داستان اثاث کشی
يک روايت واقعي
آخرين جمعه تيرماه است. خانواده آقاي خ. اسبابکشي دارد. ديروز زنگ زدهاند به يکي از شمارههايي که در رديف آگهيهاي حمل بار روزنامه چاپ شده است. ساعت هشت صبح جمعه، چهار کارگر و يک نفر که ظاهرا مسئول آنهاست، از «چ. بار» ميآيند.
اسبابکشي سال پيش، با يک کاميون انجام شده بود. کارگرها از «گ. بار» آمده بودند؛ از نحوه بار زدن و حرکتهاي سريع و دقيق شان، معلوم بود که اين کارهاند. بارزدنشان يک ساعت طول کشيد، يک ساعته هم اسبابها را خالي کردند. کل کار در مجموع، کمتر از سه ساعت زمان برد.
خانواده آقاي خ. اين بار وسايل خود را کمتر کردهاند. بعضي وسايل، دور ريخته شده يا به افراد نيازمند داده شده است. طبيعتاً اين اسباب کشي بايد از دفعه قبل کمتر طول بکشد و با يک مرتبه بارزدن تمام شود.
کارگرها ساعت هشت و نيم صبح شروع به کار ميکنند. آرام حرکت ميکنند، مثل اينکه خستهاند. بعد از مدت کوتاهي، به نظر ميرسد که آنها کارگران حرفهاي باربر نيستند؛ نه فقط کنديشان در حرکت، بلکه نوع بارزدنشان نير همين را نشان ميدهد.
ساعت از 10 گذشته و هنوز کاميون پر نشده است. شيشه زيرتلويزيوني را شکستهاند. کارتنها، داخل راهرو، پشت سرهم رديف شدهاند و کار کند پيش ميرود. حدود ده و نيم اعلام ميکنند کاميون پر شده است و ديگر جا ندارد؛ بايد يک دور ديگر، بار بزنند! چانهزني فايدهاي ندارد. اما اين فقط يک گوشه اين مشکل است. رئيس کارگرها ميگويد «کتابخانه بزرگ است، بايد از پلهها حمل شود.» يعني پولي مازاد بر پول توافق شده ميگيرند تا اين کار را بکنند. بازهم مشکل به همين جا ختم نميشود؛ رئيس کارگرها ادامه ميدهد: «محوطه آپارتمان تا رسيدن به کاميون، طولاني است و کارگرها بايد پيادهروي زيادي بکنند تا به کاميون برسند». اين هم يعني پول بيشتر. ضمن آنکه رفتن و برگشتن و بقيه اسبابها را بارزدن، معادل دوبرابر شدن کرايه اسبابکشي است!
ساعت از دو بعدازظهر گذشته و هنوز اسبابکشي تمام نشده است. بدنه يخچال فريزر خط برداشته و فرو رفته است. کارتنهاي ظروف شکستني با بي احتياطي حمل شدهاند و هنوز معلوم نيست چقدر خسارت وارد آمده است. اسبابکشي که دفعه پيش کمتر از سه ساعت، در يک مسير و بدون خسارت انجام شد، اين بار، با اسباب به مراتب کمتر، شش ساعت، در دو مسير و با خسارت زياد انجام شده و کرايه بار هم خيلي بيشتر شده است. مسير کوتاهي که يک سرش زير پل جلال آلاحمد (کوي نصر) و سر ديگرش مجتمع مسکوني آتيساز بود، در روز جمعهاي که خلوتي اين مسير کاملاً به چشم ميآمد، نه ترافيکي بود و نه راه پيچدرپيچي، کاميون حامل بار، يک ساعت بعد از راه افتادن، به مقصد رسيد. کرايه اين اسباب کشي در ابتدا 150 هزار تومان توافق شده بود که با حساب حمل کتابخانه از راه پله و دومسير شدن اثاث کشي، نهايتاً 260 هزار تومان تمام شد!
آقاي خ. با تمامي نجابتي که داشت، نتوانست مقابل اينهمه حقخوري ساکت بماند و اعتراضهايي هم کرد که البته به جايي نرسيد.
اين حکايت، فقط متعلق به خانواده خ. نيست. گفته ميشود که تابستان امسال، حدود 600 هزار خانواده در تهران، اسباب کشي ميکنند؛ در حالي که بيشتر آنها دل خوشي از مؤسسات حمل بار ندارند.
غيرقانوني و پردرآمد
داشتن يک دستگاه کاميون براي جازدن خود به عنوان «مؤسسه حمل بار» کفايت ميکند. ستون آگهيهاي حمل بار در روزنامهها، پر است از شمارههاي موبايل که در نبود شماره تلفنهاي ثابت، ميتوانند نشانگر اين باشند که موسسه حمل بار در کار نيست؛ فقط يک دستگاه کاميون است و مالک آن يا کسي که اجاره اش کرده است؛ کارگر هم که سرچهارراهها فراوان پيدا ميشود. گاهي اگر شماره ثابتي هم درج شده باشد، تلفن منزل يا مغازهاي است که فقط نقش دفتر حمل بار را بازي ميکند.
ظاهراً نداشتن دفتر و دستک به عنوان يک مؤسسه رسمي حمل بار، آسانتر و پردرآمدتر است از فعاليت قانوني و ثبت شده. به همين دليل، بارکشهاي غيرقانوني، هر روز در حال بيشتر شدن هستند. سيد سعيد تاجيك، نايب رئيس اتحاديه مؤسسات بارکشهاي موتوري شهري ميگويد: «حدود 400 مؤسسه بدون مجوزدر تهران فعالاند که به دليل نداشتن تعهد براي تهيه پارکينگ، ماشين باري شخصي، دفتر حداقل 12 متري و شرايط لازم ديگر، روز به روز بر تعدادشان افزوده ميشود.»
در عوض، فقط 90 واحد از140 واحد مجاز داراي پروانه فعاليت حمل بار، فعال هستند و بقيه از دور خارج شدهاند: «حدود 50 واحد فعال در پنج سال گذشته، به دليل سختيها و مشکلات موجود در بازار اثاثکشي، يا ورشکست شدهاند يا عطاي اين شغل را به لقايش بخشيده و از ادامه فعاليت در اين بخش منصرف شدهاند.»
وقتي هزينه دفترداري و فعاليت قانوني وجود نداشته باشد، معلوم است که اين شکل کار، درآمد بيشتري دارد. تاجيک ميگويد: «گردش مالي موسسات مجاز حمل ونقل در تابستان امسال کاهش يافته ولي بر درآمد واحدهاي غيرمجاز افزوده شده است.»
او ادامه ميدهد: «اين مؤسسات علاوه بر اخذ مبالغ غيرمتعارف و غيرمصوب از مشتريان، به دليل استفاده از کارگران غيرمجاز، ميتوانند خطراتي را براي مشتريان به همراه داشته باشند؛ چرا که منازل مسکوني افراد توسط اين کارگران غيرمجاز شناسايي ميشود و ممکن است در آينده از اين اطلاعات سوءاستفاده شود.»
غير از اين، حمل ناشيانه لوازم منزل به وسيله باربرهاي نابلد، خسارتهاي سنگيني به خانوادهها وترد مي كند که گاه، حتي با پرداخت جريمه هم قابل جبران نيست.
کرايهها
هوشمند غفاري، از فعالان بازار حمل ونقل بار در تهران، چندي پيش در گفتگويي، اعلام کرده بود که ميزان کرايهها امسال نسبت به پارسال تغييري نکرده اما نسبت به دوسال پيش 100 درصد افزايش داشته است. به گفته او، در تابستان سال 1386 نرخ مصوب براي اجاره سه ساعته يک دستگاه کاميون با اتاق چهار متري، 21 هزار و 600تومان بود که در ازاي هر ساعت اضافي، مبلغ 6400تومان به نرخ اوليه اضافه ميشد. همچنين مبلغ تعيين شده براي اجاره سه ساعته يک دستگاه کاميونت 17 هزار و 600 تومان بود و باهر ساعت اضافه مبلغ 4 هزار تومان به نرخ مذکور اضافه ميشد. نرخ اجاره دوساعته وانت نيسان و وانت پيکان نيز به ترتيب 7200 و 5600 تومان بود که در ازاي هر ساعت اضافه، به ترتيب 3200 و 2400 تومان به اين مبلغ اضافه ميشد، اما هم اکنون اين نرخها براي استفاده از کاميون و کاميونت به ترتيب به 40 هزار تومان و 35 هزار تومان افزايش يافته است؛ يعني نرخ حمل ونقل و اثاث کشي در تهران درطول دو سال گذشته، حدود 100 درصد افزايش يافته است.»
غفاري درباره دستمزد کارگران باربر هم گفته است: «نرخ متعارف استفاده از کارگر نيز ساعتي دوهزار تومان بود که هم اکنون به سه هزار تومان رسيده است. البته اين نرخ غيرمصوب است و به توافق کارگران با مؤسسات حمل ونقل بستگي دارد.»
غفاري با اشاره به متفاوت بودن نرخ حمل ونقل در مناطق مختلف شهر، ادامه ميدهد: «در مناطق شمالي شهر که گاوصندوق، يخچال سايد باي سايد و اثاثيه بزرگ و حجيم در اغلب منازل وجود دارد، شرکتهاي حمل ونقل هزينههايي به مراتب بيشتر از نرخهاي مصوب از متقاضيان دريافت ميکنند؛ به طوري که گاهي هزينه استفاده از کاميون براي سه ساعت 120 هزار تومان و همچنين هزينه به کارگيري هر کارگر در همين مدت زمان به 30 هزار تومان هم ميرسد.» و البته مشترياني هم هستند که نرخهايي بيش از اينها را سراغ دارند!
با اين همه، سيدسعيد تاجيک، نايب رئيس اتحاديه مؤسسات بارکشهاي موتوري شهري نيز چندي پيش اعلام کرد: «پاسخگويي به حدود 600 هزار تقاضاي جابه جايي اثاثيه منزل در فصل تابستان، با در نظر گرفتن متوسط 30هزار توماني کرايه حمل بار در موسسات حمل ونقل درون شهري تهران، گردش مالي بيش از 18 ميليارد توماني را در بازار اثاث کشي تهران رقم زده است». اما همچنان که اشاره شد، به نظر ميرسد اين رقم چندان واقعي نباشد.
کرايه حمل بار در روزهاي داغ اسباب کشي، به مراتب بيش از متوسط 30 هزار توماني اعلام شده است؛ ضمن آنکه نرخ اسباب کشي اغلب به بهانههاي مختلف، از رقم توافقي اوليه بالاتر ميزند.
غفاري ميگويد: «دريافت هرگونه مبلغ اضافي از متقاضيان غيرقانوني است ولي به دليل نبود ابزار برخورد با موسسات متخلف غيرمجاز و حتي مجاز، عموماً کرايههاي بيشتري از مشتريان گرفته ميشود يا در مواردي که کرايهها برابر يا کمتر از نرخهاي مصوب تعيين ميشود، با دريافت مبالغي جداگانه براي حمل و جابه جايي اثاثيه بزرگ و سنگين، مثل بوفهها و يخچال فريزرهاي بزرگ، نرخهاي تعيين شده به طرز چشمگيري افزايش مييابد.»
تاجيک نرخ امسال حمل بار را در مقايسه با سال گذشته، داراي تفاوت عمدهاي نميداند و دليل آن را «رقابت تنگاتنگ در اين بازار» عنوان ميکند. کساني که اسباب کشي کردهاند، ميدانند که توافق اوليه روي نرخ کرايه، به سادگي و باقطعيت امکان ندارد.
در اين شرايط، مشتري هم دستش به جايي بند نيست، چون در نبود نظارت روي کار باربريهاي شهري، ظاهراً مرجعي براي پاسخگويي به شکايتهاي آنها پيدا نميشود.
شرايط قانوني
ظاهراً سهل انگاريهاي قانوني در مورد موسسات حمل بار شهري، در شکلگيري واحدهاي بدون مجوز و غيرقانوني، بيتأثير نبوده است. نايب رئيس اتحاديه موسسات بارکشهاي موتوري شهري ميگويد:
«در گذشته براي اخذ مجوز فعاليت در بازار حمل ونقل، وجود 500 متر پارکينگ جنب دفتر حمل ونقل و حداقل پنج خودرو با سند قطعي نياز بود، ولي هم اکنون دارا بودن دو خودروي باري بدون سند قطعي و وجود 250 متر پارکينگ در هر جاي تهران کفايت ميکند؛ ضمن اينکه حتي اجارهاي بودن محل موسسه يا شرکت حمل ونقل نيز خللي در روند صدور پروانه فعاليت ايجاد نميکند».
ميتوان حدس زد که با وجود بيش از 2500 دستگاه کاميونت و وانت در شهر تهران، چه اتفاقي افتاده است: از ميان رفتن فعاليت قانوني و کم درآمد؛ رونق بازار حمل و نقل غيرمجاز و پردرآمد! کرايههاي دلخواه، نخستين نتيجه فعاليت بدون مجوز است.
خانوادههاي خانه به دوش ميدانند که موقعيت جغرافيايي منزل (شمال يا جنوب شهر بودن) و حتي شکل ظاهري خانه و قيافه وسايل آنها، در تعيين کرايه حمل بار موثر است.
رئيس باربرها ابتدا گشتي داخل منزل ميزند، لوازم خانه را وارسي ميکند، سطح زندگي مشتري را تخميني ميزند و بعد، به بهانههايي، قيمت اوليه را بالا و بالاتر ميبرد.
چرا؟!
وقتي «تخلف» به «تخلفات» تبديل ميشود؛ و هم کميت بيشتري پيدا ميکند و هم به شکلهاي گوناگوني سر ميزند، مشخص است که نظارت قانوني در اين عرصه وجود ندارد. تخلفات در بخش حمل و نقل بار شهري، دامنه وسيعي پيدا کرده و چنان از سايه نظارت قانوني بيرون است که واحدهاي غيرمجاز حمل بار، به راحتي در روزنامهها آگهي ميدهند و هر روز گروه ديگري از مشتريان بي اطلاع را به دام خود مياندازند. تاجيک بيشترين تخلفات در بازار حمل و جا به جايي اثاثيه منزل را به موسسات غيرمجاز نسبت ميدهد و ميگويد: «نبود نظارت کافي و وجود نداشتن قانوني براي ممانعت از فعاليت موسسات حمل ونقل غيرمجاز، موجب شده است که حتي چندين واحد رسمي و داراي مجوز که عضو اتحاديه نيز هستند، تقاضاي حمل باري نداشته باشند.»
بازار حمل بار در روزهاي گرم تابستان، داغتر از هميشه است؛ بازاري که هرچه غيرقانونيتر ميشود، پردرآمدتر نيز عمل ميکند!
-----------------------------------
اسبا کشی از پنچره
با توجه به اينکه خانههاي هلندي معمولا داراي پلههاي زياد و با شيب بسيار تند است و در منازل نيز معمولا بسيار کوچک و کم عرض است، اسباب کشي يکي از مشکلات خانوادههاي هلندي به حساب ميآيد. به قول يکي از دوستان، شايد اين نتيجه سابقه زياد هلنديها در دريانوردي باشد که پلههاي خانههاي شان را هم مثل پلههاي کشتي، باريک و پر شيب درست کردهاند. در بسياري از موارد، به دليل اين مشکلات، اسباب کشي از طريق پنجره خانهها صورت ميگيرد. البته هلنديها وسيله مخصوصي هم براي اين کار دارند. اين وسيله مانند نردبان بلندي است که يک بالابر کوچک روي آن نصب شده است؛ وسايل را روي آن ميگذارند و از طريق پنجره به داخل خانه منتقل ميکنند.
جدا از بردن وسايل به داخل منزل، حمل و نقل آنها تا منزل جديد هم چندان ساده نيست. البته اگر فرد، جيب پر پولي داشته باشد، شرکتهاي اسبابکشي بدون زحمت، همه وسايل را جابجا ميکنند. اين را هم بايد گفت که در اينجا از وانت يا نيسان (که در ايران براي حمل بار استفاده ميشود) خبري نيست؛ بلکه حمل بار معمولا با خودروهاي ون کوچک يا بزرگ صورت ميگيرد. البته کرايه کردن ماشين براي اسباب کشي نيز در هلند امکان پذير است، ولي کرايه آن نياز به گواهي نامه هلندي دارد. راه ارزانتر ديگر، استفاده از گاريهاي يدک مخصوص اسبابکشي است که به خودرو بسته ميشود که اين کار هم نيازمند داشتن خودرو است. از من نشنيده بگيريد، راه کم خرجتر ديگر، اسباب کشي با دوچرخه است!
با توجه به مشکلات اسبابکشي و بالا بودن هزينههاي نقل و انتقال وسايل و شايد دلايلي ديگر، افراد در موارد زيادي، از خير وسايل خانه ميگذرند و آنها را کنار خيابان ميريزند! جالب اينکه شهرداري هلند، ماشينهاي مخصوصي براي جمعآوري اين وسايل دارد و لوازم به درد بخور را در فروشگاههاي دست دوم شهرداري به فروش ميرساند.
* از وبلاگ «با خاطراتم در سرزمين لالهها»
اسبابکشي مدرن
حتما شما هم تا به حال با اين مسأله روبرو شدهايد که براي اسبابکشي، نياز به تعداد زيادي جعبه و کارتون خالي داشتهايد؛ در حالي که همه کارتونها و جعبههاي اسباب کشي قبل را دور انداختهايد، يا به دليل نداشتن جا و فشرده شدن در انباري يا پشت کمد، کارتنها ديگر قابل استفاده نبودهاند.
... راستش هرگز فکر نميکردم که ميشود راه حلي براي اين مشکل پيدا کرد. ديروز در خيابان نزديک محل زندگي مان، خودرويي ديدم که روي آن نوشته بود Hire a box for your moving (براي اسباب کشي، جعبه اجاره کنيد). دقيقتر که شدم، ديدم روي ماشين عکس يک سري جعبه و کارتون با ابعاد و شکلهاي مختلف هست که هر کدام قيمتي دارند. وب سايت آنها را پيدا کردم و ديدم چه راه حل سادهاي براي اين کار پيدا شده است!
عدهاي کارشان اين است که براي اسباب کشي مردم، جعبه اجاره ميدهند و بعد از اسباب کشي هم جعبهها را پس ميگيرند. هزينه اين خدمات، حدود 100 هزار تومان به پول ما ميشود. مطمئناً در ايران ميتوان اين کار را با هزينه خيلي کمتري انجام داد؛ هم عدهاي شاغل ميشوند، هم انباريها از انبوه کارتون و جعبه خالي ميشود و هم از فضا استفاده بهتري صورت ميگيرد. خسارتهاي اسباب کشيها بابسته بندي بهتر، کمتر ميشود و خلاصه کل اين کار، آسانتر انجام ميگيرد.
* از وبلاگ «آب در آب»
codex24x
page05
codex24x
page05