نگاهی به کتاب«گزارش به خاک هویزه»(خاطرات سردار یونس شریفی)

 

گزارش مردمی به تاریخ جنگ

 

 

 

با گذشت سال ها از پایان جنگ تحمیلی رزیم بعثی عراق علیه نظام جمهوری اسلامی، هنوز هم شنیدن نام«هویزه»، مظلومیت این شهر و ساکنان آن در روزهای آغازین جنگ را در ذهن ها تداعی می کند؛ شهری که به خاطر مقاومت اهالی و فرزندان غیورش در مقابل دشمن متجاوز، اکنون به یکی از نمادهای مقاومت در استان خوزستان شهرت دارد.

این موضوع را اسناد و روایت های معتبری نشان می دهد که از آن روزهای حماسه و مقاومت بر جا مانده مانده اند و با گذشت زمان، برگ های دیگری از آن ها منتشر و بار دیگر حماسه و مقاومت اهالی شهر هویزه در روزهای ابتدای جنگ را سر زبان ها می اندازد.

تازه ترین مورد در این زمینه، چاپ و انتشار کتاب«گزارش به خاک هویزه» است که در ان، سردار یونس شریفی، از اهالی و رزمندگان شهر هویزه خاطرات خود از این شهر را در شش ماه اول جنگ تحمیلی روایت می کند. مصاحبه با سردار شریفی و تدوین این خاطرات را سید قاسم یا حسینی، نویسنده و پژوهشگر حوزه ادبیات پایداری انجام داده که حاصل کار، پانصدو هشتادمین محصول دفتر و هنر مقاومت محسوب می شود و در بخش خاطرات جنگ ایران و عراق، این اثر، یکصدوهشتاد و چهارمین کتابی است که تا زمان انتشار آن(نیمه اول سال 1388) منتشر می شود.

گزارش به خاک هویزه، از مجموعه کتاب های دشت آزادگان است که علاوه بر این اثر، از این مجموعه تاکنون کتاب های«پنهان زیر باران» و «سهام خیام» منتشر شده و«بوی خاک سوسنگرد»،«مقاومت در سوسنگرد»و کتاب خاطرات ناصر ربیعی در دست چاپ هستند که این کتاب ها به بیان خاطرات دفاع بی سلاح مردم این منطقه پرداخته اند.

سید قاسم یا حسینی درباره چرایی آغاز نگارش مجموعه دشت آزادگان و کتاب گزارش به خاک هویزه گفته است: پس از بازدید از منطقه دشت آزادگان در سال 1382، طرح این مجموعه در اختیار مرتضی سرهنگی (مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و مسئول دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری) قرار گرفت. بر این اساس کتاب گزارش به خاک هویزه با خاطرات یونس شریفی- یکی از رزمندگان عرب و معروف دشت آزادگان- از شش ماه نخست جنگ، تدوین شد.

در صفحه های این کتاب سایه بلند مردانی را می بینی که همه دشت آزادگان را مثل کف دست شان بلدند. حسن بوعذار یا حسن قطب نما یکی از صد ها مردی است که دشت ها و جاده های جنوب صدای نفس های او را به یادگار در دل خود نگه خواهند داشت.

خاطرات سردار شریفی در هجده فصل تدوین شده است. او در بخشی از کتاب درباره محدوده زمانی وقوع حوادثی که در این کتاب آمده اند.(شش ماه نخست جنگ) می گوید:« برای من شش ماه سال نخست جنگ هشت ساله ایران و عراق به چهار مرحله تقسیم می شود. مرحله اول از روز 31 شهریور ماه سال 1359 تا مجروح شدن حامد جرفی است. مرحله دوم از ورود برادر شهید اضغر گندمکار تا 25 آبان ماه و شهادت ایشان در ماجرای مقاومت سوسنگرد. مرحله سوم 45 روزی که با سید حسین علم الهدی بودم  که روز شانزدهم دی ماه به پایان رسید و مرحله چهارم جنگ برای من از روز اول بهمن ماه و حضور در سپاه حمیدیه آغاز شد.»

                                                                           (ص 245)

در فصل های آغازین کتاب به دوران کودکی و نوجوانی و سپس جوانی سردار یونس شریفی پرداخته شده و در بخش هایی از آن به ماجراهای تلخ جریان خلق عرب اشاره می شود که درگیری های ناخوشایندی را در میان عده ای از ساکنان عرب زبان استان خوزستان به ویژه در هویزه و سوسنگرد رقم زده است.

در اوایل فصل ششم کتاب، نشانه هایی از شروع رسمی جنگ در اطراف شهر هویزه دیده می شود که به مرور این نشانه ها پر رنگتر می شود و به لحاظ قرار گرفتن این شهر در منطقه مرزی بین ایران وعراق، آتش جنگ خیلی زود در در این نقطه شعله ور می شود که حوادث بعدی پیامد این رویداد تلخ است. البته دشمن هدف ها و نقشه های به مراتب بزرگ و وسیع تری در سر داشته که اشغال و عبور از شهر هویزه تنها بخشی از آن بوده است.« مسیر اولیه دشمن و فلش حرکتشان به سمت هویزه نبود. مسیر احتمالی حرکت ارتش عراق از مرز طلائیه و جفیر و از آن جا طرف شهر اهواز بود. هویزه در حاشیه بود. دشمن می خواست هر طور شده در همان یکی، دو روز نخست درگیری خود را به شهر مهم اهواز برساند و آن جا را به اشغال خود در آورد. اگر عراقی ها می توانستند اهواز را اشغال کنند کار خوزستان تملم شده بود.» (ص61)

با این حال، ارتش عراق نیمه شب ششم مهر ماه وارد شهر هویزه می شود و شهر را اشغال می کند. این در حالی است که هنوز بسیاری از ساکنان شهر در آن اقامت دارند. هسته های مقاومت مردمی در شهر شکل می گیرد و به این وسیله حماسه و مقاومت اهالی و رزمندگان هویزه وارد مرحله جدیدی می شود.

راوی خاطرات(سردار یونس شریفی) در ادامه به جزئیات این مقاومت های مردمی می پردازد که در بخش های مختلف به تشریح درباره آن ها توضیح داده است. سرانجام در خلال عملیات بیت المقدس در اردیبهشت 1361 هویزه پس از حدود یک سال و چند ماه از چنگ دشمن آزاد می شود. از بخش های مهم  و تاثیر گذار کتاب گزارش هب خاک هویزه، توصیف رشادت ها و نحوه شهادت شهید حسین علم الهدی است که مظلومانه به شهادت رسیده است:« خاک را که کاملاً پس زدم دیدم بر خلاف اجساد دیگر که استخوان های جسدشان سالم است، جمجمه حسین خرد شده است. تمام استخوان های بدنش خرد و متلاشی شده بود. وقتی این صحنه را دیدم ناخودآگاه یاد صحنه کربلا افتادم و اسب هایی که اجساد مطهر شهدای کربلا را زیر پا له کرده بودند. با کمال تعجب دیدم که آرپی جی حسین زیر بدنش قرار دارد. آرپی جی له شده بود. همان جا فهمیدم اخباری که درباره رفتار عراقی ها با اجساد شهدای هویزه می گفتند شایعه نیست بلکه حقیقت دارد. معلوم شد تانک های دشمن با شنی خود روی جسد شهید علم الهدی رفته اند و استخوان های بدنش را خرد کرده اند.» (ص 291 و 292)

بخش پایانی کتاب، عکس ها و اسنادی از وقایع و رویدادهای مربوط به موضوع کتاب است. کتاب گرارش به خاک هویزه را اتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر کرده است.

 

نویسنده: علی الله سلیمی