واقعاً اصطلاح «شما که لالايي بلدي چرا خوابت نمي‌بره!» برازنده بسياري از ماست. خوب بلديم هزار تا هزار تا راه جلوي پاي فرزندانمان بگذاريم تا به او نشان دهيم که خيلي کارها آن چنان سخت نيستند که او تصور مي‌کند، اما خودمان در عمل ‌اندر خم يک کوچه مي‌مانيم. مثلاً درخواست کردن از بقيه افراد که کاري ندارد، فوت کوزه‌گري اش يک کلمه «لطفاً» است و تمام. اما نمي‌دانيم چه اتفاقي مي‌افتد که وقتي نوبت درخواست کردن خودمان مي‌شود، نمي‌توانيم اين کار را درست و حسابي انجام دهيم. از همسرمان درخواست‌هايي ساده و پيش پا افتاده داريم؛ درخواست‌هايي روزمره و حتي تکراري که بعد از گذشت چند سال هنوز ياد نگرفته‌ايم آنها را چه طور بيان کنيم که همسرمان به اين درخواست‌ها جواب مثبت دهد.

رابطه بين همسران با روابط ديگري که در زندگي وجود دارد، به کلي متفاوت است. شما هر چه قدر هم که در محل کارتان با ديگران روابط خوبي داشته باشيد، هر چه قدر با همسايه‌ها رابطه خوبي داشته باشيد، هر چه قدر دوستان صميمي و خوب زياد داشته باشيد، حتي هر چه قدر هم که رابطه‌تان با فاميل، از اقوام خودتان گرفته تا اقوام همسرتان خوب باشد، باز دليل نمي‌شود که بتوانيد رابطه خوبي با همسرتان داشته باشيد و مشکلي در اين رابطه نداشته باشيد. يکي از مواردي که در اين رابطه با روابط ديگر زمين تا آسمان تفاوت دارد، بيان درخواست‌هاي ما از همسرمان است. گاهي اوقات البته مشکل ما و درخواست‌هاي ما نه اجابت نشدن آنها، که دعواهاي بعد از آن است. اگر کمي دقت کنيد متوجه مي‌شويد که در مواقعي که اين درخواست‌ها عملي نمي‌شوند و يا به دعوا مي‌انجامند، به احتمال زياد يکي از موارد زير رعايت نشده است.

زمان‌شناسي

فکر مي‌کنيم همين الآن که به ذهنمان رسيده، بايد يادآوري کنيم. اگر نگوييم هم فراموش مي‌کنيم و هم اصلاً ارزشش را از دست مي‌دهد. براي همين هم سريع مي‌گوييم: «سطل زباله را بيرون ببر»، «ميري بيرون لطفاً ماست بخر» و... و اصلاً دقت نمي‌کنيم که ‌اي بابا، اين آقا همين الآن بلند شده بود که سطل زباله را پائين ببرد و اين گفتن بي‌جاي ما فقط احتمال انجام دادن آن کار را کم کرد. زماني که همسر شما مي‌خواهد کاري را انجام دهد و شما همان موقع از او درخواست انجام همان کار را مي‌کنيد، فقط باعث عصبانيت همسرتان مي‌شويد؛ چرا که اين تصور در او ايجاد مي‌شود که مي‌خواهيد او را کنترل کنيد و با گفتن بايد و نبايد براي او تعيين تکليف کنيد.

امر و نهي ممنوع

اصلاً قصد بدي نداريم، اما چه کار مي‌شود کرد، گاهي اوقات خسته‌ايم، کارها همين طور روي هم تلنبار شده، دست تنها هستيم و اين باعث مي‌شود که عوض اينکه بگوئيم: «لطفاً گلدان‌ها را آب بده.» مي‌گوئيم: «ميشه يک کم توي کارِ خونه هم کمک کني، گلدان‌ها را که مي‌تواني حداقل آب بدهي.» اين متوقع بودن و يا لحن دستوري، خيلي راحت مي‌تواند همسرمان را عصباني کند. البته گاهي اوقات هم اين کلمات را خيلي قشنگ انتخاب مي‌کنيم، اما چنان لحن بدي را به کار مي‌گيريم که کاملاً معنايي برعکس پيدا مي‌کند. شايد بد نباشد زماني که عصباني هستيم خواسته‌هايمان را به صورت کتبي و در قالب ياداشتي کوتاه به همسرمان منتقل کنيم، چرا که در اين روش کمتر عصبانيت ما مشخص مي‌شود!

مستقيم، اصل موضوع

براي خيلي از خانم ها گفتن درخواست شان کاري بسيار سخت و مي شود گفت غيرممکن است. براي اين موضوع هم دلايل متفاوتي وجود دارد؛ اينکه اگر کسي دوستشان دارد بايد خودش نيازهاي او را بفهمد و يا تجربه هاي تلخ گذشته در زمان بيان درخواست. البته اين وسط بين نوع گفتگوي خانم ها و آقايان نيز تفاوت هايي را دارند. و نتيجه آن مي شود که خانمي از همسرش درخواستي مي کند، خودش هم معتقد است که موضوع را به خوبي مطرح کرده، اما از آن طرف همسرش معتقد است که اصلاً درخواستي از او نشده است.مثلاً جمله ي «الآن چند هفته است که اصلاً جايي نرفته ايم.» را خانم به اين منظور به کار مي برد که از همسرش مي خواهد او را آخر هفته بيرون ببرد. اما چيزي که شنيده مي شود چيز ديگري است. در اين مواقع خيلي از آقايان مي شنوند: «تو اصلاً به فکر من نيستي، يک ذره فکر نمي کني که من هم دوست دارم بيرون بروم!» و در نتيجه اين احساس که همسرش تنها مي خواهد با او بيرون برود را نمي کند. جمله ي درست تر که مي توانست اثر بهتري هم داشته و البته انگيزه نيز ايجاد کند، اين بود: «مي شود جمعه با هم بيرون برويم.» براي نتيجه ي بهتر جملاتتان را به صورتي مستقيم و کوتاه بيان کنيد.

درخواست و نه سنجش توانايي

«مي توني يک وقتي بگذاريم تا با هم بريم خريد.» اين جمله ظاهراً مشکلي ندارد، اما اگر شما صبح جمعه اين جمله را به همسرتان بگوئيد، احتمالاً شب از راه مي رسد اما هنوز خريد نرفته ايد! اصلي ترين ايراد اين جمله اين است که شما از کلمه ي «مي تواني» استفاده کرده ايد. در مقابل جملاتي از اين دست، مثل: «مي توني ميوه بخري؟» يا «مي توني فردا شب مريم رو ببري دکتر؟» احتمالاً شما جواب مثبت مي شنويد و همسرتان مي گويد بله! اما در عمل همسرتان آن کار را انجام نمي دهد، مي دانيد چرا؟ زماني که شما از کلمه ي «مي تواني» استفاده مي کنيد از نظر همسرتان فقط داريد از توانايي هاي او سؤال مي کنيد و هنوز درخواستي مطرح نکرده ايد! نتيجه آن مي شود که همسرتان مي گويد: بله. چون آن توانايي را دارد، اما اين لزوماً به معني انجام آن کار نيست. براي آنکه در همسرتان انگيزه ي کافي براي پاسخ مثبت ايجاد کنيد، جملاتتان را به صورت سوالي و بدون کلمه ي «مي تواني» به کار ببريد.