دیدار از تنها موزه ساعت در كشور
موزة «تماشاگه زمان» كه به موزة ساعت نيز معروف است، در منطقه يك شهرداري تهران در خيابان وليعصر، خيابان زعفرانيه، نبش چهارراه پروين بغدادي واقع شده است.
اين موزه در محوطهاي با مساحت حدود 5000 مترمربع در ساختماني با حدود 700 مترمربع زيربنا در دوطبقه ساخته شده است. پيشينه اين باغ به دوره محمدشاه قاجار باز ميگردد و بناي موزه حدود 80 سال قدمت دارد و به لحاظ دارا بودن هنرهاي گچبري، كاشيكاري، مقرنس و گرهچيني از بناهاي برجسته به شمار ميرود.
گچبريهاي اين بنا حدود ده، دوازده سال به طول انجاميده تا بالاخره در سال 1356 به پايان رسيد. بناي موزه قبل از گشايش به طور كلي مورد مرمت، بازسازي، پاكسازي و رنگآميزي قرار گرفت و در خرداد سال 1378 خورشيدي به عنوان نخستين موزه از موزههاي وابسته به ادارهكل موزههاي بنياد مستضعفان و تنها موزه تخصصي ساعت در ايران گشايش يافت و در حال حاضر 400 اثر كه عموماً از اموال مصادرهاي هستند، در اين موزه به تماشاي عموم قرار داده شده است.
بخشهاي مختلف موزه
در ابتداي ورود به موزه با حياط و باغي بسيار سرسبز و دلپذير با تزئينات آجر و كاشي متناوب روي ديوارها روبرو هستيم و در مسير منتهي به درب ورودي ساختمان موزه، ماكتهايي از ساعتهاي ابتدايي همچون ساعت آفتابي، ساعت آبي، ساعت شني و ساعت سوختي، در معرض نگاه ديداركنندگان قرار گرفته است. در طبقه نخست موزه سه بخش براي ديدن وجود دارد:
در بخش نخست كه همان راهرو و پاگرد اين طبقه است ميتوان از ساعتهايي كه به ديوار نصب شده يا در قسمتهاي مختلف قرار گرفته اند ديدار كرد و از زيبايي گچبريهاي بينظير اين قسمت نيز بهره برد.
بخش دوم، سالن بزرگ و وسيعي است كه در آن علاوه بر دو ستون بسيار زيبا كه بر روي آنها گچبري بر روي آينه انجام گرفته است، ميتوان از تزئينات زيباي گچبري و گرهچيني پنجرههاي متعدد آن نيز بهره جست. در اين تالار بزرگ ميتوان از كنسولهاي زيبا و ساعتهاي مختلفي كه بر روي اين كنسولها قرار داده شده و يا بر ديوارها نصب شدهاند، ديدن كرد.
در بخش سوم طبقه اول نيز ميتوان از اتاق كوچكتري ديدار به عمل آورد كه قسمتهايي از آن به سبك اتاق موسيقي طبقه ششم بناي عاليقاپوي اصفهان تنگبري شده و تمامي ديوارهاي آن با نقشهاي تلفيقي مينياتور و نقشهاي سنتي و نقشهاي قالي تزئين شده است. در اين اتاق نيز تعدادي از اشياء مرتبط با نجوم و اجرام سماوي در معرض ديد قرار گرفته است. تزئينات اين اتاق طي مدت سه سال (1356 ـ 1353 خورشيدي) و به طور مدوم انجام پذيرفته است.
در طبقه دوم موزه ميتوان از پنج بخش ديدن كرد:
بخش نخست، ويترين بزرگ دو طبقهاي است كه در راهروي اين بخش قرار دارد و به نمايش ابزار و ادوات تعمير ساعت اختصاص يافته است.بخش دوم، شامل دو اتاق تودرتو است كه در آنها ميتوان عكسهايي از تعدادي از بانيان نخستين كارگاههاي ساخت ساعت در جهان و همچنين تعدادي از ساعتها و تنديسهاي مربوط به زمان و تعدادي از ساعتهاي مربوط به پادشاهان را مشاهده كرد.
در بخش سوم با دو نوع از آثار روبرو هستيم، تعدادي از ويترينها براي نمايش ساعتهاي مچي اختصاص يافته است و در تعدادي ديگر نيز با آثاري مانند فسيلهاو صدفها ، روبرو ميشويم (از آنجائيكه فسيلها نيز به نوعي گوياي گذشت زمان هستند و مرور زمان را يادآوري ميكنند، تعدادي از ويترينها به نمايش اين آثار اختصاص يافته است). بخش چهارم اين طبقه به نام «اتاق تقويم» نامگذاري شده و به نمايش تقويمها در ادوار مختلف تاريخي اختصاص يافته است. و در نهايت آخرين بخش اين طبقه به نمايش انواع ساعتهاي مچي اختصاص دارد.
دور تا دور فضاي طبقه دوم بنا داراي تراس است كه سرتاسر ارتفاع آن تا بام با شيشه پوشش داده شده و اين فضا به منظور برگزاري نمايشگاههاي موقت مورد استفاده قرار ميگيرد.
محاسن و ويژگيها
در اين قسمت به نكاتي چند از محاسن و ويژگيهاي قابل توجه اين موزه اشاره ميكنيم:
ـ طرح درب ورودي محوطه و حفاظ آهني داخلي پنجرهها با اقتباس از طرح گرهچيني درب و پنجرههاي چوبي بنا ساخته شدهاند و علاوه بر زيبايي، با بنا و تزئينات آن نيز هماهنگي كامل داردو در عين حال درب ورودي محوطه، خصوصيات يك ورودي دعوتكننده را داراست.
ـ براي كفپوش سالنها و بنا از كفپوش سنگي مناسبي استفاده شده است كه در ضمن گرفتن سروصدا به هنگام ديدار و قدم زدن از نظر رعايت نظافت و بهداشت نيز مطلوب است.
ـ استفاده از پردههايي با رنگ و طرح مناسب براي تمامي پنجرهها در هر طبقه جهت كنترل ورود نور طبيعي به داخل موزه.
ـ چيدمان صحيح اكثر اشياء و ويترينها از لحاظ تعداد آثار، كه باعث ايجاد خستگي در ديداركننده نميشود. اين مورد يكي از معضلات عمده بيشتر موزههاست.
ـ استفاده از انواع روشها براي ارائه و نمايش آثار از جمله، نمايش نمونههاي بازسازي شده تعدادي از ساعتهاي ابتدايي در فضاي باز (حياط) موزه، قرار دادن آثار حجيم به طور آزاد در سالنها، قرار دادن آثار بر روي پايه كه در اين مورد از كنسولهاي چوبي تزئيني موجود به خوبي استفاده شده است، نصب تعدادي از آثار بر روي ديوارها، نمايش تعدادي از ساعتها (ساعتهاي شماطهدار) در حال كار، نمايش آثار نخبه در ويترينهاي انفرادي، استفاده از ويترينهاي جمعي افقي و عمودي در طبقه دوم، استفاده از ويترينهاي مناسب و شيبدار براي نمايش اسناد و تقويمها، رعايت ارتفاع مناسب در اكثر ويترينهاي نمايش آثار.
ـ استفاده از سيستمهاي اعلام و اطفاي حريق و سنسورهاي الكترونيكي حفاظتي در قسمتهاي مختلف موزه.
اشكالات و انتقادات
در اين قسمت به تعدادي از اشكالات و انتقادات جدي كه به اين موزه ارزشمند وارد است اشاره ميكنيم، با اميد به برطرف شدن هرچه سريعتر آنها:
ـ نبود تابلوهاي راهنما در خيابانهاي اصلي و مسيرهاي منتهي به موزه كه يكي از نواقص بزرگ و علل اصلي مهجور ماندن موزه است.
ـ نبود حفاظت و بهرهبرداري مناسب از ماكت ساعتهاي ابتدايي (ساعتهاي شني، روغني، شمعي،...)كه در حياط موزه قرار دارند. اين ماكتها به علت فقدان رسيدگي و قرار نگرفتن در ويترين و يا حفاظ مناسب و بدون هرگونه زيرنويس يا توضيحي، از سويي تحت تأثير عوامل جوي مانند برف و باد و باران در معرض آسيب قرار گرفتهاند و از سويي ديگر نيز نقش خود را در انتقال اطلاعات موردنياز به عنوان اشياء موزهاي از دست دادهاند.
ـ نبود زيرنويس براي بعضي از اشياء و ويترينهاي داخل موزه.
ـ به كارنگرفتن مبلمان مناسب و كافي در سالنهاي نمايش جهت استفادة ديداركنندگان.
ـ نورپردازي نامناسب سالنهاي نمايش آثار و ويترينها و بالاخص اشياء موزه.
ـ قراردادن تعدادي از اشياء در مكانهاي نامناسب بدون به كارگيري و استفاده از حفاظ يا ابزار و ادوات حفاظت فيزيكي و شيميايي، مانند قرار دادن اشياء در بالاي سيستمهاي حرارتي و تهويه هوا، دستانداز پلكان، داخل شومينه .
ـ نبود علائم هدايتكننده سيركولاسيون حركتي براي ديدن در قسمتهاي مختلف موزه و نبود تابلوهاي راهنما و توضيحات لازم و كافي براي هر يك از سالنهاي نمايش آثار.
ـ وجود سرويس بهداشتي نامناسب و غيربهداشتي در گوشهاي از حياط و بيتوجهي به آن.
ـ فقدان حفاظت صحيح و مناسب از گچبريهاي بدنه بيروني بنا و تخريب قسمتهايي از آن به وسيله عوامل جوي مانند برف و باران .
و ... چند مورد ديگر كه به دليل تخصصي شدن موضوع از ذكر آنها صرفنظر ميكنم.
پيشنهاد چند راهكار
با ارائه چند پيشنهاد ساده و قابل اجرا، كمكي هرچند اندك در جهت تأمين و تضمين دوام، بقا و گسترش موزه و تحقق و دسترسي به اهداف موزه ميشود:
ـ تغيير نام دو ايستگاه اتوبوس كه در نزديكي موزه قرار دارند به نام ايستگاه تماشاگه زمان و استفاده از عناصر خاص و مرتبط با اين موزه در اين مكانها.
ـ ايجاد تأثيرات منطقهاي يا محلهاي كه منجر به مطرح شدن و معرفي تماشاگه زمان در منطقه و محله شود، مانند اختصاص نام محله يا نام برخي از فروشگاههاي محله به نام تماشاگه زمان يا نامي مرتبط با اين موزه.
ـ استفاده از تابلوها و بيلبوردهاي تبليغاتي با هدف معرفي تماشاگه زمان و تبليغ برنامههاي جنبي موزه در خيابانهاي اطراف و منتهي به موزه.
ـ كفسازي و ساماندهي پيادهروهاي اطراف موزه و طراحي و نقاشي بر روي كف خيابانهاي اصلي اطراف موزه با طرحهايي برگرفته از موضوع، اشياء و عناصر تزئيني موزه.
ـ ساماندهي و چيدمان مناسب و صحيح ماكتهاي ساعتهاي قديمي كه در حياط موزه در مسير ورودي ساختمان قرار گرفتهاند، مانند در نظر گرفتن ويترينهاي مناسب و حفاظهايي جهت كاهش آسيبهاي ناشي از عوامل جوي و همچنين تهيه و نصب زيرنويس با توضيحات كافي براي آنها.
ـ در نظر گرفتن تمهيدات حفاظتي و مرمتي مناسب جهت تزئينات بنا كه عمدتاً گچبري است.
ـ تهيه زيرنويسهايي مناسب، همشكل و يكسان يا توضيحات لازم و كافي براي تمامي اشياء.
ـ بهينهسازي و طراحي و اجراي نورپردازي مناسب براي فضاي موزه و ويترينها.
توجه به اين نكته ضروري است كه بخش عمده مشكلات، نواقص و كمبودهايي كه در موزههاي كشورمان و از آن جمله تماشاگه زمان وجود دارد، ناشي از محدوديتهايي نظير كمبود امكانات و به خصوص منابع مالي است و ظاهراً گريزي از آن نيست. معمولاً طرحهاي پيشنهادي جهت بهينهسازي موزهها براساس شرايطي ايدهآل و مطلوب ارائه ميشود كه با توجه به شرايط موجود مطمئناً بخشي از آنها كه وابسته به رفع محدوديتهاي نامبرده است و تا زمان رفع آنها، امكان اجرا نخواهند داشت.
نيره نظري (كارشناس موزه)
codex37x
اين موزه در محوطهاي با مساحت حدود 5000 مترمربع در ساختماني با حدود 700 مترمربع زيربنا در دوطبقه ساخته شده است. پيشينه اين باغ به دوره محمدشاه قاجار باز ميگردد و بناي موزه حدود 80 سال قدمت دارد و به لحاظ دارا بودن هنرهاي گچبري، كاشيكاري، مقرنس و گرهچيني از بناهاي برجسته به شمار ميرود.
گچبريهاي اين بنا حدود ده، دوازده سال به طول انجاميده تا بالاخره در سال 1356 به پايان رسيد. بناي موزه قبل از گشايش به طور كلي مورد مرمت، بازسازي، پاكسازي و رنگآميزي قرار گرفت و در خرداد سال 1378 خورشيدي به عنوان نخستين موزه از موزههاي وابسته به ادارهكل موزههاي بنياد مستضعفان و تنها موزه تخصصي ساعت در ايران گشايش يافت و در حال حاضر 400 اثر كه عموماً از اموال مصادرهاي هستند، در اين موزه به تماشاي عموم قرار داده شده است.
بخشهاي مختلف موزه
در ابتداي ورود به موزه با حياط و باغي بسيار سرسبز و دلپذير با تزئينات آجر و كاشي متناوب روي ديوارها روبرو هستيم و در مسير منتهي به درب ورودي ساختمان موزه، ماكتهايي از ساعتهاي ابتدايي همچون ساعت آفتابي، ساعت آبي، ساعت شني و ساعت سوختي، در معرض نگاه ديداركنندگان قرار گرفته است. در طبقه نخست موزه سه بخش براي ديدن وجود دارد:
در بخش نخست كه همان راهرو و پاگرد اين طبقه است ميتوان از ساعتهايي كه به ديوار نصب شده يا در قسمتهاي مختلف قرار گرفته اند ديدار كرد و از زيبايي گچبريهاي بينظير اين قسمت نيز بهره برد.
بخش دوم، سالن بزرگ و وسيعي است كه در آن علاوه بر دو ستون بسيار زيبا كه بر روي آنها گچبري بر روي آينه انجام گرفته است، ميتوان از تزئينات زيباي گچبري و گرهچيني پنجرههاي متعدد آن نيز بهره جست. در اين تالار بزرگ ميتوان از كنسولهاي زيبا و ساعتهاي مختلفي كه بر روي اين كنسولها قرار داده شده و يا بر ديوارها نصب شدهاند، ديدن كرد.
در بخش سوم طبقه اول نيز ميتوان از اتاق كوچكتري ديدار به عمل آورد كه قسمتهايي از آن به سبك اتاق موسيقي طبقه ششم بناي عاليقاپوي اصفهان تنگبري شده و تمامي ديوارهاي آن با نقشهاي تلفيقي مينياتور و نقشهاي سنتي و نقشهاي قالي تزئين شده است. در اين اتاق نيز تعدادي از اشياء مرتبط با نجوم و اجرام سماوي در معرض ديد قرار گرفته است. تزئينات اين اتاق طي مدت سه سال (1356 ـ 1353 خورشيدي) و به طور مدوم انجام پذيرفته است.
در طبقه دوم موزه ميتوان از پنج بخش ديدن كرد:
بخش نخست، ويترين بزرگ دو طبقهاي است كه در راهروي اين بخش قرار دارد و به نمايش ابزار و ادوات تعمير ساعت اختصاص يافته است.بخش دوم، شامل دو اتاق تودرتو است كه در آنها ميتوان عكسهايي از تعدادي از بانيان نخستين كارگاههاي ساخت ساعت در جهان و همچنين تعدادي از ساعتها و تنديسهاي مربوط به زمان و تعدادي از ساعتهاي مربوط به پادشاهان را مشاهده كرد.
در بخش سوم با دو نوع از آثار روبرو هستيم، تعدادي از ويترينها براي نمايش ساعتهاي مچي اختصاص يافته است و در تعدادي ديگر نيز با آثاري مانند فسيلهاو صدفها ، روبرو ميشويم (از آنجائيكه فسيلها نيز به نوعي گوياي گذشت زمان هستند و مرور زمان را يادآوري ميكنند، تعدادي از ويترينها به نمايش اين آثار اختصاص يافته است). بخش چهارم اين طبقه به نام «اتاق تقويم» نامگذاري شده و به نمايش تقويمها در ادوار مختلف تاريخي اختصاص يافته است. و در نهايت آخرين بخش اين طبقه به نمايش انواع ساعتهاي مچي اختصاص دارد.
دور تا دور فضاي طبقه دوم بنا داراي تراس است كه سرتاسر ارتفاع آن تا بام با شيشه پوشش داده شده و اين فضا به منظور برگزاري نمايشگاههاي موقت مورد استفاده قرار ميگيرد.
محاسن و ويژگيها
در اين قسمت به نكاتي چند از محاسن و ويژگيهاي قابل توجه اين موزه اشاره ميكنيم:
ـ طرح درب ورودي محوطه و حفاظ آهني داخلي پنجرهها با اقتباس از طرح گرهچيني درب و پنجرههاي چوبي بنا ساخته شدهاند و علاوه بر زيبايي، با بنا و تزئينات آن نيز هماهنگي كامل داردو در عين حال درب ورودي محوطه، خصوصيات يك ورودي دعوتكننده را داراست.
ـ براي كفپوش سالنها و بنا از كفپوش سنگي مناسبي استفاده شده است كه در ضمن گرفتن سروصدا به هنگام ديدار و قدم زدن از نظر رعايت نظافت و بهداشت نيز مطلوب است.
ـ استفاده از پردههايي با رنگ و طرح مناسب براي تمامي پنجرهها در هر طبقه جهت كنترل ورود نور طبيعي به داخل موزه.
ـ چيدمان صحيح اكثر اشياء و ويترينها از لحاظ تعداد آثار، كه باعث ايجاد خستگي در ديداركننده نميشود. اين مورد يكي از معضلات عمده بيشتر موزههاست.
ـ استفاده از انواع روشها براي ارائه و نمايش آثار از جمله، نمايش نمونههاي بازسازي شده تعدادي از ساعتهاي ابتدايي در فضاي باز (حياط) موزه، قرار دادن آثار حجيم به طور آزاد در سالنها، قرار دادن آثار بر روي پايه كه در اين مورد از كنسولهاي چوبي تزئيني موجود به خوبي استفاده شده است، نصب تعدادي از آثار بر روي ديوارها، نمايش تعدادي از ساعتها (ساعتهاي شماطهدار) در حال كار، نمايش آثار نخبه در ويترينهاي انفرادي، استفاده از ويترينهاي جمعي افقي و عمودي در طبقه دوم، استفاده از ويترينهاي مناسب و شيبدار براي نمايش اسناد و تقويمها، رعايت ارتفاع مناسب در اكثر ويترينهاي نمايش آثار.
ـ استفاده از سيستمهاي اعلام و اطفاي حريق و سنسورهاي الكترونيكي حفاظتي در قسمتهاي مختلف موزه.
اشكالات و انتقادات
در اين قسمت به تعدادي از اشكالات و انتقادات جدي كه به اين موزه ارزشمند وارد است اشاره ميكنيم، با اميد به برطرف شدن هرچه سريعتر آنها:
ـ نبود تابلوهاي راهنما در خيابانهاي اصلي و مسيرهاي منتهي به موزه كه يكي از نواقص بزرگ و علل اصلي مهجور ماندن موزه است.
ـ نبود حفاظت و بهرهبرداري مناسب از ماكت ساعتهاي ابتدايي (ساعتهاي شني، روغني، شمعي،...)كه در حياط موزه قرار دارند. اين ماكتها به علت فقدان رسيدگي و قرار نگرفتن در ويترين و يا حفاظ مناسب و بدون هرگونه زيرنويس يا توضيحي، از سويي تحت تأثير عوامل جوي مانند برف و باد و باران در معرض آسيب قرار گرفتهاند و از سويي ديگر نيز نقش خود را در انتقال اطلاعات موردنياز به عنوان اشياء موزهاي از دست دادهاند.
ـ نبود زيرنويس براي بعضي از اشياء و ويترينهاي داخل موزه.
ـ به كارنگرفتن مبلمان مناسب و كافي در سالنهاي نمايش جهت استفادة ديداركنندگان.
ـ نورپردازي نامناسب سالنهاي نمايش آثار و ويترينها و بالاخص اشياء موزه.
ـ قراردادن تعدادي از اشياء در مكانهاي نامناسب بدون به كارگيري و استفاده از حفاظ يا ابزار و ادوات حفاظت فيزيكي و شيميايي، مانند قرار دادن اشياء در بالاي سيستمهاي حرارتي و تهويه هوا، دستانداز پلكان، داخل شومينه .
ـ نبود علائم هدايتكننده سيركولاسيون حركتي براي ديدن در قسمتهاي مختلف موزه و نبود تابلوهاي راهنما و توضيحات لازم و كافي براي هر يك از سالنهاي نمايش آثار.
ـ وجود سرويس بهداشتي نامناسب و غيربهداشتي در گوشهاي از حياط و بيتوجهي به آن.
ـ فقدان حفاظت صحيح و مناسب از گچبريهاي بدنه بيروني بنا و تخريب قسمتهايي از آن به وسيله عوامل جوي مانند برف و باران .
و ... چند مورد ديگر كه به دليل تخصصي شدن موضوع از ذكر آنها صرفنظر ميكنم.
پيشنهاد چند راهكار
با ارائه چند پيشنهاد ساده و قابل اجرا، كمكي هرچند اندك در جهت تأمين و تضمين دوام، بقا و گسترش موزه و تحقق و دسترسي به اهداف موزه ميشود:
ـ تغيير نام دو ايستگاه اتوبوس كه در نزديكي موزه قرار دارند به نام ايستگاه تماشاگه زمان و استفاده از عناصر خاص و مرتبط با اين موزه در اين مكانها.
ـ ايجاد تأثيرات منطقهاي يا محلهاي كه منجر به مطرح شدن و معرفي تماشاگه زمان در منطقه و محله شود، مانند اختصاص نام محله يا نام برخي از فروشگاههاي محله به نام تماشاگه زمان يا نامي مرتبط با اين موزه.
ـ استفاده از تابلوها و بيلبوردهاي تبليغاتي با هدف معرفي تماشاگه زمان و تبليغ برنامههاي جنبي موزه در خيابانهاي اطراف و منتهي به موزه.
ـ كفسازي و ساماندهي پيادهروهاي اطراف موزه و طراحي و نقاشي بر روي كف خيابانهاي اصلي اطراف موزه با طرحهايي برگرفته از موضوع، اشياء و عناصر تزئيني موزه.
ـ ساماندهي و چيدمان مناسب و صحيح ماكتهاي ساعتهاي قديمي كه در حياط موزه در مسير ورودي ساختمان قرار گرفتهاند، مانند در نظر گرفتن ويترينهاي مناسب و حفاظهايي جهت كاهش آسيبهاي ناشي از عوامل جوي و همچنين تهيه و نصب زيرنويس با توضيحات كافي براي آنها.
ـ در نظر گرفتن تمهيدات حفاظتي و مرمتي مناسب جهت تزئينات بنا كه عمدتاً گچبري است.
ـ تهيه زيرنويسهايي مناسب، همشكل و يكسان يا توضيحات لازم و كافي براي تمامي اشياء.
ـ بهينهسازي و طراحي و اجراي نورپردازي مناسب براي فضاي موزه و ويترينها.
توجه به اين نكته ضروري است كه بخش عمده مشكلات، نواقص و كمبودهايي كه در موزههاي كشورمان و از آن جمله تماشاگه زمان وجود دارد، ناشي از محدوديتهايي نظير كمبود امكانات و به خصوص منابع مالي است و ظاهراً گريزي از آن نيست. معمولاً طرحهاي پيشنهادي جهت بهينهسازي موزهها براساس شرايطي ايدهآل و مطلوب ارائه ميشود كه با توجه به شرايط موجود مطمئناً بخشي از آنها كه وابسته به رفع محدوديتهاي نامبرده است و تا زمان رفع آنها، امكان اجرا نخواهند داشت.
نيره نظري (كارشناس موزه)
codex37x
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:31 توسط
|