جهيزيه هاي تجمّلي؛ بازدارنده پيوند جوانان
جهاز ـ دارايي و مالي است که عروس پس از پيوند، به خانه و زندگي مشترک ميبرد؛ که ميتواند وسائل، پول، جنس و يا سند زمين باشد. در بيشتر جامعهها، جهيزيه، اسباب و لوازم خانه است؛ مانند ايران: که شامل وسائل مورد نياز براي يک زندگيِ دو يا سه نفره است.
جهيزيه، به خودي خود، سنگ پيش پاي جوانان براي پيوند زناشويي نمينهد؛ بلکه در فرهنگ مردم، جهاز زياد و کامل، احترام بيشتري براي عروس به همراه دارد و همين مورد، چشم و همچشمي به وجود آورده و خانوادهها را در فشار گازانبري قرار ميدهد.
خريد جهيزيه و فراهمآوردن لوازم بايسته يک زندگي با توجه به فرهنگ چيره بر جامعه؛ و همچنين قيمتهاي سرسامآور برخي از کالاها، دغدغه و مشکل بسياري از خانوادههاست.
بسياري از خانوادهها براي تهيه جهيزيهاي آبرومند، زيربار وامهاي سنگين ميروند و ناچار ميشوند، پس از فرستادن دخترشان به زندگي نو، تا سالها، بدهيهاي مربوط به خريد وسايل و لوازم جهيزيهاي را پرداخت کنند.
آيينهاي آنسو
آيين جهيزيه تا ژرفاي جامعه هند، رخنه کرده است و آن را آزار ميدهد. به قوانين بازدارنده نيز پشت کرده و بياعتناست.
به سبب آيين جهيزيه که در هند وجود دارد، انداختن (سقط) جنين پسر ارزانتر است. هر چند پرداخت جهيزيه، غيرقانوني است، اما اين يک رسم پذيرفتهشده در هند بوده است و سبباندوه فراواني در ميان خانوادههاي ميانه(متوسط) و نيز خانوادههاي دهکهاي پايين هند است؛ زيرا آنها پول بسندهاي براي جهيزيه ندارند که يک داماد مناسب براي دختر خود بيابند. هنوز هم بسياري از ازدواجها در هند، از سوي پدرومادرها برنامهريزي و اجرا ميشود. زني که نتواند جهيزيه خوبي داشته باشد، با خواري به خانه شوهر ميرود. او ممکن است در خانه همسر خود دچار نگراني هميشگي شود، زير شکنجه قرار گيرد و يا حتي کشته شود؛ آنهم فقط به گناه جهيزيهاي که همراه خود نياورده يا كم آورده است!
مهندس بهروز سيناپور، کارشناس اجتماعي ميگويد: «بنا بر برآورد سال 1995 ميلادي، نزديک به 6000 قتل و خودکشي در هر سال، براي مشکلات جهيزيه در هند به وجود آمده است. اما کارشناسان ميگويند، شمار حقيقيِ کشتهشدگان بسيار بيش از آمار دولتي است.»
او ميافزايد: «کارشناسان ميگويند آيين نادرست جهيزيه، نقش دختران هند را به عنوان کالا تثبيت ميکند، چرا که هر دختري، هرچه بيشتر جهيزيه بپردازد، اقبال بيشتري خواهد داشت.»
مشکل تهيه جهيزيه و انداختن جنين دختر از ترس ناتواني در تأمين جهيزيه مناسب، سبب کاهش آمار دختران در هند شده است. شمار دختران هندي در سرشماريِ سال 2001ميلادي، نسبت به سرشماري سال 1991ميلادي كاهش داشته است. اين تفاوت جنسيتي، ميتواند سبب افزايش خشونت نسبت به زنان شود. از سويي، مردان نيز در يافتن همسر مناسب، دچار مشکل ميشوند. برخي پيشبيني ميکنند، شرايط به سويي ميرود که در آينده، مردان بايد جهيزيه تهيه كنند.
مشكل خانوادهها
تهيه جهيزيه يکي از بنياديترين مشکلات خانوادههاي ايراني به هنگام ازدواج دختر است. پدر و مادرهايي که پس از پذيرش داماد، دخترشان را براي زندگي مشترک آماده کردهاند، پس از دوره نامزدي يا پيوند زناشويي، به تکاپو ميافتند که جهيزيه تهيه کنند؛ اما خريد همين جهيزيه ـکه بايد به هدف آغاز زندگي نو دو جوان باشدـ سد زندگي جوانان شده است.
جوانان با چشمداشتهاي بيجا و درخواست وسائل غيرضروري، خانوادهها را زير فشار ميگذارند و از سوي ديگر، خانوادهها نيز با چشموهمچشمي، بر درخواستهاي بيمورد جوانان دامن ميزنند.
دکتر کيومرث شهري، استاد دانشگاه در باره جهيزيه، ميگويد: «فرهنگ جهيزيه در ايران و بسياري از کشورها وجود دارد. در گذشتههاي دور نيز دادن اسباب و ابزار زندگي به زنوشوهرهاي جوان وجود داشته است».
دكتر شهري در آسيبشناسي جهيزيه بر اين باور است که بايد به چگونگي تهيه، ملاکها و فايدههاي جهيزيه پرداخت؛ او ميافزايد: «در سود جهيزيه بايد گفت که به زنوشوهر جوان کمک ميشود که با يک آسايش نسبي، زندگي خويش را آغاز کنند و بکوشند، کمکم روي پاي خود بايستند.»
بسيار پيش ميآيد که تهيه جهيزيه به اختلاف خانوادگي تبديل ميشود؛ که برآمده از نبود الگوي خريد جهيزيه است. به سخن ديگر، موردهاي جهيزيه روشن نيست و هر خانواده براي خود الگويي جداگانه دارد.
او ميگويد: «ملاک بايد تهيه وسائل غيراشرافي و بسيار ضروري باشد. مانند تهيه وسائلي چون يخچال؛ که بدون آن نميتوان زندگي آسودهاي داشت.»
ناتواني مالي
امروز نداشتن تواناييِ مالي پدر عروس براي تهيه جهيزيه، مشکل بسياري از خانوادههاي ايراني است. اين فرهنگ نادرست وجود دارد که تهيه همه وسائل زندگي، به دوش پدر عروس است؛ که چشمداشتهاي بيجا و خودخواهيها به اين مشکل دامن ميزند و در صورت ناتواني پدر، به کوچکشدن وي در ميان فاميل ميانجامد؛ و گاه زمينهساز مشکلات پس از آن در زندگي خانوادگي ميشود.
در حالي که مسئوليت تهيه جهيزيه در بعضي نقاط ايران مانند ايلات قشقايي، برعهده داماد است. اگر همه جاي کشور، هر دو خانواده درپي تهيه جهيزيه برآيند، مشکل تهيه «جهيزيه کمکي» ـکه از سوي نهادهاي مردمي انجام ميشود و گاه آشکارشدن آن، سبب بروز آسيب ميشود - از ميان ميرود.
ديدگاه کيومرث شهري در اين باره، چنين است: «خريد جهيزيه در بسياري از نقاط کشور به دوش خانواده دختر است و اين فرهنگ، مشکلات بسياري را پديد آورده است.
در حالي که اگر خانواده دختر، تواناييِ تامين همه وسائل يك زندگي جديد را ندارد، خانواده داماد بايد گام پيش بگذارد و به زندگي مشترك فرزندش کمک کند.»
او ميافزايد: «در گذشته، مهريه برابر با جهيزيه بود؛ يعني اگر مهريه عروس، 10هزار تومان بود، او به همان ميزان با خود وسائل به خانه نو ميآورد؛ ولي اکنون اينگونه نيست.»
او ميافزايد: «جوانان ميتوانند در بارهِ لوازم ضروري زندگي مشترك مثل گاز، يخچال و غيره، زياد سختگيري نکنند و با سادهترين مدلها زندگي را آغاز کنند. اما مشکل اين است که جوانان ميخواهند از همان آغاز، بهترينها را داشته باشند؛ و از آنجايي که الگويي درست در خريد جهيزيه ندارند، خواستار وسائل گرانبها ميشوند و خانوادهشان را به دردسر مياندازند.»
اين کارشناس بر اين باور است که خردمندانه آن است که خانوادهها بر پايهِ توان مالي خود براي تهيه وسائل ضروري يک زندگي مشترک اقدام كنند و زير فشار ديگران و خريد وسائل غيرضروري نروند و خود را بدهکار نکنند.
او به خانوادهها سفارش ميکند که براي جوانان روشن کنند که آغاز يک زندگي نو با کمترين امکانات نيز شدني است و نبايد از از همان آغاز، چشمداشت يک زندگي مرفه را داشته باشند.
مشکلات ديگر
مشکل ازدواج، فقط جهيزيه نيست. خريد حلقه ازدواج، اجاره تالار عروسي، ماشين عروس و تزئين آن، هزينه آرايشگاه، هزينه عکاسي و فيلمبرداري، خريد عروسي، سفره عقد، لباس عروس و غيره در شمار هزينههاي کمرشکني است که براي آغاز يک زندگي مشترک بايد فراهم شود؛ که در بسياري از موارد، بسيار سخت و يا شايد امکانناپذير است.
مينا فيروز آباد، روانکاو در اين باره ميگويد: «جهيزيه و تهيه وسايل غيرضرور را ميتوان از مهمترين موانع ازدواج جوانان نام برد. البته مهريههاي سنگين، هزينههاي بالاي عروسي، تشريفات، وضع اشتغال، مسکن و نبود فرهنگ ازدواج نيز از سدهاي مهم کاهش رغبت جوانان به ازدواج است».
او با اشاره به اين که از نرخ رشد خشنودکننده ازدواج، بسيار دوريم، ميافزايد: «بايد ميزان ازدواج بيش از اينها باشد. در يک روند دهساله (سالهاي 86 تا 95)، بايد نزديک به 10ميليون و 980 هزار مورد ازدواج در کشور انجام ميشد؛ يعني به گونه ميانگين يک ميليون و 98 هزار مورد ازدواج در سال؛ ولي در سال گذشته، 880 هزار مورد ازدواج انجام گرفته است که 218 هزار مورد کمتر از برآوردهاست.»
اين روانکاو ميافزايد: «يکي از سدهاي ازدواج تشريفات و تجملات زياد در فرهنگ و زندگي امروز جامعه ماست. جوانان بيش از فرهنگ غربي، پيرو رفتار پدر و مادر خود هستند.»
اکنون نزديک به 12 تا 13 ميليون جوان در کشور در آستانه ازدواج قرار دارند. اين آمار کمي نيست و نميتوان بيتفاوت از کنار آن گذشت. بيشتر اين جوانان از خانوادههاي ميانه(متوسط) هستند که توان تامين هزينههاي ازدواج را ندارند. بنابراين چنانچه مسئولان براي تامين هزينههاي ازدواج آنان چارهاي نينديشند، مشکلات زيادي گريبانگير جامعه خواهد شد.(که البته اکنون شده است!)
کارشناسان بر اين باورند که نبود شرايط لازم براي تشکيل زندگي، سبب ميشود آمار بيماري و ناهنجاريهاي رفتاري در جامعه افزايش يابد.
ولي بررسيها نشان ميدهد که يک ازدواج معمولي در تهران، دستکم 30ميليون تومان هزينه دارد؛ که تاثير زيادي بر افزايش سن ازدواج در بين جوانان ساكن پايتخت داشته است.
همچنين افزايش بيرويه هزينههاي زندگي، يکي از بنياديترين عوامل کاهش تمايل جوانان در آستانه ازدواج به شمار ميرود.
خرم فرهادفر، کارشناس اجتماعي نيز براين باور است که به سبب سختيِ زندگي و گرانشدن وسايل ضروري، بسياري از خانوادهها از تامين جهيزيه دختران ناتوانند يا در صورت تهيه جهيزيه، دچار استرس و افسردگي برآمده از بدهکاري ميشوند که سلامت رواني آنها را برهم ميريزد.
اين کارشناس اجتماعي ميافزايد: «مشکل ازدواج، فقط جهيزيه نيست؛ مردان مجرد بيش از دختران جوان، نگران تامين هزينههاي ازدواج هستند و ترس آنان از هزينههاي سنگين، سدي در مقابل شکلگيري يک زندگي مشترک است؛ و چون در ايران، مردها بايد براي زندگي مشترک پيشقدم شوند، عاملهايي مانند افزايش بيکاري و يا نداشتن درآمد بسنده، سبب ميشود که مردان جوان، تمايل کمتري براي ايجاد زندگي مشترک داشته باشند.»
فرهادفر، با اشاره به افزايش هزينههاي ازدواج و گرايش به تشريفات، ادامه ميدهد: «چشم و همچشميها در برگزاري مراسم، خريد زيورآلات، تزئين سفره عقد، تعيين مهريه سنگين، خريد لباسهاي گرانبها و فيلمبرداري و عکاسي و... يا حتي پذيراييهاي گران قيمت از ميهمانان، سبب شده که هزينههاي ازدواج سر به فلک بکشد.»
به باور اين کارشناس، فشار بر خانواده عروس از سوي دختر براي تهيه جهيزيه آنچناني و نيز سنگين بودن هزينه تامين مسکن، سبب کاهش هرچه بيشتر آمار ازدواج و بالارفتن آسيبهاي رفتاري و اجتماعي در جامعه شده است. او همچنين معتقد است که بررسيها نشان ميدهد که تشريفات عروسي و هزينههاي سربار آن، سبب کاهش 70 درصدي گرايش به ازدواج در ميان جوانان ايراني شده است.
به گفته دکتر فرهادفر، فقط 10 درصد جوانان از روي چشمو همچشمي، حاضر به برگزاريِ ازدواج بدون هزينههاي تشريفاتي هستند؛ و 90 درصد از جوانان نيز روي آيين عروسي پافشاري ميکنند و آن را ضروري ميدانند.
مينا فيروزآباد نيز بر اين باور است که مشکلات اقتصادي جامعه، هزينههاي زياد آيين ازدواج، گرفتن وام و نظاير آن سبب ميشود تا زندگي نوجوانان با تنش فکري، رفتاري، نگراني و بدهي آغاز شود؛ که نه تنها خوب نيست، بلكه نگرانكننده است.
*****
سدهاي ازدواج امروز جوانان، بيشتر فرهنگي است. در اين سالها، سن جوانان بالاترين سن جمعيتي است كه بايد براي پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي، در راستاي پيوند جوانان کشور، فرهنگسازي شود.
براي تحقق پيوند بهنگام جوانان، بايد زمينه فرهنگي فراهم آيد تا ازدواج آسان شود. همه خانوادهها بايد به جمع و جور و ارزانتر برگزارکردن آيين ازدواج کمک کنند و براي هم سخت نگيرند. همچنين در كنار كارهاي فرهنگي جدي، زمينهسازي در اعطاي وام كمبهره با اقساط طولاني مدت ازدواج انجام گيرد.
اگر فرهنگ و الگوسازي درست و آموزههاي لازم مهارت زندگيِ پيش و پس از ازدواج داده نشود، افزون بر آسيب مجرد ماندن، بخشي از جوانان با آسيب اجتماعي و خطرناكتر ديگري به نام جدايي(طلاق) روبه رو خواهند بود. در 10سال گذشته، بايد سالي يك ميليون و 98 هزار نفر از جوانان ازدواج ميکردند، ولي کشور با چنين رخدادي مواجه نبود و هنوز 880 هزار نفر از جوانان ازدواج نكردهاند.
علي درويشي

راهي نو در مسير ازدواج
آرزوي هر پدرو مادري است که براي دخترشان بهترين وسايل زندگي را فراهم كنند و تا جايي که در توان دارند، براي او سنگ تمام بگذارند.
شايد سر زدن به تالار جهيزيه جشنواره زوج خوشبخت ايراني براي بسياري از خانوادهها اين فرصت را فراهم ميكرد تا با اجناس مختلف و با قيمتهاي مناسب آشنا شوند.
تخفيف 40درصدي
برخي از کالاها جزو کالاهاي ضروري زندگي محسوب ميشوند و هر زندگي نوپايي - هر چيزي که نداشته باشد - بايد آن کالاها را داشته باشد، مانند يخچال و گاز و...
خوبي تالار جهيزيه اين بود كه همه جور جنسي در آن يافت ميشد؛ البته نه جنسهاي خيلي لوکس که فقط عده کمي توانايي خريد آنها را دارند، بلکه اجناسي که عده بيشتري از جامعه، توانايي خريد آنها را دارند.البته همين اجناس هم نسبت به قيمتهاي بيرون از نمايشگاه، تخفيفهاي زيادي داشتند.
نکته جالب در نمايشگاه اين بود كه 25درصد قيمت کل کالا به صورت نقدي پرداخت ميشد و مانده ديگر را مشتري هنگام تحويل ميپرداخت. در ضمن هزينهاي هم براي حمل و نقل کالا دريافت نميشد.
البته برخي از غرفهها، افزون بر 20 تا 40 درصدي تخفيف نسبت به قيمت بازار 10درصد هم براي نمايشگاه تخفيف قائل شده بودند که با توجه به کيفيت و نوع کالا براي خانوادهها بسيار به صرفه بود.
ماه عسل
يک شب اقامت رايگان، تخفيف 50 تا 60 درصد در بهاي هتلها و...از امکاناتي بود که براي ماه عسل همسران جوان در جشنواره زوج خوشبخت ايراني مهيا شده بود. البته اين امکان فقط براي جوانان در آستانه ازدواج نبود، بلکه همه جواناني که چند سال از پيوندشان گذشته نيز ميتوانستند از اين امکانات استفاده کنند.
بازار داغ تخفيف
هر چند، همسران جوان که آيين ازدواج و پيوندشان نزديک بود، بيرون از نمايشگاه براي هر بخش از خريدها و هزينههاي مربوطه، حسابي چانه ميزدند، اما قيمتهاي نمايشگاه، خيال خيليها را راحت کرده بود.
آتليهها و شرکتهاي خدماتي که تشريفات ازدواج را انجام ميدهند، همگي در قيمتهاي خود تخفيفهاي قابل توجهي قائل شده بودند.
براي نمونه، بها کالاها و خدمات آتليههاي بيرون نمايشگاه از 400هزار تومان تا چند ميليون تومان است، ولي در درون نمايشگاه از 150 هزار تا 350 هزار تومان بود. در حالي که بيشتر خدماتي را که آتليههاي بيرون ارائه ميکنند، شرکتهاي داخل نمايشگاه نيز انجام ميدادند.
خدمات ويژه!
افزون بر خدماتي که هر عروسودامادي در آستانه ازدواج به آن نياز دارد، «نمايشگاه زوج خوشبخت ايراني» خدماتي را به صورت ابتکاري ارائه کرده بود. در يکي از غرفهها، برنامه ويژهاي براي آتشبازي در شب عروسي ارائه شده بود که از 150هزار تومان به بالا هزينه داشت. غرفه ديگري هم خدمات طراحي دکوراسيون و چيدمان جهيزيه را ارائه ميکرد. البته افزون بر طراحي، مشاوره و راهنمايي، کارشناس رايگان نيز معرفي ميشد.
سايت: گروه خبر سيمرغ

codex24x
page05
codex24x
page05