پر كردن تابستان با كلاسهاي تقويتي
بسياري از والدين به دنبال اين هستند كه سه ماه تابستان را براي فرزندان چطور برنامهريزي كنند تا بچهها از اين زمان طولاني، بيشترين استفاده را ببرند و وقتشان هدر نرود.
آنها معتقدند كه بهترين راه پركردن اوقات فراغت دانشآموزان، ثبتنام آنان در آموزشگاهها و محيطهاي آموزشي است و به همين دليل، به سراغ كلاسهاي آموزشي يا برنامههاي تفريحي ميروند تا فرزندان خود را در اين كلاسها ثبتنام كنند.
اما هزينههاي سرسامآور انواع كلاس تقويتي تابستاني از يك سو و تبليغات شبانهروزي آموزشگاههاي مختلفي از سوي ديگر و همچنين انتشار اخباري مبني بر غيرمجاز بودن فعاليت برخي از اين آموزشگاهها، والدين و دانشآموزان را برسر دوراهي ترديد و دودلي قرار داده است.
كارشناسان اجتماعي معتقدند: اگر نظام آموزشي در مدرسهها و دانشگاهها درست و اصولي باشد، نيازي به اين همه آموزشگاه نيست. پس اين نقص نظام آموزشي است كه به همه نيازها نپرداخته و يا به آنها توجه اندكي كرده است. از اين رو، دانشآموزان احساس كمبود و خلاء ميكنند و دست به دامان مراكزي ميشوند كه عملاً كاركرد چنداني ندارند.
كارشناسان توصيه ميكنند كه والدين در تعيين آموزشگاهها، به لحاظ سطح علمي، مكان، مربيان و حتي ميز و صندليها حساسيت به خرج دهند و علاوهبر آن، برعملكرد فرزندانشان نيز نظارت معقول داشته باشند.
قانون چه ميگويد؟
شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در جلسه چهارصد و هشتاد و سوم خود در سال 1380، با هدف «ساماندهي مراكز مجري آموزشهاي آزاد كشور و ايجاد بستري مناسب براي جلب مشاركت بخش غيردولتي، تلاش براي رشد و پرورش علاقهها و استعدادهاي نسل جوان و نيز تعيين حيطه مسؤليت هركدام از داستگاهها»، ضوابطي را تعيين كرد. به استناد ماده سه فصل دوم اين مصوبه، «صدور مجوز فعاليتهاي آموزشي آزاد در قالب برگزاري كلاسهاي تجديدي، تك درس تقويتي و كنكور، برگزاري آزمون كنكور مكاتبهاي و آموزش زبانهاي خارجي براساس سرفصل دروس مصوب وزارت آموزش و پرورش از سطح مبتدي تا قبل از دانشگاه، به صورت حضوري و غيرحضوري، تحت عنوان آموزشگاه علمي آزاد و نظارت برآنها، از وظايف و اختيارات وزارت آموزش و پرورش است.» همچنين براساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، «صدور مجوز فعاليتهاي آموزش آزاد در قالب دورههاي آموزش عالي آزاد و دورههاي تخصصي و كاربردي كوتاه مدت، بالاتر از سطح دوره متوسطه و همچنين برگزاري كلاسهاي كنكور براي دورههاي كارشناسي ناپيوسته، ارشد و دكترا در دانشگاهها، موسسات آموزش عالي مربوط به گروه غيرپزشكي و پزشكي تحت عنوان موسسه آموزش عالي آزاد و نظارت بر آنها، حسب مورد، از وظايف و اختيارات وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي است.»
اين قانون، صدور مجوز فعاليتهاي آموزش آزاد در قالب دورههاي فراگيري مهارت، حرفه و رشته معين را نيز برعهده وزارت كار و امور اجتماعي گذاشته است. علاوهبر آن، در مصوبه 513 شوراي عالي انقلاب فرهنگي، پس از اصلاح، تكميل و تفسير مصوبه 483 تاكيد شده است كه صدور مجوز آموزش زبانهاي خارجي از مبتدي تا قبل از دانشگاه، وظيفه آموزش و پرورش و براي دورههاي عالي (دانشگاهي) برعهده وزارت علوم، تحقيقات و فناوري است. به علاوه، مراكز براي سرفصلهاي كاربردي – تخصصي همانند هتلداري، روزنامهنگاري، خبرنگاري، جهانگردي و غيره بايد از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز دريافت كنند. به منظور پيشگيري از تخلف و نيز در مورد فعاليت مراكز خارج از حوزه تعيين شده، دستگاه ذيربط بايد فرمهاي صدور مجوز و ضوابط نظارت را بازنگري و نسبت به رفع ابهام اقدام كند.
كلاسهاي تابستاني
دكتر امان قرايي مقدم، جامعهشناس، در مورد كلاسهاي تابستاني ميگويد: «دانشآموزان بايد در روزهاي تابستان، در كلاسهاي مختلفي آموزش ببينند تا حرفه و هنر جديدي ياد بگيرند. شهريه اين كلاسها هم بايد در حدي باشد كه خانوادهها بتوانند فرزندان خود را ثبتنام كنند. دولت بايد از نظر مالي كمك كند تا فشاري به خانوادهها وارد نشود. در اين صورت، اوقات فراغت جوانان غني ميشود، زيرا مهمترين مسئله در پركردن اوقات فراغت جوانان نه فقط پر كردن، بلكه غنيكردن آن است. بايد در اين كلاسها حس وظيفهشناسي و مسئوليتپذيري حاكم باشد تا دانشآموزان براساس علاقه شان، رشته و حرفهاي را بياموزند. مسئله مهم در اين كلاسها، استعداديابي دانشآموزان است. بايد استعداد و توانايي آنها در رشتههاي مختلف، براساس آزمونهايي سنجيده شود و افراد به دستهها و گروههاي مختلف
تقسيم شوند.»
دكتر قرايي مقدم اضافه ميكند: «كلاسهاي تابستاني داراي مزاياي زيادي است، زيرا از آسيبها جلوگيري و هنر و استعداد دانشآموز را شكوفا ميكند. اين كلاسها ميتواند در تعيين آينده دانشآموز نقش اثرگذاري داشته باشد.» او با بيان اينكه وظيفه دولت است كه امكانات لازم را براي استعدادسنجي دانشآموزان انجام دهد، ادامه ميدهد: «امروزه در كشورهاي توسعه يافته، بيشترين بودجه صرف غنيكردن اوقات فراغت دانشآموزان ميشود و اين كار، از مهمترين اقدامات دولت است.» به گفته اين جامعهشناس، با اشاره به اينكه دانشآموزان بايد به اختيار خود، به كلاسهاي تابستاني بروند و نه به اجبار، ادامه ميدهد: «استعداديابيها نيز بايد بيشتر در خانوادههاي فقير و روستاها صورت گيرد كه هيچ امكانات تفريحي براي جوانان وجود ندارد. درحال حاضر كلاسهاي تابستاني زيادي در تهران و شهرهاي بزرگ براي دانشآموزان وجود دارد، اما متاسفانه در شهرهاي كوچك و روستاها اين امكانات نيست.
اين مسئله باعث ميشود كه استعدادهاي جوانان در اين مناطق سركوب شود. از اين رو دولت بايد امكانات آموزشي شهرها را به روستاها هم ببرد.»
دكتر قرايي مقدم، برپايي كلاسهاي تابستاني، ايجاد كتابخانه و كتابخانههاي سيار (در اتوبوسها) را از راههاي تقسيم امكانات آموزشي در فصل تابستان ميداند.
دكتر علي فرجام روانشناس اجتماعي هم در مورد كلاسهاي تابستاني ميگويد: «بعضي از دانشآموزان ترجيح ميدهند تعطيلات را در خانه و پاي تلويزيون و پشت كامپيوتر بگذرانند. اين مسئله موجب بيتحركي، انزواي اجتماعي، كسالت و درونگرايي نوجوانان ميشود اما همين كه دانشآموز بداند هفتهاي دو روز بايد به كلاس برود، الزام به تحرك و فعاليت را احساس ميكند.»
او اضافه ميكند: «كلاس تابستاني ميتواند موجب تقويت اعتماد به نفس و بهبود روابط اجتماعي كودكان شود. از طرف ديگر، انتخاب كلاسها اگر درست صورت گيرد، ميتواند سبب رشد استعدادها و جهت دهي مثبت به تواناييهاي دانشآموزان شود.»
دكتر فرجام ميافزايد: «شركت در كلاسهاي تابستاني اگر همراه با فشار رواني خانواده باشد، تاثير نامطلوبي به جا ميگذارد. خانواده ميتواند با صحبت كردن در مورد مزاياي رفتن به كلاسهاي تابستاني، دانشآموز را به اين كار ترغيب كند. در واقع خانواده بايد نقش راهنمايي و هدايت را ايفا كند، نه تصميمگيري. از طرف ديگر، بايد درنظر بگيريم كه بچهها در طول سال تحصيلي، فشارهاي رواني زيادي را بابت انجام تكاليف مدرسه، امتحانات و رعايت نظم و مقررات مدرسه متحمل ميشوند.»او يادآوري ميكند: «كلاسهاي تابستاني بسيار متنوع هستند، مانند كلاسهاي ورزشي، هنري و آموزشي اما كلاسهاي آموزشي و كلاسيك، مانند زبان، براي تابستان توصيه نميشود، زيرا دانشآموزان در طول سال فشارهاي درسي و انضباطي زيادي را پشت سر گذاشتهاند. از اين رو، چنين كلاسهايي، به خصوص براي بچههاي دبستاني توصيه نميشود. دانشآموزان در تابستان، نيازمند بازسازي رواني هستند، نه كلاسهاي سنگين آموزشي كه مسئوليتهاي ديگري را به آنان تحميل ميكند.»
دكتر فرجام كلاسهاي مفرح و شاد، مانند شنا را توصيه و اضافه ميكند: «نوع كلاس بايد باتوجه به شرايط رواني، سني و تفاوتهاي فردي و علاقههاي دانشآموزان انتخاب شود.»
او ادامه ميدهد: «متاسفانه برخي از والدين، بيشتر ساعتهاي هر روز فرزندشان را با انواع كلاسهاي تابستاني پر ميكنند. اين كلاسها سبب كاهش بازدهي دانشآموزان ميشوند و حس خشم و انتقامجويي را در آنها ايجاد ميكنند.»
دكتر فرجام ميگويد: «بهترين حالت اين است كه بچههاي مقطع دبستان را در يك كلاس ورزشي يا هنري ثبتنام كنيم و دانشآموزان مقاطع راهنمايي و دبيرستان را در حداقل دو كلاس. به دانشآموزاني كه نزديك كنكور هستند و در طول تابستان، كلاسهاي كنكور را تجربه ميكنند، توصيه ميشود براي آرامسازي رواني خود، در يك كلاس تفريحي و ورزشي شركت كنند.»
آموزشگاههاي بدون مجوز
مسعودي، مديركل دفتر مدارس غيردولتي آموزش و پرورش در مصاحبهاي با ايسنا گفته است: «هماكنون حدود پنج هزار آموزشگاه علمي آزاد و زبان خارجه مجاز در سراسر كشور فعاليت ميكنند كه از اين تعداد، سه هزار باب آموزشگاه علمي و دو هزار باب آموزشگاه زبان هستند.»
او ادامه ميدهد: «براساس مصوبات 483 و 513 شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اصل براين است كه هيچ يك از دستگاههاي مسئول، در حيطهكاري يكديگر دخالت نكنند اما متأسفانه مصوبه كنوني، از سوي بعضي دستگاهها نقض شده است. به عنوان مثال، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه براساس مصوبه تنها ميتواند مجوز آموزشگاه زبان تخصصي بالاي 20 سال را صادر كند، دانشآموزان را نيز جذب كرده است.»
به گفته مسعودي، آموزشگاههاي فعال كنوني به سه نوع تقسيم ميشوند: دستهاي كه از آموزش و پرورش مجوز دارند، دستهاي كه در كار آموزش و پرورش وارد شدهاند اما از جاي ديگري مجوز دارند و گروه سومي كه نه از آموزش و پرورش مجوز دارند و نه از دستگاه ديگري. گروه دوم و سوم به دليل نقض نص صريح قانون، غيرمجاز محسوب ميشوند. براساس ماده واحده قانون تعطيلي آموزشگاههاي غيرمجاز، مصوب مجلس و ماده 3 و 9 مصوبه 483 شوراي عالي انقلاب فرهنگي، نيروي انتظامي موظف به جلوگيري از ادامه فعاليت آنان است.»مسعودي با بيان اينكه تاكنون 350 آموزشگاه غيرمجاز كه مجوزي از دستگاههاي مربوطه ندارند، شناسايي و به اداره اماكن ابلاغ شده است، ادامه ميدهد: «يكي از مشكلات جدي ما در اين خصوص اين است كه آموزش و پرورش به عنوان دستگاه متولي، موظف به شناسايي و معرفي آموزشگاههاي غيرمجاز به اداره اماكن است اما اداره اماكن در اين زمينه ميگويد ما ضابط دادگستري هستيم. او ادامه ميدهد: «از ميان 5000 آموزشگاه اداري مجوز رسمي، در يك سال اخير، موافقت اصولي 30 آموزشگاه مجاز، منحل شده است؛ به علاوه در مورد عملكرد خلاف قاعده آموزشگاههاي مجاز نيز لغو موافقت اصولي و انحلال از سوي استان به آموزش و پرورش، پيشنهاد ميشود. در نهايت آموزشگاه منحل و موافقت اصولي آن لغو ميشود.»
به گفته او، به محض صدور اين رأي، موسس در كوتاهترين زمان ممكن، با گرفتن دستور موقت دادگاه مبني بر توقف عمليات اجرايي رأي صادره از سوي آموزش و پرورش، عليرغم اعلام عملكرد خلاف او، به فعاليت خود تا زمان رسيدگي به پرونده (كه معلوم نيست چه زماني خواهد بود)، ادامه ميدهد. ما ايرادي به محاكم صالحه دادگستري نميگيريم، اما عموماً تخلفات اين دسته از آموزشگاههايي كه آموزش و پرورش رأي انحلال آنها را صادر كرده، به گونهاي بوده است كه به نفع نظام، دانشآموزان و خانوادهها نبوده است؛ ضمن اين كه خدشهاي به قانون و سيستم كشور نيز وارد آمده است. متأسفانه اثر اين كارها به گونهاي است كه فرصت سوءاستفاده را به اندازهاي افزايش ميدهد كه مؤسسان متخلف نه تنها ديگر حرف شنوي ندارند، بلكه جري هم خواهند شد.
انعقاد تفاهمنامه
«رضا مومنين» مديركل دفتر توسعه و پشتيباني مدارس دولتي وزارت آموزش و پرورش، چندي پيش در مصاحبه با رسانههاي گروهي گفت: «تفاهمنامهاي ميان وزارتخانههاي آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامي منعقد شده است كه براساس آن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صرفاً به مؤسسات فرهنگي و هنري اجازه برگزاري دورههاي تخصصي، كاربردي در حدود وظايف و اختيارات آن وزارتخانه را ميدهد كه سن فراگيران بالاي 20 سال باشد و افراد، جوياي كار يا مشاغل باشند. همچنين وزارت آموزش و پرورش به مؤسسات فرهنگي و هنري اجازه برگزاري دورههاي آموزش زبان و مهارتي را ميدهد كه فراگيران آن كمتر از 20 سال سن داشته باشند و دوره آنان نيز در راستاي اهداف وزارت آموزش و پرورش باشد.»
به گفته او، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرده است كه از حدود 2000 مؤسسه در سراسر كشور كه ادعا ميكردند از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز فعاليت دارند، تنها 180 مؤسسه مجوز داشتند.
مومنين با اشاره به آموزشگاههايي كه از وزارت ارشاد، مجوز برگزاري كلاسهاي زبان خارجي را گرفتهاند، يادآور شد: «پس از امضاي تفاهمنامه، فعاليت تمامي آموزشگاههايي كه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با هر عنوان، مجوز برگزاري دوره و كلاسهاي زبان خارجي گرفتهاند، فاقد وجاهت قانوني است و آنان موظفند با مراجعه به ادارههاي آموزش و پرورش، طبق ضوابط، مجوز فعاليت دريافت كنند.»
او با اشاره به لغو موافقت اصولي 30 آموزشگاه علمي آزاد، از قوه قضاييه خواست كه در برخورد با آموزشگاههاي متخلف، همكاري بيشتري با آموزش و پرورش داشته باشد و دادگاه ويژهاي براي اين دسته از متخلفان تشكيل دهد.
هشدارهاي پليس
مركز نظارت بر اماكن عمومي نيروي انتظامي، در اطلاعيهاي به خانوادهها هشدار داده است كه هنگام مراجعه به آموزشگاهها براي ثبتنام فرزندان، حتماً مجوز تخصصي محل را مشاهده كنند؛ تنها با تبليغات رسانهاي، بهخصوص آگهيهاي منتشر شده در روزنامهها اكتفا نكنند و درصورت مشكوك شدن به نوع فعاليت، موضوع را از سازمان مربوطه استعلام كنند. خانوادهها، موارد مشكوك را به پليس اطلاع دهند تا موضوع، پيگيري شود.
در اطلاعيه اين مركز آمده است: كلاسها بايد عمومي باشند. اگر هم كلاسي به صورت خصوصي برگزار ميشود، بايد وابسته به مركزي با مجوز رسمي از سازمان مربوطه باشد. اين موضوع بخصوص براي دختران اهميت پيدا ميكند، زيرا برخي از اين كلاسها در خانههاي مسكوني برگزار ميشود، مثل كلاسهاي موسيقي؛ در حالي كه براساس قانون، هركسي كه قصد ارائه خدمات دارد، بايد به مركز مربوطه مراجعه كند و سپس آن واحد صنفي به اتحاديه معرفي شود و بعد از آن، موضوع به اطلاع اماكن نيروي انتظامي برسد تا صلاحيت آن شخص تأييد شود.پليس آگاهي به دختران جوان توصيه كرده است كه پيش از مراجعه به اين مراكز، ابتدا تحقيقات كافي را انجام دهند و با همكاري نزديكان خود، به اين محلها رفت و آمد كنند.سخنگوي قوه قضاييه هم در اين خصوص، ضمن هشدار به والدين درخصوص دقت در انتخاب كلاسهاي آموزشي، گفته است: قطعاً در صورت بروز تخلف و جرم در اين مراكز، با متوليان آن برخورد جدي خواهد شد.
تقویت کلاس های تقویتی
تشکيل کلاسهاي تقويتي، به خصوص در فصل تابستان، ريزهکاريهايي دارد که بايد مورد توجه برگزار کننده و آموزگار کلاس قرار گيرد. توجه به اين نکتهها ميتواند به تقويت کلاسهاي تقويتي و پربارکردن اين دورهها بينجامد. سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي، راهکارهايي را در اين زمينه ارائه داده است:
* برنامه کلاس بايد تاحد ممکن طوري ارائه شود که براي آموزش کفايت کند. از اين رو، معلم نبايد به اميد همکاري والدين فراگيرندگان يا با وجود معلمهاي خصوصي و جزوههاي آموزشي، کمکاري کند.
* عدهاي از افراد کلاس و گاهي همه فراگيرندگان، نيازمند يک برنامه آموزشي اضافي هستند تا خود را به برنامه آموزشي از پيش طراحي شده برسانند.
* ايجاد انگيزه براي حضور و همراهي فراگيرندگان در اين برنامهها اهميت زيادي دارد؛ چرا که برنامه آموزش تقويتي، خارج از برنامه رسمي براي آنها درنظر گرفته ميشود.
معلم ميتواند با حضور و غياب دقيق يا مسائل تشويق کننده ديگر، فراگيران را به حضور دائمي و مؤثرتر در کلاس تقويتي تشويق کند؛ مثلا به فراگيرندگان بگويد «فقط کساني که در کلاس جبراني حاضر باشند، ميتوانند در جشن پايان اين دوره شرکت کنند»؛ يا اينکه بگويد «از بخشهايي که در کلاس تقويتي تدريس شده است، سؤال امتحاني مطرح خواهد شد.»
* اگر برنامه مدوني براي جلسه يا جلسات دوره تقويتي، طراحي شود و اين برنامه به اطلاع والدين فراگيرندگان نيز برسد، مناسبتر خواهد بود.
* وقتشناسي معلم نيز اهميت دارد. لازم است براي تشکيل کلاسهاي تقويتي، به موازات هماهنگي با مسئولان واحد آموزشي، تاحد ممکن شرايط فراگيرندگان براي تعيين زمان و مکان تشکيل دوره درنظر گرفته شود و پيشبينيهاي لازم در اين زمينه صورت گيرد.
* پس از تعيين و اعلام زمان و مکان جلسه، بهتر است برگزارکننده، کمي پيش از آغاز وقت جلسه، در مکان موردنظر حضور يابد و از مناسب بودن شرايط برگزاري کلاس مطمئن شود.
* اگر عده کمي در کلاس حضور يافتهاند و بقيه افراد بدون دليل موجه، سر کلاس حاضر نشده اند، کلاس نبايد تعطيل شود و حتي به مدت کم هم که شده، داير باشد. اگر يک نفر سر کلاس حاضر باشد، کلاس به احترام او بايد تشکيل شود.
نبايد با ذکر دلايلي مانند «به حد نصاب نرسيدن کلاس» يا «بيعلاقگي ديگر فراگيرندگان»، فوري کلاس تعطيل شود. گرچه در چنين شرايطي، غالباً آموزگار نميتواند موضوع اصلي درس را ادامه دهد، اما ضمن پرهيز از ابراز دلخوري، بايد احترام خاص خود را نسبت به افراد حاضر که براي کلاس ارزش قائل شده اند، اعلام کند و با ارائه نکات جالب اضافي درباره موضوع درس، حل مسأله يا ارائه مطالبي کليدي و آموزنده، صميميت جلسه را حفظ کند. در نهايت، پس از حضور و غياب و مسائلي از اين قبيل، کلاس به گرمي پايان مييابد.