دو یادداشت بر دو کتاب کودک
درباره کتاب« محاکمه آقا فیله» نوشته: سید نوید سید علی اکبر
قهر و آشتی با گربه خیالی
علی الله سلیمی
اگر یک روز دید دختر کوچولوی شما دارد با خودش بلند بلند حرف می زند، یا همین طوری بی هوا قاه قاه می خندد و شاید هم گریه می کند، اصلاً تعجب نکنید، چون ممکن است او در همان حال، با شخصیت های خیالی ساخته و پرداخته ذهنش درگیر باشد و اصلاً حواصش به اطراف نباشد.
مثل دخترک کوچولوی قصه های کتاب« محاکمه آقا فیله» که اصلاً حواصش به اطرافش نیست و مدام دارد با شخصیت های خیالی ساخته و پرداخته ذهنش حرف می زند، با هم دوست می شوند، قهر می کنند، به حیاط می روند، به سر یخچال می روند و پرتغال می دزدند و خلاصه برای خود عالمی دارند که باید همه قصه های کتاب را بخوانی تا بدانی ملیکا کوچولو چه کارها که با آن موجودات خیالی نمی کند.
هر یک از قصه های این کتاب ماجراهای جداگانه ای دارند و در زمان ها و مکان های جداکانه ای هم اتفاق می افتند. البته ملیکا کوچولو و گربه خیالی اش، دو شخصیت مشترک همه قصه های کتاب هستند، اما سایر شخصیت ها در هر یک از قصه ها تغییر می کنند و جا به جا می شود.
به عنوان مثال، در قصه« محاکمه ی آقا فیله» علاوه بر دو شخصیت ملیکا و گربه، آقا فیله هم حضور دارد که باعث سرگرمی شخصیت ملیکا و گربه خیالی اش شده است.«آقا فیله توی دفتر نقاشی داشت واسه ی خودش آواز«تولدت مبارک» را می خواند. از صدای نخراشیده اش، موهای گربه سیخ سیخ شد. آقا فیله حواسش نبود. ملیکا یک هو دمش را گرفت و داد زد:«پیشی جون! بدو پاکش کن! من سفت نگهش داشتم.»
این قصه قبل از هر چیزی، به جذابیت های تصورات کودکانه تاکید دارد که مخاطبان گروه سنی پایین تر به طور ناخودآگاه به سمت آن کشیده می شوند. منطق باور پذیری در این نوع قصه ها بر روی تصورات خیالی کودکان متمرکز است که نویسنده هم از آن سود جسته و توانسته قصه ای خلق کند که در آن، همه چیز بر پایه تصورات خیالی کودکان شکل گرفته است.
در قصه دیگری از این کتاب با عنوان«ماشین گربه باک نداره»، موضوع به مراتب امروزی تری دستمایه کار نویسنده قرار می گیرد؛ طرح و ماکتی از یک وسیله آشنا در جامعه ماشینی امروزی(خودرو) در ذهن و دنیای کودکانه شخصیت اصلی قصه(ملیکا) جان می گیرد و مطرح می شود.
البته این بار هم یکی از نقش آفرینان اصلی قصه، همان گربه است که با مداد قرمزش ماشین قرمزی را در دفترش نقاشی می کند و با آن به سراغ ملیکا می رود. آن دو با هم سوار آن ماشین خیالی می شوند و به خیابان می روند. نویسنده در این میان با هوشمندی، یکی از ضروریات مهم زندگی شهروندی را که همانا رعایت مسایل ترافیکی و موضوع حمل و نقل عمومی در شهر است مطرح می کند.«چراغ قرمز سر چهار راه نگه شان داشت. ملیکا سرش را از پنجره کرد بیرون و به چراغ قرمز گفت:« خیلی ممنون، دیگه از ترس داشت قلبم می افتاد کف پام.» و کله اش را از پنجره آورد تو و گفت:« پیشی جون، این خیابان جلویی، طرحه ها! نباید بری توش.» گربه خندید و گفت:«عیب نداره. من یه جوری می روم که آقا پلیس نفهمه.»
در این قصه، گربه نماد بازیگوشی و رعایت نکردن قوانین شهری است و در مقابل، ملیکا همواره سعی می کند این قوانین را رعایت کند. در قصه دیگری از این کتاب(گربه ی ملیکا نقشه دزدی می کشد) باز هم همین موضوع و این بار از زاویه دیگری مطرح می شود. البته این قصه طرح و ساختار محکمی نسبت به بقیه قصه های کتاب دارد. طنز روان و ظریفی در بافت این قصه تنیده شده که آن را برای کودکان دلچسب تر می کند.
در دو قصه بعدی کتاب؛ گربه به شازده ملیکا گل تقدیم می کند و عروسی گربه ی ملیکا با خانم مگس، هم به مفهوم بازی های دوران کودکی از زاویه تازه ای نگریسته شده و همان لحن طنز در این قصه ها هم نمود پر رنگ تری دارد.
نگاهی به کتاب
«موش کور در خانه جدید و 15 قصه دیگر برای دختر کوچولو ها»
نوشته: براون واتسون ترجمه:مژگان شیخی
بازیگوشی در ساعت خواب
علی الله سلیمی
تصور این که یک دخترک کوچولو با دیدن موش کوچکی در گوشه ای از خانه یا باغچه کنار حیاط چه عکس العملی از خود نشان می دهد، برای هر یک از ما دور از ذهن نیست. بچه های کوچک به ویژه دختر کوچولو ها معمولا علاقه زیادی به حیوانات کوچک خانگی دارند. آن ها در دنیای ذهنی خود با این حیوانان کوچک ارتباط برقرار می کنند و برای آن ها حرف می زنند. هر چند این نوع ارتباط ها هم معمولاً یک طرفه است و حیوانات کوچک معمولاً شنونده هستند و فقط در دنیای ذهنی کودکان به سئوال های آن ها پاسخ می دهند. نمونه این نوع ارتباط های خیال انگیز در دنیای کودکان را می توان در کتاب«موش کور در خانه جدید و 15 قصه دیگر برای دختر کوچولو ها» دید که شامل قصه های مختلف از زبان حیوانات گوناگون است. از گربه ریزه میزه ای بنام کوچولو در قصه«کوچولو کجاست؟» بگیر تا موجود دوست داشتنی بنام «پری کوچولو» در قصه«آرزوهای کفش قرمزی» که یک عروسک تزئینی است و همبازی بقیه شخصیت های قصه شده است. همگی آن ها موجودات خیال انگیزی هستند که در دنیاهای قصه جان گرفته اند و ماجراهای شیرینی را برای بچه ها رقم زده اند. در هر یک از قصه های این کتاب معمولاً چند شخصیت حیوانی حضور دارند که با رفتارها و گفتارهای خود ماجراهای بامزه ای را برای کودکان خلق می کنند. در قصه«چه قدر می خوابی آقا موشه؟» که ماجرای اصلی آن پیرامون خواب های پی در پی و طولانی یک موش قهوه ای تپل است، حیوانات دیگر با دیدن خواب های طولانی آقا موشه، درباره موضوع خواب با هم حرف می زنند، بالای سر آقا موشه می ایستند و مدام او را صدا می زنند و از او می خواهند که بیدار شود و کار مفیدی انجام دهد، اما آخر سر به این نتیجه می رسند که طبیعت زندگی آقا موشه در این خلاصه شده که پی در پی خواب های طولانی داشته باشد. بنابر این، او را رها می کنند و به دنبال کارهای مفید برای روزهای آینده خود می روند.(چون زمستان در راه است، به فکر تهیه آذوقه و سرپناه می افتند.) این قصه هر چند ظاهر ساده ای دارد، اما محتوای غنی و قابل درکی برای کودکان دارد:«...آقا گوزنه از راه رسید و با صدای کلفتش گفت:«این چه حرفی است که می زنید؟ چرا به دوروبرتان خوب نگاه نمی کنید و فکرتان را به کار نمی اندازید؟ برگ های زرد را ببینید که چطور تند و تند از شاخه ها پایین می افتند! هوا را ببینید که چه قدر سرد شده است! زمستان دارد می آید. شما عوض این که به فکر زمستان باشید، این جا نشسته اید و از آقا موشه ایراد می گیرید؟»خانم اردکه کواک کواکی کرد و گفت:«وای...زمستان! دریاچه ام یخ می زند!» آقاسنجابه گفت:«زمستان! باید بروم و دنبال غذا بگردم.» خانم خرگوشه اسم زمستان را که شنید، سردش شد. او دست هایش را به هم مالید و گفت:«بله...باید هم غذا پیدا کنیم و هم یک جای گرم!»
علاوه بر موجوداتی از دنیای حیوانات، بعضی از وسایل و اشیای اطراف کودکان هم در این قصه ها نقش آفرینی می کنند. مانند اسب های چوبی در قصه« سلام اسب چوبی» که به وسیله دو کودک بازیگوش به بازی گرفته می شوند و از تنهایی و انزوایی که از آن رنج می بردند نجات می یابند.تقزیباً همه قصه های این کتاب حجم کمی دارند و هز یک از آن ها را مخاطب کودک در یک نشست کوتاه مدت می تواند بخواند. کلمات و جمله های استفاده شده در قصه ها هم اغلب ساده و کوتاه است تا کودکان کم سن و سال هم به راحتی بتوانند آن ها را بخواند. مترجم هم سعی کرده از کلمات و جمله های آشنا برای کودکان استفاده کند که درک معنای آن ها برای کودکان دشوار نباشد. در مجموع، خواندن قصه های این کتاب برای مخاطبان خردسال به ویژه دختر کوچولو ها توصیه می شود.