تازه‌ترين آمار در ايران نشان مي‌دهد كه هر 25 دقيقه يك نفر به دليل تصادف كشته مي‌شود. اين درحالي است كه سفر با خودرو در ايران هفت برابر كشورهاي پيشرفته است.

ظاهراً راننده، اصلي‌ترين و مهم‌ترين علت ايجاد حوادث و سوانح رانندگي به حساب مي‌آيد. بنابراين ضروري است براي كاهش نقش راننده در بروز تصادف‌ها، روش‌هاي رايج آموزش رانندگي مورد بررسي جدي و حتي تجديدنظر قرار گيرد؛ چرا كه بسياري از كارشناسان معتقدند با حدود 20 ساعت تمرين در طول 10 جلسه آموزش رانندگي، نمي‌توان از فردي كه گواهينامه گرفته است، انتظار رانندگي خوب و ايمن را داشت.

نكته جالب اينكه تعداد ساعت‌ها و جلسات آموزش رانندگي در كوچك‌ترين و كم‌جمعيت‌ترين كشورهاي اروپايي، دست‌كم سه برابر ايران است.

تصادف‌هاي رانندگي درحال حاضر، دومين عامل مرگ افراد بعد از ايست قلبي در جهان است؛ به طوري كه هر سال 28 تا 30 هزار نفر به دليل رفتار غلط در رانندگي كشته مي‌شوند. به بيان ديگر، هر 24 ساعت، 80 نفر به دليل سانحه رانندگي جان خود را از دست مي‌دهند.

متاسفانه پيش‌بيني شده است كه اين آمارها در آينده بيشتر هم شود؛ به طوري كه سازمان بهداشت جهاني اعلام كرده است تعداد كشته‌هاي ناشي از تصادف در ايران تا سال 2020 حداقل 80 درصد افزايش خواهد يافت.

به گفته سردار محمد رويانيان، رئيس پيشين راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي، تصادف‌ها روزانه 200 ميليارد ريال خسارت به كشور وارد مي‌كند.



تخلفات رايج

رانندگي كاري پيچيده است كه در آن بايد رابطه‌اي عميق ميان راننده، اتومبيل، جاده و محيط اطراف برقرار شود. يك راننده وظايف مهم و حساسي به عهده دارد. كارشناسان مي‌گويند: هر راننده 45 وظيفه اصلي و 1700 وظيفه فرعي حين رانندگي دارد كه تمامي آنها بسيار مهم هستند.


سازمان جهاني بهداشت سال 1980، در رابطه با خطاهايي كه در رانندگي سبب بروز تصادف مي‌شود، تحقيقي انجام داد. براساس اين تحقيق، هر راننده به طور متوسط در هر مايل (معادل 6/1 كيلومتر) 200 مرتبه به اطراف نگاه مي‌كند و 20 مرتبه تصميم مي‌گيرد. اين درحالي است كه از هر 40 تصميم راننده، دستكم يك مورد اشتباه است. به عبارتي، 5/2 درصد تصميم‌هاي يك راننده در هر سه كيلومتر اشتباه است. تعداد اين اشتباه ها به دليل خستگي، صحبت با سرنشينان، مصرف دارو و ساير عوامل، افزايش مي‌يابد. به عبارتي ديگر، مي‌توان اين‌گونه برداشت كرد كه هر راننده با 60 كيلومتر سرعت در ساعت، هر پنج يا شش دقيقه دچار يك اشتباه و با 80 كيلومتر در ساعت هر سه تا چهار دقيقه دچار يك اشتباه مي‌شود.

كارشناسان راهنمايي و رانندگي مي‌گويند نداشتن سرعت مطمئن، انحراف به چپ، رعايت نكردن حق تقدم و بي‌توجهي به جلو، از مهم‌ترين دلايل وقوع تصادف‌هاي رانندگي است. آمارهاي موجود نشان مي‌دهد در اين ميان، رعايت نكردن حق تقدم، باعث بيشترين ميزان سوانح رانندگي شده است. تجزيه و تحليل گزارش تصادف‌ها همچنين نشان داده است كه خطاي انساني (راننده‌ها و عابران پياده) بيشترين نقش را در بروز حوادث رانندگي دارد.



سن رانندگي

واقعيت اين است كه مهارت‌هاي رانندگي را هر فردي در هر سني شروع كند، بالاخره پس از مدتي ياد مي‌گيرد. يك نوجوان چهارده‌ساله هم مي‌تواند رانندگي را به خوبي يك بزرگسال ياد بگيرد اما واكنش‌هاي هيجاني اين سنين است كه خطرآفرين مي‌شود. اين موضوع در همه جاي دنيا صادق است. تازه‌ترين آمارها در آمريكا نشان مي دهد كه احتمال تصادف‌هاي رانندگي در سنين زير 18 سال، 20 برابر بيشتر از گروه‌هاي سني ديگر است. بيشترين آمار مرگ و مير در اثر حوادث رانندگي نيز در همين گروه اتفاق مي‌افتد. در واقع هرچه سن رانندگي پايين‌تر باشد، احتمال تصادف بيشتر است؛ زيرا كه در سن بلوغ نه تنها قانون‌پذيري بسيار كم است، بلكه نوعي عناد هم با قانون وجود دارد.

دكتر علي فرجام، روان‌شناس، با بيان اينكه نوجوانان به دليل بحران بلوغ، منفي‌باف مي شوند و ميل دارند از كسي اطاعت نكنند، ادامه مي‌دهد: «از هيجده سالگي به بعد بحران بلوغ برطرف و قانون‌پذيري بيشتر مي‌شود. البته در كشورهايي مانند كانادا و آمريكا وقتي به يك جوان هفده يا هيجده ساله گواهي‌نامه مي‌دهند، او تا يك سال اجازه ندارد تنها پشت فرمان بنشيند؛ بلكه يك بزرگتر بايد همراه او باشد و در ضمن، اجازه رانندگي در بزرگراه‌ها را هم ندارد. پس از يك سال دوباره از او امتحان مي‌گيرند، اگر قبول شد و در طول يك سال هم تخلفي نداشت، اجازه تنها رانندگي كردن را به او مي‌دهند.»

اين روانشناس اجتماعي ادامه مي‌دهد: «لايي كشيدن جوانان و سبقت با سرعت زياد براي نشان دادن مهارت در رانندگي، امروزه به مساله‌اي براي فخرفروشي تبديل شده است. متاسفانه حتي عده‌اي هم برسر اين موضوع و اينكه بالاخره چه كسي موفق مي‌شود ديگران را پشت‌سر بگذارد، شرط‌بندي مي‌كنند! چه بسا اين نوع رانندگي باعث واژگون شدن خودروي آنان و نيز برخورد با خودروهاي ديگر، آتش‌سوزي وسيع، تصادف منجر به مرگ و ايجاد ترس و وحشت در بقيه افراد، به‌خصوص خانم‌هاي باردار، كودكان و افراد سالمند شود.»

دكتر فرجام با بيان اين كه گاهي اوقات، رانندگان مسن‌تر هم به دليل رقابت يا به اصطلاح كم نياوردن، لايي مي كشند و با سرعت مي‌رانند، اضافه مي‌كند: «شايد يكي از علت‌هاي اين رفتارها اين است كه رانندگي، بهترين و در دسترس‌ترين ابزار براي بروز هيجان است. البته حتي در كشورهاي اروپايي و آسيايي هم كه انواع امكانات براي تخليه هيجان و انرژي وجود دارد، جوانان دست به چنين كارهايي حين رانندگي مي‌زنند.»



آموزشگاه‌هاي رانندگي

علي‌رضا قاسمي، مدير يكي از آموزشگاه‌هاي رانندگي مي‌گويد: «تعداد ساعت‌هاي آموزشي بايد براساس استعداد، سن و ديگر خصوصيات متقاضي دريافت گواهينامه تعيين شود. نمي‌توان براي يك خانم بيست ساله و يك خانم پنجاه ساله، تنها گذراندن 10 جلسه را ملاك داشتن مهارت رانندگي دانست.»

او مي‌افزايد: «فرد در اين 10 جلسه دو ساعته، فقط و فقط نكات اصلي و كلي را ياد مي‌گيرد. البته تجربه هم نشان داده است كه بيش از 50 درصد افرادي كه گواهينامه مي‌گيرند، نمي‌توانند به تنهايي در كلان‌شهر تهران، رانندگي كنند.»

او يادآوري مي‌كند: «گذراندن پنج جلسه آموزش نظري (آئين‌نامه و فني) و حداقل 10 جلسه آموزش عملي، 98 تا 102 هزار تومان هزينه دارد. به همين دليل كار آموزان از ما توقع دارند كه در هر شرايطي، پس از گذراندن كلاس‌ها، آنها را براي امتحان آماده كنيم تا پول كلاس‌هاي اضافي را پرداخت نكنند. اين در حالي است كه همين كارآموزان، وقتي امتحان عملي مي‌دهند، نه تنها قبول نمي‌شوند، بلكه بنا به نظر سرهنگ امتحان‌گيرنده، بايد سه تا چهار جلسه دوباره تعليم ببيند. به همين دليل هم بايد تعداد ساعت آموزش رانندگي افزايش پيدا كند.»

احمد ذوالعلي، مدير يك آموزشگاه رانندگي هم به گزارشگر اطلاعات مي‌گويد: «معمولاً فرا گرفتن فن رانندگي، بستگي به خود هنرجويان دارد. بعضي از آنها در 10 جلسه و بعضي ديگر در جلسات بيشتر، موفق به دريافت گواهينامه مي شوند. بطور كلي جوانان سريع‌تر ياد مي‌گيرند و اشخاصي كه سن آنها بالاتر است، نياز به تمرين بيشتري دارند.»

او مي‌افزايد: «آموزشي كه در آموزشگاه‌ها به هنرجويان داده مي‌شود، براي گرفتن گواهي‌نامه است و اين خود جوانان هستند كه بعدها در اثر تمرين، حرفه‌اي مي‌شوند و مي‌توانند در خيابان‌هاي شلوغ، رانندگي كنند.»

ذوالعلي در مورد كلاس‌هاي آموزشگاه يادآوري مي‌كند: «گرفتن گواهي‌نامه، مستلزم گذراندن پنج جلسه آموزش نظري، است كه شامل سه جلسه آيين‌نامه و دو جلسه آشنايي با خودرو است. امتحان نظري مقدماتي در آموزشگاه‌ها انجام مي‌گيرد. پس از قبولي، 10 جلسه كلاس رانندگي براي هنرجو برگزار مي‌شود كه تمامي اين مراحل اجباري است. آموزشگاه بعد از 10 جلسه، يك امتحاني مقدماتي از هنرجو به عمل مي‌آورد و در صورت آماده بودن، كارتكس و معاينه چشم انجام مي‌شود و در نهايت، امتحان آيين‌نامه و شهر انجام مي‌گيرد.»

او مي‌گويد: «هرچقدر ساعات تمرين رانندگي بيشتر باشد، هنرجو آمادگي بيشتري پيدا مي‌كند. بسياري از جواناني كه به آموزشگاه مي‌آيند، رانندگي را برپايه اصول و مقررات آن ياد نگرفته‌‌اند، از اين‌رو، مشكلات زيادي دارند. يادگيري در 10 جلسه كم است. به نظر من حداقل بايد اين تعليمات به 15 جلسه برسد.»

سرهنگ رسول حسيني كه مسئول امتحان عملي داوطلبان آموزشگاه رانندگي است، مي‌گويد: «عمده مشكل داوطلبان، ترس از رانندگي است. آنان با ديدن افسر، به قول معروف هول مي‌شوند. به ندرت اتفاق مي‌افتد فردي با گذراندن تنها 10 جلسه، در آزمون قبول شود و گواهي‌نامه بگيرد. توانايي و مهارت در رانندگي باتجربه به دست مي‌آيد اما نمي‌توان با چشم‌پوشي از خطاهاي بزرگ كارآموزان، به آنها كمك كنيم كه زودتر گواهي‌نامه بگيرند. گاهي كارآموزان مي‌گويند كه افسران سختگيرند و نمي‌خواهند ما گواهي‌نامه بگيريم! اما آنها بايد توجه كنند كه ما هم وظايفي داريم.»

سرهنگ حسيني مي‌افزايد: «گذراندن 10 جلسه و به عبارت ديگر 20 ساعت آموزش عملي براي گرفتن گواهي نامه و رانندگي كردن در شهرهاي شلوغ و پرترافيك و حتي بزرگراه‌ها و آزادراه‌ها، كافي نيست. ما حتي به افرادي كه در آزمون قبول مي‌شوند، مي‌گوييم كه حداقل تا شش ماه، تنها رانندگي نكنند، زيرا داشتن گواهي‌نامه، نشانه مهارت در رانندگي نيست. به همين دليل، اعتبار گواهي‌نامه‌ها 4+1 سال تعيين شده است؛ يعني اگر در سال اول كه فرد گواهي‌نامه گرفته است، مرتكب تخلفاتي شود، گواهي‌نامه او باطل مي‌شود و بايد دوباره امتحان بدهد. حتي ما كارآموزاني را در آموزشگاه‌ها داريم كه پس از گرفتن گواهي‌نامه هم در كلاس‌هاي عملي ثبت‌نام مي‌كنند تا توانايي و مهارت‌شان را در رانندگي افزاش دهند.»

حسن مرادي، مربي يكي ديگر از آموزشگاه‌هاي رانندگي نيز مي‌گويد: «جوانان راننده كه به تازگي گواهي‌نامه گرفته‌‌اند، توجه كمي به علائم رانندگي دارند و به همين دليل، مرتكب خطاهاي واضحي مي‌شوند. به عنوان مثال، بدون توجه به خط ممتد، اقدام به دور زدن مي‌كنند كه اين كار، سبب تصادف مي‌شود. يا وقتي در فرعي هستند، اهميتي به تابلو «ايست» نمي‌دهند. تعداد كمي از افراد به تابلوي «عبور ممنوع» يا «يك طرفه» توجه دارند. بيشتر رانندگان تازه‌كار، بدون توجه به آينه، اقدام به گردش به چپ يا انحراف ناگهاني مي‌كنند. از تمامي اين خطاها كه بگذريم، براساس يك تحقيق بين‌المللي، شايع‌ترين خطاي رانندگي در ايران و كشورهاي ديگر، رعايت نكردن فاصله ايمني است.»

او مي‌افزايد: «جوانان به دليل محدوديت در سه عملكرد درك، توجه و حافظه، گاهي رفتارهايي نشان مي‌دهند كه «خطاهاي انساني» گفته مي شود. بسياري از راننده‌ها كه تجربه زيادي در رانندگي ندارند، با حجم زيادي از اطلاعات بمباران مي شوند، مانند اطلاعات قابل ديدن، از جمله جاده، ساير خودروها، افراد پياده، علائم راهنمايي و رانندگي. راننده بايد به تمامي عوامل توجه كند. گاه علاوه بر اين همه، گوش كردن به راديو و موسيقي در داخل خودرو، صحبت با تلفن همراه صحبت و يا حتي بحث و جدل با ساير مسافران نيز روي سرعت تصميم‌گيري و عكس‌العمل راننده حين رانندگي اثر مي‌گذارد.»

علاوه‌بر اينها، سرعت زياد، رعايت نكردن فاصله با خودروي مقابل، ديد ضعيف راننده در مه و هواي ابري و باراني، مصرف دارو، خستگي، نوع خودرو و وسايل و امكانات آن، از ديگر دلايل حوادث رانندگي است.

مردم چه مي‌گويند؟

پريسا، از كارآموزاني است كه با پشت‌سر گذاشتن هشت جلسه كلاس آموزش عملي رانندگي، هنوز آماده امتحان نيست. او مي‌گويد: «فكر مي‌كنم تا 10 جلسه ديگر هم نمي‌توانم امتحان بدهم، زيرا هنوز قادر به كنترل ماشين نيستم و به تنهايي و بدون كمك مربي نمي‌توانم رانندگي كنم.»

رضايي نيز كه دوبار در امتحان رانندگي مردود شده و براي سومين‌بار است كه قصد امتحان دادن دارد، مي‌گويد: «تا الان 14 جلسه كلاس تمرين رانندگي رفته‌ام اما احساس مي‌كنم هنوز نمي‌توانم خوب رانندگي كنم. هنوز نمي‌توانم داخل كوچه بپيچم و در ترافيك هول مي‌شوم. متاسفانه مربيان، فقط پارك كردن دوبل و دور يك فرمان و دو فرمان را با ما تمرين مي‌كنند. ما پس از گذراندن كلاس‌هاي عملي، هنوز فاصله‌ها را تشخيص نمي‌دهيم و با موانع برخورد مي‌كنيم.»

خانم 50 ساله‌اي كه در آزمون عملي قبول شده است، مي‌گويد: «28 جلسه كلاس عملي گذراندم و هر شب حدود دو ساعت با همسرم تمرين رانندگي كردم. پس از پنج مرتبه مردود شدن در امتحان رانندگي، بالاخره قبول شدم. البته در اين مدت، چهار مربي عوض كردم. خيلي از مربيان با بداخلاقي، اعتماد به نفس را از افراد مي‌گيرند. البته حالا هم كه در آزمون قبول شده‌ام، مي‌ترسم تنها رانندگي كنم.»

***

نمي‌توان از سوانح رانندگي به سادگي گذشت؛ زيرا كه با جان و سلامتي افراد ارتباط مستقيم دارد. درحالي كه هر سال، آمار تصادف‌هاي رانندگي بيشتر مي‌شود، لازم است مسئولان، تامل بيشتري روي دلايل سوانح داشته باشند و عللي مثل نحوه تعليم رانندگي، تعداد ساعت لازم براي شركت در امتحان رانندگي، شرايط راننده و خودرو را كه نقش مستقيمي در شكل‌گيري حادثه‌ها دارند، تا رسيدن به راهكار‌هاي عملي، مورد بازنگري قرار دهند.از سوي ديگر، فردگرايي و بي‌توجهي به منافع جامعه در تمامي زمينه‌ها، نتايج منفي ونامطلوبي به بار مي‌آورد؛ به‌خصوص اگر هر راننده‌اي تنها به خود و اينكه زودتر از ديگران به مقصد برسد، فكر كند و يا هر طور كه بخواهد، رانندگي كند. بدون شك در هر جامعه‌اي انجام كارهاي فرهنگي و تشويق رانندگان و عابران پياده به رعايت حقوق يكديگر و ارزش دادن به اين اصول، دركنار وجود اهرم‌هاي قوي اجراي قوانين راهنمايي و رانندگي و برخورد قاطع با متخلفان، مي‌تواند نتايج مطلوبي به همراه داشته باشد.