حکایت هایی از مساجد نام آشنا

 

آن سنگ ها و خاک ها چگونه مقدس شدند؟

 

                                                                         آراسته گنجی پور

 

فلسفه شکل گیری برخی از مساجد معروف در ایران و جهان، از آن حکایت های شنیدنی است که امروزه فقط در میان اوراق تاریخی می توان آنها را یافت و با مطالعه آنها با گوشه هایی از تاریخچه این مکان های مقدس آشنا شد. البته اغلب نمازگراران در این مکان ها، اطلاعات شفاهی کم و بیش در این باره دارند، اما حکایت های مکتوب تاریخی لطف دیگری دارند. در گزارش زیر، با سه مسجد معروف(دو مورد در شهر قم و یکی در صحرای غدیر خم) آشنا می شویم.

 

****

 

مسجد اعظم قم

مسجد اعظم قم يكى از آثار بزرگ آيت الله العظمى آقاى بروجرودى است ، در روز يازدهم ذى القعده سال 1374 مطابق 21 تير ماه 1333شمسى، سالروز ولادت با سعادت حضرت امام رضا عليه السلام ، طى مراسم باشكوه و جنب و جوش مخصوصى اولين كلنگ بناى آن  به دست آيت الله برجرودى به زمين زده شد و بلافاصله شروع به كار ساختمان آن كردند.

قسمتى از محل ساختمان مسجد قبلا خانه هاى شخصى و مسافرخانه بود و از لحاظ اين كه متصل به حرم مطهر حضرت معصومه صلى الله عليه وآله بود، بسيار بد نما نشان می داد. به علاوه با اينكه شهر قم مساجد بزرگ و كوچك بسيارى دارد ، با این حال در اعتياد و سوگواري ها، زوار در حوالى حرم و صحن حضرت معصومه از لحاظ محل سرپوشيده براى انجام فرائض دينى و سنن مذهبى سخت در مضيقه بودند.

از اين گذشته سه طرف صحن حضرت معصومه به وسيله مدرسه فيضيه و ميدان آستانه و خيابان صحن موزه احاطه شده و فقط يك طرف آن بود كه با اتصال به مسافر خانه های تاريك و تودرتو و بدنما و خانه هاى شخصى افراد، باعث نگرانى و ناراحتى عمومى بود.

آيت الله بروجردى كه اين ضرورت را به خوبى احساس کرده بودند، تصميم گرفتند نخست مسافرخانه و خانه هاى افراد را خريدارى کنند ، سپس آنها را خراب كرده و به جاى آن يك مسجد بزرگ و آبرومندى كه از هر جهت مناسب با احتياجات مسلمين وزراء و مجاورين باشد، مجهز به تمام لوازم و وسائل شايسته بنا كنند. سرانجام اين تصميم عملى شد و شخصا با اراده اى آهنين و دلى سرشار از توكل به خداوند متعال اولين كلنگ آن را به زمين زدند.

اينك اين بناى با عظمت يكى از بزرگترين مساجد اسلامى و كم نظير، و به طور مسلم يكى از افتخارات كشور و ملت ايران در نزد دوست و دشمن است .

 

مسجد رضویه قم

آن هنگام كه با دعوت اجبارى مامون (پنجمين خليفه عباسى ) حضرت امام رضا عليه السلام در سال 200 هجرى از مدينه به سوى خراسان حركت كرد، مسير راه آن بزرگوار، از مدينه به عراق و از آنجا به بصره و سپس به بغداد و سپس به قم بود.

وقتى كه امام هشتم عليه السلام به قم آمد، مردم قم استقبال گرم و پرشورى از آن بزرگوار به عمل آورند (با توجه به اينكه هنوز حضرت معصومه عليها السلام به قم نيامده بود،چون حضرت معصومه عليه السلام در سال 201 به قم آمد.) هر گروه و جمعى ، آن حضرت را به خانه خود دعوت مى کرد و مايل بود كه اين افتخار نصيبش گردد، سرانجام حضرت رضا عليه السلام فرمود: ناقه (شتر) من خود مامور است ، هر كجا توقف كند، من همانجا پياده مى شوم !

ديدند شتر راه پيمود تا به در خانه رسيد و توقف کرد و آن حضرت مهمان آن خانه شد. پس از آنكه امام هشتم عليه السلام به خراسان رفت، مردم قم در همان مكان ، مسجد و مدرسه ساختند، و امروز اين مدرسه به نام مدرسه رضويه معروف است و در خيابان آذر قم قرار دارد.

 

 

مسجد غدیر خم

غدير خم نام منطقه اى در نزديكى جحفه حدود 156 كيلومترى شمال غربى مكه است كه شهرك رابغ در 26 كيلومترى آن قرار دارد .در صدر اسلام حجاج عراق ، شام ، يمن از اين نقطه براى بازگشت به كشورهاى خود از يكديگر جدا شده و هر يك مسير خاص خود را را پيش ‍ مى گرفتند.غدير خم كه مسجدى با همين نام هم در آن بنا شده ، شاهد يكى از وقايع بسيار مهم و تعيين كننده در تاريخ اسلام بوده است .
در سال دهم هجرى ، رسول خدا صلى الله عليه وآله هنگام باز گشت از آخرين حج خود (حجة الوداع ) در اين نقطه به فرمان خداوند تبارك و تعالى ، حضرت على عليه السلام را به عنوان وصى و جانشين خود به مسلمانان معرفى فرمودند.واقعه غدير خم و خطبه تاريخى و مهمى كه حضرت ، هنگام معرفى امير مؤمنان ايراد فرمودند در بسيارى از منابع شيعه و اهل سنت ثبت شده است .مرحوم علامه امينى قدس سره شريف در كتاب گرانقدر الغدير اين احاديث را با ذكر اسناد آن جمع آورى و ثبت نموده اند. در آن سال پيامبر صلى الله عليه وآله در ميان قريب به يكصد هزار نفر از زائران خانه خدا چند ساعتى در منطقه غدير خم توقف فرموده و به سايرين هم دستور توقف دادند.اصحاب براى ايشان از جاز شتران منبرى ساختند؛پس از آن كه خطبه اى بسيار مهم ايراد فرمودند، دست على عليه السلام را گرفته و تا شانه هاى خود بالا بردند و ايشان را با اين عبارات به عنوان وصى و جانشين خود معرفى كردند:
الست اولى بكم من الفسكم ؟
آيا من بر شما از خودتان بيشتر ولايت ندارم ؟
مردم گفتند: آرى سپس فرمودند:
من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من ولاه و عد من عاداه ...
هر كسى را كه من ولى و سرپرست او هستم على نيز سرپرست و ولى اوست ، خدايا هر كس كه على را دوست دارد، دوست بدار و آن كه او را دشمن بدار و كسى را كه يار اوست ، يار باش و كسى كه او را خوار كند، خوار كن.
يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ...
آنگاه پيامبر صلى الله عليه وآله دست على عليه السلام را گرفته و او را وصى خود قرار دادند.در اين هنگام مردم دسته دسته با على بيعت كرده و حتى زنان هم چنين كردند. بعضى از ساده انديشان از پيامبر صلى الله عليه وآله سؤال كردند آيا اين فرمان از جانب خداست يا رسول او؟(يعنى اين ابلاغ و حكم ارشادى است ) آن حضرت هم با تغير فرمودند: به اجازه خدا و رسول اوست .
بعدها در محل اين واقعه عظيم ، مسجدى ساخته شد كه به مسجد غدير خم معروف گرديد.سمت چپ اين مسجد به سمت قبله ، مكان ايستادن پيامبر صلى الله عليه وآله براى انتخاب على عليه السلام به جانشينى است كه از ساير نقاط مسجد براى نمازگذاران افضل است .نماز خواندن در این مسجد برای خیلی ها آرزوی بزرگی است، چرا که این نقطه مكانى است كه پيامبر صلى الله عليه وآله على عليه السلام را به خلافت برداشت و حق آشكار شد. اين مسجد در دوران عثمانى بر اثر سيل خراب شد؛ولى بخشى از آن همچنان برجا ماند .ساختمان آن را تعدادى از ملوك شيعى هند بازسازى كرده اند.