيم نقش جهان، ميداني براي تجمعات مردمي بوده و محورهايي در آن لحاظ شده است (مثل بازار ومسجد بزرگ شهر در غرب ميدان و اينها يعني اينكه مسجد، محلي براي نشان دادن اقتدار مردم و تعادل جامعه بوده است. چنين بناهايي قطعاً به وسيله آگاهترين وكارشناسترين افراد زمان ساخته ميشد.
او ميگويد: «شكي نيست كه طراحان اصلي بناها ومساجدي چون نقش جهان و شيخ لطفالله اصفهان، نه تنها داراي سواد بالا بودند، بلكه اساساً هندسة فضايي را خوب و در حد بينالملل ميشناختند: ساخت اين گونه بناها، غريزي و از سر اتفاق نبوده و نيست، بلكه براساس اصول علم و احترام به انسان بوده است و فلسفهاي در پس آنها ديده ميشود؛ از همه مهمتر، اعتقاد به خداوند در آنها بيشتر از هر موضوعي قابل لمس است. معماران، چنين بناهايي را با احترام به كرامت انسان، تسلط به علوم عصر خود و اعتقاد به خدا تأسيس ميكردند و البته طبيعي هم است كه پس از ساخت، همه گونه تعبيري بر آنها داشت.
هر كس ميتواند نظريهپردازي خود را دربارة آن اثر بكند ولي مانعي نيست كه مامساجد متنوع در شكلهاي مختلف داشته باشيم. اگر اصول و مباني اوليه مسجد (مثل چهارضلعي بودن به مفهوم مساوي بودن همه افراد حاضر در آن و يا پايينتر قرار داشتن جايگاه امام جماعت از ديگران و امثال آن) در آن بنا ديده نشود، ديگر نميتوان به آن مسجد گفت. مثلاً يك مسجد در بلوار ميرداماد، بناي گردي دارد وهر كس در آن قرار ميگيرد، حالت دَوَراني به او دست ميدهد؛ معلوم است كه اصول اولية مسجدسازي در چنين بناهايي به كار نرفته است.»
تحول درمسير مسجدسازي
پديدة مسجدسازي نيز مثل ديگر پديدههاي جوامع بشري، دائم در حال تغيير، تحول، پيشرفت و پوست انداختن است.
مهندس فرخ محمدزادة مهر، از اعضاي انجمن مفاخر در اين باره ميگويد:
«من پيشنهاد ميكنم كه موضوع مسجدسازي از اين منظر مورد بحث و بررسي قرار گيرد، زيرا تغيير و تحولات، موجب پيچيدگي بيشتر در اين علم و هنر هم ميشود.»
او ادامه ميدهد: «روزگاري يك حاكم، بر ساخت ميدان نقش جهان و مساجد و بناهاي اطراف آن در اصفهان، نظارت وحكم داشت، بعد يكي دو وزارتخانه و بعدها چهار تا وزارتخانه و سازمان دولتي بر ساخت مساجد حكم ميدادند.
امروز سازمانها و ارگانهاي زيادي، ساخت مساجد و اين گونه بناها را زير نظر دارند، هر كسي هم آهنگ خودش را ميزند وصرفه و صلاح محدودة اجرايي خود را در نظر ميگيرد. فرهيختگان و تحصيلكردگان نظام معماري كشور حضور تصميمگيرانه و مؤثري در اين عرصه ندارند.
راهحل من اين است كه به تعريف امروزين مساجد دقت بيشتري كنيم. يك روز مساجد فرهنگسرا بود، جايگاه علم و مدرسه هم بود، بعضاً آرامگاه و خانقاه هم بود و خيلي از شئون جامعه در آن جاي ميگرفت.
امروز بايد ديد كه جايگاه مسجد در جامعه جديد چيست؟ »
مسجدسازي از صدر اسلام تا ايران امروز
پس از ساخت نخستين مسجد تاريخ به دست پيامبر اسلام(ص) در مدينه، مساجد ديگري نيز در همان شهر ساخته شد. اين مساجد علاوه بر محل برگزاري نماز، مكان گردهمايي مردم و ايراد خطابه نيز بود. بناي مساجد ، آنها ساده، بيپيرايه و بدون عناصري ساخته شد كه امروز در معماري اسلامي نماد مساجد به حساب ميآيند.
اين مساجد ديوار سادهاي به طرف بيتالمقدس داشتند كه قبله مسلمانان را تشكيل ميداد. بعدها كه كعبه قبلهگاه مسلمانان شد.
روي ديوار ساده اين مساجد به طرف قبله طاقچه مانندي درست شد كه آن را «محراب» ناميدند و جهت ياب نمازگزاران به طرف كعبه بود. قديميترين محراب، متعلق به «قبهالصخره» در بيتالمقدس است.
شكوه و زيبايي در طرح مساجد، از زمان حكومت بنياميه و خصوصاً عبدالملك آغاز شد. او حدود 70 سال پس از رحلت پيامبر(ص) بناي عظيم مسجدالاقصي را ساخت كه از اشكال ساده مساجد اوليه كاملاً متفاوت بود و استفاده از گنبدهاي عظيم را با مشخصات معماري بيزانس (رومي) به معماري مساجد وارد كرد. سپس در دوران وليد، مسجد جامع دمشق ساخته شد كه يكي از عجايب سه گانه معماري آن روز جهان به شمار ميرفت. ساخت منارهها از همين مسجد آغاز شد كه داراي چهار مناره با مقطع مربع در اطراف گنبد بوده است. اين منارهها ظاهراً در ابتدا عملكردي جز ديدهباني نداشتند ولي بعدها عملكرد آن تغيير كرد و براي گفتن اذان مورد استفاده قرار گرفت.
از ديگر عناصر ويژه مساجد، منبر است كه سخنران در بالاترين نقطه آن مينشيند و در سمت راست محراب قرار ميگيرد. در روايت است كه حضرت محمد(ص) خطابههايش را از بالاي منبري ساخته شده از چوب آبنوس و داراي شش پله ايراد ميفرمود.
موقعيت مكاني ظهور اسلام، توجه به آب را به صورت خاصي مطرح كرد. اهميت چشمه مقدس زمزم در نزديكي مكه و آب شفابخش و سحرآميز آن در قصص و احاديث اسلامي، شبيهسازي و به كار گرفتن چشمه (چاهي) به ياد چشمه زمزم در ساختمان مساجد اوليه را مرسوم كرد و توسعه اين عقيده، به ساخت حوضهاي بزرگ در مدخل و يا صحن مساجد منجر شد.
با اينكه به سبب قدرت خلفاي بنياميه و عباسي، از هنرمندان ايراني در معماري مساجد دمشق و ديار بكر (معماري گرگان)، منارههاي مسجد امير فضلون قاهره (معمار تبريزي) و غيره استفاده شده است، نخستين سلسله ايراني آل بويه، پايهگذار معماري مساجد در ايران بودند. نمونه آن مسجد جامع نائين است كه گچبريهايش هنوز قابل رويت است. سپس در دوران غريويان، آجر كاريهايي در معماري مساجد ديده ميشد كه بيسابقه بوده است.
سلجوقيان، مدل غربي مساجد را عوض كردند و معماري آن را به سوي معماري ساسانيان سوق دادند. آن زمان صحن حياط چهار ديوان در طرح مساجد شكل گرفت و ايوان مقابل محراب، به عنوان بزرگترين ايوان انتخاب شد. خواجه نظامالملك تعداد زيادي مسجد و مدرسه در نيشابور، توس و بغداد ساخت كه معماري اين مدارس، الهامبخش ساختمانهاي جديد شد. فرق عمده ميان ساختمان مدرسه و مسجد در اين است كه در مدرسه، ايوان بزرگ به كلاسهاي درس و ايوانهاي كوچك به اتاق دانشجويان ختم ميشود و در مساجد همه ايوانها به شبستان اصلي؛ مانند مسجد جامع اصفهان كه در دوران ملكشاه سلجوقي ساخته شد (حدود 560 سال پيش). ساخت گنبدهاي دوپوش در مساجد نيز از همين زمان آغاز شد.
در معماري صفويان (مانند مسجد امام اصفهان و شيخ لطفالله)،قرن هفدهم ميلادي)، زمينه طراحي همان معماري سلجوقي است ولي كاشي كاريهاي آنها نمونه بيهمتايي در دنياست. چنين به نظر ميرسد كه اين معماري، ختم نوآوري در معماري مساجد در ايران تا امروز است.
سيروس بزرگ گرايلي
codex24x
page05
codex24x
page05