مهريه؛ نشانه صداقت يا ملاك ارزشيابي؟
حکايت تلخ مهريههاي امروزي، حکايت راهروهاي سرد دادگاه خانواده است و پروندههاي قطوري که صيغه طلاق شان پشت خروارها خاک، جا مانده است. حکايت پروندههاي پر ماجرايي که اگر داستانشان با مهر طلاق توافقي به پايان نرسد، روزها، ماهها و شايد سالها در بند يک توافق سنگين بمانند؛ توافقي به نام مهريه...
مهريه، درست از زماني موضوع داغ دادگاههاي خانواده شد که چارچوبهاي شرعي را زير پا گذاشت و از مهر و صداق و محبت به معاملهاي سنگين تبديل شد. معاملهاي که اگر با باخت دو طرف تمام نشود، باخت يک طرف آن، حتمي است.
مهريه تصاعدي
معاون پژوهشي مركز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه وزارت كشور، چندي پيش نرخهاي جديد مهريه زنان ايراني را اعلام كرد و گفت: «ميانگين مهريه زنان ايراني در پنج سال اخير 3 برابر شده است.»
دكتر شهلا كاظميپور، درباره يافتههاي آخرين پژوهشهاي انجام شده در مركز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، گفت: «بررسيها نشان ميدهد که ميانگين مهريه زنان ايراني بين 260 تا 350 سكه طلا است. البته روند تورمي مهريه در چند سال اخير، چند برابر گذشته شده است و ميانگين مهريه که در 20 سال قبل 150 سكه طلا بود، در سالهاي گذشته به 300 سکه رسيد. اين روند به حدي سرعت گرفت که ميانگين نرخ مهريه در پنج سال اخير به 450 سكه طلا افزايش يافته است.»
اين تحقيق كه از 1200 زن و مرد متاهل بين 18 تا 40 سال 12 استان كشور انجام شده بود، ميانگين مهريه اعلام شده از سوي زنان 350 سكه و از سوي مردان 260 سكه بود. علاوه بر اين، نتايج پژوهش انجام شده نشان ميداد که ميزان مهريه با ميزان تحصيلات رابطه مستقيم دارد. در حقيقت هر قدر تحصيلات زنان بيشتر باشد، ميزان مهريه آنان بيشتر است و بر عکس.
بر اين اساس، ميانگين ميزان مهريه زنان با تحصيلات ابتدايي 52 سكه طلا، راهنمايي 208 سكه طلا و زنان داراي مدرك ليسانس و بالاتر 400 تا 500 سكه طلاست.
بهروز معبوديان، روانشناس باليني، رواج فرهنگ چشم و هم چشمي را يکي از مهمترين دلايل افزايش مهريههاي نجومي و غير معقول ميداند. او در گفتوگو با گزارشگر ما، ميگويد: «بخشي از دلايل افزايش مهريه به فرهنگ مقايسه يا همان چشم و هم چشمي بر ميگردد. بر اساس اين فرهنگ که متاسفانه روز به روز در جامعه ما بيشتر ميشود، معيار پذيرش افراد، برتري نسبت به ديگران است. به طوري که افراد تمايل دارند مورد توجه و احترام باشند و اين توجه و احترام را با برتري جستن از ديگران به دست ميآورند ولو با معيارهاي عقبافتاده و غير منطقي.»
دکتر معبوديان با اشاره به اين كه طرح ارزشهاي شخصيتي، انگيزه ديگري براي تعيين مهريههاي بالا است، ميگويد: «نياز افراد در زندگي متفاوت است و اين نيازها گاهي مبناي ارزشگذاري فردي ميشوند. يعني فردي که نياز به قدرت مالي دارد، ممکن است فکر کند، ارزش و اهميت شخصي که مهريه پاييني دارد، کم است و يا برعکس. به اين ترتيب، مبلغ مهريه با ارزش گذاريهاي شخصيتي معادل ميشود و هر قدر مهريه بالاتر باشد، عروس و داماد، شخصيت بالاتري دارند!»
او مي افزايد: «علاوه بر اين، در خيلي از موارد ميبينيم که انديشههاي تحريف شده، پشت مهريههاي بالا وجود دارد. مثلاً بعضي افراد مهريه بالا را دليلي بر علاقهمندي داماد به عروس و بهاي به دست آوردن يک زن ميدانند. اين در حالي است که فرد و حتي خانواده او ميدانند که پرداخت اين ميزان مهريه در توان داماد نيست، اما باز بر مهريه بالا تاکيد ميکنند.» به گفته معبوديان، اين رفتار نشان دهنده رواج فرهنگ ناديده انگاري است. او ميگويد: «متاسفانه الگوي تحريف واقعيت، بين خانوادههاي ما، رواج يافته است. وقتي خانواده عروس و داماد، ميدانند که پرداخت مهريه بالا در توان مرد نيست، تاکيد دوباره بر اين مبلغ، چيزي جز تحريف واقعيت و تمايل براي ناديده گرفتن حقايق نيست. همانطور که از قديم درباره مهريه ميگفتند «کي داده و کي گرفته». اين عبارت، مصداق دقيق انکار واقعيت است.»
او در باره علل بالاتر بودن مبلغ مهريه زنان تحصيلکرده در مقايسه با زناني که تحصيلات پايينتري دارند، ميگويد: «بر اساس ملاك ضد ارزشي، سنجش افراد با تعيين مهريه بيشتر، افرادي با سطح تحصيلات، شغل و موقعيت اجتماعي بهتر، مبلغ مهريه بالاتري را مطالبه ميکنند. زنان با تحصيلات عالي، براي آنکه تفاوت سطح اجتماعي خود را با زناني که تحصيلات و موقعيت اجتماعي پايينتري دارند، مشخص كنند، مهريه بالاتري را درنظر ميگيرند که به نوعي بهاي مدت زماني است که صرف رشد و پيشرفت اجتماعي خود كردهاند.»
معبوديان، احساس ناامني در زندگي مشترک را يکي از مهمترين انگيزههاي رواني- اجتماعي افزايش مهريه ميداند و ميگويد: «سست شدن بنيان خانوادهها باعث شده است که زنان نتوانند در آغاز زندگي مشترک، آينده روشني را براي خود متصور باشند. به همين دليل، سعي ميکنند با در نظر گرفتن مهريههاي بالا، بخشي از اين احساس نا امني را کم کنند تا اگر زندگي مشترکشان به سرانجام نرسيد، استقلال مالي داشته باشند و روي پاي خود بايستند؛ به عبارت ديگر، اگر پشتوانه عاطفي را از دست ميدهند، لااقل پشتوانه مالي داشته باشند.»
او ميافزايد: «با وجودي که مهريه ضامن دوام و بقاي پيوند زناشويي نيست، اما عدهاي تصور ميکنند كه تعيين مهريههاي سنگين، باعث انصراف مرد از طلاق همسر ميشود و زندگي را در هنگامه بحرانهاي زناشويي حفظ ميکند.
در حالي که پس از بروز اختلافهاي حاد در زندگي مشترك، حتي مهريه بالا هم نميتواند به حفظ زندگي مشترک، كمك كند و سرانجام چنين بحرانهايي، جدايي زوجين است.
ممکن است، زن مهريه خود را ببخشد يا تمام و كمال مطالبه كند، يا حتي طرفين مجبور شوند به شكل توافقي از هم طلاق بگيرند يا مدتها دور از هم زندگي کنند.»
مهريههاي عجيب
بياعتمادي زنان به آينده زندگي مشترک با همسرانشان، گاهي به جايي ميرسد که مهريههاي عجيب و غريب نجومي، حکم ضمانت ادامه زندگي را پيدا ميکنند. ضمانتهاي کوچکي که اغلب جوابگوي پايداري خانوادهها نيست. شاهد اين مدعا، يکي از عجيبترين مهريههاي تاريخ ايران است که سه سال قبل در شعبه 264 دادگاه خانواده براي اجرا، ثبت شد: «يک کيلو بال مگس!»
سال 86 بود که زني با مراجعه به دادگاه خانواده به قاضي دادگاه گفت، فقط در صورتي حاضر به طلاق ميشود که همسرش پرداخت مهريه او را كه شامل يک کيلو بال مگس ميشود را تقبل كند! او که سومين ازدواج خود را شکست خورده ميديد، دليل جدايي از همسرش را فريبکاري او عنوان کرد و گفت: «همسرم با وجودي كه متاهل بود، با من ازدواج کرد و حالا قصد دارد، مرا از زندگي خود بيرون کند.»
اما عجيبتر از مهريهاي معادل يك كيلو بال مگس، مهريه زن جوان ديگري بود که شش سال پيش در شعبه 263دادگاه خانواده تهران به اجرا گذاشته شد.
اين زن که دست چپ هـمسـرش را به عنوان مهريه خود انتخـاب كـرده بـود، بـا مـراجعـه بـه دادگـاه خانواده، گفت: «از بچگي با دختران فاميل در رقابت بودم و ميخواستم مهريهاي متفاوت داشته باشم. از طرفي خانواده همسرم بسيار ثروتمند هستند و توان پرداخت مهريهاي با هر تعداد سكه را دارند. بنابراين تصميم گرفتم، براي محكم كاري(!) دست شوهرم را به همراه 700 سكه طلا به عنوان مهريه تعيين كنم و آنان نيز پذيرفتند.»
اما سه سال بعد که زن جوان متوجه شد، همسرش پايبند اخلاقيات نيست، به دادگاه خانواده مراجعه كرد تا با اجراي مهريه خود، همسرش را ادب کند! بعد از ثبت اين شكايت، مرد جوان که قـادر بـه پـرداخـت مهريه همسرش نبود، بازداشت و روانه زندان شد!
قاضي خدايي، رئيس شعبه 264 دادگاه خانواده در اين باره به گزارشگر ما، ميگويد: «تعيين مهريههاي بالا، عامل دوام و بقاء خانواده نيست. در دادگاه خانواده، مواردي داشتهايم که حتي مهريههاي نجومي هم مانع از صدور حکم طلاق نشده است. ضمن آنکه بالا بودن مهريه، به خودي خود، عامل محرک و تسريع کننده صيغه طلاق به حساب خواهد آمد.
چون مهريه، مهمترين ابزار فشار زنان بر مردان است، به محض بروز اختلاف بين زوجين، زن به دادگاه مراجعه کرده و مهريه خود را به اجرا ميگذارد و با اين کار، مرد را مجبور به پذيرش خواسته خود، مبني بر طلاق توافقي ميکند.»
او ميافزايد: «تعيين مهريههاي سنگين،گاهي زمينهساز طلاق ميشوند.
اگر زني مهريه خود را که عندالمطالبه است به اجرا بگذارد و همسرش توان پرداخت يا تقسيط آن را نداشته باشد، احتمالاً مرد بازداشت ميشود و پس از آزادي مرد از زندان احتمال ضعيفي وجود دارد که دوباره حاضر به ادامه زندگي مشترک با همسرش باشد. بنابراين، در چنين مواردي، مطالبه مهريه زمينهساز بروز طلاق ميشود.»
قاضي خدايي ميگويد: «شرط اصلي در تعيين مهريه، عندالمطالبه بودن آن است و اينكه زن هر گاه مهرش را درخواست کرد، آن را بگيرد. اما چون زنان امروزي مهريههاي بالايي دارند، در برخي عقدنامهها، ذکر عندالاستطاعه را به عندالمطالبه اضافه کردهاند تا اين مساله به خانوادهها گوشزد شود که پرداخت مهريه بايد در توان مرد باشد. اما از آنجايي که بر اساس ماده 10قانون مدني، قراردادهاي خصوصي افراد، مادامي که منافاتي با قانون نداشته باشد، نافذ است، نميتوان منع قانوني براي دريافت عندالمطالبه مهريه در نظر گرفت.»
مهريه و قانون
آمارها را که بررسي كنيد، به رقم 2 هزار و 500 نفري زندانيان مهريه ميرسيد. مرداني که هيچگاه تصور نميکردند، حال و هواي دلدادگي به سکوت و بطالت زندان، ختم شود.
در آخرين روزهاي سال گذشته، معاون ستاد ديه کشور با اعلام اينکه امسال با افزايش تعداد زندانيان مهريه مواجه بودهايم، گفت: «اكنون 2 هزار و 500 زنداني مهريه در زندانهاي کشور به سر ميبرند که تعداد آنان در سال گذشته، کمتر از 2 هزار نفر بود و اين نشان دهنده، رشد 25درصدي تعداد زندانيان مهريه است.» دولت با تنظيم ماده 25 لايحه حمايت از خانواده، سعي در کنترل آن داشت، اما با اعلام مخالفتها، اجراي آن تاکنون به تعويق افتاده است.
سه سال قبل، وقتي لايحه حمايت از خانواده تقديم مجلس شوراي اسلامي شد، کمتر کسي فکر ميکرد كه اين لايحه تبديل به طولانيترين لايحهاي شود که تصويب آن در مجلس بعد از سه سال کش و قوس، باز هم درهاله ابهام باقي بماند. لايحهاي که اگرچه با هدف حمايت از حقوق خانواده تنظيم شده بود، اما مخالفتهاي زيادي را در بين مسئولان و نمايندگان مجلس در پي داشت و مانع از جذب بيشترين آراي موافق ميشد. اين لايحه، يك سال بعد براي بررسيهاي بيشتر به کميسيون قضايي مجلس شوراي اسلامي برگشت. لايحه حمايت از حقوق خانواده، بعد از برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري دوباره در مجلس مطرح شد و اينبار هم موج جديدي از اعتراضها را در پي داشت. بحث مهريه، موضوع يکي از مواد اين لايحه بود که در ماههاي گذشته، موجهاي خبري زيادي را در کشور به راه انداخت.
بنابر ماده 25 لايحه حمايت از حقوق خانواده، وزارت امور اقتصاد و دارايي موظف است از زوجهايي که با مهريهاي بالاتر از حد متعارف و غير منطقي ازدواج ميکنند، ماليات دريافت کند که اين حد متعارف، با توجه به وضع زوجين و مسايل اقتصادي کشور و البته با در نظر گرفتن افزايش ميزان مهريه به صورت تصاعدي محاسبه ميشد. اما چندي بعد، زمزمههاي جديدي به گوش رسيد که از نپرداختن مبلغ مازاد بر حد متعارف مهريه خبر ميداد. بر اين اساس، اگر مهريه مطالبه شده، بيشتر از حد متعارف مهريه در سال ازدواج باشد، دادگاه زوج را از پرداخت مازاد اين مبلغ معاف ميکند.
نيره اخوان بيطرف، عضو فراكسيون زنان مجلس شوراي اسلامي، چندي پيش در گفتوگو با ايلنا در اين باره گفته بود: «تقسيم مهريه به دو بخش متعارف و نامتعارف به معناي آن نيست كه دختر و پسري كه قصد ازدواج دارند، بايد حتما مهريهاي به اندازه متعارف تعيين كنند. بلكه طرفين ازدواج، اين آزادي را دارند كه به هر ميزاني كه تمايل دارند، مهريه تعيين كنند؛ اما در صورتي كه قرار باشد، زن مهريه خود را از مرد طلب كند و در صورتي كه به دادگاه ثابت شود كه مرد توانايي پرداخت مهريه را ندارد، فقط بايد به ميزان مهريه متعارف به همسر خود پرداخت كند و به خاطر پرداخت نكردن بقيه مهريه، مرد به زندان نميرود.»
اين نماينده مجلس شوراي اسلامي معتقد است: «وقتي مهريه اين همه مشكل جدي در جامعه ايجاد ميكند، دولت وظيفه دارد كه وارد عمل شود. زن نبايد گمان كند كه مهريه يك تضمين براي زندگي زناشويي است. او بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه مهريه «صداق» است، يعني نشانه صداقت مرد به اوست و اگر مهريه از جايگاه اصلي خود خارج شود، ديگر مبنايي براي صداقت و دوست داشتن نيست و نوعي كلاه گذاشتن سر طرف مقابل است. وقتي مهريه تبديل به مستمسكي براي به زندان افتادن جوانان ميشود، وقتي مهريههاي بالا بسياري از جوانان را از كار بيكار كرده و آبرو و حيثيت آنان را از بين ميبرد و مبنايي براي استحكام زندگي نيست، حاكميت اجازه دارد كه براي حل مشكل، ورود كند و اين معضل اجتماعي را رفع كند.»
آرزو رستمزاد
codex24x
مهريه، درست از زماني موضوع داغ دادگاههاي خانواده شد که چارچوبهاي شرعي را زير پا گذاشت و از مهر و صداق و محبت به معاملهاي سنگين تبديل شد. معاملهاي که اگر با باخت دو طرف تمام نشود، باخت يک طرف آن، حتمي است.
مهريه تصاعدي
معاون پژوهشي مركز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه وزارت كشور، چندي پيش نرخهاي جديد مهريه زنان ايراني را اعلام كرد و گفت: «ميانگين مهريه زنان ايراني در پنج سال اخير 3 برابر شده است.»
دكتر شهلا كاظميپور، درباره يافتههاي آخرين پژوهشهاي انجام شده در مركز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، گفت: «بررسيها نشان ميدهد که ميانگين مهريه زنان ايراني بين 260 تا 350 سكه طلا است. البته روند تورمي مهريه در چند سال اخير، چند برابر گذشته شده است و ميانگين مهريه که در 20 سال قبل 150 سكه طلا بود، در سالهاي گذشته به 300 سکه رسيد. اين روند به حدي سرعت گرفت که ميانگين نرخ مهريه در پنج سال اخير به 450 سكه طلا افزايش يافته است.»
اين تحقيق كه از 1200 زن و مرد متاهل بين 18 تا 40 سال 12 استان كشور انجام شده بود، ميانگين مهريه اعلام شده از سوي زنان 350 سكه و از سوي مردان 260 سكه بود. علاوه بر اين، نتايج پژوهش انجام شده نشان ميداد که ميزان مهريه با ميزان تحصيلات رابطه مستقيم دارد. در حقيقت هر قدر تحصيلات زنان بيشتر باشد، ميزان مهريه آنان بيشتر است و بر عکس.
بر اين اساس، ميانگين ميزان مهريه زنان با تحصيلات ابتدايي 52 سكه طلا، راهنمايي 208 سكه طلا و زنان داراي مدرك ليسانس و بالاتر 400 تا 500 سكه طلاست.
بهروز معبوديان، روانشناس باليني، رواج فرهنگ چشم و هم چشمي را يکي از مهمترين دلايل افزايش مهريههاي نجومي و غير معقول ميداند. او در گفتوگو با گزارشگر ما، ميگويد: «بخشي از دلايل افزايش مهريه به فرهنگ مقايسه يا همان چشم و هم چشمي بر ميگردد. بر اساس اين فرهنگ که متاسفانه روز به روز در جامعه ما بيشتر ميشود، معيار پذيرش افراد، برتري نسبت به ديگران است. به طوري که افراد تمايل دارند مورد توجه و احترام باشند و اين توجه و احترام را با برتري جستن از ديگران به دست ميآورند ولو با معيارهاي عقبافتاده و غير منطقي.»
دکتر معبوديان با اشاره به اين كه طرح ارزشهاي شخصيتي، انگيزه ديگري براي تعيين مهريههاي بالا است، ميگويد: «نياز افراد در زندگي متفاوت است و اين نيازها گاهي مبناي ارزشگذاري فردي ميشوند. يعني فردي که نياز به قدرت مالي دارد، ممکن است فکر کند، ارزش و اهميت شخصي که مهريه پاييني دارد، کم است و يا برعکس. به اين ترتيب، مبلغ مهريه با ارزش گذاريهاي شخصيتي معادل ميشود و هر قدر مهريه بالاتر باشد، عروس و داماد، شخصيت بالاتري دارند!»
او مي افزايد: «علاوه بر اين، در خيلي از موارد ميبينيم که انديشههاي تحريف شده، پشت مهريههاي بالا وجود دارد. مثلاً بعضي افراد مهريه بالا را دليلي بر علاقهمندي داماد به عروس و بهاي به دست آوردن يک زن ميدانند. اين در حالي است که فرد و حتي خانواده او ميدانند که پرداخت اين ميزان مهريه در توان داماد نيست، اما باز بر مهريه بالا تاکيد ميکنند.» به گفته معبوديان، اين رفتار نشان دهنده رواج فرهنگ ناديده انگاري است. او ميگويد: «متاسفانه الگوي تحريف واقعيت، بين خانوادههاي ما، رواج يافته است. وقتي خانواده عروس و داماد، ميدانند که پرداخت مهريه بالا در توان مرد نيست، تاکيد دوباره بر اين مبلغ، چيزي جز تحريف واقعيت و تمايل براي ناديده گرفتن حقايق نيست. همانطور که از قديم درباره مهريه ميگفتند «کي داده و کي گرفته». اين عبارت، مصداق دقيق انکار واقعيت است.»
او در باره علل بالاتر بودن مبلغ مهريه زنان تحصيلکرده در مقايسه با زناني که تحصيلات پايينتري دارند، ميگويد: «بر اساس ملاك ضد ارزشي، سنجش افراد با تعيين مهريه بيشتر، افرادي با سطح تحصيلات، شغل و موقعيت اجتماعي بهتر، مبلغ مهريه بالاتري را مطالبه ميکنند. زنان با تحصيلات عالي، براي آنکه تفاوت سطح اجتماعي خود را با زناني که تحصيلات و موقعيت اجتماعي پايينتري دارند، مشخص كنند، مهريه بالاتري را درنظر ميگيرند که به نوعي بهاي مدت زماني است که صرف رشد و پيشرفت اجتماعي خود كردهاند.»
معبوديان، احساس ناامني در زندگي مشترک را يکي از مهمترين انگيزههاي رواني- اجتماعي افزايش مهريه ميداند و ميگويد: «سست شدن بنيان خانوادهها باعث شده است که زنان نتوانند در آغاز زندگي مشترک، آينده روشني را براي خود متصور باشند. به همين دليل، سعي ميکنند با در نظر گرفتن مهريههاي بالا، بخشي از اين احساس نا امني را کم کنند تا اگر زندگي مشترکشان به سرانجام نرسيد، استقلال مالي داشته باشند و روي پاي خود بايستند؛ به عبارت ديگر، اگر پشتوانه عاطفي را از دست ميدهند، لااقل پشتوانه مالي داشته باشند.»
او ميافزايد: «با وجودي که مهريه ضامن دوام و بقاي پيوند زناشويي نيست، اما عدهاي تصور ميکنند كه تعيين مهريههاي سنگين، باعث انصراف مرد از طلاق همسر ميشود و زندگي را در هنگامه بحرانهاي زناشويي حفظ ميکند.
در حالي که پس از بروز اختلافهاي حاد در زندگي مشترك، حتي مهريه بالا هم نميتواند به حفظ زندگي مشترک، كمك كند و سرانجام چنين بحرانهايي، جدايي زوجين است.
ممکن است، زن مهريه خود را ببخشد يا تمام و كمال مطالبه كند، يا حتي طرفين مجبور شوند به شكل توافقي از هم طلاق بگيرند يا مدتها دور از هم زندگي کنند.»
مهريههاي عجيب
بياعتمادي زنان به آينده زندگي مشترک با همسرانشان، گاهي به جايي ميرسد که مهريههاي عجيب و غريب نجومي، حکم ضمانت ادامه زندگي را پيدا ميکنند. ضمانتهاي کوچکي که اغلب جوابگوي پايداري خانوادهها نيست. شاهد اين مدعا، يکي از عجيبترين مهريههاي تاريخ ايران است که سه سال قبل در شعبه 264 دادگاه خانواده براي اجرا، ثبت شد: «يک کيلو بال مگس!»
سال 86 بود که زني با مراجعه به دادگاه خانواده به قاضي دادگاه گفت، فقط در صورتي حاضر به طلاق ميشود که همسرش پرداخت مهريه او را كه شامل يک کيلو بال مگس ميشود را تقبل كند! او که سومين ازدواج خود را شکست خورده ميديد، دليل جدايي از همسرش را فريبکاري او عنوان کرد و گفت: «همسرم با وجودي كه متاهل بود، با من ازدواج کرد و حالا قصد دارد، مرا از زندگي خود بيرون کند.»
اما عجيبتر از مهريهاي معادل يك كيلو بال مگس، مهريه زن جوان ديگري بود که شش سال پيش در شعبه 263دادگاه خانواده تهران به اجرا گذاشته شد.
اين زن که دست چپ هـمسـرش را به عنوان مهريه خود انتخـاب كـرده بـود، بـا مـراجعـه بـه دادگـاه خانواده، گفت: «از بچگي با دختران فاميل در رقابت بودم و ميخواستم مهريهاي متفاوت داشته باشم. از طرفي خانواده همسرم بسيار ثروتمند هستند و توان پرداخت مهريهاي با هر تعداد سكه را دارند. بنابراين تصميم گرفتم، براي محكم كاري(!) دست شوهرم را به همراه 700 سكه طلا به عنوان مهريه تعيين كنم و آنان نيز پذيرفتند.»
اما سه سال بعد که زن جوان متوجه شد، همسرش پايبند اخلاقيات نيست، به دادگاه خانواده مراجعه كرد تا با اجراي مهريه خود، همسرش را ادب کند! بعد از ثبت اين شكايت، مرد جوان که قـادر بـه پـرداخـت مهريه همسرش نبود، بازداشت و روانه زندان شد!
قاضي خدايي، رئيس شعبه 264 دادگاه خانواده در اين باره به گزارشگر ما، ميگويد: «تعيين مهريههاي بالا، عامل دوام و بقاء خانواده نيست. در دادگاه خانواده، مواردي داشتهايم که حتي مهريههاي نجومي هم مانع از صدور حکم طلاق نشده است. ضمن آنکه بالا بودن مهريه، به خودي خود، عامل محرک و تسريع کننده صيغه طلاق به حساب خواهد آمد.
چون مهريه، مهمترين ابزار فشار زنان بر مردان است، به محض بروز اختلاف بين زوجين، زن به دادگاه مراجعه کرده و مهريه خود را به اجرا ميگذارد و با اين کار، مرد را مجبور به پذيرش خواسته خود، مبني بر طلاق توافقي ميکند.»
او ميافزايد: «تعيين مهريههاي سنگين،گاهي زمينهساز طلاق ميشوند.
اگر زني مهريه خود را که عندالمطالبه است به اجرا بگذارد و همسرش توان پرداخت يا تقسيط آن را نداشته باشد، احتمالاً مرد بازداشت ميشود و پس از آزادي مرد از زندان احتمال ضعيفي وجود دارد که دوباره حاضر به ادامه زندگي مشترک با همسرش باشد. بنابراين، در چنين مواردي، مطالبه مهريه زمينهساز بروز طلاق ميشود.»
قاضي خدايي ميگويد: «شرط اصلي در تعيين مهريه، عندالمطالبه بودن آن است و اينكه زن هر گاه مهرش را درخواست کرد، آن را بگيرد. اما چون زنان امروزي مهريههاي بالايي دارند، در برخي عقدنامهها، ذکر عندالاستطاعه را به عندالمطالبه اضافه کردهاند تا اين مساله به خانوادهها گوشزد شود که پرداخت مهريه بايد در توان مرد باشد. اما از آنجايي که بر اساس ماده 10قانون مدني، قراردادهاي خصوصي افراد، مادامي که منافاتي با قانون نداشته باشد، نافذ است، نميتوان منع قانوني براي دريافت عندالمطالبه مهريه در نظر گرفت.»
مهريه و قانون
آمارها را که بررسي كنيد، به رقم 2 هزار و 500 نفري زندانيان مهريه ميرسيد. مرداني که هيچگاه تصور نميکردند، حال و هواي دلدادگي به سکوت و بطالت زندان، ختم شود.
در آخرين روزهاي سال گذشته، معاون ستاد ديه کشور با اعلام اينکه امسال با افزايش تعداد زندانيان مهريه مواجه بودهايم، گفت: «اكنون 2 هزار و 500 زنداني مهريه در زندانهاي کشور به سر ميبرند که تعداد آنان در سال گذشته، کمتر از 2 هزار نفر بود و اين نشان دهنده، رشد 25درصدي تعداد زندانيان مهريه است.» دولت با تنظيم ماده 25 لايحه حمايت از خانواده، سعي در کنترل آن داشت، اما با اعلام مخالفتها، اجراي آن تاکنون به تعويق افتاده است.
سه سال قبل، وقتي لايحه حمايت از خانواده تقديم مجلس شوراي اسلامي شد، کمتر کسي فکر ميکرد كه اين لايحه تبديل به طولانيترين لايحهاي شود که تصويب آن در مجلس بعد از سه سال کش و قوس، باز هم درهاله ابهام باقي بماند. لايحهاي که اگرچه با هدف حمايت از حقوق خانواده تنظيم شده بود، اما مخالفتهاي زيادي را در بين مسئولان و نمايندگان مجلس در پي داشت و مانع از جذب بيشترين آراي موافق ميشد. اين لايحه، يك سال بعد براي بررسيهاي بيشتر به کميسيون قضايي مجلس شوراي اسلامي برگشت. لايحه حمايت از حقوق خانواده، بعد از برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري دوباره در مجلس مطرح شد و اينبار هم موج جديدي از اعتراضها را در پي داشت. بحث مهريه، موضوع يکي از مواد اين لايحه بود که در ماههاي گذشته، موجهاي خبري زيادي را در کشور به راه انداخت.
بنابر ماده 25 لايحه حمايت از حقوق خانواده، وزارت امور اقتصاد و دارايي موظف است از زوجهايي که با مهريهاي بالاتر از حد متعارف و غير منطقي ازدواج ميکنند، ماليات دريافت کند که اين حد متعارف، با توجه به وضع زوجين و مسايل اقتصادي کشور و البته با در نظر گرفتن افزايش ميزان مهريه به صورت تصاعدي محاسبه ميشد. اما چندي بعد، زمزمههاي جديدي به گوش رسيد که از نپرداختن مبلغ مازاد بر حد متعارف مهريه خبر ميداد. بر اين اساس، اگر مهريه مطالبه شده، بيشتر از حد متعارف مهريه در سال ازدواج باشد، دادگاه زوج را از پرداخت مازاد اين مبلغ معاف ميکند.
نيره اخوان بيطرف، عضو فراكسيون زنان مجلس شوراي اسلامي، چندي پيش در گفتوگو با ايلنا در اين باره گفته بود: «تقسيم مهريه به دو بخش متعارف و نامتعارف به معناي آن نيست كه دختر و پسري كه قصد ازدواج دارند، بايد حتما مهريهاي به اندازه متعارف تعيين كنند. بلكه طرفين ازدواج، اين آزادي را دارند كه به هر ميزاني كه تمايل دارند، مهريه تعيين كنند؛ اما در صورتي كه قرار باشد، زن مهريه خود را از مرد طلب كند و در صورتي كه به دادگاه ثابت شود كه مرد توانايي پرداخت مهريه را ندارد، فقط بايد به ميزان مهريه متعارف به همسر خود پرداخت كند و به خاطر پرداخت نكردن بقيه مهريه، مرد به زندان نميرود.»
اين نماينده مجلس شوراي اسلامي معتقد است: «وقتي مهريه اين همه مشكل جدي در جامعه ايجاد ميكند، دولت وظيفه دارد كه وارد عمل شود. زن نبايد گمان كند كه مهريه يك تضمين براي زندگي زناشويي است. او بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه مهريه «صداق» است، يعني نشانه صداقت مرد به اوست و اگر مهريه از جايگاه اصلي خود خارج شود، ديگر مبنايي براي صداقت و دوست داشتن نيست و نوعي كلاه گذاشتن سر طرف مقابل است. وقتي مهريه تبديل به مستمسكي براي به زندان افتادن جوانان ميشود، وقتي مهريههاي بالا بسياري از جوانان را از كار بيكار كرده و آبرو و حيثيت آنان را از بين ميبرد و مبنايي براي استحكام زندگي نيست، حاكميت اجازه دارد كه براي حل مشكل، ورود كند و اين معضل اجتماعي را رفع كند.»
آرزو رستمزاد
codex24x
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 12:26 توسط
|